تاريخ عرب و فارس بدون تاريخ


من نميدونم ايران كجا تاريخ داره تاريخ مال عربها هستش و اسلام زمانی که عرب یک زن را به عنوان ملکه برمی گزید(بلقیس ملکه سبا) عجم هنوز بز می چراند.ونیزدر دورانی که به عنوان دوران شرک وبت پرستی در شبه جزیره عرب مطرح می شود–دوتا از بت های سه گانه عرب زن بوده اند لات وعزی که این حاکی از مقام و منزلت بالای زن نزد عرب است وزنده به گور کردن دختران همه اش حرف بی خوداست چرا که اگر عرب این کار را انجام می داد مسلما نسلش منقرض می شد.البته عده ی محدودی از عرب به علت تعصب بیش از حد این کار را در برهه ی زمانی خاصی انجام می دادنداما فراموش نکنید در ان دوران نیز زنان زیادی دارای جایگاه خاصی بوده اندمانند خنسا که یک زن شاعربود وحضرت خدیجه که یک زن تاجر بزرگ ونیز هند که الله او را لعنت کند اما او به عنوان سر کرده مشرکان اقدام به جمع اوری سپاه کرده بودودر نقش یک انتقام گیرنده ظاهر شده بود که این حاکی از مقبولیت ومقام بالای زن نزد عرب است……اما اگر شما بروید در رابطه با نگاه عجم به زن مطا لعه کنید می فهمید این عجم بود که دختران را زنده به گور می کردند انها قبل از اسلام زنان خود را با هم عوض می کردند وبا مادران خود ازدواج می کردنداما عرب به زن با دید ناموس وشرف نگاه می کرد………..ونیز عرب هزار سال قبل از ظهور اسلام دارای تمدن بود مملکت سبا مملکت معین و…که در عصر خود بسیار پیشرفته بودند. گنجينه هاي ايراني جعلي
زنده باد عرب

دربارهٔ bad0o0

bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0bad0o0
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

565 پاسخ برای تاريخ عرب و فارس بدون تاريخ

  1. عرب كش( سوسمار كش) :گفت

    درود سوسمار خور. تو اگه ناموس داشتي و ايراني بودي نميگفتي خليج عرب…. پس معلوم ميشه كه عربي. من دوست عزيز تو ي سوسمار خور نيستم. خليج پارس مال ما بوده و هست. احتياجي نيست با تو بحث كنم…. زمانيكه تو و اجدادت داشتين تو بيابوناي عربستان ميچريدين ما بزرگترين و متمدن ترين كشور دنيا بوديم و بهترين دانشو داشتيم. اگه 1 كم عقل داشتيو تاريخ ايرانو ميخوندي نميگفتي ايران تاريخ نداشته. البته فكر نكنم سواد داشته باشي. بدرود عرب جاهل.مدير كسكش فارس خر نظر ميدي كوني برو دختران در دبي هستن

  2. arya :گفت

    ننه عرب جماعت گاییدم

  3. مهدی :گفت

    پسر خوب اگه تو سواد داشتی یا عقل داشتی میدونستی که عرب اصلا تاریخ وگذشته ای نداره که بخوای در موردش حرف بزنی پس حرفی نزن چون آبروی که ندارید اونم میره

  4. Ali :گفت

    فارس یا پارس یعنی سگ

    پارسیان یعنی سگان

    پارسیانه حرف زدن یعنی احمقانه حرف زدن

    چند نمونه از پارسیانه حرف زدن ها

    1) محمد پیامبر اسلام، فارس بود چون قریش معرب کورش است

    2) باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در اصل اهل بوشهر میباشد بخاطر اینکه اوباما یعنی آب با ما

    3) رفت و آمد ایرانی ها به کرۀ ماه با قالیچه های پرنده در زمان کورش

    4) سلمان پارسی 350 سال عمر کرد

    5) حضرت علی آریائی بود اما حضرت عمر آریائی نبود

    6) افغانستان مال ایرانی هاست بخاطر این که در زمان سلسلۀ غزنویان افغانی ها نزدیک به صد سال بر ایرانی ها حکومت کرده اند.

    7) نابودی کتابخانۀ سارویۀ اصفهان با لیزر توسط اعراب در 1400 سال پیش!!!

    8) شعرهای ابونواس از زبان فارسی تاثیر گرفته است!!!

    9) اصلاٌ در زمان ابونواس، خط و زبان فارسی وجود نداشت.

    10) نیشاپور یا همان ابرشهر پایتخت مدرن ساسانیان با ساختمان های بسیار عظیم سنگی بود که در جهان همتا نداشت و اگر امروز خشتی از آن همه ساختمان های عظیم سنگی پیدا نیست، مقصر عرب ها هستند که با لیرز همۀ آنها را پودر کرده و از بین بردند!!!

    11) در زمان کورش همۀ فارس ها بسیار زیبا بودند و هاله ای از نور اطرافشان را گرفته بود و امروز که شبیه کیر بعد از جلق هستند، مقصر اعراب، ترک ها و یونانی ها میباشند!!!!

    12) عراق مال فارس هاست چون عراق از ریشۀ اراک است

    13) آب راهی از آتن به پاسارگاد جریان داشته است که هخامنشیان با نوعی هاورکرافت آبی خاکی در آن رودخانه سرویس نقل و انتقال سریع داشته اند.

    14) اولین زمینی را که خداوند آفرید، کرمان و بندر عباس ویچ هست یعنی هستۀ مرکزی فارس های آریائی هائی نژاد زیبا رو که هاله ای از نور به شعاع ده متر اطرافشان را گرفته است ( ماه در بیاد که چی بشه )

    15) روش پی دو پوشه، هنر هخامنشیان است.
    این ادعا زمانی است که کورش و نیزه دارانش موقع اشغال بابل که با ابزارهای فنی و عقلی یهودیان صورت گرفت، هنوز دوران نیمه چادر نشینی خود را میگذراندند و هنوز به مرحلۀ روستا نشینی هم نرسیده بودند چه بماند که شهر نشینی. در واقع کورش و نیزه دارانش از چادر در امده و وارد شهری شدند که بابل نام داشت و بعد از به خاک و خون کشیدن مردم، در انجا تاجگذاری کرد.

    16) تاریخ 2500 سالۀ شاهنشاهی فارس در ایران!!! کسانیکه به تاریخ ایران آشنائی دارند، میدانند که در 1100 سال گذشته، تمام پادشاهان ایران ترک بودند. قبل از ان هم سیصد سال تمام در دست عرب ها بود. داریوش هم یک یهودی بود بخاطر اینکه نه تنها داریوش بارها تکرار کرده که به پارس ها حکومت می کند بلکه ایمان او به قدرت یهوه خدای معابد اورشلم است که یهودی بودن او را مسلم می کند. در تاریخ ایران تنها چیزی که از آن خبری نیست، قوم من درآوردی فارس است. حالا اگر یک عده تاریخ و هویت ندارند و با کیر دیگران برای خودشان داماد میشوند، مسلۀ جداست.

    17) پاسار گاد پایتخت کورش و کمبوجیه بود!!! پای منبری خوان های پای منقلی داخلی که ادعا می کنند پاسارگاد 546 سال قبل از میلاد یعنی پیش از حملۀ کورش به بابل بنا شده پس ما اگر پیشینۀ هخامنشیان را تا دوران هخامنش بنیانگذار، یعنی 150 سال پیش از کورش به عقب برانیم انگاه این سوال بی پاسخ خواهد ماند که کورش سپاهیانش را برای مقابله با آستیاک و کرزوس از کجا حرکت داده و اگر او هفتمین شاه برزگ هخامنشی خوانده می شود و در پی هخامنش و چش پیش و آریارمن و کورش اول و آرشام کمبوجیۀ اول آمده پس پایتخت آن شاهان پیش از او در چه نقطه ای قرار داشته و اگر جاعلان برای آریارمن و ارشام نیز کتیبه بیرون داده اند، این کتیبه ها را کدام منشیان در چه شهری نوشته اند و در چه محلی نصب بوده است و اگر می گویند که این لوحه ها را در همدان یافته اند پس بپرسید که آریارمن و ارشام در همدان چه می کردنده اند که تا زمان آستیاک هم هنوز در اختیارهخامنشبان نبوده و اعتراف میکنند که بعد ها کورش از چنگ مادهای ناشناس در اورده است

    18) کورش مجسمۀ بال دار دارد. هرتسفلد در سال 1928 یک تخته سنگ u شکل را به دشت باز و بدون عوارض باستان شناختی دشت مرغاب که قرار بود پاسارگاد در همانجا ساخته بشود، انتقال داد. بر بدنۀ بیرونی آن، تصویر یک چهرۀ بال دار ناشناس رسم است. تاج مصری الاصل آن، حالت ایستادن و همچنین مدل لباسش حاکی از مصری بودن آن می باشد و با هیچ یک از داده های باستان شناختی ایران تطبیق نمی کند. چنان که دیگر تصاویر ناسالم و واریختۀ سنگی موجود در کاخ های پاسارگاد نیز، مانند آن نقش انسان – ماهی، آن دیو – پرندۀ چنگال دارکاخ بار تماماٌ نقش بر جسته های بین النهرینی و به خصوص آشوری اند، که به پاسارگاد منتقل شده، برای ساخت شهرک و مقبره برای کورش که تا کنون هیچ ردی پای از او در ایران نیافته ایم.

    19) کورش بنیانگذار حقوق بشر است!!! خروج کورش با نیزه دارانش از بین النهرین و ادامۀ لشکر کشی حیوان وار او به سوی ایران، قابل اثبات نیست. زیرا که تنها سند باقی مانده از او، گل نبشتۀ بابلی اش که اگر واقعاٌ از او باشد، هیچ اشاره و آشنائی با ایران را نمی دهد. چنانکه ما از فرزندان او، یعنی کمبوجیه و بردیا نیز کمترین نشانی در این سرزمین نیافته ایم و چون کورش و نیزه اندازهایش قبل از قتل و غارت بابل، دوران نیمه چادر نشینی خود را می گذراندند و نه تنها با جوامع، مذاهب و نژادهای دیگر آشنا نبودند که هیچ، بلکه حتی سواد خواندن و نوشتن را هم نداشتند بهمانخاطر گل نبشۀ بابلی نمی تواند از کورش باشد. گل نبشتۀ ساختگی بابلی توسط نژاد تراشان و تاریخ سازانی مثل دیالافواد، دیوید آستروناخ و هرتسلفد که خیمه شب بازی تهوآور هخامنشیان را راه انداخته اند، با منظور خاصی تدارک دیده شده است.

    20) « لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابل در سه هزار سال پیش از میلاد نقشۀ دنیای بابلیان را نشان میدهد. و در پشت آن شرح نقشۀ حک شده است. در این نقشه بابل و آشور در احاطــــۀ « خلیج فارس!!! » دیده میشود. ســـــــــایر نقاط را به « نواحی دیــــــگر» خـــــــوانده اند. اصل لوحه در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود !!! »

    پس پنج هزار سال پیش، یعنی دو هزار و پانصد سال قبل از پیدایش قوم با عنوان امروزی پارس ( پارس صفت است بمعنی ادم ولگرد و سگ صفت )، جغرافی دانی در بابل، پیش بینی ضرورت و لزوم وجود خلیجی با نام فارس اشاره به آن را در رسامیش منظور کرده است !!! آیا توسل نژاد تراشان و افسانه سازان به این چنین دست آویزهای مسخره و یا گل نبشتۀ ساختگی بابلی کورش، خود بی بنیانی اندیشۀ فارس سازان و خلیج خواهان را بیان نمی کند. جالب اینجاست که کلمۀ خلیج، عربی است و معادل آن در فارسی وجود ندارد.

  5. Ali :گفت

    کورش که با نفت اومد
    پالانی سرسخت اومد
    آریا بازی وارد شد
    عاقل بودن راکد شد
    نفتو حسابی بردند
    با نام آریا خوردند
    رضا پالانی شاه شد
    کورش و آریا ماه شد
    شاه نوکر انگلیس
    هم دزد بود و کاسه لیس
    دزدان دورش نشستند
    تا ملتو شکستند
    انگلیس نفتو میبرد
    پالانی خیلی میخورد
    آریا بازی ایده شد
    حقیقت دزدیده شد
    تحریف تاریخ اومد
    کورش ز مریخ اومد
    اومده دشت مرغاب
    ساکن شد و رفت بخواب
    انگلیس نفتو میبرد
    پالانی خیلی میخورد
    دزدان همه شاد بودند
    عضو حزب باد بودند
    تاریخ دروغ میساختند
    آریا فروغ میساختند
    شاه که تریاکی بود
    او دزد چالاکی بود
    در عالم هپروت
    کورش پرست و طاغوت
    از نفت دزدی میکرد
    نوکری مفتی میکرد
    وقتی که کورش اومد
    انگلیس بجوش اومد
    از خوردن نفت ما
    شد مثل یک اژدها
    آتش زد هستی ما
    آریا شد هستی ما
    اگر چه نفتو خوردند
    ولی آریا آوردند
    آریا چه دل خوش کنک
    بزرگ مثل بادکنک
    هم خوشگل و ناز بود
    توی تاریخ دراز بود
    اما تاریخ غربی
    برای خلق شرقی
    فکر ما رفت به آریا
    نفت ما رفت بدریا
    آن کس که آریا رو دید
    رفتن نفتو ندید
    خادم انگلیس شد
    ظالم و کاسه لیس شد
    ادعای وطن کرد
    ملتو تو کفن کرد

  6. Ali :گفت

    عید پوریم
    نام این عید از کلمۀ پور به معنای قرعه گرفته شده است بخاطر اینکه مردخای برای یافتن مناسب ترین روز برای قتل عام مردم قرعه را انداخت و سپس با پرداخت ده هزار وزنۀ نقره بابت هزینۀ کار به خشایار شاه بربر که اجیر خودش بود، دستور کشتن دشمنان یهود را در سه روز متوالی داد. خشایار بربر بعد از دریافت حکم از مردخای و مخارج تهاجم حیوان وار خود، با نیزه دارانش بعد از تجاوز به زنان و دختران، 77000 هزار زن، مرد و طفل بی گناه را بطور وحشتناک با دشنه و نیزه تکه و پاره کرده و اموالشان را به غارت برد. این قتل عام دسته جمعی چنان ریشه کن بود که باعث توقف تولید، سقوط کامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سراسر شرق میانه از 480 قبل از میلاد تا 750 بعد از میلاد شد. در این مدت طولانی هیچگونه اثر کورسوی حضوری، حیات ملی، قومی و یا بومی یافته نمی شود.
    ( لازم به یاد آوری است که کورش و نیزه اندازهایش هم که دوران نیمه چادر نشینی خود را میگذراندند، با ابزارهای فنی و عقلی یهود توانست مردم بابل را بخاک و خون بکشد و اموال انها را تصاحب کند )
    یهودیها هنوز هم که هنوزه، با گذشت 26 قرن از این فاجعه غمبار، به مناسبت آن پیروزی و قتل عام بی سابقۀ تاریخی که بدست خشایار شاه بربر بوقع پیوست، عید می گیرند.
    از یک طرف – یهودی ها در این روز لباس های شبیه جنایتکارانی مثل خشایار شاه را پوشیده و با بازی کردن، نقش او، این جنایت بزرگ را تجدید خاطره میکنند. همچنین برای شکر گزاری به در گاه خدا روزه گرفته و به رقص و پایکوبی می پردازند.
    از طرف دیگر- از آن زمان به بعد، باز ماندگان پراکنده در کوه پایه ها، جنگل ها و اعماق صحراها، هر سال، روز سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت خشایار شاه بربر که آنها را سراسیمه از خانه و کاشانۀ شان فراری داده بود، برگزیده و سر به کوه و صحرا می گذارند.
    پس از سقوط هخامنشيان بربر، به دست اسكندر مقدونی و گريز بقايای پارسه ها، به سرزمين بومی خودشان، يعني سرزمين خزران و سد بستن اسكندر ذوالقرنين بر مسير بازگشت بربرها، در دربند قفقاز، به تقاضای بوميان ايران، كه عيناً با توضيح قرآن نيز منطبق است، طومار بربرهای هخامنشی و به دنبال آنان، طومار اين کلمۀ پارسه، تا ظهور رضا پشگل کرجی الاصل که از مهتری سفارت های هلند و انگلستان به پادشاهی رسانده شد، درهم پيچيده است.
    از زمان فرار بربرهای هخامنشی، به آن سوی کوه های قفقاز، تا 90 سال پيش، که يهوديان، سپاه جديد شعوبيه را، برای ايجاد تفرقه در ميان مردم و در ميان ملت های منطقه، به ميدان آورده اند، هيچ سلسله، سلطان و سرداری، خود و سلسله اش را فارس نخوانده است.
    کلمۀ « پارس یا فارس » يك ناسزا و به معنای ولگرد، سگ صفت، بيخانمان، مهاجم وحشی و افراد کرایه ای در لغت نامه های دهخدا، معین و کردی ضبط هست. در لغت نامه های عربی هم فارس یعنی موالی ( سگ من ) آمده است. در لغت نامه های سامی ها و کلدانی ها هم فارس یعنی مجوس بمعنی سگ نگهبان دم در است.
    خدا هم در قرآن از افراد فارس با عنوان ماجوج و یاجوج یاد کرده یعنی افراد ولگرد و سگ صفت زبان نفهم که فقط با پارس کردن، دم تکان دادن، و با پاچه گرفتن منظور خودشان را می رسانند.
    هخامنشیان بربر با یورش حیوان وار کورش به بابل و قتل – غارت آنجا با نیزه اندازهایش آغاز و با نسل کشی خشایار شاه بربر در جریان پوریم ختم می شود.

  7. Ali :گفت

    خاندان گند پهلوی
    با
    قوادهای رنگارنگش

    امروز در توالت داشتم می شاشیدم که رضا پهلوی، نوۀ رضا پشگل به مبایلم زنگ زد تا او را مصاحبه بوکنم. خلاصۀ گفتگویم در حال شاشیدن با رضا پهلوی، نوۀ رضا پشگل را در زیر میخوانید.
    س 1 – شما خودت را از نظر نژادی چگونه معرفی میکنید؟ عرب؟ فارس؟ بلوچ؟ کرد؟ ترک؟
    نوۀ رضا پشگل – من خودم را هزار رگه معرفی میکنم چون مادرم فرح از سیدهای تبریز است. پدرم ممد دماغ هم چند رگه بود چون پدر بزرگم رضا پشگل کرجی الاصل بود که در دوران شیر خوارگی همراه مادرش به روستای آلاش، نزدیک سواد کوه مازندران آورده شده بودند و تا آخر هم معلوم نشد که پدر، پدر بزرگم کی بود. مادر بزرگم هم دقیقآ معلوم نیست کی بود بهمانخاطر من خودم را هزار رگه معرفی میکنم و اگر بمن هزار پا هم بگویند درست است.
    او در ادامه گه خوری هایش گفت
    پدر بزرگم، رضا پشکل تریاکی از مهتری به پادشاهی رسانده شد و در واقع بنیانگذار اعتیاد در ایران است. بعدها خالۀ جنده ام اشرف پخش مواد مخدر را در ایران به عهده گرفت. البته یادم نرفته بگویم که شهر نو در طهران را هم پدرم ممد دماغ با خالۀ جنده ام براه انداخته بودند که امروز نه تنها بسیاری از بچه های طهران از ثمرۀ همان وصلت های نامشروع شهر نو هستند بلکه 15 میلیون معتاد در ایران مدیون پدر بزرگم و خالۀ جنده ام هستند.
    در حالیکه مردم در حلبی آبادها زندگی میکردند و به نان شب محتاج بودند، پدرم ممد دماغ موقع فرار از چنگ عدالت، 36 میلیون دلار را با خودش آورد. بهمانخاطر من یکی از تروتمندترین افراد روی کرۀ زمین هستم و توانسته ام با مفداری ناچیز از همان ثروت غارت شده، عده ای شاه قواد را که صفت مشترکشان لواط، اعتیاد، همجنسبازی، مزدوری و پارس کردن هست، بدور خودم جمع کنم. این شاه قوادها، خوب بلد هستند که چگونه صدای هر عدالتخواهی را در نطفه خفه کنند. اصلا مادر قحبه ها خبره در خاک پاشیدن به چشم تودۀ های مردم هستند و میدانند که چگونه مردم را دنبال نخود سیاه بفرستند. قوادی دیگه. البته نداشتن شعور سیاسی و اجتماعی مردم ایران را که بیشتر به گاو شبیه هستند، نباید دست کم گرفت.
    س 2 – این قوادها چه چهره ای از شما و کلا از خاندان گند پهلوی در نزد مردم عوام ایران ترسیم کرده اند؟
    بقول شاعر معاصر شاملو، مردم ایران حافظۀ تاریخی ندارند، این قوادها به مردم تلقین میکنند که زمان پهلوی ها ایران خیلی مستقل بود!!! اصلا ما در طهران و شهرهای دیگر حلبی آباد نداشیم!!! ایران 35 هزار مستشار خارجی با چندین پایگاه نظامی نداشتیم!!!! رضا شاه در مراسم های محرم خاک بر سر خودش نمی مالید!!! شاه هر از چند سال یکبار برای زیارت به مکه و هر ماه یکبار برای زیارت قبر امام رضا به مشهد سفر نمی کرد!!!. شاه موقع فرار از ایران، 36 میلیارد دلار را با خودش نبرد!!! ساواک برای اعتراف گیری، بخود زندانیان سیاسی یا به خواهر – مادر طرف در جلوی چشمایش تجاوز نمی کرد!!! شاه نمی گفت که حزب فقط رستاخیز – رهبر فقط محمد رضا پهلوی و هر کسی که دوست ندارد کفش هایش را بپوشد و از ایران خارج شود!!! شاه اصلا گل سرخی ها، محمد حنیف نژادها و بیژن جزنی ها را ناجوانمردانه تیرباران نمی کرد!!!. ساواکی ها و سران ارتش شاهنشاهی مشوق اصلی صدام در حمله به ایران نبودند!!!. منکر کودتای نوژه با همکاری برادر الرئیس صدام حسین هستند!!!. پدرم با کودتای 28 مرداد خودش را به مردم تحمیل نکرد!!! در جریان انقلاب، فقط در روز جمعۀ سیاه 3500 نفر در همان شهر طهران گشته نشدند!!! شاپور بختیار از صدام 21 میلیون دلار نگرفت تا به حقیقت اعتراف کند که سه جزیره مال عرب هاست!!!. رضا پهلوی خلبان است!!!
    من با آن همه امکانات فقط توانستم فوق دیپلم مکاتبه ای بگیرم، دوچرخه سواری هم بلد نیستم چه بماند که خلبان باشم. علت اینکه بمن گفتند خلبان، این بود که در ان سن و سالم، بمن دووکتورر گفتن جور در نمی آمد. البته بعدها تصمیم گرفتم بودم که مثل تاجیک ها خودم را اینجنیر صدا کنم که بیخیال شدم.
    واقعیت این است که بعد از جنگ جهانی دوم، استالین، چرچیل و روزولت در کنفرانس طهران که کرۀ زمین را بین خودشان تقسیم میکردند، پدرم، ممد دماغ را پادشاه ایران انتخاب کردند نه مردم ایران. عین مثل کرزی در افغانستان امروز. حتی بدتر از کرزی چون در افغانستان بازهم یک انتخاباتی شد. بعد از اتمام گفتگو؛ استالین به پدرم گفته بود که ممد دماغ تا پنجاه سال آینده خیالت راحت باشد، اگر خوب به حرف ما گوش کنی، کسی با شما کاری نخواهد داشت. بعد از 35 سال که مردم با دست های خالی به خیابانها آمدند و هر چقدر ارتش شاهنشاهی بیشتر میگشت، مردم بیشتر به خیابان ها می ریختند. پدرم، ممد دماغ با سفیر شوروی تماس گرفت و گفت، هنوز پانزده سالم مانده. سفیر شوروی در جواب گفته بود که کار ماها یعنی نه شوروی نه انگلیس و نه امریکاست. بخاطر ظلم بیش از حد شما، جامعه منفجر شده است و نمی شود با گشتار جلویش را گرفت.
    در رابطه با تقسیم اراضی هم بگویم که، جامعۀ ایران فئودالیته بود و پدر بزرگم رضا پشگل و پدرم ممد دماغ هم از زمین داران بزرگ، شده بودند. امریکائیها بودند که به پدرم دستور دادند تا زمین ها را بین مردم تقسیم کنند، پدرم که مال این خرف ها نبود. امریکائیها هم از تقسیم اراضی در ایران دو منظور داشتند.
    الف – تا اندازه ای خدمت بمردم ایران
    ب – جلوی تحاجم کمونیست ها را بگیرند
    س 3 – شما که در وطن فروشی و خیانت به مردم ایران دست همه خائین ها را از پشت بسته اید، چرا دیگران را متهم به وطن فروشی میکنید؟
    خوب ببینید، همان جریان دعوای نابینا با شخص بینا است دیگه. موقع دعوا شخص نابینا به فرد بینا گفت، چشمتو گائیدم. فرد بینا خیلی عصبانی شد و گفت، اخی – تو نابینا هستی نه من. فرد نابینا گفت، می دونم. ترسیدم که تو بگوئی، بهمانخاطر زودتر گفتم که تو نتوانی.
    س 4 – چندتا از مردان نام آور ایران را نام ببر؟
    شعبان بیمغ های دیروز و علی رضا نوری زاده های امروز.
    س 5 _ آیا حاضر هستی بخاطر جنایات پدرت ممد دماغ و پدر بزرگت رضا پشگل از مردم ایران عذر خواهی کنی و 36 میلیارد دلار غارت شده را در اختیار گروه های مخالف رژیم قرار دهی؟
    اولا _ اگر مردم ایران گاو هستند خوب من هم شتر هستم. تا بحال دیده اید که هیچ شتری از گاو عذر خواهی کرده باشد که من هم دومی باشم. در ثانی، 36 میلیارد دلار با بهره اش در سه دهۀ گذشته شده 70 میلیارد دلار شده.
    دومآ – قوادهائیکه برای من کار میکنند، به هیچ وجه راضی بسکوت رژیم نیستند، همین قوادها بعد از اینکه از الرئیس صدام سرخورده شدند، یعنی بعد از جریان کودتای نوژه، به ایران برگشته و وزارت اطلاعات رژیم را راه انداختند. بحث های اینترنتی هم یک جنگ زرگری و مردم را دنبال نخود سیاه فرستادن است.
    س 6 – شما کلا خاندان پهلوی را مذهبی یا غیر مذهبی ارزیابی میکنید؟
    ببینید، ما از یکطرف مسجد میساختیم، خودمان هم همیشه در مکه و در کنار قبر امام رضا در مشهد حضور داشیم و پدرم ممد دماغ در خواب میدید که موقع افتادن از اسب، حضرت عباس در هوا میگیرد و نجاتش میدهد در نتیجه مردم عام هم میرفتند با زنجیر خودشان را به زره امام رضا میبستند تا شفا پیدا کنند و هم چنین به روحانیون شیعۀ عراق و لبنان کمک مالی میکردم ولی از طرف دیگر- بنیانگذار اعتیاد و فاحشه گری در ایران هم ما هستیم. ما بودیم که تریاک را مجانی در اختیار مردم میگذاشیم و برای اینکه مطمئین باشیم که آنها انرا مصرف میکنند، میگفیم شیره اش را پس بدهید تا دوباره تریاک مجانی از داروخانه ها دریافت کنید. همچنین شهر نو را با هزاران جنده اش در طهران ما راه انداختیم که امروزه خیلی از بچه های طهرون از ثمرۀ همان شهر نو هستند که خالۀ جنده ام اشرف هم ریاست شهر نو ها و هم پخش مواد مخدر در ایران را بعهده داشت. خوب خالا خودتان قضاوت کنید که ما چه خدماتی داشتیم. من خودم هم مثل یک حیوان یخ زده هستم که اگر گرما بخورم ( بقدرت برسم) و حالم جا بیاید همان گند کاریهائی را که پدرانم انجام دادند، انجام خواهم کرد.
    س – نظر شما در رابطه با رفسنجانی چیست؟
    ببینید –رفسنجانی بعنوان یک سیاستمدار مخرب و رده دوم که همیشه یک آقا بالا سر برای خودش دارد که معروف به متخصص قتل درمانی است و خداداد عزیزی بعنوان یک ستارۀ فوتبالیست ایران، هر دو از هزاره جات افغانستان هستند که اجداد انها قریب به 120 سال پیش به ایران آمده اند. اگثر هزاره جاتی که به ایران امده اند شیعۀ اسماعیلی هستند ولی هم رفسنجانی و هم خداداد عزیزی هر دو شیعۀ دوازده امامی میباشند. علت اینکه قوادهای من با رنگ های مختلف از رفسنجانی بعنوان یک سیاستمدار همطراز شاشیاپنک درست کرده اند این بود که ما با رفسنجانی به تفافق رسیدیم که گند کارهای همدیگر را ماست مالی کنیم. مثلا- جنایات رفسنجانی را ما و جنایات خاندان پهلوی را انها از اذهان عمومی پاک کنیم.
    در همین رابطه بود که قوادهای من، افراد سرشناس مخالف رژیم را ترور شخصیت کردند و میکنند و در عوض، بعنوان نمونه، حداد عادل بعنوان نمایندۀ ما در طهران گفت که گشتار روز جمعۀ سیاه صحت ندارد یا تعداد کشته ها در دوران انقلاب خیلی کمتر ان است که گفته میشود. در حالیکه خیلی ها هنوز هم هستند که روز فاجعه را از نزدیک دیده بودند و در همان زمان هم روزنامه های داخلی و خارجی از فاجعه گزارش داده بودند.
    اگر ملت ایران گاو نباشند از خودشان میپرسند که رفسنجانی چه خدمتی کرده است؟ او همراه محسن رضائی فرمانده سپاه پاسداران و محسن رفیق دوست بودند که باعث ادامۀ جنگ ویرانگر ایران – عراق بمدت شش سال بعد از آزاد سازی خرمشهر شدند. او بود که باعث قتل عام زندانیان سیاسی شد. او بود که با نجفی دوررررابادی اصفهانی نقش اصلی را در قتل های زنجیره ای بازی کرد بود.
    از نقاط مشترک ایران و کشورهای حاشیۀ خلیج مثل کویت، عربستان و بحرین در تولید نفت و گاز هست. ثروت باد اورده و نقطۀ متفاوت انها در این است که کشورهای عربی هر چند که مثل ایران مصرف کنند هستند ولی با همان پول نفت، فقر را از بین برده اند ولی ایران چی؟ ایران است که نزدیک به پانزده میلیون معتاد و هزاران زن تن فروش در خیابان ها دارد. ایران است که به کشورهای عربی فاحشه و کارگر صادر میکند ایران است که هر روز ده ها معتاد مرده در کنار خیابان های طهرووون را جمع میکند. ایران با ثروت باد اورده، حداقل 50 سال از ترکیه عقب است. تنها نبوغ ایرانی ها در مصرف مواد مخدر و هارت و پورت کردن است. ایران در 100 سال آینده هم، دبی امروزی نخواهد شد.
    س – شما آیندۀ ایرانی ها را چگونه پیش بینی میکنی؟
    به برکت من و قوادهای رنگارنگم که فارس زبانها و چند ترک مانقورت میباشند، همانطوریکه ایرانی ها در صد سال گذشته در جا زده اند، در صد سال آینده هم درجا خواهند زد. انقلابیون چینی تقریبا 70 سال پیش برنامه ریزی کردند و ثمرۀ ان صنعتی شدن امروز چین است. ما هم 80 سال پیش برنامه ریزی کردیم که ثمرۀ ان پانزده میلیون معتاد و هزاران زن فاحشه امروز در خیابان ها هست.
    بطور خلاصه – رفسنجانی و خاندانش همان کپی خاندان پهلوی، چه در غارت اموال مردم و چه در ویرانسازی کشور است. اگر پدرم ممد دماغ شهر نو را با هزاران فاحشه اش در طهران راه انداخت، رفسنجانی پارک دانشجو در طهران را، راه انداخت. هر دوتای ما قاچاقچیان خورده فروش را بعنوان مبارزه با مواد مخدر به دار می اویزیم تا بازار مواد مخدر در دست خودمان باشد.

    اقا مستر رضاه خیلی گهی
    شاشیدم به قبر پدر و پدر بزرگت

  8. Ali :گفت

    81 یک سال حکومت قبایل وحشی و بیابانگرد هخامنشیان

    در ایران، به توحش های حیوان وار عصر بربرهای هخامنشیان میتوان اشارۀ کوتاهی کرد:
    فرورانه یعنی زناشوئی با نزدیکان خود مثل خواهر- برادر و پدر – دخترو مادر – پسر برای نمونه: کمبوجیه با دو تن از خواهران خود ازدواج کرد. کورش با خالۀ خودش ازدواج کرد
    حلالند حوران سیمین بدن / چه دختر، چه خواهر، چه مادر، چه زن
    برورانه یعنی دختر کشی. انها دختر را ننگ می دانستند و اغلب دختران خودشان را همراه مادران شان زنده بگور می کردند.
    مرا گفت چون دختر آمد پدید / ببایست اش اندر زمان سر برید. چون زن زاد دختر، دهیدش به گرگ / که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ.
    اَوَجَم یعنی چشم درآوردنها و گوش و بینی و زبان بُریدنهای مکرر، و دار زدنهای فجیع (چهارمیخ کشیدن توأم با روی نیزه نشاندنها ) و کشتارهای پی درپی. داریوش خونخوار( در اصل یهودی است) درکتبیۀ (بَغستون) یا «بیستون»(نگاه شود به: «شارپ»فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی صفحات: ۵۱-۵۳ و… ).
    افتخارکشفِ شکنجۀ وحشتناک ِاُستوانۀ خاکست توسط کورش که شخص مورد غضب ملوکانه را با سر در استوانۀ پر از خاکستر «رها » میکردند تا با تنفس خاکستر بجای هوا، با مرگ تدریجی و جانکاهی بمیرد. دیگرانواع شکنجه های ابتکاری مثل سنگسار و زنده دفن کردن و.. به هخامنشیان میرسد. نگاه کنید به «یاد داشتهای جوانی ناپلئون – ماهنامۀ آرتش، ترجمۀ سرلشگر محمودِ کِی» و » خلاصۀ تاریخ کتزیا س – ترجمۀ خلیلی – کامیاب،۱۳۷۹، چاپ: کارنگ صفحا ت ۹۵،۹۳،۸۸،۸۲،

  9. Ali :گفت

    خروج کورش با نیزه دارانش از بین النهرین و ادامۀ تهاجم کفتار وار او به سوی ایران، قابل اثبات نیست. زیرا که تنها سند باقی مانده از او، گل نبشتۀ بابلی اش که اگر واقعاٌ از او باشد، هیچ اشاره و آشنائی با ایران را نمی دهد. چنانکه ما از فرزندان او، یعنی کمبوجیه و بردیا نیز کمترین نشانی در این سرزمین نیافته ایم و چون کورش و نیزه اندازهایش قبل از اشغال و قتل – غارت بابل، دوران نیمه چادر نشینی خود را می گذراندند و نه تنها با جوامع، مذاهب و نژادهای دیگر آشنا نبودند بلکه حتی زبان نوشتاری هم نداشتند بهمانخاطر گل نبشۀ بابلی هم مثل لوحۀ گلی منقوش خلیج و مرد بال دار جعلی هستند. نژاد تراشان و تاریخ سازانی که خیمه شب بازی تهوآور هخامنشیان را، راه انداخته اند، برای اعتبار بخشیدن به قصه های شاهنامه ای اینها را تدارک دیده اند.

  10. Ali :گفت

    تاریخ امروز ایران روایت ایرانیان نیست
    اساسا تاریخ امروز ایران روایت ایرانیان نیست. بلکه این تاریخ عبارت است از مجموعه ای از افسانه هائیکه توسط نویسندگان روسی، آلمانی، انگلیسی و ایتالیائی که مخرج مشترکشان در یهودی بودنشان میباشد، نوشته شده است. اگر هم مترجمین پای منقلی ایرانی در این خصوص مطالبی را ترجمه کرده اند تا منقلشان را روشن نگه دارند، درکل اقدامی جز تبعیت، تدوین، بیان و انعکاس مطالب افسانه سازان خارجی کار دیگری نکرده اند به این ترتیب، افسانه های که به دست بیگانگان نوشته شده و توسط پای منقلی ها مورد پذیرش قرار گرفته و وارد کتب درسی و مراسم ملی ما شده است، تاریخ نمی شود گفت. اگر انها ریگی در کفش ندارند، فیلم تخت گاه هیچ کس را از تلویزیون پخش کنند تا مردم نظر بدهند. چرا بخاطر روشن نگه داشتن منقلشان، به چشم توده های مردم خاک می پاشند.
    جالب اینجاست که در بین پیروان مذاهب بزرگ مثل مسیحی ها و مسلمان ها اختلاف نظر وجود دارد. بهانخاطر- خود مسیحی ها به شاخه های مختلف مثل کاتولک، پروتستان، ارتودوکس….. تقسیم شده اند. مسلمان ها هم به شیعه و سنی و خود سنی ها و شیعه ها هم هر کدام به شاخه های مختلف تقسیم شده اند. حتی در رابطه با علل بروز جنگ جهانی دوم و کشتارها اختلاف نظر وجود دارد اما وفتی برسد به تاریخ من درآوردی ایران، هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. همه پیرو نویسندگان یهودی هستند. حزب فقط رستاخیز- رهبر محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر با ساواکی های حیوان صفتش

  11. Ali :گفت

    چه کنیم که
    فارس سگها هارمان
    نکنند
    .

    سگ ها حیوانهای کثیفی هستند و هیچ کسی دوست ندارد آنها را در خانه هایشان نگهدارد. بهر حال – اگر مجبور به نگه داری شدید، بهتر است بدانید که ممکن است هار باشند و شما را هم هار بکنند! بهمانخاطر لازم است چند تا فوت و فن یادتان بدهم تا بیشتر حواستان جمع باشد!

    روش اول : از صحبت کردن با آنها دوری کنید!

    می دانید که حرف زدن با حیوانهای کثیف و میکروبی هیچ فایده ای ندارد! برای اینکه آنها زبان آدمیزاد حالیشون نمی شود و فقط با پارس کردن، دم تکان دادن، خود را به درو دیوار زدن و پاچه گرفتن، منظور خودشان را می رسانند! چون آنها همیشه در حال پارس کردن هستند بهمانخاطر زبانشان هم به پارسی مشهور است! اگر شما هم بخواهید با آنها صحبت کنید باید خصوصیات شگ های کثیف را داشته باشید.! بهتر است بدانید که سگ ها اصلاٌ منطق سرشان نمیشود و اگر دیدند که کم میارند ممکن است پاچه تان را بگیرند! اینجاست که دیگر کارتان تمام است و شما هم هار میشوید! و ناخودآگاه پارس می کنید و پاچه دوروبریایتان را میگیرید!؟

    روش دوم : سگهای ولگرد را به محله هایتان راه ندهید!

    اگه احیاناٌ مجبورید تو شهری زندگی کنید که جمعیت این سگها زیاد هست، محله های مخصوص به خودتان را درست کنید و از معاشرت با آنها جدا خود داری کنید. حتی اجازه ندهید یک سگ ولگرد، معتاد، دزد و لواط کار هم وارد محلۀ تان بشود چون همانطوریکه یک بز گر یک گله را گر می کند، یک سگ هار هم یک محله را هار میکند و یک دفعه سرتان را بلند می کنید و می بینید که همه دارند پارس می کنند حتی خودتان؟!

    روش سوم : هرگز با آنها عشق بازی نکنید!

    اصلاٌ به سرتان نزند که سگهای خانه گی داشته باشید و با آنها انس بگیریأ. این دیگر خیلی خطرناک است. هیچ آدم عاقلی این کار را نمی کند. به هیچ عنوان فریب دم تکان دادن های ظاهری را اصلاٌ نخورید. حتی جنس مونث آنها هم خطرناک هستند، شاید باورتان نشود که پشت آن دم تکان دادن های ظاهری، چه روزهای سیاهی را در پیش رو خواهد داشت! هرگز دچار این توهم نشوید که شما می توانید آنها را آدم بکنید. شاید باورتان نشود ولی در طول تاریخ فقط سگ اصحاب کهف آدم شده و غیر از آن هیچ سگی آدم نشده! اگه این اشتباه را بکنید باید مطمئن باشید که بزودی هم خودتان و هم بچه های تان پارس خواهید کرد!
    .
    روش چهارم : نگذارید بچه هایتان با توله سگها بازی کنند!

    شاید بگوئید توله سگها که خطری ندارند؟! اما یادتان باشد مرض هار که بزرگ و کوچک نمیشناسد. اگه بچه هایتان با توله سگها بازی کنند، یک دفعه می بینید بچه هایتان معتاد، دزد و لواط کار شده و چپ و راست دارند پارس می کنند و کم کم زبان آدمیزاد یادشان میرود! حتی ممکن است همین بچه های خودتان شما رو وادار به پارس کردن بکنند. پس خیییییییییییییییییلی باید مواظب باشید.

    روش پنجم : واکسن هاری یادتان نرود! همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

    این را همه دکترها قبول دارند. پس، از همان ماههای اول بچه هایتان را واکسینه کنید. نمیدانید چطوری؟! کاری ندارد من به شما یاد می دهم. از همان بچگی به کودکانتان زبان مادری شان را یاد بدهید. از بین فامیل یا آشناهایتان، برای بچه هایتان هم بازی دست و پا کنید. یک دانه بشقاب جادویی دست و پا کنید تا بچه هایتان بهترین کارتون های دنیا را به زبان آدمیزاد در آن ببینند و از شر کارتون هائیکه همشه اش پارس ها، پارس می کنند، خلاص بشوید! همانطور بچه هایتان را به مهد کودکهایی که در آنها پارس کردن یادشان میدهند نفرستید! 4 یا 5 سال حواستان جمع باشد دیگر خیالتان راحت است چون دیگر بچه هایتان واکسینه شدند. البته هیچ واکسنی صد در صد تظمینی نیست بهمانخاطر باید همه توصیه های ایمنی بالا را جدی بگیرید!

  12. البرز :گفت

    علي بايد بگم كه كون زياد ميدي چون عرب نيستي و تظاهر ميكني هيچ وقت اجداد بربر و اشغال خودتو با پاك ترين مردم دنيا مقايسه نكن كه مي كننت. مورخين و دانشمندان غربي بارها گفتن كه اگه فرهنگ و تمدن ايران رو از اين اعراب الحمار بگيرند يه عرب ميمونه كه داره ماخ ميخوره .وقتي دخترهارو زنده به گور ميكردين ننتو نو ميگايدين….اگه خواستي ابجي قشنگتو زنده بگور كني من ميخرمش واسه كاييدن كه خوبه راستي ننت چنده.اينو ميخواستم بگم خوب فارسي تايپ ميكني كجا درس خوندي اگه ايران درس خوندي كه كونت رو حتما» دادي (اي بچه كوني اگه زنت بميره دعا كن بره به جهنم چون قلوان هاي پارسي تو بهشتن اونجا ميخوان بكننش)(الان ننت زيره يه قلوان امريكاييه,,و داره فرغوني كه يكي از ابداعاته ايراني هاست ننتو ميكنه) عرب الحمار ومغول مغول مغول مغول مغول مغول مغول شما تو دينتون جز توحش چيزي ندارين حيوانهاي مثل شماها كه خواهر خودشونو ميكشن به كي ميتونه رحم كنه.در قران عمري به شما در بهشت وعده همجنس بازي داده شده و دانماركيها و هلنديها كه قانون هم جنس بازيرو تسويب كردن يك دليلش اين بود در اسلام عمري مسلمان در بهشت يا كون ميده يا ميكنه….بايد بني اسراييل رو رو سر گذاشت و حلوا حلوا كرد چون شما مغول مغول مغول مغولها وعرب الحمار الحمارالحمارها واقعن خر هستين…ميدونستي ايراني ها اولين قومي بودن كه خر را رام كردن پس من اعتقاد دارم باز ميتونن اين كارو انجام بدهند پس اميدوار باش كه حالت خوب خواهد شد ولي در رابطه با ناموست كه واست ارزش نداره شرمنده چون همشون زنهاي خوبي بودن رفتن بهشت و از شانس بد شما بهشت تا دلت بخواد پر از مردان پارسيه. به غيرتي كه نداري كه بر نخورد چون تو بهشت شما سكس ازاده و ما دچاره گناه نميشيم(الله يار ايراني ها تا دسته بكنين كه خودشون مادر,خواهر,زنشونو حلال كردن…پيش به سوي كسهاي كثيف و بد بوي عربي عمري و مغولي عثماني)

  13. البرز :گفت

    تا خون در رگه ماست عرب غير ايراني و مغول دشمن ماست

  14. البرز :گفت

    كاش ژاپني ها هم مسلمان عمري بودن تا من قلوان ميشدم و كمي هم ژاپني بازي ميكردم.من به عرب الحمارش هم راضيم….الله شكرت كه همچين قانوني واسه عرب الحمار و مغول خر گذاشتي تا ما حالللللللللللللششششششششششششششششششششششششششووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو ببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب ببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببررررررررررررررررررررررررررررررررررررريييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

  15. البرز :گفت

    ايراني ها اين بچه كوني كه اسمشرو كذاشته علي نيتش چيزه ديگه ايه پس لطفا» از اين به بعد با اسم جديدش (((عمر عثمان كوني)))بشناسيدش…………………………………………عمر عثمان كوني كجاي دالي اقا موشه

  16. هرمز :گفت

    عمر نننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن نننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو گگگگگگگگگگگگگگگاااااااااااااااااااييييييييييييييييييييييييييييييدددددددددددددددددددددددددددددمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم…از ته دل

  17. jamshid az amrika :گفت

    اين اعراب الحمار از نسل اييشه هستن همشون حرامزاده هستن…………….ريدم به قبر ابو بكر……………………رو قبر عمر ننه پادشاه خرستان (عربستان)را گاييدم……………………….عثمان رو از قبر بيرون ميكشم و حجرالاسود رو ميكنم تو كونش تا اوبش بخوابه………………………………نفس كش

  18. مرگ بر پان تركيسم و عرب الحمار و اينگليس و آمريكا :گفت

    ايراني ها عزيز واقعا كولاك كردين الان چند وقطي ميشه خفه شدن

  19. مرگ بر پان تركيسم و عرب الحمار و اينگليس و آمريكا :گفت

    عرب ميكنم آي عرب ميكنم هيچكي نميتونه مثل ما عرب بكنه

  20. حسین :گفت

    چی کیر ایرانیان هم نیستید الکی خودتونو به ایرانی جماعت نچسبونید فوق فوقش شما پنجاه سال پیش به اقوام اصیل ایرانی ننه هاتون صادر میکردید حالا هم که حاکم هاتون دارن به اباما و نتانیاهو کن میده کلا شما کن می دید نه کسکش که این سایتو راه انداختی به من بده بیشتر بهت می دم

  21. وحید :گفت

    در این دورران که دنیا بصورت دهکده درآمده دیگر مرزهای سیاسی فعلی خیلی مهم نیست قومیتها و نژادها هم همچنین اینکه بگوییم عربها پست تر از فارسها هستند درست نیست پدر بزرگ مرحوم من که شاید حدود 50 سال پیش به مکه مشرف شده بودن خاطراتی که تعریف می کردن عربها را مردمانی بی فرهنگ دیده بود و همیشه عرب را آدم حساب نمی کرد من همیشه از این کار ایشان تعجب می کردم چون مردمان عربی که من دیده بودم مردمانی همسطح خودمان بودند. به هر حال عرب برتر از فارس نیست که ایشان در سایت خود شلوغ کردن اگر آلمانها را می گفتی …….اما ملت عرب چیزی برای فخر فروشی ندارد نه عرب بلکه فارس هم همیطور اما این را مطمئن هستم که اگر امریکا پشت این کشورهای خلیج فارس نبود خامنه ای تمام این کشورها را از لوس وجود احمقهایی که زن را آدم نمی دانند و حق رای و رانندگی به آن نمی دهند پاک می کرد

  22. nima :گفت

    عرب ديوث كيرم به هرچه كس عربيه آخه جاكش حرامزاده ؛ وحشي بي تمدن ؛ ملخ خور. آخه نفت نداشته باشيد از گشنگي كه ميميريد. توي ديوث از تمدن حرف مي زني . بريد تاريخ هرودت را بخوانيد بعد نظر بديد. توي لشكر خشايار به ترتيب صف اول نجيب زادگان پارسي بعد اقوام مختلف ، اسبان ، فيلها، شترها، در آخر هم عربهاي پابرهنه حركت مي كردند تا مبادا بوي عربهاي ديوث حيوانات را آزار بدهد.

  23. Ali :گفت

    مملکتی که رضا پالانی رهبر آن باشد، ناصر گرمی، محسن کردی، مزدک بامدادان و مسعود بهنود با منقلش هم تحلیل گر سیاسی اش میشوند. تا نشان دهند که
    1. ستار خان و باقرخان یزید زمان بودند بخاطر اینکه تلاش میکردند تا سیستیم شاهنشاهی را به جمهوریت تبدیل کنند تا تودۀ مردم به افرادی مثل رضا پالانی، دخترش اشرف و پسرش محمد رضا نیازی نداشته باشند تا با ساختن شهرنوها و پخش مواد مخدر، اعتیاد و روسپیگری را در ایران فرهنگ کنند.

    2. محمد قلی مجد یزید زمان است بخاطر اینکه ثابت میکند در زمان رضا پالانی یازده میلیون ایرانی از قحطی جان باختند

    3. شعبان بیمغ ها و پری بلنده ها باعث سر بلندی جامعه هستند

    4. شاه با دادن حق توحش به دیگران باعث سربلندی ایرانی ها شده بود.

    5. در زمان پهلوی مردم در حلبی آبادهای طهران عشق و حال میکردند

    6. کودتای 28 مرداد نشانۀ پایگاه مردمی پسر رضا پالانی بود

    7. شاه اب هیرمند را از دست داد

    8. سلطنت طلب ها با کودتای نوژه آتشی را افروختند که ثمرۀ آن هشت سال جنگ ایران و عراق، یک میلیون کشته و و ویرانی خیلی از شهرها را از هر دو طرف در بر

  24. gvhzg@yahoo.com :گفت

    ناصر پورپیرار واقعآ ریده به ما فارسای مجهول الهویه. بنظر من همۀ فارسا باید یه چند روزی منقل و زرورق را کنار بذارن، برن جلوی دفتر ناصر پورپیرار در طهرون داد بکشن، ناصر، ناصر آومده ایم تخمت را بخوریم. هنوز از یادمون نرفته که روزنامۀ مهر چگونه استخون های پیدا شده در گور کورش را به سگ کثیف نسبت داده بود. آخی بی غیرتی تا کی؟. حالا روم نمیشه از وضعیت زنامون در امارات بگم. کار بجای رسیده که عربا حتی به دخترهای پونزده ساله ایرونی هم ویزا نمیدن. اینقدر دختر ایرونی ریخته به امارات که واقعآ حال عربا داره بهم میخوره.

  25. فارسه سگ :گفت

    فرهنگستان ادب پارسی بعد از کلی بحث به جای کلمه (پارس) که یک کلمه عربی و بیگانه است کلمه (سگ) را که فارسی و اصیل است انتخاب کرد

  26. gvhzg@yahoo.com :گفت

    نژادتراشاش ها با پادوهای داخلی شان در ایران با استفاده از آخرین متدهای روانشناسی، دخترهای گندیدۀ فارس را به عرب ها و به ترک ها می چپانند تا فارس های اصیل در شهرهای بندرعباس، چابهار، ایرانشهر، آبادان، کرمان و بوشهر که خیلی شبیه آفریقائی ها هستند کمی تغییر قیافه داده، و مثل فارس های دو رگۀ طهران، مشهد و اصفهان که از طرف پدر ترک و از از طرف مادر فارس هستند، بشوند. تا وقتی که به دیگران می گویند ما آریائی ( چشم آبی ) هستیم، مورد تمسخر دیگران قرار نگیرند هر چند که. مشکل شعبان بیمغ ها و پری بلنده ها با این مسخره بازی ها حل نمی شود چون با این وصلت ها، فارس ها بازهم چشم آبی و به رنگ آلمانی ها در نخواهند آمد ولی کمی بهتر می شوند.

  27. gvhzg@yahoo.com :گفت

    خوزستان بیشتراز امارات نفت و گاز در زیر خاک خود دارد و علاوه برآنها خوزستان دارای زمینهای حاصلخیز و آب شیرین فراوان است که ارزش آنها کمترازنفت و گاز نیست. اگر خوزستان از ایران جدا بشود، وضعیت خوزستانی ها خیلی بهتر اماراتی ها خواهد شد. اگر جدا نشود، فارس ها با پول جاصل از نفت و گاز خوزستان مواد مخدر خواهند خرید. فارس اصیل یعنی معتاد.

  28. gvhzg@yahoo.com :گفت

    دو تئوری در رابطه با حرکت اقوام کوچ نشین آریائی از زادگاه اصلی شان

    I. عده ائی بر این باورند که زاد گاه اصلی آریائی ها جنوب روسیه است و آنها از جنوب روسیه بطرف ایران و هند سرازیر شدند به عبارت دیگر انها روسی الاصل هستند. یعنی مو طلائی، چشم آبی و سفید پوست هستند

    II. عده ائی هم بر این باورند که زادگاه اصلی آریائی ها قارۀ افریقا است و آنها از افریقا به جنوب ایران آمده و از انجا بطرف هندوستان و از هند وستان به سرزمینی که امروزه قارۀ استرالیا می نامند سرازیر شدند. و بومیان شبه افریقائی استرالیا همان آریائی هائی آفریقائی الاصل هستند.

    بنظر من زاد گاه اصلی اریائی ها باید آفریقا باشد بخاطر اینکه مردم جنوب ایران، هندی ها و بومیان استرالیا خیلی شبیه افریقائی ها هستند و هیچ شباهتی به روس ها ندارند.

  29. gvhzg@yahoo.com :گفت

    حکمرانان امارات با تریلیون ها دلاری که از فعالیت های اقتصادی و تجاری بدست می اورند، امارات را به بهشت موعو د تبدیل کرده اند و هر هفته یکی از رؤسای اروپائی، افریقائی و اسیائی برای بستن قرارداد افتصادی وارد دبی میشود. شبکۀ الجزیره به دو زبان انگلیسی و عربی بطور بیست و چهار ساعته برنامه پخش میکند و با بخش جهانی بی بی سی، سی ان ان و فاکس نیوز در حال رقابت است
    حکمرانان امارات برای وادار کردن دیگران برای خلیج عرب نامیدن محدودیت‌ها و سختگیری‌ها اندیشیده اند. خود داری از مجوز تخلیه برای کشتی‌ هایی که در بارنامه آنها نام خلیج فارس دیده می‌شود، ممانعت از اجازه فرود به هواپیماهایی که از اسم خلیج فارس استفاده کنند، لغو مجوز خبرنگاران و فیلمبردارانی که رسانه متبوع آنان نام خلیج فارس را منتشر کرده باشند، خدمات تشویقی و تضییقات تنبیهی برای تاجران، کنسرت‌های موسیقی، جشنواره‌های خرید، مؤسسات توریستی و تورلیدرها و بسیاری نمونه‌های گسترده و مشابه دیگر. کار بجای رسید که گوگل هم از » خلیج عرب » استفاده می کند.
    در مقابل پهلوی طلب ها همراه پان ایرانیست ها گله های از سگ های ولگرد را در طول 1300 کیلومتر ساحل جنوب ایران مستقر کرده اند تا با پارسیدن های شبانه روزی ثابت کنند که آنجا خلیج فارس است. » ماه نور برافشاند، فارس سگ هم هاف، هاف کند

  30. gvhzg@yahoo.com :گفت

    کودتای نافرجام نوژه

    کودتای نوژه، کودتایی بود که کمی بعد از پیروزی انقلاب، عده ای از افسران پهلوی طلب در نیروی هوائی و زمینی ایران برای بازگرداندن رضا پهلوی و شاپور بختیار بقدرت و حذف خمینی و نابودی نظام جمهوری اسلامی، با همکاری حزب بعث عراق در بغداد طرح‌ ریزی شده بود. و شاپور بختیار با اجازۀ حزب بعث عراق رادیو » ایران آزاد » را با روزی یک ساعت برنامه از بغداد را راه انداخت بود. هدف اول کودتا حملهٔ هوایی عراق به مراکز نظامی ایران و به منزل خمینی در جماران بود در مقابل رضا پهلوی و شاپور بختیار هم اهواز را بعنوان چهاردهمین استان عراق برسمیت شناخته بودند.
    این کودتا در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ (۱۱ ژوئیه ۱۹۸۰) توسط کیانوری رهبر نظامی حزب توده ایران فاش شد. کیانوری نه ‌تنها مسئولان سازمان اطلاعات و امنیت کشور را در جریان جزئیات کودتا قرار داده بود، بلکه حتی آنها را به یکی از مخفیگاه‌های کودتاگران که در آن جلساتشان را تشکیل می‌دادند، هدایت داده بود. در نتیجه فرمانده هان اصلی کودتا یعنی سپهبد سعید مهدیون و سرتیپ آیت محققی با بیش از پانصد پهلوی طلب دستگیر شدند. و تقریبآ همۀ انها به حکم آیت الله محمد ری شهری به جوخۀ اعدام سپرده شدند.
    در حالی که پهلوی طلب ها در داخل ایران محاکمه و اعدام میشدند، شاپوربختیار، رضا پهلوی و اشرف پهلوی از صدام حسین خواستند تا به ایران حمله کند. صدام هم بخاطر اینکه اهواز چهاردهمین استان عراق خواهد شد، به ایران حمله کرد در نتیجه آتشی بپا شد که در ان آتش بیش از یک میلیون نفر از ایران و عراق کشته شدند و تریلیون ها دلار به هر دو طرف خسارت وارد شد. واقعا قدرت تخریب پهلوی طلب های کثافت بیشتر از بمب اتم است.
    رضا پهلوی و سران پهلوی طلب ها باید بخاطر شرکت در کودتای نافرجام نوژه محاکمه شوند

  31. م.م :گفت

    نیما لایک… نویسنده جوک جالبی گذاشته بود خندیدیم … عرب و تاریخ…هر هر هر هر

  32. م.م :گفت

    ریدی… آبم قطه :-):-):-)

  33. ahad@yahoo.com :گفت

    اگر عرب ها در امارت یبوست بگیرند، فارس ها به چه وضعی می افتند؟ من یقین دارم که فارس ها از گرسنگی خواند مرد فارس ها بصورت عشیره ای ریخته اند روی عن عرب ها در امارات، دارن خودشان را خفه میکنند. اما چنین بنظر می رسد که عن عرب ها سوء هاضمه دارد بخاطر اینکه فارس ها بعد از خوردن عن عرب ها، بطرف همه پارس می کنند.

  34. ahad@yahoo.com :گفت

    اگر از زبان فارسی ضمیرها، بودن، شدن، کردن و لغات ترکی مثل آقا، خانم، چاپ، تومان، گمرک، بشقاب، اتاق…. را منها کنیم، باقی لغات آن عربی هستند و به جرات میشود گفت که زبان فارسی همان عربی شکسته است.. دولت ایران تعلیم زبان عربی را در کل مدارس از دورۀ اول راهنمائی تا ختم دانشگاه را اجباری کرده تا زبان بی بار و فاقد ارزش تکلم فارسی را کمی بهتر کند

  35. gvhzg@yahoo.com :گفت

    نانچه منابع تاریخی حکایت می کند زرتشت ( شتر بد ریخت ) 500 سال قبل از میلاد، و یا 2000 سال قبل از میلاد و حتی 6000 سال قبل از میلاد شاید در بین النهرین، شاید در کردستان، شاید در آذربایجان، شاید در سیستان، شاید در بلخ و شاید هم در شمالغرب هند بدنیا آمده است و تاریخ مرگ و محل دفن اش هم بر کسی معلوم نیست. حالا ذهن هر انسان جویا و حقیقت طلب به این سوال معطوف میشود که آیا این فاصله زمانی بسیار طولانی و مکان های بسیار دور از همدیگر خود بهترین دلیل بر افسانه ای بودن شخص زرتشت نیست.

  36. ghfh@yahoo.com :گفت

    اثیراخسیکتی از فارس های افراطی در مدح قزل ارسلان ترک می گوید

    ای کمینگاه فلک ابروی تو / آبروی آفتاب از روی تو
    جای جانها گوشه شبوش تو / دام دلها حلقه گیسوی تو
    بر سر کوی غمت بر تا «اثیر» / های هویی می زند بر بوی تو
    کم نگردد رونق حسن تو هیچ / گر بیفزاید سگی در کوی تو

  37. had@yahoo.com :گفت

    فارس ها عادت دارند که همیشه با کیر دیگران داماد شوند
    بچند نمونۀ با » کیران دیگران داماد شدن » فارس ها در زیر توجه کنید

    1. پیامبر اسلام، فارس بود چون قریش معرب کورش است

    2. باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در اصل اهل بوشهر است بخاطر اینکه اوباما یعنی آب با ما و همچنین رنگ پوست اوباما مثل مردم بوشهر سیاه است

    3. رفت و آمد ایرانی ها به کرۀ ماه با قالیچه های پرنده در زمان کورش

    4. سلمان پارسی 350 سال عمر کرد

    5. حضرت علی آریائی بود اما حضرت عمر آریائی نبود

    6. کعبه را ایرانی ها ساخته اند

    7. افغانستان مال ایرانی هاست بخاطر این که در زمان سلسلۀ غزنویان افغانی ها نزدیک به صد سال بر ایرانی ها حکومت کردند.

    8. شعرهای ابونواس از زبان فارسی تاثیر گرفته است!!! اصلاٌ در زمان ابونواس، زبان فارسی وجود نداشت.

    9. نیشاپور یا همان ابرشهر پایتخت مدرن ساسانیان با ساختمان های بسیار عظیم سنگی بود که در جهان همتا نداشت و اگر امروز خشتی از آن همه ساختمان های عظیم سنگی پیدا نیست، مقصر عرب ها هستند که همۀ آنها را پودر کرده و از بین برده اند!!!

    10. عراق مال فارس هاست چون عراق از ریشۀ اراک است

    11. مسلمانان شیعه آریائی هستند ولی مسلمانان سنی آریائی نیستند

    12. علت شکست ایران از عرب ها، ترسیدن فیلهای ایرانی از شترهای اعراب بود!!

    13. مردم شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، کرمان و کازرون در جنوب ایران فارس نیستند بخاطر اینکه رنگ پوست شان سیاه و شبیه آفریقائی ها هستند.

    14. اسکندر مقدونی فارس بود.

    15. هزار سال قبل از میلاد در باکتریا واقع در شمال افغانستان نسخۀ اصلی بایبل ( انجیل ) افغانی بدست زرتشت نوشته شده بود، بوسیلۀ چنگیز خان سوزانده شد».

    16. لسان اهل الجنه عربی و فارسی است و ملائکه اسمان چهارم به لفت فارسی تکلم می کنند.

    17. ابن مقفع ده ها کتاب را از » زبان پهلوی » به زبان عربی ترجمه کرده است!!!

    در سال 1840 اوژن فنلاندن استاد نژاد تراش و قصه نویس معروف، هخامنشیان را پدر خوانده برای فارس های مجهول الهویه انتخاب کرد و برای اولین بار از زبان پهلوی نام برد. بدون اینکه معلوم کند خط پهلوی چیست، از کجا آمده و مورد مصرف آن چه بوده است. بعد دیوید نیل مکنز لغات نامۀ » زبان پهلوی » را نوشت. بعد نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در یک حرکت هماهنگ شایعه انداختند که ابن مقفع ده ها کتاب را از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده است.

    18. در هزارۀ دوم و اول قبل از میلاد کشورهای آسیای مرکزی مسکن هندواروپایی ها بوده اما در قرن ششم و هفتم این مناطق تحت اشغال تورکان در آمده و مردم این مناطق را تورکی ساختند.؟؟؟!!! ا
    مسئله اینجاست که ترک ها قرن های متمادی به روس ها به ارمنی ها، به یونانی ها، به چینی ها، به هندی ها، و به فارس ها حکومت می کردند پس چرا آنها را ترکی نساختند؟

  38. ghfh@yahoo.com :گفت

    فارس ها سگ وار در جلوی ترک ها دم تکان می دهند. به چند نمونه از دم تکان دادن های سگ وار فارس ها در زیر توجه کنید.

    اثیراخسیکتی از فارس های افراطی درمدح قزل ارسلان میگوید

    ای کمینگاه فلک ابروی تو / آبروی آفتاب از روی تو
    جای جانها گوشه شبوش تو / دام دلها حلقه گیسوی تو
    بر سر کوی غمت بر تا “اثیر / های هویی می زند بر بوی تو
    کم نگردد رونق حسن تو هیچ / گر بیفزاید سگی در کوی تو

    در زمان شاه عباس صفوی، شاعری اصفهانی از فارس های افراطی مورد توجه شاه بوده وشاه عباس وی را در سفر شکار همراه خودش می برده است، لاکن مدتی توجه و عنایتی به وی نداشته است. شاعر از این بی توجهی شاه نسبت به خود پریشان خاطر شده جهت جلب نظر شاه عباس بیت زیر را می سراید

    “سحر آمدم به کویت / به شکار رفته بودی
    تو که سگ نبرده بودی / به چه کار رفته بودی”!!!

    جامی از فارس های افراطی برای دریافت کردن استخوان از سلطان محمود غزنوی میگوید

    هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی
    شد سگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن
    تا بداند هر که بیند، / کز سگان کوی تست

    فخرالدین عراقی هم می گوید:

    بگذار که بگذرم بکویت یکدم ز سگان کویم انگار
    بگذاشتم این حدیث کز من دارند سگان کوی تو عار
    پندار که مشت خاک باشم زیر قدم سگ درت خوار

    زیبائی و شهامت ترک ها

    از نظر مُعِزّی شاعر قصیده سرای مشهور ایران

    (امیرالشعرا ابو عبدالله محمد بن عبدالملک برهانی نیشابوری)

    این شوخ سواران که دل خلق ستانند
    گویی ز که زادند و به خوبی به که مانند
    ترک اند به اصل اندر و شک نیست و لیکن
    از خوبی و زیبائی، خورشید زمانند
    میران سپاهند و عروسان وثاقند
    گردان جهانند و هژبران دمانند
    مشکین خط و شیرین سخن و غالیه زلفند
    سیمین بر و زرین کمر و موی میانند
    شیراند به زور و، به هنر گرچه غزالند
    پیرند به عقل و به خرد، گرچه جوانند
    چون راحت روح اند چو با ساغر راح اند
    چون حصن حصین اند چو بر پشت حصانند

  39. fxdf@yahoo.com :گفت

    استوانۀ منشور حقوق بشری
    منتسب به کورش

    در سال ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال کاوش‌های گروه انگلیسی در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه در شهر باستانی بـابِـل در بین‌النهرین استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی کـلدانی به نام « هرمز رسـام » پیدا شد تحقیقات اولیه نشان می‌داد که گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشته‌هائی به خط و زبان بابلی در برگرفته است و متعلق به فرمانروای بابِـل است ولی بعد از دوسال تحقیق به این نتیجه رسیدند که این گل نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به دستور کورش تحریر شده است.. این استوانه امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.
    حالا چرا بعد از دو سال تحقیق آن را به کورش نسبت داده اند، بعنوان سوال میماند ولی واقعیت های هست که نمی شود انکارش کرد. این استوانه در شهر بابل که پایتخت کشور بابل بوده، به دست کاتبان و تاریخ نویسان بابلی و به خط و به زبان بابلی تحریر شده و در همان جا ( در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ) نیز پیدا شده است. سنت تاریخ نویسی قبل از حمله کفتار وار کورش حدود دوهزار سال در بابل رواج داشته. صنعت و فن ساخت چنین کتیبه‌های استوانه‌ ای متعلق به مردم بابل است با اینکه نمونه‌های فراوانی از آن با همان محتوا و مضامین در بابل پیدا شده در مقابل هیچ نمونۀ مشابه آن چه قدیمیتر و یا جدیدتر که متعلق به سرزمین مثلآ پارس باشد، تاکنون پیدا نشده است.
    بنا به مندرجات عهد عتیق، کورش مجری و برآورد کنندۀ یک‌ آرزوی ویرانگر قدیم بود. آنجا که به نقل از خدای بزرگ یهودیان که دست راست کورش را گرفته و او را منصوب و منتخب خود نامیده، آمده است: «من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد. نسل بابلیان را ریشه‌کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند. بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند. با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هر چه دارد از بین برود (کتاب اشعیا، باب ۱۴، بند ۲۲ و ۲۳؛ باب ۴۴، بند ۲۸؛ باب ۴۵، بند ۱ و ۱۴)»؛ «پس از هفتاد سال، سلطان بابل و قوم او را بخاطر گناهانشان مجازات خواهم نمود و سرزمین ایشان را به ویرانه‌ای ابدی تبدیل خواهم کرد (کتاب اِرمیا، باب ۲۵، بند ۱۲)». این روایت به قتل و غارت کشور بابل به دست کورش و نیزه اندازهایش اشاره میکند که با ابزارهای عقلی و فنی یهودیان عملی شد.
    کورش با نیزه اندازهایش تمدن درخشان «بابل» را برای همیشه از بین برد و تعداد مردانی که در زمان کورش به دست او و نیزه اندازهایش کشته و معلول شدند، شمار زنان و اطفالی که بیوه و یتیم و بی‌خانمان و ربوده شدند، میزان اموالی که به غارت رفت، هزینه‌هایی که از دسترنج مردم بینوا تأمین شد و بر دوش آنان تحمیل گردید، خسارت‌هایی که به اقتصاد و کشاورزی و بازرگانی و پیشه‌ها وارد آمد، زمین‌های سوخته و ویرانی که بر جای ماند، و آسیب و رنجی که به جسم و روح و به فرهنگ و تمدن و آینده بشریت رسید، غیر قابل محاسبه و تخمین است.
    برای نمونه از سنت قدیم و درخشان تاریخ نویسی بابلی مراجعه کنید به منشور مشهور 300 ماده ای حمورابی عادل در 3300 سال قبل. گزیده ای از بخش‌های آغازین و پایانی منشور حمورابی عادل به شرح زیر است:

    I. منم حمورابی، سلطانی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان بیاورم، تا عدالت و انصاف را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید.

    II. منم حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه دنیا گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که معبد اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد.

    III. منم حمورابی، سلطان چهارگوشه دنیا، سلطان بابل، سلطان توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید.

    IV. منم حمورابی، سلطان کبیر، من چوپان مردمی بودم که مردوک آنان را به من سپرده بود، من سرزمین‌های آرام برای مردم فراهم ساختم، من بر مشکلات بزرگ پیروز شدم، من عدو را ریشه‌کن کردم، من محاربه را کنار نهادم، من به همه سرزمین‌ها آسایش ارمغان کردم، من کاری کردم تا همه مردم در دوستی و صلح زندگی کنند، من اجازه ندادم کسی مردم را آزار دهد و برنجاند و بترساند، سایه مهربان من بر فراز شهر گسترده شده است.

    V. من ملل سومر و بابل را در آغوش خود گرفتم، آنان را به سوی خوشبختی رهنمون کردم، من همیشه و همواره در صلح و آشتی بدانان فرمان راندم، من همه مردم را در پناه علم خود قرار دادم، من اجازه ندادم تا قوی بر ضعیف ظلم کند و زور گوید، من اجازه ندادم تا کسی به طفل یتیم یا زن بیوه ظلم کند.

    VI. من حمورابی هستم، سلطان عادل، موسس قوانین، مجری عدالت، من سلطانی هستم که به مظلوم عدالت می‌بخشد، بگذارید هر ظلم دیده ای که ادعایی دارد به نزد من بیاید، من قلب مردوک را شاد کردم، من قلب مردوک را از خود خوشنود کردم، برای همه روزهایی که خواهند آمد، برای همیشه

  40. fxdf@yahoo.com :گفت

    من مثل سگ از سرودن شاهنامه پشیمانم

    سرودن شعر حرفۀ من بود نه طرز تفکر آن. هر کسی که گاو نباشد، می پرسد که من این همه اطلاعات را از کجا آورده ام. افراد بخصوصی قصه های مورد نظرشان را با مقداری استخوون در اختیارم قرار می دادند و من هم آن قصه ها را بصورت شعر در می آوردم. بهر حال، در اواخر عمرم از سرودن شعرور نامه بخاطر قطع شدن جیره ام، مثل سگ پشیمان شدم، و برای روشن شدن مطلب شعری زیر را سرودم:

    از آن نامور نامداران شهر / علی دیلمی بودلف راست شهر
    که همواره کارم به خوبی روان / همی داشت آن مرد روشن روان
    ابونصر وراق بسیار نیز / بدین نامه از مهتران یافت چیز
    حسین قتیب است زآزادگان / که از من نخواهد سخن رایگان
    ازویم خور و پوشش و سیم زر / از او یافتم جنبش و پای و پر
    نی ام آگه از اصل و فرغ و خراج / همی غلطم اندر میان دواج

    بعدها برای جبران گه خوری هایم، داستان یوسف و زلیخا را که از آن به عنوان توبه نامه ام یاد می شود،سروده ام. نمونه ای از اشعارم در یوسف و زلیخا

    به نظم آوریدم بسی داستان / ز افسانه گـــــفته باســــتان
    ز هر گونه ای نظم آراستم / بگفتم درو هر چه خود خواستم
    اگرچه دلم بود از آن بامزه / همی کاشتم تخم رنج و بزه
    از آن تخم کشتن پشیمان شدم / زبان را و دل را گره بر زدم
    نگویم کنون نامه های دروغ / سخن را به گفتار ندهم فروغ
    نکارم کنون تخم رنج و گناه / که آمد سپیدی به جای سیاه
    دلم سیر گشت از فریدون گرد / مرا زان چه؟ کو ملک ضحاک برد؟
    ندانم چه خواهد بدن جز عذاب / ز کیخسرو و جنگ افراسیاب
    برین می سزد گر بخندد خرد / زمن خود کجا کی پسندد خرد؟
    که یک نیمه عمر خود کم کنم / جهانی پر از نام رستم کنم؟
    دلم گشت سیر و گرفتم ملال / هم از گیو و طوس و هم از پور زال
    کنون گر مرا روز چندی بقاست / دگر نسپرم جز همه راه راست
    نگویم دگر داستان ملوک / دلک سیر شد زآستان ملوک
    دوصد زان نیارزد به یک مشت خاک / که آن داستانها دروغ است پاک

    با توجه به بیت اخرم، کلآ ارزش شاهنامه از یک مشت خاک هم کمتر است. بشاشید توش.

  41. fxdf@yahoo.com :گفت

    نژاد تراش ها و زرتشت تراشی

    چنانچه منابع تاریخی حکایت می کند زرتشت ( شتر بد ریخت ) 500 سال قبل از میلاد، و یا 2000 سال قبل از میلاد و حتی 6000 سال قبل از میلاد شاید در بین النهرین، شاید در کردستان، شاید در آذربایجان، شاید در سیستان، شاید در بلخ و شاید هم در شمالغرب هند بدنیا آمده است و تاریخ مرگ و محل دفنش هم بر کسی معلوم نیست. حالا ذهن هر انسان جویا و حقیقت طلب به این سوال معطوف میشود که آیا این فاصله زمانی بسیار طولانی و مکان های بسیار دور از همدیگر خود بهترین دلیل بر افسانه ای بودن شخص زرتشت نیست. نظر چندتا زرتشت تراش را در زیر باهم می خوانیم.

    1. کنت می نویسد ” زبان کتیبه های هخامنشی زبان فارس هاست که زرتشتی بودند و اوستا می خواندند. اوستا متعلق به پیامبری است که در بلغ و خراسان ظهور کرد ولی کتابش را را به زبان مادی نوشته است که شباهتی به زبان کتیبه ها ندارد ”
    کسی نمی داند که زبان مادی چیست چون نه فقط کلمه و حرفی به زبان مادی یافته نشده بلکه حتی کسی نمی داند که ماد ها در کجا می زیسته اند پس کنت از کجا می داند که زبان اوستائی شبیه زبان مادی است؟ اگر مرکز مادها در نواحی کردنشین کنونی بوده است پس چرا زبان کردها به زبان کتیبه های هخامنشی و به زبان اوستا شبیه نیست؟
    2. علی اصغر حکم می نویسد « کوه خواجه در سیستان محل مرابقه و انتظار مردم بوده است نه بخاطر اینکه در انجا فقط ظهور ” سوشیانس ” را انتظار داشته اند بلکه از ان سبب است که زرتشت خود نیز در انجا زندگی می کرده است. »، ( تاریخ ایران بر اساس مدارک باستان شناسی، ص 113 )
    3. تفضلی ” کتاب دینی زرتشتیان اوستا نام دارد بدین جهت زبانی را که این کتاب بدان نوشته شده است اوستائی نامیده اند. جز کتاب اوستا هیچ اثری دیگری به این زبان پیدا نشده است. در خود اوستا اشاره ای به نام اصلی این زبان نشده است و حتی کلمۀ اوستا نیز در متون اوستائی نیامده است”
    4. جواد مفرد گهلان مینویسد، » یکی از القاب زرتشت ون جوت بیش یعنی درخت رنجزدائی است. این اسم از آنجا حادث شده است که مقر فرمانروائی زرتشت منطقۀ انگور خیز ( هوم خیز ) مراغه یا همان رعه زرتشتی در جنوب شرقی دریاچۀ ارومیه بوده است. »
    5. هاشم رضی زرتشت شناس می گوید: » در باره شناخت درست زمان زرتشت نمی توان داوری درست و حسابی کرد. علما از قدیم الایام تا به امروز تاریخ هائی یاد کرده اند که اندازه میان آنها تا شش هزار سال اختلاف دارد.» ( راهنمای دین زرتشتی، هاشم رضی، تهران، انتشارات فروهر، ، ص 2 )
    6. پریطوی راج Prithvi Raj در کتاب( 19000 years of world history ) 19 هزار سال تاریخ دنیا معتقد است که زرتشت متولد شمالغرب هند است نه بین النهرین ( ( Mesopotamia.
    7. بهار مینویسد ” خط اوستائی در زمان ساسانیان اختراع شده است و تا ان زمان متون اوستائی سینه به سینه میرسیده است
    اگر اوستا را در قرن ششم میلادی نوشته اند، پس آن اوستائی دیگر که بر روی 1200 پوست گاو نوشته بودند و اسکندر مقدونی آتش زد، چی بود؟
    8. دکتر اردشیر خورشیدیان در رابطه با اینکه چگونه می توان ثابت کرد که زرتشت در چه سالی متولد شده یا در چه سالی به پیامبری رسیده، میگوید. روز دقیق تولد هیچ پیامبری مشخص نیست. بین فرقه های مختلف مسیحی بین روز تولد حضرت مسیح(ع) پنج روز اختلاف است. در مورد روز تولد حضرت محمد(ص) هم اینچنین است. در مورد تاریخ دقیق تولد زرتشت هم در بین زرتشت شناسان اختلاف نظر وجود دارد وگرنه در بین پیروان زرتشت اختلافی نیست و همه زرتشتیان دنیا تاریخ تولد زرتشت را روز ششم فروردین ماه 1768 سال قبل از میلاد می دانند. ( پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، انتشارات فروهر، چاپ 2، ص 16ـ 17 )
    حالا پنج یا هفت روز کجا و شش هزار سال کجا! خیلی فرق است! چند روز اختلاف در تولد شخصی، مشکل ایجاد نمی کند اما کسی که نمی دانیم سه هزار سال قبل متولد شده یا نه هزار سال قبل، نمی توانیم هیچ حرف و هیچ تاریخی را به او با اطمینان خاطر نسبت بدهیم. پس دانستن تاریخ حیات یک پیامبر هرچند بصورت تقریبی خیلی اهمیت دارد..
    اگر فرض را بر آن بگیریم که واقعآ زرتشتی وجود داشته و عده ائی هم 3 هزار سال قبل یا دو هزار پانصد سال قبل از جنوب سیبری به جنوب ایران ( مثل سیاهپوست های بندعباس، چهاربهار، بوشهر و آبادان) مهاجرت کرده اند. در آنصورت ظهور زرتشت قبل مهاجرت آریائی ها به جنوب ایران بوده است.

    اختلاف در تاریخ حیات، از چند صد سال قبل از میلاد تا چندین هزار سال قبل از آن است!! همچنین اختلاف در ذکر مکان و محل حیات او از دورترین نقاط شرق تا دورترین نقاط غربی این سرزمین، به اندازه ای است که هـیچ راهی برای تشخیص آن نیست!! گذشته از ایـنها، او چه پیامبری بوده که در تاریخ، هیچ اثر، نشان، یادی از خاندان پدری و یا مادری او، بلکه از نسل و بازماندگان او بر جا نمانده است؟!! آن هم با آن همه تاریخ نویسـانی که ادعا میکنند مثلآ آریائی ها داشته اند! آیا آن همه مورّخ نمی فهمیده اند که زمان و مکان و نسل و تباراین موجود خیالی(زرتشت) چه و کدام بوده اند؟!!

    ما در کتب تاریخی تا کنون ندیده ایم که شخصی معروف باشد و بیش از چند سال در تاریخ ولادت و درگذشت او؛ بیـش از چند فرسنگ، درمورد محل و مکان حیات و تبلیغات او ؛ و بیش از یک یا دو واسطه در بیان خاندان و نسب و پدران و نسل و بازماندگان او، با ابهامی مواجه شده باشیم !! پس بیش از حد بودن این اختلافات درمورد زرتشت، ازمحکم ترین دلایل بردروغی، افسانه ای، ساختگی و خیالی بودن اوست!

  42. fxdf@yahoo.com :گفت

    از یه ترک می پرسند، چرا بخودت میگی عرب؟ میگه
    رفتم دبی، دیدم فارس ها بصورت عشیره ای ریخته اند روی عن عرب ها، دارن خودشان را خفه کی کنند بهمانخاطر تصمیم گرفتم بخودم بگویم عرب تا همه فکر کنند که فارس ها عن منو هم میخورند.

  43. fxdf@yahoo.com :گفت

    از فارس افراطی می پرسند، ارزش یه فارس را چگونه می شود تعیین کرد؟ میگه به دو طریق زیر،

    I. روی عن عرب ها در امارات. در امارات عرب ها میرینند و ما فارس ها هم بصورت عشیره ای ریخته ایم و داریم خودمان را خفه می کنیم.

    II. در جلوی دفاتر سازمان ملل که مثل کرم بخود می لولیم تا کسی دستی به سرمان بکشد و بگوید تو پرشین منی. واقعآ هر کسی نان عقل خودش را میخورد. عقل ما فارس ها بیشتر از این قد نمی دهد.

  44. ahad@yahoo.com :گفت

    اخیرآ فریدون جنیدی از فارس های ابله 30 هزار بیت از شاهنامه را حذف کرده و گفته است که این اشعار شرم آور از فردوسی نیستند! با این حساب باید قبول کرد که اشعاری به شاهنامه اضافه شده است حالا 50 هزار بیت، 40 هزار بیت شصت هزار بیت معلوم نیست اما سوال اینجاست که چه کسی صلاحیت تشخیص آن را دارد که کدام قسمت از شاهنامه از فردوسی است و کدام قسمت آن از فردوسی نیست؟ شاید همان 30 هزار بیتی که فریدون جنیدی حذف کرده از فردوسی باشد و 30 بیت دیگر از فردوسی نباشد

  45. ahad@yahoo.com :گفت

    از فارس افراطی می پرسند، بنظر شما چرا فارس ها اینقدر با زن و بچه به دبی و آنکارا میروند و اصلا سری به دوشنبه، پایتخت تاجیکستان یا به شهر هرات در افغانستان نمی زنند؟ میگه به دو دلیل زیر،

     اولآ – تاجیک ها در تاجیکستان و در هرات با صدقۀ سر کشورهای عربی روزشان را به شب میرسانند در نتیجه رفتیم آنجا که چکار کنیم. تاجیک ها که گه تر از ما فارس ها هستند

     دومآ – از گذشته های دور، نیاکان ما عادت داشتند که کس خواهر و مادر خودشان را با کیر عرب ها و ترک ها بکنند. حالا ما ادامه دهندگان راه آن عزیزانمان هستیم هر چند که هر کی ما را میبیند حالش بهم میخورد. چکار کنیم فارسیم دیگه.

  46. ahad@yahoo.com :گفت

    زبان فارسی زبان بشو نیست

    اکبر شاه مغول که از وی به عنوان بزرگترین پادشاه در تاریخ هند اسم برده می‌شود، گسترۀ حکومتش از شهر قندهار در مغرب تا شهر داکا در بنگلادش در مشرق و از کشمیر در شمال تا سرحد شهر احمدنگر در جنوب امتداد داشت. او برای ایجاد وحدت ملی بهارات را به هندوستان تغییر اسم داد و زبان اردو را با اندکی لغات من در آوردی راه انداخت و بعد مذهبی جدیدی هم به اسم مذهب» آلهی » ایجاد کرد که معجونی بود از کارواکا، هندو، اسلام، سیک، مسیحیت، در دین » الهی » نفس پرستی، شهوت، اختلاس، نیرنگ، افترا، ظلم، ارعاب و غرور را نهی می‌کرد. کشتن حیوانات را عملی قبیح می‌شمرد. تقوا، ایثار و نجابت را اصول کار خود قرار داده بود.

    بعد از چند قرن حکمرانی مغول ها در هند، زبان اردوئی را که اکبر شاه با اندکی لغات من درآوردی راه انداخته بود به اسم هندی تغییر دادند و گفتند زبان هند و اروپائی. ( Indo – European ) حالا نه شبه سیاهپوست های هند شبیه اروپائی ها هستند و نه زبان اردو بیش از چند قرن عمر دارد.

    بهرحال، این گونه افکار و خیالات نوظهور در دربار اکبرشاه در هند موجب گردید که فارس های مجهول الهویه در ایران به هوس اختراعات عجیب و غریب افتاده و هرج و مرجی در عقاید بوجود آید. چند نفر فارس ابلهی که معلومات اندکی از حکمت مشایی، اشراق و لغت داشتند کتاب های بی اساسی بنویسند که یکی از آن ها کتابی است به اسم » دساتیر » تالیف و ساختۀ شخصی ناشناس که خود را ملا فیروز نامیده است. او تاریخی بی اساس و حرف های بی معنی و آمیخته به اصطلاحات فلسفی من درآوردی به اسم گروهی از پادشاهان و پیامبران ایران باستان که وجود خارجی نداشته اند وضع کرده است. به دنبال آن در طی سده های یازده، دوازده و سیزده هجری کتاب های دیگری نیز مانند شارستان، آیین هوشنگ و دبستان المذاهب با لغات من درآوردی پشت سر هم پدید آمدند و در نتیجۀ آن برخی از لغت نامه نویسان ایرانی مانند حکیم محمد حسین متخلص به برهان فریب این کتاب ها را خورده و پا در دام آن ها نهاده و یاوه گویی های آنها را به اسم لغت های واقعی در یکی از مشهورترین لغت نامۀ فارسی یعنی برهان قاطع وارد نمود و آن را در سال ١۰۶۲ ق منتشر کرد. این لغات من در آوردی بعد رفته رفته وارد ادبیات ایران شد و در اشعار نیمچه شاعرانی چون شیبانی و ادیب الممالک فراهانی داخل شد و قسمت های نادرست تاریخی دساتیر نیز در کتاب های چون بستان السیاحۀ، ناسخ التواریخ و نامۀ خسروان داخل گردید.
    از آن تاریخ به بعد بر اساس این خرافات لغوی و افعال و ترکیبات ساختگی و شیوۀ سست سبک جدیدی نیز بوجود آمد که نمونه ای از آن هنوز هم در بین فارس های مجهول الهویه رایج است و آن همان » فارسی سره » است و حتی مردی ابلهی از آن گروه در سدۀ سیزدهم گلستان سعدی را به فارسی سره تحریر کرد و به خیال خود شق القمر کرده و فارس ها حتمآ صاحب زبان خواهند شد.
    بطور خلاصه باید گفت که هیچ کتابی بعد از کتاب دساتیر، به اندازۀ کتاب » برهان قاطع » با آن لغات من در آوردی و زمخت اش فارسی های مجهول الهویه را گیج نکرده است.
    پاورقی
     کلمۀ اردو ترکی است به معنی قشون

     کلمۀ » هند » در شعرور نامۀ فردوسی آمده است. به احتمال زیاد فردوسی در زمان سلطان محمود غزنوی نمی زیسته ولی سفارش دهندگان شاهنامه عمدآ زمان قصه های شاهنامه را چنین تنظیم کرده اند

  47. ahad@yahoo.com :گفت

    تاریخ ساختگی ایران، فارس های مجهول الهویٍه
    و ناصرپورپیرار

    ناصر پورپیرار در تحقیات اش ثابت می کند که آنچه که امروز با عنوان سابقۀ تمدنی سه سلسلۀ ( هخامنشی، اشکانی و ساسانی ) می شناسیم قصه ها و افسانه های تاریخی اند و بعد از هجوم نیزه اندازهای هخامنشیان که با حکومت خشایار شاه ختم می شود، جغرافيائی كه با عنوان شرق ميانه از آن ياد ميكند خالی از سكنه و هر گونه نشانه‌های سكونت و تمدن بوده است. پوربيرار با استناد به منابع مكتوب قديمه از جمله “عهد عتيق” دربارۀ نیزاندازهای هخامنشيان آراء ديگری عرضه می‌دارد و آراء خويش را به بوتۀ نقد و تطبيق با آثار باستانی و كتيبه‌ها ميزند و حقايق حاصل از اين نقد و بررسی او بسيار دقيق‌تر، عالمانه‌تر و مسئولانه‌تر از تحقیقات عرضه شده تا به امروز است. پورپيرار كوروش و نیزه اندازهایش را نه برخاسته‌ از» انشان » بلكه براساس داده‌های تورات كه قديمی ترين و دقيق‌ترين منبع باقی ‌مانده از آن عصر است چادرنشینان دوره گرد و گردنه بند می داند که توسط یهود کرایه شده اند برای نجات قوم يهود از اسارت در بابل. کورش و نیزه اندازهایش با کمک های عقلی و فنی یهود به بابل هجوم می آورند، آنجا را ويران میکنند،
    اسیران یهود در بابل را آزاد میکند، ثروت توقيف شدۀ آنان در بابل را به اورشليم باز می گرداند و معبد يهود در اورشليم را باز سازی میکند،

    پورپيرار معتقد است كه بعد از تسلط نیزه اندازهای هخامنشيان و يهود بر ملل ساكن منطقه، ملل مغلوب در پی رهائی خويش از زير سلطۀ يهود و نیزه اندازهای هخامنشی بر می آیند و طرح قيام عمومی بر عليه اين استيلا گران را می ریزند اما يهوديان پيش‌دستی كرده و با کمک نيزه اندازه های هخامنشی تمامی اين اقوام و ملل را سركوب و تدريجاً نابود می کنند و اين واقعه با عنوان “عيد پوريم” در كتاب استر از كتب عهد عتيق، بازگوئی كامل شده است. البته تمامی اين بحث‌ها در كتب مذكور ( دوازده قرن سكوت) به صورتی بسيار مفصل و قدم به قدم طرح و تحقیق شده، همراه با نقد تطبيقی منابع و بخصوص استنادات باستان شناسی. مؤلف دوازده قرن سكوت معتقد است كه بعد از اين واقعه‌‌ هستی اقوام منطقه رو به افول و نابودی گذاشته و يك خلأ تاريخی وحشتناك به وجود آمده كه آنرا با قصه‌های تاريخی و سلاطین و حكومت‌های کاذب پر كرده‌اند علی الخصوص با دو سلسله اشكانی و ساسانی كه تحقیقات باستانشناسی به هيچ وجه وجود تاريخی آنها را اثبات نمی‌كند و اين خلأ تاريخی با ظهور اسلام و آغاز مهاجرت دو قوم عرب و ترك، دوباره حيات بشری در اين منطقه جان می گیرد.
    مهاجرتهای تمدن سازی كه نژاد تراشان با پادوهای داخلی شان از آنها با عنوان تهاجم‌های تمدن براندازانه ياد می كنند بدون اينكه حتی صحفه‌ائی و برگی از آن آثار تمدنی موهوم در تحقیقات عالمانه عرضه كنند!. اين خلأ تاريخی دوازده قرنی را يافته‌های باستانشناسی به طرز شگفت‌انگيزی اثبات می کند و از اين 12 قرن سكوت يا به خيال نژاد تراشان قصه باف از اين 12 قرن شكوه!! اثر درخشان تمدنی حتی سكه‌ائی قابل شناسائی باقی نمانده است. سکه ای که به طور مشخص، مثلا با تحریر، تصویر و کدهای شناسایی مخصوص بتوان به آنها نسبت داد، وجود ندارد. چند سکۀ یک روی بسیار ابتدائی و بی ارزش را بدون دلیل به عصر نیزه اندازهای هخامنشی نسبت می دهند که خود تنگ دستی نژاد تراشان را جار می زند.

    همانگونه كه گفته شد محقق با تحقیقات دقيق يافته‌های باستانی از تمدنهای ما قبل » نیزه اندازهای هخامنشی” را در نهايت ترقی هنری و صنعتی می يابد اما با رسيدن به عصر نیزه اندازهای هخامنشی ديگر هيچ اثر تمدنی و صنعتی قابل عرضه‌ائی يافت نمی‌شود تا چند قرن بعد از ظهور اسلام و تازه آثار صنعتی و هنری كه سفالگر و صنعتگر دو قرن بعد از اسلام شروع به پديد آوردن آنها می‌كند چنان ناشی و هنر و صنعتش چنان ابتدائی است كه از نظر غنای هنری و صنعتی بس فقير‌تر و ضعفيفتر از آثار تمدنی ما قبل » نیزه اندازهای هخامنشی” است و پورپيرار اولين كسی است كه اين سؤال را با چنان جديتی پی‌ می گيرد كه بر سر آن همه تمدن های درخشان چه آمده است كه هنرمند و صنتعگر و سفال‌ساز دويست سال پس از اسلام هيچ شناختی از آن همه صنعت و هنر و آثار تمدنی ندارد چرا كه اگر می داشت طبعاً بايد وارث آن هنر و تمدن می بود و آثار دست ساخته‌اش هنرمندانه‌تر از اين می ‌بود. چه بر سر آفرينندگان و صاحبان اين آثار درخشان كه خبر از وجود تمدن هائی بس مترقی می دهند آمده كه سفال ساز و صنعتگر قرن سوم هجری هيچ اثری از خصوصیات آن همه آثار تمدنی من جمله سفال را در دست ساخته‌های خويش منعكس نمی كند و اين نيست جز به دليل اينكه صنعتگران قرن سوم هجری هيچ اطلاعی از آن تمدنها و آثار تمدنی نداشته و اين بی خبری منطقاً اتفاق نمی‌افتد مگر اينكه ركود و فاصلۀ انحطاطی ما بين اين دو بوده باشد، اين است كه پورپيرار طراح و مدافع دكترين 12 قرن سكوت است كه با ظهور نیزه اندازهای هخامنشيان آغاز و با ظهور اسلام و مهاجرت اقوام عرب و ترک به اين سرزمين پايان می‌يابد و در تحقیقات اش چنان دقيق و موشكاف است كه هيچ صاحب قلمی تاكنون اين دقت و تعهد نبوده است. طراح چنين دكترينی منطقاً به اين نتيجه می‌رسد كه تاريخی كه به خوردما می دهند سرشار از جعل و کذب است و تحقیقات چند موارد از اين جعليات و به خصوص جعل كتيبه‌ و ابنيه در اطراف شيراز به اثبات جعلياتی حقيقتاً تكان دهنده انجاميده است كه خشم و تأثر هر انسان عاقلی را بر می‌انگيزد.

    در اولين نگاه شايد آراء ناصر پورپيرار بسيار تكان دهند و غير قابل باور به نظر بيايد چرا كه تمام تصورات تاريخی كه تاكنون و عمدتاً اروپائيان يهودی ساخته و در اذهان ما قالب كرده‌اند را در هم می‌ريزد و بسی بغرنج به نظر می رسد اما برای كسی كه تعصبات ابلهانۀ كورش نیزه انداز نكرده باشد و بی‌هيچ گونه پيش‌داوری و با دقتی مسوولانه محققانه كتابها و آراء او را خوانده و تحقیق كند، مجهولات بسياری گشوده خواهد شد و نيز حقايق بسياری آشكار خواهد شد و نادانسته‌ها و ناگفته‌های بس تامل برانگيز بسيار. اما دريغ كه در اين اوضاع وانفسا كسی را آن دغدغه و تعهد نيست كه جوينده‌ای چنان باشد و هر كسی سرگرم تعصبات كهنه و توهمات خويش است تعصبات و توهماتی گاه بسيار ابلهانه و لجاجت‌آميز، دريغ از ساحت مقدس خرد و آدم حقيقتاً نمیداند چه كند در برابر اين بلاهت‌های كهن مثلاً اظهارات استاتید تاريخ در دانشگاههای معظم كه “اساتيد وقت خواندن اين همه كتاب ها را ندارند و ناصر پورپیرار کمونیست است
    پاورقی
     ( انشان، حوزۀ فارس کنونی قبل از به قدرت رسیدن نیزه اندازهای هخامنشی از مراکز مهم یهودیان تبعید شدۀ فریسی، توسط بخت النصر بوده است. )
     تلفظ صحیح هخامنشیان، خاخامنشیان است. خاخامنشیان گروهی از خاخام های یهودی بودند که افسار نیزه اندازهای کورش و داریوش را در دست داشتند.
     پارس در کتیبه ها بصورت پارسواش آمده است.
     کلمۀ آریا در کتیبه ها به معنی شورش آمده است.

  48. moorad@yahoo.com :گفت

    اسناد علنی شده دولت آمريكا
    رضا شاه، سردار نوسازی!
    از مهتری سفارت های انگليس و هلند
    تا تخت خونين سلطنت نظامی

    دردوران رضاشاه، بر اثر فقر و بيماری 11 ميليون از جمعيت ايران كم شد. درهمان سالها پول نقد رضا شاه در بانك های خارج بالغ بر200 ميليون دلار بود و در بانك ملی تهران 50 ميليون دلار پول نقد داشت، كه در مقايسه با امروز، سر به دهها ميليارد می زند. * حق با مصدق بود كه گفته بود رضاشاه پول فروش نفت را به حساب های شخصی خود در خارج می ریخت.* هزاران روستا را به زور از مردم گرفت و به مالكيت خود در آورد و گران ترين قطعات جواهرات سلطنتی را در خارج فروخت.* رضا شاه را می خواستند از افريقای جنوبی به كانادا منتقل كنند اما اجل امانش نداد.

    محمدقلی مجد در 26 اسفند 1324 ش. در تهران به دنيا آمد. تحصيلات خود در دانشگاه های سن اندريو (1970)، منچستر (1975) و كرنل (1978) با درجه دكترا به پايان برد و به تدريس در برخی از دانشگاه های ايالات متحده آمريكا، از جمله دانشگاه پنسيلوانيا (1993 -1998)، مشغول شد. دكتر محمدقلی مجد از سال 1999 به طور تمام وقت به تحقيق و تأليف در حوزه تاريخ معاصر ايران اشتغال دارد. اخير متن مصاحبه ای كه عبدالله شهبازی محقق تاريخ ايران با وی انجام داده روی سايت اختصاصی وی قرار گرفته است. آنچه می خوانيد از اين مصاحبه برگرفته شده است.

    اين گفتگو بر محور كتاب اخير دكتر مجد بنام «بريتانيا و رضا شاه» انجام شده است. اين اولين پژوهشی است كه دربارۀ تاريخ ايران در دوره رضا شاه بر بنياد اسناد علنی شده وزارت خارجه اين اسناد آمريكايی به ويژه از اين زاويه ارزشمند و بااهميت هستند كه چشم انداز و روايتی به كلی متفاوت را از حوادث ايران در سال های صعود و سلطنت رضا شاه عرضه می كنند. مثلاً، اسناد آمريكايی اين تصوّر را كه ساليان مديد در ميان ايرانيان وجود داشت تأييد و مستند می كنند كه رضا شاه را انگليسی ها به قدرت رسانيدند، انگليسی ها حكومت او را حفظ كردند، و زمانی كه تداوم قدرت او را غيرمفيد تشخيص دادند در سال 1941 رضا شاه را صحيح و سالم از ايران خارج كردند و پسرش را جايگزين او نمودند.

    دروغ بزرگ ديگر اين است كه گويا رضا شاه برخلاف پسرش اهل انتقال پول به خارج از كشور نبود و ثروت مهمی در خارج نيندوخت. اسناد آمريكايی نشان می دهند كه رضا شاه حدود 200 ميليون دلار در بانك های خارج و معادل 50 ميليون دلار در ايران ذخيره پولی شخصی داشت. توجه كنيد كه اين رقم متعلق به سال 1941 ميلادی است و به پول امروز ثروت فوق را بايد با ارقام ميلياردی محاسبه كرد. به علاوه، ما می دانيم كه «اعليحضرت پهلوي» در سال 1941 به هيئت نمايندگی انگليس در تهران پناهنده شد، به وسيله يك كشتی انگليسی از ايران خارج شد و تا پايان عمر در مناطق تحت سلطه انگليس زندگی كرد. به علاوه، ما می دانيم كه انگليسی ها قصد داشتند رضا شاه را در اواخر عمرش از ژوهانسبورگ به كانادا انتقال دهند كه به دليل بيماری اش ميسر نشد.

    من ابتدا مشغول كار بر روی كتاب ديگرم، دربارۀ تقسيم اراضی ايران در ماجرای انقلاب سفيد بودم. در آن زمان به خاطرات و دستنوشته های پدرم دربارۀ حوادث جنگ جهانی دوّم مراجعه می كردم و تصميم گرفتم كه اگر در رابطه با مسائلی كه پدرم مطرح كرده اطلاعات و اسنادی پيدا شد، آن ها را ضبط كنم. در جعبه هايی كه در آن روز برايم آوردند، چند گزارش دربارۀ وضع ايران در اواخر حكومت رضا شاه وجود داشت. اين گزارش ها سرزمينی را توصيف می كرد كه بيست سال غارت شده، با وحشی گری سركوب شده و به شدت آسيب ديده بود. فقر، ستم، قتل در زندان، سانسور، و جالب تر از همه كمبود مواد غذايی در اين كشور بيداد می كرد. اين وضع خيلی متفاوت بود با آن چه كه ما در كتاب ها دربارۀ رضا شاه به عنوان «بنيانگذار ايران مدرن» خوانده بوديم. من به زودی متوجه شدم كه اسناد مربوط به سال های 1921-1941 ايران بسيار زياد است. و فهميدم كه كشف مهمی كرده ام و تصميم گرفتم كه بر اساس اين اسناد كتاب رضا شاه را بنويسم.

    در خاطرات پدرم خوانده بودم كه پس از سقوط رضا شاه، بعضی از مردم، به ويژه دكتر محمد مصدق، گفته بودند كه تمام درآمدهای نفتی ايران در دوره رضا شاه عملاً به بهانه خريد مهمات و اسلحه به حساب های بانكی شخصی شاه در لندن و آمريكا ريخته می شد. تصميم گرفتم كه اين ادعا را نيز مورد بررسی قرار دهم. تنها يك نگاه ساده به اسناد مربوط به نفت و ماليه ايران و ارقامی كه در اين اسناد ذكر شده بود كافی بود تا ثابت كند كه ادعای مصدق كاملاً درست بوده است. بله، عملاً تمامی درآمدهای نفتی ايران در دوره رضا شاه، يعنی رقمی در حدود 200 ميليون دلار، به حساب های شخصی او انتقال يافته بود. برای اين كه عظمت اين رقم را دريابيم اسناد آمريكايی به روشنی نشان می دهد در حالی كه انگليسی ها بخش اصلی درآمدهای عظيم نفتی ايران را می دزديدند، آن مقدار اندكی هم كه به ايران داده می شد به وسيله شخص رضا شاه دزديده می شد.

    طبق اسناد آمريكايی، حتی پس از قتل عام مشهد در سال 1935 نيز مسئوليت تأمين امنيت شخصی رضا شاه به دست انگليسی ها بود.

    پس از اتمام كتاب جديدم دربارۀ غارت آثار باستانی و عتيقه ايران طی سال های 1925 -1941، از نوامبر 2001 كار بر روی تحقيقی را آغاز كرده ام دربارۀ تاريخ ايران در زمان جنگ اوّل جهانی. اين بار هم متوجه شدم كه اسناد وزارت خارجه آمريكا در اين زمينه بسيار گسترده و مفيد است ولی طی اين سال ها كمترين توجهی به آن ها نشده است

    طبق اسناد آمريكايی، در سال 1914 جمعيت ايران 20 ميليون نفر بود كه در سال 1919 به 11 ميليون نفر كاهش يافت. توجه بفرماييد. يعنی حدود 8 الی 10ميليون نفر از مردم ايران از گرسنگی و بيماری های ناشی از كمبود مواد غذايی و سوءتغذيه مردند. در اسناد آمريكايی مدارك مستندی دربارۀ اين تراژدی بزرگ انسانی وجود دارد. چهل درصد از مردم ايران طی چند سال قلع و قمع و نابود شدند. تنها در سال 1956 بود كه ايران توانست به جمعيت 20 ميليونی سال 1914 برسد.

    بزرگ ترين افسانه ای كه دربارۀ رضا شاه ساخته شده، معرفی او به عنوان «بنيانگذار ايران نو» و «مدرنيزه كردن ايران» به وسيله اوست. هشتاد سال است كه اين دروغ را به خورد ما می دهند. همانطور كه اشاره كرديد، محافل خاصی در لندن در حال تهيه كتاب جديدی هستند كه طی آن رضا شاه به عنوان معمار «ايران نو» مطرح می شود. ويراستار اين كتاب استفانی كرونين است و عنوان آن چنين است: سازندگی ايران نو: 1921 -1941، دولت و جامعه در دوران رضا شاه پهلوی. من حدس می زنم كه در اين كتاب همان دروغ به شكلی بزرگ تر و آشكارتر تكرار شود.
    اجازه دهيد به برخی از واقعيات اين «ايران نو» يا «ايران مدرن» در دوره رضا شاه اشاره كنم:
    زمانی كه در سال 1941 رضا شاه ايران را ترك كرد، نود درصد جمعيت ايران بی سواد بودند.

    «ايران نو»، كه «رضا شاه كبير» معمار آن بود، يك ديكتاتوری بی رحمانه و خشن نظامی بود كه در آن قانون اساسی و مجلس به شوخی شباهت داشت. اين «ايران نو» يكی از فقيرترين و عقب مانده ترين كشورهای جهان زمان خود بود كه نود درصد جمعيت آن بی سواد بودند از جمله خود رضا شاه. رضا شاه هر چند در زمينه بی سوادی به نود در صد مردم تحت سلطه خود شباهت داشت، ولی در يك چيز با آن ها متفاوت بود. او يكی از ثروتمندترين مردان جهان زمان خود به شمار می رفت.

    رضا در يك خانواده فقير روستايی در منطقه سوادكوه مازندران به دنيا آمد. طبق اسناد آمريكايی، رضا در نوجوانی به عنوان مهتر (نگهبان اسب) در هيئت نمايندگی بريتانيا مستخدم بوده است. طی دوران بيست ساله ای كه او بر ايران حكومت كرد، بدون ترديد به يكی از ثروتمندان درجه اوّل جهان تبديل شد.

    رضا شاه شش الی هفت هزار روستا را در ايران به زور تملك كرد. اين املاك از فريمان در استان خراسان شروع می شد و تا لاهيجان در استان گيلان امتداد داشت و عملاً بيش تر اراضی لرستان، شمال خوزستان و بيش تر كرمانشاهان، بخش مهمی از كرمان و تمامی مناطق جنوبی تهران، به ويژه ورامين، جزو املاك شاه بود. تمامی هتل های شمال ايران به رضا شاه تعلق داشت. مناطق پهناوری در تهران و شميران از مالكين بی دفاع آن ها به زور گرفته شد و در مالكيت شخصی شاه قرار گرفت. به اين ترتيب، رضا شاه نه تنها بزرگ ترين زمين دار قاره آسيا بلكه بزرگ ترين زمين دار در سراسر جهان بود.

    رضا شاه تعدادی كارخانه های قند و شكر، ابريشم و نساجی احداث كرد. اين كارخانه ها به دولت ايران تعلق نداشتند بلكه ملك شخصی شاه بودند ولی هزينه احداث آن ها به وسيله دولت ايران پرداخت شد. ما بر اساس منابع متعدد، از جمله گزارش های آمريكائيان، می دانيم كه در سال 1941 رضا شاه 750 ميليون تومان در بانك ملّی تهران پول نقد داشت. اين رقم برابر است با 50 ميليون دلار زمان خود. من بر اساس اسناد وزارت خارجه و وزارت خزانه داری آمريكا نشان داده ‎ام كه رضا شاه حدود 200 ميليون دلار در حساب های بانكی خود در خارج از كشور پول نقد داشت

    اين پول از كجا به دست آمد؟ مهم ترين منبع ثروت رضا شاه درآمدهای نفتی ايران بود كه طی ساليان سال به حساب های بانكی او در لندن، نيويورك، سويس و حتی تورنتو واريز می شد. اسناد آمريكايی مكانيسم انتقال اين پول را به روشنی نشان می دهند. اين مكانيسم ساده بود. سهمی كه كمپانی نفت انگليس و ايران به دولت ايران می داد هيچگاه وارد ايران نمی شد. اين پول در بانك های لندن ذخيره می شد و هر سال مجلس به اصطلاح تصويب می كرد كه درآمدهای نفتی خرج خريد تسليحات شود. از اين به بعد اتفاق عجيبی می افتاد و پول نفت ناپديد می شد. طبق گزارش وزارت خزانه داری آمريكا و بانك جهانی، طی سال های 1921 -1941 كمپانی نفت انگليس و ايران 185 ميليون دلار به ايران پرداخت كرده است. اين پول چه شده است؟ طبق گزارش وزارت خارجه آمريكا در سال 1941، رضا شاه در اين زمان 100 ميليون دلار در حساب های بانكی خارج پول داشت. گزارش های تكميلی نشان می دهد كه او فقط در بانك لندن 150 ميليون دلار پول داشت. طبق گزارش وزارت خزانه داری آمريكا در همين سال، رضا شاه در نيويورك 18 ميليون و 400 هزار دلار پول داشت كه 14 ميليون دلار آن به صورت پول نقد و طلا و 4/4 ميليون دلار آن به صورت سهام و اوراق بود. اين گزارش ها نشان می دهد كه رضا شاه مبالغ هنگفتی در بانك های سويس اندوخته شخصی داشت و همين طور در تورنتوی كانادا. طبق اين گزارش های كاملاً رسمی و معتبر، در سال 1941 مجموع ثروت رضا شاه در بانك های خارج به رقم 200 ميليون دلار رسيده بود. يعنی در عمل تمامی درآمدهای نفتی ايران طی سال های 1921-1941 به سرقت رفته بود.

    غارت ايران به وسيله رضا شاه واقعاً عظيم بود. طبق اسناد آمريكايی، محصول زراعت روستاهايی كه رضا شاه غصب كرده بود هر ساله به روسيه و آلمان صادر می شد و پول آن به حساب های بانكی شاه در لندن، سويس و نيويورك واريز می شد. درآمد صادرات ترياك ايران به هنگ كنگ و چين هم در حساب های بانكی شاه در لندن و نيويورك ذخيره می شد. حتی گله های گوسفند و چوبهای منطقه دريای خزر هم به روسيه صادر و به دلار تبديل شده و در بانك های خارج ذخيره می شدند. توجه كنيد كه در سال 1941 كل گردش پول بانك صادرات و واردات آمريكا صد ميليون دلار بود. در اين زمان رضا شاه دويست ميليون دلار پول نقد داشت. من تصوّر نمی كنم كه راكفلر هم در آن زمان چنين پول نقدی در اختيار داشت. ما همچنين به طور مستند می دانيم كه رضا شاه بهترين قطعات جواهرات سلطنتی ايران را خارج كرد و فروخت. به اين ارقام اضافه كنيد هفت هزار روستا، هتل ها و كارخانه ها و غيره را.

    در اينجا معمايی مطرح می شود كه بايد مورد بررسی قرار گيرد. هفت هزار روستا يعنی هفت هزار ملك ششدانگی كه رضا شاه از مردم و خرده مالكين ايرانی غصب كرده بود، در طول دهه های 1950 و 1960 فروخته شدند ولی پول های نقد رضا شاه در بانك های خارج چه شد؟ ما می دانيم كه در سال 1357 پول نقد محمدرضا پهلوی در حساب بانكی اش در لندن حدود 20 ميلیارد پوند استرلينگ بود. ولی اين همه پول نيست. ثروت نقدی رضا شاه واقعاً به كجا رفت؟ و نيز اين مهم است كه بدانيم اداره اين سرمايه عظيم با چه كسی و با چه مؤسسه خارجی بود؟

    دو سال پيش من كتابی را به اتمام رسانيدم دربارۀ غارت آثار باستانی و ميراث فرهنگی ايران در دوره پهلوی اوّل. در كتاب فوق نشان داده ‎ام كه مقادير عظيمی از عتيقه جات و ذخاير باستانی ايران در طی سال های 1925 -1941 از كشور خارج شد. بخش مهمی از آثار باستانی و عتيقه جات ارزشمند تخت جمشيد و دامغان و ری به دانشگاه های شيكاگو و پنسيلوانيا انتقال يافت. در حالی كه سهم موزه هنری متروپوليتن در نيويورك قطعات بی ارزشی بود از نيشابور و ابونصر.

    طبق اسناد دولتی آمريكا، افرادی مانند پروفسور پوپ در كار سرقت عتيقه جات از امام زاده ها و مساجد ايران و فروش آن ها به موزه های آمريكايی بودند. طبق اين اسناد، اشيايی كه برای نمايش در نمايشگاه هنر ايران، كه در سال 1931 در لندن برگزار شد، به خارج انتقال يافت هيچگاه به ايران بازگردانيده نشدند. اسناد آمريكايی نشان می دهند كه محمدعلی فروغی (ذكاءالملك) و پسرش محسن فروغی نماينده و كارگزار پروفسور پوپ در ايران بودند و در كار سرقت و قاچاق آثار باستانی. بر اساس اسنادی كه در كتاب فوق منتشر كرده ام، بدون هيچ ترديد، دولت ايران می تواند در دادگاه های ايالات متحده آمريكا اقامه دعوی كند و خواستار استرداد اشياء و عتيقه جاتی شود كه به سرقت رفته و به طور غيرقانونی از ايران خارج شده است.

    اكنون در حال كار بر روی تاريخ دو جلدی ايران در سال های 1919- 1930 هستم. جلد اوّل به استقرار ديكتاتوری نظامی در ايران به وسيله بريتانيا طی سال های 1919 -1923 اختصاص دارد. يعنی از دوره وثوق الدوله تا رضا پهلوی. جلد دوّم به تحكيم ديكتاتوری نظامی به وسيله بريتانيا اختصاص دارد. يعنی از رياست الوزرايی رضا خان تا سلطنت او. اين كتاب با ماجرای سركوب خونين عشاير ايران در سال های 1929 -1930 پايان می يابد. از اين زمان تمامی مخالفت های آشكار با سلطه بريتانيا و ديكتاتوری پهلوی (كه يكی بودند) سركوب شده و ايران به يك ديكتاتوری نظامی واقعی و به يك مستعمره واقعی تبديل شده است. انگليسی ها كنترل كامل ايران را به دست آورده اند و زمينه برای الغای امتياز نفت دارسی و جايگزين كردن آن با قرارداد 1933 فراهم شده است.

    اردشیر ریپورتر جی
    و فرزندش شاپور ریپورتر جی در ایران

    اردشیر ظاهرآ از یک خانواده زرتشتی مقیم هند بود که از سال ۱۲۷۲ یعنی سه سال قبل از ترور ناصرالدین شاه قاجار تا سال ۱۳۱۲ که در طهران درگذشت، به مدت چهل سال تمام برای انجام مأموریتش مقیم ایران بود و نقش فراوانی در بسیاری از ناگواری‌های سیاسی و اجتماعی ایران به عهده داشت. از جملهٔ این رویدادها عبارتند از
    I. انحراف انقلاب مشروطیت از آرمان‌های آغازین آن
    II. جلوگیری از ایجاد حکومت جمهوری که پس از سقوط قاجاریان در برنامه مجلس شورای ملی بود.
    یکی از برنامه‌های اردشیر ریپورتر در ایران، القاء و اجرای نظریات نژادپرستانه و کوشش برای ترویج اختلافات قومیتی در میان مردم بود. نام آریا و نژاد آریایی و در زمان او در ایران متداول شد و با اشاره و حمایت او به آثار برخی از نویسندگان راه یافت. کاری که با تأسی به آریایی‌سازی‌های ماکس مولر (زبان‌شناس تبعهٔ بریتانیا و عضو شورای مشاوران ملکه) انجام می‌شد.
    اردشیر ریپورتر، در ادامه فعالیت‌های آریایی‌گرایی خود، یک مدرسه جاسوسی تحت پوشش نام مدرسه علوم سیاسی در تهران تأسیس کرد و خود تدریس درس ایران باستان آنرا به عهده گرفت. عده‌ای از ایران‌شناسان انگلیسی و از جمله رابرت زنر (نویسنده کتاب زروان) و دیوید نیل مکنزی (نویسنده فرهنگ زبان پهلوی) از اعضای این آموزشگاه جاسوسی بودند. او مشوق و حامی گروهی از شخصیت‌های فرهنگی بود که از خواست او که خواست دولت بریتانیا بود، پیروی کنند. این در حالی بود که همکاران دیگر او در کشورهای همسایه، با رویکردی به ظاهر متناقض اما کاملاً هماهنگ با یکدیگر، به دنبال بسط القائات آریایی‌ستیزیِ توأم با ترویج عرب‌گرایی بودند.
    او همچنین ترتیبی داد تا هرگونه بنای ناشناختهٔ باستانی که کارکردی نامعلوم دارد، به عنوان آتشکده شناسایی و نامگذاری شود. علاوه بر این، ترتیبی داد تا تعدادی آتشکده در تهران، یزد و کرمان ساخته شود و با تبلیغات مستمر، قدمت آنها به عصرهای قدیم منسوب گردد.
    اما شاپور ریپورتر، پسر اردشیر ریپورتر بود که در سال ۱۳۰۰ در تهران متولد شد. او پس از درگذشت اردشیر، تحت آموزش‌های لازم در انگلستان و هندوستان قرار گرفت و پس از چندی به عنوان جانشین پدر به تهران باز گشت.
    شاپور نیز همچون پدرش عامل ارتباطی و اجرایی برنامه‌های سلطهٔ بریتانیا در ایران، و نیز جاسوس و رئیس سرویس مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران بود. او همچون پدرش، نقش فراوانی در رویدادهای ناگوار سیاسی و اجتماعی ایران داشت و مانعی جدی در راه استقرار حاکمیت مردم بشمار می‌رفت.
    سیاست‌های بریتانیا در القائات آریایی‌گرایی و باستان‌گرایی در زمان شاپور ریپورتر تا حدی تغییر می‌کند و روندی متفاوت با آنرا در پیش می‌گیرد. رویکردهایی که هر چند در ظاهر مغایر یکدیگرند، اما همگی بر بنیان بنیادگرایی و تعصب و افراط‌گری استوار بودند. دلیل این تغییر رویه تاکنون بدرستی دانسته نشده است، اما گمان می‌رود که همراهی نکردن و مقاومت افکار عمومی و شخصیت‌های ممتاز فرهنگی؛ نفرت جهانی از اصطلاح آریا و آریایی که پس از جنایت‌های هیتلر و آلمان نازی در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم گسترش یافته بود؛ و نیز منافع بیشتری که در حمایت از گرایش‌های دیگر می‌دیدند؛ در این تغییر رویه دخیل بوده است.
    شاپور در راه‌ اندازی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد علیه ملت ایران (که آنرا عملیات چکمه یا عملیات آژاکس می‌نامیدند) با آمریکاییان همکاری و مشارکت داشت و از عوامل اصلی سقوط دولت مصدق و ناکامی ایرانیان در دسترسی به حکومت مردم‌ سالار بود. کودتایی که بعدها با مذمت مادلین آلبرایت و باراک اوباما مواجه شد: «ایالات متحده در سرنگونی دولتی نقش داشت که بطور دموکراتیک انتخاب شده بود»
    شاپور رپورتر پس از انجام این برنامه که به بهای تباهی آرمان‌های یک ملت انجام شد، از وزارت امور خارجه آمریکا پاداشی برای «خدمات درخشان» خود دریافت می‌کند و همچون پدرش به خاطر خدمات شایانی که به دولت بریتانیا کرده‌ بود، مفتخر به دریافت مدال امپراطوری بریتانیا و لقب «سِر» می‌شود.
    شاپور نیز به مانند پدرش اهل نوشتن یا سفارش به نوشتن کتاب‌های قلابی و دروغ‌پردازی‌هایی با مقاصد خاص بوده است. اگر پدرش دستی در تولید کتاب‌ها و ترجمه‌های مجعول و منسوب به دوران باستان داشت، او به متون سیاسی روی آورده بود.
    نمونه‌ای از اینها کتابی است که در سال ۱۳۷۷ و با عنوان «بزرگترین رویارویی شرق و غرب در تهران» با ترجمه محسن اشرفی به چاپ رسید. کتابی که شاپور ریپورتر نویسنده آن بوده و آنرا با نام مخفی «آرین رنجی شری» منتشر کرده بود. اینگونه کتاب‌ها که اخیراً به تناوب در زمینه تاریخ معاصر منتشر می‌شوند، در بردارندهٔ نادرستی‌های فراوانی هستند که نویسنده کوشش کرده با سمت‌گیری‌های خاصی، شخص یا گروهی را تبرئه نماید و دیگران را متهم و مقصر جلوه دهد. کتاب‌هایی که برای تخریب غیرمستقیم مخالفان سیاست‌های انگلستان و رفع اتهام از استعمار پیر نوشته و منتشر می‌شوند.
    گویا شاپور چند کتاب دیگر نیز به سفارش بریتانیا نوشته بوده است. کتاب‌هایی که در آنها در لباس یک مدافع کمونیسم فرو می‌رود تا به تخریب آن بپردازد و یا کتاب قلابی «خاطرات ابوالقاسم لاهوتی» که برای تخریب او نوشته بوده است.
    شاپور تا حدود انقلاب ۱۳۵۷ در تهران بوده است. او در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ ترتیب یک معامله یکصد میلیون پوندی خرید سلاح و جنگ‌افزار از بریتانیا را می‌دهد و پس از انجام آخرین مأموریت‌ خود برای همیشه از ایران خارج می‌شود. و سرانجام در اسفند ۱۳۸۳ بر اثر سرطان پروستات در شهر ساحلی کارپاس در جنوب آرژانتین مرد.

    ………………15……………

    ……….16……….

  49. moorad@yahoo.com :گفت

    فارس های پای منقلی لغات عربی را که بطور مشترک در شبه زبان فارسی و در سایر زبان ها بکار می روند، نشانه نفوذ زبان فارسی در آن زبان ها تلقی می کنند. و برای ثبوت شعر زیر را مثال می آورند.
    شعر زیر در پاکستان در زمان نامعلوم گفته شده است

    پاک سرزمین شاد باد / کشور حسین شاد باد
    تو نشان عزم عالیشان / ارض پاکستان
    مرکز یقین شاد باد / پاک سرزمین کانظام
    قوت اخوت عوام / قوم ، ملک ، سلطنت
    پاینده و تابنده باد / شاد باد منزل مراد
    پرچم ستاره و هلال / رهبر ترقی و کمال
    ترجمان ماضی شان / جان استقلال
    سایۀ خدای ذولجلال.

    24 کلمۀ عربی در شعر بالا ( کشور، حسین، عزم، عالی، ارض، مرکز، یقین، نظام، قوت، اخوت، عوام، قوم، ملک، سلطنت، منزل، مراد، هلال، ترقی، کمال، ترجمان، ماضی، استقلال، ذولجلال )

    کلمات رهبر، پاک و خدا در زبان اردو اصلآ بکار نمی روند بجای آنها کلمات
    قائد بجای رهبر، مثل » قائد اعظم محمد علی جناخ » یعنی رهبر کبیر محمد علی جناح.
    صاف بجای پاک، مثل، » صاف ے » یعنی پاک است. یا » صفای بهت ے » یعنی خیلی تمیز است
    الله بجای خدا مثل » الله ناکره » یعنی خدا نکند یا » الله حافظ » یعنی خدا حافظ

    کلمات پرچم، خوش، و سایه از لغات دساتیری هستند
    منشع زبانی کلمات تابنده، پاینده و زمین معلوم نیست.

  50. kabuli@yahoo.com :گفت

    درد دل گل اندام از جسم فروش های تاجیک افغانستان.

    نام خدا – مع از کابل جان هستم. مع کس و کون بیخی کلان و مقبولی دارم. بخیر- زمانیکه مع بسیار خرد بودم جسم فروشی را شروع کرده توانستم و حالا بخیر 25 سال عمر دارم. مع کس داده می توانم، کون داده می توانم و آب کیر را هم بخیر نوش جان کرده می توانم. مع بسیار بلا دختر هستم. الله، الله این ازبک ها چه کیر مقبولی دارند و جسم شان هم مو ندارد. بسیار مقبول بچه هستند. مع کیر جنرال دوستوم را بسیار خوش می کنم. نام خدا- جنرال دوستوم کیر بسیار کلان و مقبولی دارد. سی کن- جنرال دوستوم بیخی قندهاری واریست. او کون را بسیار خوش میکند. مع به او کون زیاد داده توانستوم. مع کیر جنرال دوستوم را بجای ناشتا و بعضی موقع هم بجای چاشنی نوشان می کنم. بسیار مزه دار است.
    زنده باد کابل جان، زنده باد دبی جان، زنده باد کراچی جان و مرده باد ماسکو جان. روس ها بیخی بر پدر و مادر لعنت هستند. وقتی روس ها گفتن کردند که،
    مردکه های تاجیک بسیار مرده گاو هستند
    مردکه های تاجیک، زنکه های تاجیک را یخ کرده نمی توانند
    کس زنکه های تاجیک بسیار زشت و بدبو هست
    زنکه های تاجیک سالی یاک بار کس شان را کل می کنند
    زنکه های تاجیک سالی یاک بار جانشان را شستن می کنند
    زنکه های تاجیک خوب ساک کرده نامی توانند،
    مع بسیار خفه شدم و بسیار گریانم گرفت. ای بر پدر- مادر لعنت روس ها، چرا پس مردکه های
    پاکستانی و مردکه های عرب این گپ ها را زده نمی کنند و کس زنکه های تاجیک را بسیار خوش میکنند؟ خدا جان می داند که شما روس ها بیخی کافر و بر پدر- مادر لعنت هستید. بیخی دماغم خراب است، و بیخی مانده هستم. فی امان الله.

  51. ssdf@yahoo.com :گفت

    فرهنگ روسپی گری و اعتیاد در ایران
    ارمغان خاندان گند پهلوی هست

    تمام تلاش ستار خان ها و باقر خان ها در این بود که سیستم شاهشاهی را به جمهوریت تبدیل کرده و ملل ایرانی را به سر منزل مقصود برسانند ولی دست های ناپاک رضا مهتر را از طویله بیرون کشیده و به تخت خونین سلطنت پادشاهی نشاندند تا تمام زحمات آن بزرگ مردان را زیر پا له کند و سیستم پادشاهی را دوباره حیا کند. در زمان رضا مهتر:

     ایران به سه منطقۀ تقسیم شد. شمال در دست روس ها، جنوب در انگلیس ها و در مرکز هم هرج و مرج به تمام معنی حکمفرما بود. تا سقوط حکومت پهلوی در سال 57 هر خارجی که وارد ایران میشد از شاهزادۀ پارسی حق توحش میگرفت.

     بر اساس تحقیقات دکتر محمد قلی مجد، در زمان رضا مهتر یازده میلیون ایرانی از قحتی جان باختند و رضا مهتر با دویست میلیون تومان آن زمان که معادل بودجۀ چهار سال ایران میشد، از ایران گریخت.

     فرهنگ کردن اعتیاد و روسپی گری در ایران. ( من در اینجا فقط به فرهنگ کردن مصرف مواد مخدر و روسپی گری بطور مختصر اشاره میکنم

    درهر مملکتی یک عده از زن ها به دلایل مختلف به فاحشه گی کشیده و یا کشانده میشوند و دولت های مردمی و دل سوز که از طرف ملت انتخاب می شوند، با فراهم کردن امکانات اولیه از یک طرف و کوش مالی دادن آنها از طرف دیگر، مانع کسب و کارشان میشوند تا جامعه به فساد کشیده نشود. رضا مهتر که خودش شدیدآ تریاکی بود، با آن عقل کوچکش که محدود به طویله و چندتا اسب میشد، زال ممد قاچاقچی و غمار باز معروف طهران را مامور کرد تا دویست خانۀ کوچک و پر اطاقی را مثل لانۀ زنبور دیوار به دیوار در جمشید طهران بسازد و زنان را به هر طریق ممکن به آنجا بکشانند تا ایران مدرن شود.

    بعد از کودتای 28 مرداد 32 پسرش محمد رضا شاه برای سوپر مدرن کردن ایران قدم های بزرگی را برداشت و در نتیجه این خانه ها چندین برابر شدند. یعنی دو خیابان بزرگ هم به آن اضافه شدند. در یک خیابان خانه های شخصی زنان فاحشه بودند و در خیابان دیگر، خانه های محل کسب و کارشان. اولی را » نجیب خانه » جمشید و دومی را » شهرنو » . اطفال خردسالی که در خانه های جمشید » نجیب خانه » اقامت داشتند به خیابان دوم راه نمی دادند. پلیس اطفال کم سن و سال را اگر در » شهر نو » می دید، جمع آوری میکرد. آنها مثل کرم در خیابان دوم می لولیدند. اغلب وقتی به به سن 14 – 15سالگی میرسیدندد، به جمع خیابان اولی می پیوستند. دخترها در اختیار مردهای مسن گذاشته می شدند و پسرها خود نان آلوده به انواع بزهکاری را در می آوردند. مخارج خانه های که سر قفلی بودند از محل کسب برداری جنسی بود. بندرت پدر اطفالی که در خیابان دوم ولو بودند، معلوم می بود. پسرها از همان 12 – 10 سالگی جیب بری و قاچاق مواد مخدر را شروع و یا نوچۀ یکی از چاقو کش ها، دزدها، و اوباش های مثل ممد پلنگ می شدند و تن به رابطۀ جنسی نیز می دادند. بیشتر زندانیان کم سن و سال دوران شاه در زندان های ایران را همین عده تشکیل می دادند. جمشید زیر نظر اشرف پهلوی به مرکز توزیع مواد مخدر تبدیل شده بود. هر روز صبح زود کنار یکی از نجیب خانه عده ای از این پسرهای جوان به زحمت روی زمین نشسته و برای بیداری و سر پا ایستادن هروئین زیر بینی یگدیگر میگرفتند.
    شب های که مادر این اطفال قرار بود زیر فاحشه بازها، صدای هر حیوانی را در بیاورند. این پسر بچه ها را از خانه بیرون میکردند و آنها در کوچه ها، شب را به صیح می رساندند. و این ملاقات های شبانه در طول تمام شب های هفته و ماه های سال ادامه داشت. در همین خانه ها، دخترها 12 – 14 ساله مورد اولین تجاوز جنسی قرار می گرفتند و سپس در سال های بعد خود به زنی سابقه دار و آشنا به این حرفه اشرف پهلوی وار تبدیل می شدند.

    حسن زنجیری، هفت کچلان، ممد پلنگ، شعبان بیمغ کبیر، سمین بی ام وه، پری بلنده، اشرف چهار چشم، شهلا آبادانی و پری سیاه از اوباشان، فاحشه ها و قوادهای » شهرنو » بودند که به ریاست اشرف پهلوی در کودتای 28 مرداد نقش مهمی را بازی کردند که بعد از به قدرت رسیدن محمد رضا پهلوی، مسئولیت فاحشه خانه ها و پخش مواد مخدر را در کل ایران بعهده گرفتند که ثمرۀ آن امروزه فرهنگ » اعتیاد و روسپیگری » در ایران است. در اوائل انقلاب اکثر همین اوباش ها بدستور آیت الله خلخالی اعدام شدند
    یکی از اوباشاان مشهورشهرنو ممد پلنگ با صدها نوچۀ اش بود که موقع محاکمه به خلخالی گفته بود،
    حاچ آقا، به مولا علی قسم، من ممد پلنگ نیستم، من ممد پنبه ام
    خلخالی گفته بود، چه ممد پلنگ باشی، چه ممد پنبه، باید تیرباران بشی، وایسا بغل دیوار

    بعضی از دووکتوررهای سلطنت طلب که دوکتورای خودشان را در گه خوری گرفته اند میگویند، صادق خلخالی چندین بار به قبر رضا شاه پهلوی ریده است! ای کاش رضا پالانی در ایران قبری داشت و صادق خلخالی هم بهش می ریده. مسله اینجاست که رضا پالانی در ژوانسبورک به درک واصل و در همانجا هم چال شده است.
    اوباشان معروف به سلطنت طلب بعد از کودتای نوژه و سرخورده شدن از رئیس صدام حسین به دو گروه عمده » فدائیان انگلیس » و » فدائیان امریکا » تقسیم شده اند و بیشتر وقت خودشان را بخاطر یه تکه استخوان در گرفتن پاچۀ همدیگر میگذرانند

  52. ssdf@yahoo.com :گفت

    دنیای غریبی است، دنیای بنگ، دود و عشق بی پایان به استخووون: زبانهای آریایی !!!! سرزمین زرتشتی که در تاریخ مثلاً ولادتش، 8000 سال اختلاف نظر!!! وجود دارد و محل تولد و دفنش اش هم اصلاٌ معلوم نیست. خواستم خواص اعجاب انگیز « مواد » را بیازمایم که منجر به افاضات ذیل شد:
    1. یک چاه گه و شاش به « امی تیس »، همسر و خاله کوروش نیزه انداز
    2. یک چاه گه و شاش به کوروش نیزه انداز، که سرزمین شرق میانه را « به درخواست مردمان این سرزمینها » !!!!؟؟؟بخاک و خون کشید.
    3. یک چاه گه و شاش بر کمبوجیه که با دو خواهر خودش ازدواج کرد.
    4. یک چاه گه و شاش بر داریوش که بنای نیمه تمام تخت جمشید؟؟؟ را بنا نهاد
    5. هزاران احسن و مرحبا بر اسکندر ذوالقرنین و چنگیز خان مغول، که اولی بنای سنگی و نیمه تمام تخت جمشید را به « آتش بدون دود » شعله ور ساخت و دومی در ایران! خالی از سکنه، میلیونها انسان و حیوان را از دم تیغ گذراند .
    العجب از نژاد تراشان و افسانه سریان ماهر که از ایران 2 میلیونی زمان ناصرالدین شاه، به دوران خشایارشا، پنج میلیون نظامی با چند هزار کشتی که معلوم نیست در کدام بندر مستقر کرده بود و با چه نوع سوختی آنها را بحرکت در می آورود به یونان روانه نمود

  53. ssdf@yahoo.com :گفت

    برای سلامتی هر چه فارس سگ هست
    یه گوز گوشخراش

    1. یه روز یه فارسه به یه ترک میگه: بیا مشاعره کنیم؟ بعد میگه:
    دویدم، دویدم خواهرتو گائیدم.
    ترک میگه: خداحافظ و راهشو میکشه میره. یک سال بعد ترک برمیگرده،
    فارسه می بینه ترک خیییییییییییلی لاغر شده
    ترک میگه: حالا اگه مردی بیا مشاعره کنیم
    فارسه میگه: باشه حالت نوبت تئه
    ترک میگه: دویدم، دویدم مادرتو
    خواهرتو
    دختراتو
    دختر دائی هاتو
    دختر عمه هاتو
    دختر عموهاتو
    دختر خاله هاتو
    زنتو
    زن برادرهاتو
    دختر همۀ فک و فامیل و در و همسایه و هم نژادها و هر چه فارسه، همه شونو گائیدم.
    فارسه میگه: زکی، اینکه قافیه نداره.
    ترک میگه: قافیه نداره ولی حقیقت که داره. پدرم در اومد تو این یه سال این همه فارس ها را گائیدم.

    2. آرشام پارسی رهبر سازمان لواطکاران فارس در کانادا میره پیش دکتر میگه: اقای دکتر یه ایستند کاک ( کیر دستی ) تو کونم گیر کرده
    دکتر میگه: بچه کونی نگرانش نباش، همین الان برات درش میارم
    آرشام میگه: اقای دکتر، نمیخوام درش بیارین که فقط باطریشو رو عوض کنید.

    3. یه تالش، یه تاجیک و یه فارسه را در حین لواط دادن میگیرند و به پیش حاکم می برند. حاکم میگه: برای اینکه شما را ببخشم باید یه چیز خوردنی برای من بیاورید که تا بحال ندیده و یا نخورده باشم وگرنه مجازات تان خواهم کرد.
    تالش میره یه سبد کدو میاره. حاکم میگه: بچه کونی، مگر من تا بحال کدو ندیده ام. دستور میده کدو ها را یکی یکی به تالش فرو کنند.

    بعد از تالش نوبت به تاجیکه میرسه که با خود یه سبد خیار آورده بود. حاکم دستور میده خیارها را یکی یکی به تاجیکه فرو کنند در ضمن فرو کردن، تاجیکه داشت از خنده روده بر می شد. حاکم میگه: چرا میخندی؟ نکنه خوشت اومده؟. تاجیکه میگه: نه آقا جان آخه فارسه داره یه گاری استخوون میاره.

    4. مجلۀ سلامتی مردان در آخرین شمارۀ خود مینویسد
    تحقیقات 18 ماهه بر روی ده ها هزار زن فارس در ترکیه و امارات نشان می دهد که اعتیاد شدید به مواد مخدر و فرهنگ لواط در بین مردان فارس از یک طرف و داشتن کیر کوچک هم از طرف دیگر باعث هجوم زنان فارس به ترکیه و به کشورهای عربی، خصوصاٌ به دبی میشود تا برای اولین بار بفهمند که کیر یعنی چه.

    5. دختر شیرازی میره پیش قاضی از دست شوهرش شکایت میکنه که شوهرم معتاد ومنو نمی کنه. قاضی به دختره میگه: اینکه شکایت کردن نداره. برو یه عرب پیدا کن تا دلت بخواد، بکندت

    6. اسناد علنی شدۀ امریکا در رابطه با پرشین گی ها

    امریکا اخیرآ اسناد مافوق محرمانۀ خودش را در رابطه با پرشین گی ها منتشر کرد که نشان میدهد سازمان لواطکاران فارس به رهبری آرشام پارسی توانسته است از طریق ماهوارۀ امید به سایز تمام کیرها در منطقۀ خاورمیانه دست رسی پیدا کند

    7. به یک عرب میگن، با جنون یک جمله بساز؟
    میگه: فارس ها جنون قوادی دارند

    8. آرشامه خانوم با یک پشتون در موتر( اتوبوس ) ششته بودند، یکی به پشتون میگه: هو مردکه، شرم و حیا نمیکنی؟ برخی ایستات شو تا آرشامه خانوم ششته کند
    پشتون میگه: بخیر، مع بیخی مانده هستوم. دینه شب آرشامه خانوم از کانادا آمدند، کمرم بیخی درد میکند. نه مع کمر ایستات شدن دارم، نی آرشامه خانوم کون ششتن دارد تا صبا 9 بجه ما بیخی مصروف بودیم

    9. به یه فارسه میگن: هنرت را نشون بده؟
    میگه: یه تگه استخوون پرت کنید تا زودتر از هر سگ دیگه برم بیارم

    10. فارسه یه همسایۀ عرب داشته، شب میاد خونه زنش میگه:
    اه چه همسایۀ عجیبی
    شوهرش میگه: چی شده عزیزم؟
    زنش میگه، هروقت تو نیستی، میگیره منو میکنی
    شوهرش میگه: ولش کن دیونه است هر وقت هم تو نیستی منو می کنی
    دخترشون میگه، وقتی شماها نیستید، میگیر منو میکنه.

    11. اسبه خودش را به خاک می مالیده، ازش می پرسند، برای چی اینکار را میکنی؟
    میگه: خواهر و مادر هر چه فارس هست، گائیدم، دارم تیمم میکنم

    12. دختر تاجیک با یک پسر پشتون در کابل عروسی میکند
    شب عروسی مادر دختره میگه، دخترم سی کن، این پشتون ها بیخی
    برپدر و مادر لعنت هستند، اگر این بچه گفت، اون سو گچ شو، خیر است برخی بیا خانه.
    دختر تاجیک بعد از یک سال بر میگرده خانۀ پدرش، مادرش پرسان میکند.
    دخترم چه گپی است؟
    دختر تاجیک میگه، بخیر، شویم گفت، گچ شو این سو تا اولاد دار شویم
    بخیر من هم او را علا کردم امدم.

    13. کمیته عرب را در حال سوار شدن به دختر فارس میگیرد و میبرد به دادگا قاضی به عرب حکم اعدام میدهد.

    عرب اعتراض میکند و میگه: آقای قاضی، من طبق قوانین اسلام باید هشتاد ضربه شلاق بخورم بخاطر اینکه مجردم! چرا شما بمن حکم اعدام دادید؟

    قاضی میگه: شما به دختر فارس سوار شده اید و چون فارس ها از نژاد سگ هستند بهمانخاطر این کار جماع با حیوان محسوب میشود که در اسلام جرمش اعدام است

    14. فارسه بینائی خودش را از دست میده، دکترها، چشم هر حیوانی را بهش پیوند
    میزنند، وی بینائی خودش را باز نمی یابد تا اینکه چشم سگ را پیوند میزنند
    فارسه زود بینائی خودش را باز می یابد

    15. گر خواهی شوی رسوا، با پرشین گه ها باش
    گر خواهی نشوی رسوا از پیرشین گه ها دور باش

    16. هزار نفری که بشدت یبوست گرفته بودند و با هیچ داروئی
    مشکلشان حل نمیشد، 999 نفر از آنها با شنیدن عبارت
    «سلطنت طلب » دچار اسهال شدید شدند.

    17. به یه ترک میگن، شما چرا فارسی را با لهجۀ ترکی صحبت مکنی؟
    میگه، براینکه منو با فارس گه اشتباهی نگیرند.

    18. رفسنجانی، که از روحانيان هزاره جات افغانستان در ایران است، وقتی در روز كنگره بزرگ داشت، سلمان فارسی و ستارخان میگه:
    « به اعتقاد بسياری از علما و دانشمندان، زبان فارسی نه تنها سی و سومین لهجۀ زبان عربی نیست بلکه مادر همۀ زبانهای دنیاست » همه از خنده روده بر میشوند.

    19. فارسه به ترک میگه: با اشکال یه جمله بساز؟
    ترک میگه: کیر عرب تو کس مادرت
    فارسه میگه: زکی، اینکه اشکال نداره
    ترک میگه: کیر عرب تو کس همۀ فک و فاملیت
    فارسه میگه: بازم اشکال نداره

    20. به کوری چشم دشمنان شاهزادگان پارسی، امروزه میانگین دختران دانشمند هسته ای فارس که در روی تخت زیر عرب ها در کشورهای اطراف خلیج عرب اورانیوم غنی میکنند، چهارده سال است.

    21. به یه فارسه میگن: استخوون چند حرف داره؟
    میگه: اگه پیدا بشه، حرف نداره

    22. در سال روز اعلام اتحاد فارسی زبان های، افغانستان، تاجیکستان و ایران، همه با صدای خیییییییییییییلی بلند گوزیدند

    23. از یه دختر فارسه می پرسند، از خدا چه می خوای؟
    میگه: فقط یه کیر شق عرب

    24. یه روز فارسه میره خونه میبینه یه عرب زنشو میگاد و شورت زنش را هم کشیده به سرش، می خنده، میگه: مرتیکه فرق شورت و روسری را نمی دونه، اومده زن منو می کنه.

    25. فارسه میگه: من طوری گاز میگیرم که پزشک قانونی هم
    نمیفهمه من گاز گرفته ام یا یه سگ

    26. علت اینکه دندون های جلوی فارس سگان زود پوسیده میشه اینکه انها موقع گاز گرفتن از دندون های جلویشان زیاد استفاده میکنند.

    27. در روز جهانی عشاق به یه دختر فارس میگن، با عشق یه جمله بساز؟
    میگه: عشق من به کیر عرب بی نهایت است

    28. عرب از فارسه میپرسه ببینم زنت سیده؟
    فارسه میگه: نه چطور مگه؟
    عرب میگه: آخی همیشه شورت سبز میپوشه

    29. به فارسه میگن، میدونی ایدز چیه؟
    میگه: من نمی دونم ایدز چیه ولی اینو میدونم که
    اگه بگیرم، خانمم هم میگیره و اگر خانمم بگیره
    تمام مردهای محلمون هم خواهند گرفت

    30. تاجیک از ازبک پرسان میکند، شما لسان دری فامیده می توانی؟ ازبک میگه: من حضرت سلیمان نیستم که لسان سگ را هم فامیده بتوانم.

    31. تاجیک به ازبک میگه: شما دری خوانده می توانی؟ ازیک میگه: من دری خوانده نمی توانم ولی کس خواهر و مادر هر چه دری لسان هست، بیخی کرده می توانم.

    32. دعای یه دختر فارس
    خدایا من برای خودم هیچی نمیخوام
    فقط یه کیر عرب برای مامانم میخوام

    33. در روز جهانی زن، به یه فارسه میگن: با زن یه جمله بساز؟
    میگه: کس زن من، ابزار کار منه برای کسب در آمد

    34. در روز جهانی زن، از فارسه می پرسند، مهمترین فرق بین زنان فارس با زنان دیگر در چیست؟
    میگه: خیلی چیزها توی سر زنان دیگر هست اما خیلی سرها توی کس زنان فارس هست.

    35. از یه ترک می پرسند، شما چطور یه فارس را، در بین ده نفر کر و لال تشخیص میدی؟
    میگه: خیلی راحت
    یه تکه استخوون پرت میکنم هر کدامش بره بیاره، فارسه

    36. بچه فارس میره بقالی میگه: نخود سیاه داری؟ بقالیه میگه:
    بدو که عرب داره مادرتو میگاد

    37. یه روز یه زن شیرازی با یه زن آبادانی همدیگر رو تو دبی می بینند، بعد از احوال پرسی، شیرازیه میپرسه، خوب مینو خانوم چکار میکنی
    مینو خانم میگه: خسته شدم از این همه یکنواختی، همش میخوابم و میرم دوش می گیرم.
    شیرازیه می پرسی، خوب مژگان خانوم تو چکار میکنی؟
    میگه: منم مثل تو جنده شده ام.

    38. در روز جهانی عشاق به بچه فارس میگن، با عشق یه جمله بساز؟
    میگه: عشق خدا بیامرز پدرم به استخوون بینهایت بود

    39. دختر فارسه میره آدامس بخره، ازش می پرسند
    با چه طعمی؟ خیار؟ توت فرنگی؟ کدو؟ موز؟ بادمجان سیاه؟ نعنا؟ استخوون؟ میگه
    اگه با طعم استخوون و خیار باشه خییییییلی بهتره. مرسی.

    40. زن فارسه میره دبی، موقع برگشت، شوهرش می پرسه چه هدیه ای برای شوهرت آورده ای، مینو جون؟ مینو گاراژ دست میکشه به شکمش، میگه: یه بچه عرب

    41. خواهی جهان در کف اقبال تو باشد
    مرتب کسکشی کن، کون بده، کارت نباشد

    42. عرب به فارسه میگه:
    تو همان فارس سگی که کسکشی زنتو کردی؟ من کردمو تو هم پاکش کردی؟
    فارس سگ میگه: نعم، نعم یا سیّدی، سرورمائی، خاک زیر پایتم، حالا خواهرم را هم آورده ام اگه قابل بدونید، در خدمتیم. شما فقط بکنید، من خودم مثل همیشه پاکش می کنم.

    43. فارسه قاضی میشه، یه شیرازی میره پیشش میگه:
    عرب محلمون به زنم نظر داره. قاضی میگه: برو بابا عرب محل ما چند ساله که زنمو میکنه، من هیچی نمیگم، حالا مال شما نظرداره، تو شاکی هم میشی!!!! زمانه داره عوض میشه!!!

    44. فارسه میره دبی، می بینه خواهرش تجارت خونه زده، تعجب میکنه، می پرسه، ابجی یه ماه نیست، چطور موفق شدی؟
    خواهرش میگه: کاری نداره، فقط کمی درد داره.

    45. روزنامۀ دیروز الشرق الوسط

    در دبی، یه عرب یه دختر فارسه را که در پارک قدم میزد، کرد

    روزنامۀ امروز الشرق اوسط

    در دبی هزاران زن و دختر فارس با لباس های بیا بکن، برای قدم زدن به پارک ها هجوم آوردند.

    46. زن فارس سگ در دبی حامله بوده، اونو با یه عرب محلشون میگیرند میبینند عرب خایه هایش را کرده توی کس زن فارسه، ازشون می پرسند، جریان چیه؟ عرب با قیافۀ حق به جانب میگه:
    هدف تعلیم » طریق الارتقا » خایه مالی به کودکان فارس از بدو تولد.

    47. از یه ترک میبرسند، تا حال به توالت فرنگی ریده ای؟ میگه:
    نه اما تو دهن فارس ها خییییییییییییییییییلی زیاد ریده ام.

    48. به فارسه میگن، چرا اینقدر با زن و بچه به دبی و آنکارا میروید و اصلا سری به
    دوشنبه، پایتخت تاجیکستان یا هرات در افغانستان نمی زنید؟ میگه،

     اولآ – تاجیک ها در تاجیکستان و در هرات با صدقۀ سر کشورهای عربی روزشان را به شب میرسانند در نتیجه رفتیم آنجا که چکار کنیم. تاجیک ها که گه تر از مایند

     دومآ – از گذشته های دور، نیاکان ما عادت داشتند که کس خواهر و مادر خودشان را با کیر عرب ها و ترک ها بکنند. حالا ما ادامه دهندگان راه ان عزیزانمان هستیم هر چند که هر کی ما را میبیند حالش بهم میخورد. چکار کنیم فارسیم دیگه.

    49. از مزدک بامدادان، مقاله نویسن نقال و افسانه سرای کرایه ای که از پدری ترک و از مادری فارس بدنیا آمده، می پرسند: تو ترکی یا فارس؟ میگه: به روح عن رضا پالانی، خودم هم گیج شده ام
    وقتی میکنم، ترکی حرف میزنم
    وقتی میدم و یا پارس میکنم، فارسی حرف میزنم
    وقتی مرده گاوی میکنم، تاجیکی گپ زده میکنم
    حالا خودتان حدس بزنید که چه گهی هستم.

    50. از یه ترک می پرسند، چرا بخودت میگی عرب؟ میگه
    رفتم دبی، دیدم فارس ها بصورت عشیره ای ریخته اند روی عن عرب ها، دارن میخورند بهمانخاطر تصمیم گرفتم بخودم بگویم عرب تا همه فکر کنند که فارس ها عن منو هم میخورند.

    51. از آرشام پارسی رهبر سازمان لواطکاران فارس میپرسند، اولین بار که یک کیر شق شده را دیدی، چه احساسی بهت دست داد؟
    میگه: خدا وکیلی، آب دهنم راه افتاد، کونم به پپ، پپ افتاد. نمی دونستم چکارش بکنم، بخورمش یا بکنمش تو کونم

    52. طریقۀ پیام گذاشتن یه دختر تاجیک در چت روم
    مع ( من ) دختر تاجیک جان هستوم . بخیر مع کس و کون بیخی کلانی دارم
    و بسیار مقبول دختر هستوم. کدام مردکه مع را یخ کرده میتواند؟
    مع کون داده میتوانم، کس داده میتوانم، ساک کرده میتوانم و آب کیر را هم نوش جان کرده میتوانم چهار سال تیر شده توانست که مع کس زیاد داده توانستوم. یک جهان تشکرکرده میتوانم اگر کدام مردکه مرا یخ کرده بتواند. فی امان الله

    53. امام جمعۀ تبریز داشته برای مردم صحبت میکرده، میگه:
    اگه فارس سگ بهتون حمله کرد، باید این آیۀ قرآن را بخوانید.
    یکی میگه: بهتره آدم یه میلۀ آهنی هم با خود داشته باشد چون ممکنه فارسه عربی بلد نباشد و بیاد جلو کیر ادم را از بیخ بکنی و بخوره

    54. از فارس افراطی می پرسند، ارزش یه فارس را چگونه می شود تعیین کرد؟ میگه،

     روی عن عرب ها در امارات. در امارات عرب ها میرینند و ما فارس ها هم بصورت عشیره ای ریخته ایم و داریم میخوریم

     در جلوی دفاتر سازمان ملل که مثل کرم بخود می لولیم تا کسی دستی به سرمان بکشد و بگوید تو پرشین منی. واقعآ هر کسی نان عقل خودش را میخورد. عقل ما فارس ها بیشتر از این قد نمی دهد.

    55. دختر فارس
    دلم خون، سرم فریاد دردست
    مرا هر کس که بیند، زبانش حرف سرد است
    چرا صورت ندارم؟ لب خندان ندارم؟
    چرا چشمان من لوچ؟ چرا قد رعنا ندارم؟
    خدایا بشکن این آینه ها را که من از دیدن آینه سیرم
    مرا روی خوش از زندگی نیست ولی از زنده ماندن ناگزیرم
    از آن روزی که دانستم سخن چیست، همه گفتند این فارس زشت و کودن کیست؟
    کدامین مرد او را می پسندد، او در این دنیا بی سر نوشت است
    چو در آینه بینم روی زشت خود را، در آید از دلم غم با سیاهی
    مرا روز سیاهی دادی اما نبخشیدی بمن چشم سیاهی
    به هرجا پا نهم از شومی بخت، نگاه دلنوازی سوی من نیست
    این دلها که بخشیدی بمردم، یکی در حلقۀ کیسوی من نیست
    مرا زشتی صورت چنان سرخورده کرده
    که گویا زشتی من همه را دیوانه کرده

    56. من دختر آریائیم، محتاج محبت
    و تو عرب کیر کلفت تنها علاج دردمی.

    بگذار به یاد کیر کلفت تو بسوزد کسم، ای عرب
    آتش کسم است گواه سخنم، ای عرب
    با یاد کیر تو، جلق بزنم هر روز من، ای عرب
    صبح که از خواب بیدار میشم، کیر توست در دهنم، ای عرب
    از داغ دوریت خون گریه کنم، ای عرب

    57. فارسه بعد از اینکه دخترش را در استانبول به همه نشون میده ولی کسی نمی پسندیدش، با عصبانیت میگه، از قدیم گفته اند زمستان می گذره و روسیاهی به زغال می ماند. می برم دبی.

    58. بچه فارس از مادرش می پرسه مامان جون راستشو بگو، تا حال چند نفر بهت تجاوز کرده مادرش میگه: به جان تو هیچی….همشون عــــــرب بودند

    59. آرشام میره پیش دکتر تا بهش آمپول بزنند دکتر ازش می پرسه، به سمت چپ یا راستت بزنم؟ آرشام میگه: کون ما را سیاسی نکن، بزن وسط، برم

    60. یه روز بچه فارس از سربازی برمیگرده، پدرش میگه: پسرم بچه فارس در سربازی یا معتاد میشه یا کونی. پسرش میگه: خدا را شکر، من معتاد نشدم

    61. به آرشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس میگن، در دید شما کیر یه پشتون چقدر ارزش دارد؟ میگه: به هر چیزی میشه قیمت گذاشت بغیر از کیر پشتون. خدا وکیلی کیر پشتون چیز دیگر است. برای اینکه ارزش کیر پشتون برای شما معلوم شود، بهتر است بدانید که هر موقع یه پرشین گی بخواهد حالی بحولی بکند، حتما سری به قندهار در افغانستان و یا سری به پیشاور در پاکستان خواهد زد تا شبی را برهنه در روی چارپائی زیر پشتون، آی کورش فی امان گویان را به صبح برساند.

    62. از یه فارس می پرسند چرا اکثر فارس ها معتادند؟ میگه: بخاطر همجوار بودن با کشورافغانستان است. میپرسند، پس چرا خود افغانی ها معتاد نیستند؟ میگه: چون افغانی ها بی فرهنگ هستند

    63. فارسه تاجیک را در آغوشش میگیره، میگه، ما فارس ها گه تر از شما و شما تاجیک ها گه تر از مائید. اگر کمک های انسان دوستانۀ بین الملی، خصوصآ از کشورهای عربی بشما تاجیک ها نشه، یک تاجیک هم زنده نمی ماند و اگه عرب ها در امارات نرینند، ما فارس ها از گرسنگی می میریم. طبیعت ما فارس ها را خلق کرده تا هرچه دیگران میرینند، بخوریم

    64. از آرشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس، فواید ساک زدن به کیر تبریزی را می پرسند، میگه، کیر تبریزی مملو از آهن است و ساک زدن به آن کمبود آهن بدن را کاملآ بر طرف میکند.

    65. شعر احمد زای از پشتون های قندهار به فارس های لواط کار
    مع = من
    مع زمینم، تو هوا
    مع درختم، تو بهار
    کیر مع کون تو را سوراخ کرده میکند
    پاهای تو را باز کرده می کند
    اگر کونت را به هوا شل کرده بکنی
    یک نفس از ته دل علا کرده یکنی
    کیر کلانم تا ته کونت رفته می تواند
    کلۀ قرمزش تا روده ات رفته می تواند
    کونت بیخی مقبول است، دیگر لوسش کرده نکن
    کیر مع سهم توست، علا کرده نکن
    سهم کونت را بیخی ساک کرده بکن، عدالته
    سهم تو بیخی از سهام عدالته
    نقطه ضعف تو را مع فامیده می توانم
    ارزش کون مقبول تو را مع فامیده می توانم
    سوراخ کونت نقطۀ ضعف تو است
    کلۀ کیرم بیخی توی سوراخ ضعفته

    66. فارسه به رفیقش میگه: امسال تصمیم گرفتم برای سفر عید دیگه به حرف هایت گوش نکنم و تصمیم خودمو بگیرم.
    رفیقش میگه: چطور؟
    فارسه میگه: آخه پیار سال به حرف تو گوش کردمو رفتم به دبی، برگشتم دیدم زنم حامله شده پارســال هـــم به حــرف تو گــوش کــردم و رفتم به کویت برگشتم دیدم زنـم حامله شــده
    رفیقش می پرسه، خب امسال میخوای چـــــــکار کنی؟
    فارسه میگه: هیچی، امسال به کس زنم قفل خواهم زد.

    67. فارسه بعد از چن ساعت پیاده روی به بالای کوه میرسه، ازش میپرسن، انگیزه ات چی بوده؟ میگه: پدر سوحته ها گفتند اون بالا استخووون ریخته اند.

    68. به یه رشتی میگن، این همه جوک برات درست کرده اند، حالت گرفته نیست؟
    میگه: اگه زن تو هم فارس بود ، همین بلاها بسرت می اومد.

    69. فارسه به زنش در امریکا میگه: عجب داماد سیاهپوست خوبی داریم.
    زنش میگه: چطور؟ میگه
    من پشت در بودم، شنیدم برای اینکه ما بیدار نشیم، داشت دخترمونو ساکت میکرد و هی می گفت: ساک ایت، ساک ایت، ساک ایت ( ( Suck it

    70. عده ای زیادی از فارس ها و، تاجیک ها در دبی تظاهرات میکنند. در پایان این تظاهرات قطع نامه ای بشرح زیر صادر میشه.
     زنان ما اصلا جنده نیستند
     مردان ما اصلآ قواد، معتاد و لواطکار نیستند
     ما با سگ هیچ نسبتی نداریم

    71. دخترهای فارس در دبی به روزنامه های عربی اگهی میدهند با یک دختر فارس دوستی کن، تا دلت بخواد، جایزه ببر.

    72. از یه دختر شیرازی می پرسند، عرب چند حرف داره؟ میگه: اگه پیدا بشه، حرف نداره

    73. فارسه به زنش میگه: اسم چهارتا سگ را نام ببر؟ زنش میگه: خودت و خواهرت، خدا بیاموز پدرت و خیر ندیده مادرت

    74. یه فارس افراطی زنشو، دخترهاشو، دختر برادرها شو، دختر خواهرهاشو، دختر خاله هاشو، دختر عموهاشو، دختر دائی هاشو، هر چه دختر فک – فامیلو و دختر هم محله داشته، جمع میکنه، میبره به دبی و در آنجا » فاحشه خانۀ پرشین » راه میندازه.

    75. سازمان لواطکاران فارس شعبۀ قندهار اعلام کرد. بچه فارس ها اگاه باشند که برهنه خوابیدن پیش پشتون ها در روی چارپای و مدام فریاد کشیدن، آی کورش فی امان، از بهترین عبادات محسوب میشود.

    76. روزنامۀ همشهری

    بخاطر عشق فارس ها به استخوان، کسانیکه در مناطق پارس نشین شرکت باز میکنند سعی میکنند از کلمۀ استخون به عنوان پسوند به اسم شرکت شان استفاده کنند تا در دید ناظرین جذابیت داشته باشد مثل شرکت استخونسل

    77. ای فارس سگ

    بنگر که چه بی اصالتی تو / بی حرمت و بی لیاقتی تو
    در اوج کلاس بی کلاسی / تو وصلۀ زشت یک لباسی
    حیف است بگویمت سگی تو / تو یک فارس معتاد و قوادی تو
    آویزه گوش کن از این پس / هر دور و زمان و پیش هر کس
    زین بعد به هر کجا رسیدی / هر جا که نشان ترک دیدی
    برخیز و وفای خود نشان ده / در محضر ترک دمی تکان ده
    یادت نرود ولو به گاهی / این گفته ماندگار شاهی

    78. تزریق چه نوع کیری به کون فارس بعنوان واکسن موثر می تواند فارسه از پارس کردن و از پاچه گرفتن بازدارد؟ کیر یه متری یه دومتری؟

    79. فارسه در جلوی آینه بخودش یه نگاهی می اندازه میگه، مادر تو مرا زائیده ای یا ریده ای؟ آخی این چه قیافه ایست هر کی نگاهم میکنه حالش بهم میخوره.

    80. به یه ترک میگن، شما چرا فارسی را با لهجۀ ترکی صحبت مکنید؟
    میگه، براینکه منو با فارس گه اشتباهی نگیرند.

    81. فارس پیری موقع مردن، فارس های دیگر را نصیحت میکند که شما هم مثل ما کس خواهر و مادرتان را بخاطر مواد مخدر به حراج بگذارید

    82. مصباح زاده
    اخیرآ، از داخل ایران گزارش موثقی دریافت کرده ایم که 57 نفر از پرشین گی های تیز و شب رو طرفدار آرشام پارسی توسط پلیس حفاظت از مرده ها در قبرستان دستگیر شده اند که گویا در قبرستان ها کمین میکردند و بعد از دفن شدن افراد مذکر
    با استفاده از تاریکی شب، قبر را شکافته و کیر طرف را بریده و در داخل الکل در موزه مخصوص کورش نگه داری میکردند در این رابطه خانوم دووکتور شیرین عبادی که اخیرآ
    پروفسور هم شده، پروندۀ پرشین گی های کیر دزد را دنبال میکنیم البته ما دووکتورهای سلطنت طلب هم مسلۀ پرشین گی های کیر دزد را در سازمان ملل مطرح کردیم و همه را حسابی خنداندیم

    83. شعر آرشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس به دوست پسر تانزانیائی اش

    Isn’t it your penis, I can smell which makes me feel perfect?
    Your dick gets me closer to God
    Let me drink honey from your penis
    I want to fuck you by my mouth and by my ass
    your dick is the reason I stay alive
    Let me suck your dick warmly
    Your golden dick is brilliant
    Fuck me hard, fuck me hard
    I am on dying

    84. من اکنون به توالت رسیدم / در چاه نشان فارس سگ بدیدم
    ایستادم و زیپم را کشیدم / بدهن فارس سگ بس شاشیدم
    فراموش نکنم ولو به یک دم / بدهن هر چه فارس سگ هست خییییییییییییییییییییییییییییییلی زیاد ریدم

    85. فارس اگر لقمان شود، رانندۀ پیکان شود باز همان فارس سگ است
    برای دریافت یک کیلو استخون باید یک ساعت پارس کند یا یک ساعت دم تکان دهد

    86. انتظار بیهوده است که فارس پارس نکنه و خوگ گه نخوره چون پارس کردن و گه خوری در ذات آنهاست خصوصآ فارسه اگر از آبادان باشد، چاه توالت را بسر میکشد

    87. تاریخ طبری، فارس همان فیس هستندی، فیس همان بادی هستندی که از مخرج انسان ها و حیوانات بیرون زدن کردندی که چس یا گوز نامیدن شدن هستندی. هر جانوری با گوز یا چس زدن کردنی عدد پارسیان را بسیار کلان کردن کردندی.

    88. عده ای از فارس شناسان داخلی و خارجی در نشتی در اصفهان بر سر موضوع » فارس ها آدم های گوزی هستند با چسی » به بحث و گفتگو پرداختند. سخن ران اول جلسه د.ووکتور وافوری زاده بود که از گوز بودن فارس ها دفاع کرد و گفت، آدم های گوز کارهای خنده دار کرده و مثل گوز همه را می خندانند. اگر در یک جمع چند نفری، یکی گوزی بزند، دیگران بدون اختیار شروع به خنده می کنند. ولی آدم های چس فتنه انگیزند. اگر در یک جمع چند نفری، یکی بچسد. بوی گند آن پخش شده و همه را ناراحت میکند در نتیجه انها همدیگر را متهم به راه انداختن بوی گند کرده و شاید دعوا راه بیافتد او در ادامۀ سخنرانی پرشور خود گفت، فارس ها به دلیل پارسیانه حرف زدن ها، از آدم های گوز بحساب می آیند. برای مثال، وقتی بندر عباسی زاده های سیاه پوست میگویند ما 2500 سال قبل از جنوب روسیه به جنوب ایران آمده ایم همه از خنده روده بر میشوند می پرسند پس چرا سیاه پوست هستید؟

    89. درد دل گل اندام از جسم فروش های تاجیک افغانستان.
    نام خدا – مع از کابل جان هستم. مع کس و کون بیخی کلان و مقبولی دارم. بخیر- زمانیکه مع بسیار خرد بودم جسم فروشی را شروع کرده توانستم و حالا بخیر 25 سال عمر دارم. مع کس داده می توانم، کون داده می توانم و آب کیر را هم بخیر نوش جان کرده می توانم. مع بسیار بلا دختر هستم. الله، الله این ازبک ها چه کیر مقبولی دارند و جسم شان هم مو ندارد. بسیار مقبول بچه هستند. مع کیر جنرال دوستوم را بسیار خوش می کنم. نام خدا- جنرال دوستوم کیر بسیار کلان و مقبولی دارد. سی کن- جنرال دوستوم بیخی قندهاری واریست. او کون را بسیار خوش میکند. مع به او کون زیاد داده توانستوم. مع کیر جنرال دوستوم را بجای ناشتا و بعضی موقع هم بجای چاشنی نوشان می کنم. بسیار مزه دار است.
    زنده باد کابل جان، زنده باد دبی جان، زنده باد کراچی جان و مرده باد ماسکو جان. روس ها بیخی بر پدر و مادر لعنت هستند. وقتی روس ها گفتن کردند که،
    مردکه های تاجیک بسیار مرده گاو هستند
    مردکه های تاجیک، زنکه های تاجیک را یخ کرده نمی توانند
    کس زنکه های تاجیک بسیار زشت و بدبو هست
    زنکه های تاجیک سالی یاک بار کس شان را کل می کنند
    زنکه های تاجیک سالی یاک بار جانشان را شستن می کنند
    زنکه های تاجیک خوب ساک کرده نامی توانند،
    مع بسیار خفه شدم و بسیار گریانم گرفت. ای بر پدر- مادر لعنت روس ها، چرا پس مردکه های
    پاکستانی و مردکه های عرب این گپ ها را زده نمی کنند و کس زنکه های تاجیک را بسیار خوش میکنند؟ خدا جان می داند که شما روس ها بیخی کافر و بر پدر- مادر لعنت هستید. بیخی دماغم خراب است، و بیخی مانده هستم. فی امان الله.

    90. یه فارس میخوام کون بده / بمن کمی جون بده
    ساک بزنی کیرمو / آبش را حسابی در بیاره
    موهای سرش را ناز کنم/ کونش را حسابی باز کنم
    واسش قلاده دارم / استخوون تازه دارم
    وقتی سکس مون تمام شد / آبجیش را هم می گاییم
    من میدونم تو پارسی / رو کیر همه می پلاسی
    شعری گفتم، شعرستان / کیرم توی آرشام ستان

    91. تو همان فارس سگی که کیر عرب زیادی خوردی کلفت بود و جا زدی مردی

    92. ایران و تاجیکستان بیشترین وارد کنندۀ واکسن های ضد جنون ســگی هستند. چون همۀ فارس ها دچار جنون سگی هستند در نتیجه باید سالی یکبار واکسن جنون سگی بزنند تا بیست و چهار ساعته پارس نکنند.

    93. فارسا در دعوای اسم خلیج عرب، برای اینکه ثابت کنند انجا اسمش خلیج فارسه – کلی سگ در جزایر مستقر میکنند تا شب و روز پارس کنند

    94. بهترین روانپزشک های امریکا بعد از سالها تحقیق بر روی فارس سگانی که از کس و کون شان بعنوان ابزار کار جهت کسب در آمد استفاده میکنند، به این نتیجه رسیدند که کسکشی، اعتیاد بمواد مخدر، چاپلوسی و پارس کردن در ژن هر فارس سگ نهفته است و با هیچ داروی انتی سایکو درمان پذیر نیستند

    95. از یه خارجی که سالها در شیراز بعنوان عیدورگر کار میکرده و زبان فارسی را تا اندازه ای یاد گرفته بود،، نظرش را نسبت به هنر فارسا می پرسند، میگه: هنر قوادی فقط در پیش فارساست که ان را فرهنگ مهمانوازی پارسیانه مینامند.

    96. گروهی از محقیقن که بر روی خصوصیات جنسی مردمان بعضی از کشورها کار میکنند، با تهیۀ فیلم مستند » حلال » ، شهرهای پیشاور در پاکستان و قندهار در افغانستان را خطرناکترین شهرهای دنیا نامیده و گفته اند که احتمال اینکه آدم در این شهرها کونش را بر باد دهد، 99 در صد میباشد شهرهای شیراز در ایران، هرات در افغانستان و دوشنبه در تاجیکستان را شهرهای کونی پرور شمرده و گفته اند که 99 در صد مردمان این شهرها کونی هستند در بین شهرهای کونی پرور، از هراتی ها بعنوان بهترین کیر ساک بزنها و از شیرازی ها به عنوان بدترین کیر ساک بزنها، نام برده شده اند.
    این گروه از محقیقن از بودجۀ خودشان برای شیرازی ها، در شهر شیراز، چند مرکز آموزش طریقۀ کیر ساک زدن را دایر کرده اند تا بعد از گذراندن دورۀ کیر ساک زدن به شهرهای پیشاور در پاکستان و قندهار در افقانستان که پشتون نشین هستند، منتقل شوند، تا توسط پشتون ها به گاراژ تبدیل شوند. لازم به یادآوری می باشد که عاشقان کورش لواط کار برای تبدیل شدن به گاراژ چند ماهی را در پیشاور و قندهار میگذرانند.
    شهر شیراز که از آن، شهر آرشام گاراژها، مژگان گاراژها و ساسان معتادها یاد می شود، مردان و زنان نام آوری همچون آرشام پارسی را که رهبریت ده ها هزار پرشین گی ها را به عهده دارد و مژگان گاراژ را که سکس ورکرهای پرشین را رهبری میکند، تحویل جامعه داده است.
    97. تحقیقاتی که بر روی زنان فارس در دبی انجام گرفته، نشان می دهد که هر زن فارس حداقل 60 بار زیر عرب خوابیده است. بنظر کارشناسان مسائل خانوادگی، این عشق بی پایان زنان فارس به کیر عرب ریشه در سه عامل زیر دارند

     فرهنگ مهمان نوازی پارسیانۀ فارس ها که معمولا مردان فارس با کس زنان شان از مهمان پارسیانه پذیرائی می کنند و بعد میگویند ما فارسا بسیار مهمان نواز هستیم
     فرهنگ اعتیاد به مواد مخدر
     فرهنگ لواط دادن در بین مردان فارس

  54. ahad@yahoo.com :گفت
    تجمع فارس سگ ها و سگ شناس ها در کنار گور منسوب به کورش لواط کار مینو گاراژ امسال هم، همچو سال های گذشته در روز جهانی لواط کاران، یک گلۀ بزرگ از شعبان بیمغ ها، پری بلنده ها، آرشامه خانووم ها و سگ شناسان بعلاوه، تعدادی هم که شدیدآ یبوست داشتند و آمده بودند تا شکمشان باز بشود، در کنار گور منسوب به کورش لواط کار گرد هم آمدند تا با بنیانگذار لواط، عهد و پیمان تازه کنند. من با بیش از صد تن از سگ شناسان و فارس های افراطی گفتگوئی انجام داده ام که خلاصۀ از آن را در زیر باهم می خوانیم. خلاصۀ از سخنرانی آراشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس. ای کسانیکه عشق کورش در سینه دارید و میخواهید روح کورش برقص در آمده و هر چه زودتر ظهور کند.  اگر هنوز ازدواج نکرده اید، دیگر ازدواج بر شما عاشقان کورش جایز نیست  اگر ازدواج کرده اید و زن و دختر دارید، انها را با کامیون به کشورهای عربی بفرستید. بدانید که کس بدرد شما نمی خورد و فقط برای خوشی اعراب است  اگر هنوز به گاراژ تبدیل نشده اید، حتماً چند ماهی را در شهرهای پیشاور و قندهار بگذرانید.  اگر زنتان پسر بدنیا آورد، از بدو تولد ساک زدن را یادش بدهید. بدانید که ساک زدن قبل از کون دادن، روح کورش را به پرواز در می آورد.  اگر هنوز دندانی برایتان باقی مانده، بکشید زیرا ساک زدن با دندان به کیر مردم صدمه می رساند و ما پرشین ها را بد نام می سازد بهمانخاطر جایز نیست.  موقع تبدیل شدن به گاراژ توسط پشتون ها در پیشاور و قندهار، ناله نکنید. گر عشق کورش باشد، باید که سهل باشد کون دادن ها  پارک دانشجو درطهران به عاشقان کورش اختصاص یافته و همۀ توریست ها، خصوصاٌ پشتون ها و عرب های که وارد ایران میشوند، برای خوش گذرانی با عاشقان کورش، به آنجا هدایت داده میشوند، همیشه در انجا حضور داشته باشید و هر کسی را که گیر آوردید، کیرش را حسابی ساک بزنید. در این دنیای فانـــــــــــــــــی هیچ چیزی به اندازۀ ساک زدن به کیر پشتون روح کورش خییییییییییییییییییلی بزرگ را به رقص در نمی آورد. او در ادامۀ سخنرانی پر شور خود در بین طرفداران خود گفت: در هر مکان و در هر زمان، نباید در رواج دادن لواط کوتاهی کرد. در هر هفته، حداقل ده بار کون دادن بر هر فرد مومین به کورش واجب اعلام می شود. امروز فقط لواط. لواط لواط….. گلویم پاره شد. چقدر باید بگویم، ، یادتان نرود که کورش قبل از کون دادن، حسابی ساک می زد پس ساک زدن قبل از کون دادن واجب است. 1. سگ شناس گفت، کلمۀ « پارس یا فارس » يك ناسزا و به معنای ولگرد، سگ صفت، بيخانمان، مهاجم وحشی در لغت نامه های دهخدا، معین و کردی ضبط هست. در لغت نامه های عربی هم فارس یعنی موالی ( سگ من ). در لغت نامه های سامی ها و کلدانی ها هم فارس یعنی» مجوس » بمعنی سگ نگهبان دم در است 2. آقای وافوری زاده گفت، ناصر پورپیرار واقعآ ریده به ما فارسای مجهول الهویه. بنظر من همۀ فارسا باید یه چند روزی منقل و زرورق را کنار بذارن، برن جلوی دفتر ناصر پورپیرار در طهرون داد بکشن، ناصر، ناصر آومده ایم تخمت را بخوریم. هنوز از یادمون نرفته که روزنامۀ مهر چگونه استخون های پیدا شده در گور کورش را به سگ کثیف نسبت داده بود. آخی بی غیرتی تا کی؟. حالا روم نمیشه از وضعیت زنامون در امارات بگم. کار بجای رسیده که عربا حتی به دخترهای پونزده ساله ایرونی هم ویزا نمیدن. اینقدر دختر ایرونی ریخته به امارات که واقعآ حال عربا داره بهم میخوره. 3. سگ شناس گفت، رضا پهلوی، نوۀ رضا مهتر و سران پهلوی طلب باید بخاطر شرکت در کودتای نوژه محاکمه شوند. کودتای نافرجام نوژه منجر به جنگ ایران و عراق شد که نزدیک به نیم میلیون ایرانی کشته شدند. 4. سگ شناس گفت، از آنجا که انبوه دروغ‌ های تاریخی نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران برملا شده و دُم خروس شان بیرون افتاده است، بجز عوام الناس که قوه تمییز و ادراک کافی ندارند، کس دیگری ادعاهای نژاد تراش ها و قصه نویس ها در رابطه با هخامنشیان را به جد نمی‌گیرد 5. سگ شناس گفت، اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش در جوانی راهزنی می‌کرده، و لواط می داده، کاملآ صحیح است و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که حمله کفتار وار وی به بابل، قتل و غارت بابل و از بین بردن تمدن درخشان بابلی شکل تکامل یافتۀ و توسعۀ دزدی و راهزنی است 6. سگ شناس گفت،چرا فردوسی، سعدی و حافظ یک بیت شعر در رابطه با کورش و هخامنشیان نگفته اند زمانیکه اسلام ظهور کرد، مگر یک هزار سال از کورش ساختگی نگذشته بود؟ چرا مورخین عرب هیچ اشاره ای به کورش و هخامنشیان نکرده اند؟ مشخص است که جریان تهوه آور هخامنشیان قصه های هستند که توسط نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران به رشتۀ تحریر در آمده اند. 7. سگ شناس گفت، اردشیر ریپوترجی با کودتای سوم اسفند 1299 تاج شاهی را به سر رضا پالانی گذاشت و راه را بر یافتن فرهنگ دموکراسی و موفق شدن که تجربه مشروطیت بود، بست. بعد از رضا پالانی که اجیر خودش بود خواست قرار داد 1933 را امضاء کند.. رضا پالانی هم قرارداد امضاء کرد بعد اموال مردم و ثروت ملی را غارت کرد و ریخت به بانک های خارجی. رضا پالانی مثل تمامی نوکرهای دست نشانده وقتی تاریخ مصرفش تمام شد، بردند و پسرش را جایگزین او کردند تا نارضایتی ها در جامعه فروکش کند. از قدیم گفته اند، نوکر نو، تیز رو 8. سگ شناس گفت، نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان ادعا می کنند پاسارگاد 546 سال قبل از میلاد یعنی قبل از حملۀ کورش با نیزه اندازهایش به بابل بنا شده پس ما اگر سابقۀ هخامنشیان را تا زمان هخامنش موسس، یعنی 150 سال قبل از کورش به عقب برانیم انگاه این سوال بی جواب خواهد ماند که کورش نیزه اندازهایش را برای مقابله با آستیاک و کرزوس از کجا حرکت داده و اگر او هفتمین شاه هخامنشی خوانده می شود و در پی هخامنش و چش پیش و آریارمن و کورش اول و آرشام کمبوجیۀ اول آمده پس پایتخت شاهان قبل از او در چه نقطه ای قرار داشته و اگر نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان برای آریارمن و ارشام نیز کتیبه بیرون داده اند، این کتیبه ها را کدام منشیان در چه شهری تحریر کرده اند و در چه محلی نصب بوده است و اگر می گویند که این لوحه ها را در همدان یافته اند پس باید سوال کرد آریارمن و ارشام در همدان چه می کردنده اند که تا زمان آستیاک هم هنوز در اختیار هخامنشبان نبوده و اعتراف میکنند که بعد ها کورش با نیزه اندازهایش از چنگ مادها در آورده است 9. سگ شناس در رابطه با استوانۀ منشور حقوق بشری منتسب به کورش گفت، این استوانه در شهر بابل که پایتخت کشور بابل بوده، به دست کاتبان و تاریخ نویسان بابلی و به خط و به زبان بابلی تحریر شده و در همان جا ( در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ) نیز پیدا شده است. سنت تاریخ نویسی قبل از حمله کفتار وار کورش حدود دوهزار سال در بابل رواج داشته. صنعت و فن ساخت چنین کتیبه‌های استوانه‌ ای متعلق به مردم بابل است با اینکه نمونه‌های فراوانی از آن با همان محتوا و مضامین در بابل پیدا شده در مقابل هیچ نمونۀ مشابه آن چه قدیمیتر و یا جدیدتر که متعلق به سرزمین مثلآ پارس باشد، تاکنون پیدا نشده است. هر کسی به اندازۀ یک شانپانزا هم عقل داشته باشد، این سوال برایش پیش می آید، اگر این استوانه از کورش می بود، می بایست به خط و به زبان پارسیان و بر روی سنگ نوشته می شده و در رابطه با فارس ها هم اشاره ای در آن می شد یا کم از کم به دو زبان بابلی و پارسی نوشته می شد. 10. دووکتووور علی رضانوری زاده گفت، چرا همه در سال روز اعلام اتحاد فارس زبان های افغانستان، تاجیکستان و ایران با صدای بلند می گوزند و ما را مسخره میکنند؟ 11. از سگ شناس پرسیدم، اگر عرب ها در امارات یبوست بگیرند، فارس ها به چه وضعی می افتند؟ گفت،من یقین دارم که فارس ها از گرسنگی خواهند مرد فارس ها بصورت عشیره ای ریخته اند روی عن عرب ها در امارات، دارن خودشان را خفه میکنند. اما چنین بنظر می رسد که عن عرب ها سوء هاضمه دارد بخاطر اینکه فارس ها بعد از خوردن عن عرب ها، بطرف همه پارس می کنند. 12. سگ شناس گفت، دو قرنی است که نژاد ترش های خارجی با پادوهای داخلی، با دروغ بافی، جعل و تحریف حقایق تاریخی به قصد فریب عوام الناس و طرح ادعاهای پوچ و بی اساس و سرقت ادبی و به خود وانمود کردن تاریخ و افتخارات دیگران را به یک رسم و آئین تبدیل کرده اند. از قدیم گفته اند چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. در مقایسۀ نژادی رنگ ( پوست، مو و چشم ) در نظر گرفته میشود، و زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود با این حساب فارس های مجهوال لهویه در جنوب ایران از نژاد آفریقائی هستند. 13. در مقایسۀ نژادی رنگ ( پوست، مو و چشم ) در نظر گرفته میشود، و چون زبان ارثی نیست بلکه اکـتسابی است بهمانخاطر در نظر گرفته نمی شود با این حساب فارس های اصیل در جنوب ایران از نژاد آفریقائی هستند. 14. سگ شناس گفت، احمدی نژاد بجای قرض گرفتن منشور قلابی کورش از انگلیستان؛ کوه نور را از انگلیستان پس بگیرد که نادر شاه افشار از هند آورده بود و در زمان رضا پالانی انگلیسی ها از ایران بردند. 15. سگ شناس گفت، هیچ بخشی از تاریخ هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و منضمات مصری، یونانی و رومی مریوط به آنها چه نظامی و چه فرهنگی حتی در اندازۀ سطری صحت و صورت تاریخی ندارد و کلیۀ اسناد مربوط به ان عصر، که تاکنون معرفی کرده اند و بخصوص فهرست طویلی از مورخین یونانی، رومی و ارمنی که شاهد و شارح حوادث آن قرون گفته اند، مطلقاٌ مفقودند و از هیچ طریق حضور تاریخی و فرهنگی آنان قابل اثبات نیست. چنانکه پاره های بزرگی از اعراب و اسلام نیز به توطئه و تمهید همین مورخین یهودی غرب، به انواع جعلیات آلوده شده و در راس ان ابن ندیم و مجموعۀ ادعاهای و اسنادش قرار دارد که همانند هرودت و کتاب تواریخ او و مستنداتی از قبیل، فارس نامۀ ابن بلخی مردود و باطل و از همین دست است ماجرای لشکر کشی خشایار شاه به یونان، کانال کندن داریوش در مصر و انبوهی ضمائیم دیگر، که در زمرۀ شوخیهای پلید یهودیان با هستی و هویت دیرین شرق میانه است، زیرا داریوش از لحظۀ کودتا تا هنگام پوریم پیوسته مشغول دفاع از خود در برابر شورش سراسری اقوام منطقه بوده و در بارۀ خشایار شاه، بهتر این بود که بجای راه انداختن پنچ میلیون سپاه و خدمه و چند هزار کشتی، که نمی دانیم با چه سوختی آن کشتی را بحرکت در می آوردند و در کدام بندر مستقر کرده بود، حجاری نیمه تمام دیوارهای کاخ نیمه تمام ساخت اش را به اتمام می رساند! 16. رفیق گفت، ناصر پورپیرار ریده به کسانی که قصه نویسی را جایگزین تاریخ نگاری کرده اند 17. اردشیر ریپورتر جی گفت، من رضا را بخاطر سابقۀ طولانی در مهتری، بی سواد بودن، بی اصل و نسب بودن، داشتن صورت زمخت و داشتن خصوصیات حیوانی رضا شاه ایران کردم هر پشم زاده ای که اعتراض دارد بیاد تخمم را بخورد 18. از سگ شناس سوال کردم : آیا کورش با آن نیزه اندازهایش شخصیتی سازنده داشت یا شخصیتی ویرانگر؟ گفت، جواب این سوال ساده است، چرا که معیار آن ساده است. با توجه به اینکه از زمان کورش آثار سازندگی به دست نیامده؛ اما آثار و شواهد نابودی تمدن‌های بسیاری دیده شده است، می‌توان گفت که کورش شخصیتی ویرانگر داشته است. وقتی در راهروهای موزه‌ها قدم می‌زنیم و یا در صفحه های کتاب‌ها سیر می‌کنیم، می‌توان توجه کرد که هر آنچه آثار باستانی و هنری از تمدن‌های ایران‌ زمین و منطقه برجای مانده است، متعلق به قبل از نیزه اندازهای کورش هستند. جام‌ های مارلیک، جام‌ های مفرغین لرستان، ابزارهای کشاورزی کاسی، زیورآلات و هنر فلزگری زیویه، تندیس‌های املش و کلاردشت، و بسیاری ساخت‌ و سازهای زیبای هنری و فنی دیگر که آخرین نمونه‌های آنها متعلق به ماقبل سلطه کورش است و پس از غلبه او نشانه‌ای از آنها در موزه‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی دیده نمی‌شود. علاوه بر همه اینها، چنانکه می‌دانیم در زمان کورش و حتی در زمان دیگر هخامنشیان نه تنها شهری ساخته نشده که حتی بقایای یک شهر هم شناسایی نشده است 19. سگ شناس گفت، توسری خوری و نداشتن زبان از مشخصات آریائی هاست  فارس ها منظور خودشان را با عربی شکسته می رسانند. کردها همیشه باید زبان دیگران را یاد بگیرند و هندی ها هم منظور خودشان را با زبان اردو می رسانند که اکبرشاه مغلول راه انداخته بود  فارس ها بغیر از زمان رضا پالانی همیشه زیر پای ترک ها له می شدند. و تاج شاهی را هم اردشیر ریپورتر جی به سر رضا پالانی گذاشت نه اینکه رضا پالانی خودش استعداد داشته باشد و قدرت را در دست بگیرد. کردها در طول تاریخ هیچ وقت در قدرت نبوده اند و همیشه دیگران به کردها حکومت کرده اند هندی ها هم بدتر از کردها و فارس ها هستند. چهار قرن متمادی مغلول ها در هند حکومت کردند و اکبر شاه مغول بزرگترین پادشاه در تاریخ هند است. بعد پرتقالی ها آمدند، بعد از چند سالی هلندی ها، پرتقالی ها را از هند بیرون کردند تا اینکه که نوبت به انگلیسی ها رسید آریائی یعنی کودن و توسری خور. 20. فرح دیبا زن محمدرضا شاه پهلوی گفت، دو سال بعد از انقلاب بود که شوهرم بخاطر سرطان خون به درک واصل و در مصر چال شد. بعد از چال شدن شوهرم، کسم را به عربی پیشنهاد کردم، حالش بهم خورد و گفت نگاه کن کی کیر عرب آرزو میکند. بهر حال مجبور شدم برای ارضای خودم از کیر دستی استفاده کنم که سرطانزا است. بخاطر استفادۀ سالیان متمادی از کیر دستی سرطان رحم گرفته ام. واقعآ فارس به اندازۀ سگ هم ارزش ندارد. به خودت هر چی میخواهی بگو، فقط فارس نگو که حال همه بهم میخورد. 21. سگ شناس گفت، سلطنت طلب های رنگارنگ از جمله پان ایرانیست های منفور بر خلاف شعارهای ظاهری خودشان دو هدف زیر را دنبال می کنند.  کوچک کردن ایران. آنها از ته قلب ایمان دارند که ایران خیلی بزرگ است و باید کوچک بشود. به همانخاطر با یه شماره جدائی بحرین ( ضمن احترام به استقلال بحرین ) را امضا کردند، آب هیرمند را به دیگران بخشیدند بعد در جریان کودتای نوژه هم اهواز را به صدام حسین بخشیده بودند که ایرانی ها با نیم میلیون نفر دیواری از گوشت کشیدند در نتیجه سلطنت طلب های منفور به رهبری شاپور بختیار و رضا پهلوی به هدفشان نرسیدند.  سیستم سلطنتی. به عقیدۀ آنها شعور سیاسی مردم ایران در آن حدی نیست که سیستم ریاست جمهوری داشته باشند و رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی هم برای ایرانی ها زیادی است. رضا پهلوی در 17 سالگی همراه پدر منفورش از ایران گریخت و در خارج از ایران هم تحصیل نکرده است به همانخاطر سلطنت طلب ها به وی درجۀ خلبانی داده اند. 22. سگ شناس گفت، هخامنشیان، اولیه و اصلی ترین شناسنامه نمودار ارزیابی توانائی های هنری و اقتصادی یک تجمع سیاسی و حکومتی یعنی سکه را به تاریخ عرضه نکرده اند و فاقد شناسنامه رسمی در نمودارهای مصطلح ثبت احوال هستند.. 23. سگ شناس گفت، در 165 سال پیش تعداد ستون های پاسارگاد در نقشۀ فنلاندن و کوست 8 عدد و در آخرین نقشۀ آستروناخ در 40 سال پیش 116 عدد است. خیمه شب بازی تهوه آور هخامنشیان هنوز هم که هنوز ادامه دارد. 24. پرویز ثابتی شگنجه گر معروف زمان شاه مخلوع گفت، ما سلطنت طلب ها معروف هستیم با کودتای سوم اسفند 1299 ، با کودتای 28 مرداد 1332، با کوتای نوژه در تیر ماه 1359 با شهرنوها ، پخش مواد مخدر و تجاوز به زندانیان سیاسی. ما مثل حیوان قانون بردار نیستیم. رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی خودش را وارث همان تاج و تختی می داند که مردم ایران در انقلاب 57 با 135 هزار کشته از پدرش گرفتند. 25. سگ شناس گفت، بيست و هشت مرداد 1332 به عنوان مظهر دشمنی اوباشان پهلوی طلب با حق حاکميت ملت، همواره در تاريخ ایرانی ها باقی خواهد ماند 26. سگ شناس گفت، اگر زمان بنای پاسارگاد قبل از تهاجم کورش با نیزه اندازهایش به بابل بوده باشد پس ذکر متن بابلی و ایلامی بر جرز نوشته های پاسارگاد توضیح منطقی ندارد زیرا تکرار اسامی ملت های که با او بی ارتباط اند آن هم در پستوی خانه اش جز مسخرگی نیست و اگر بنای پاسارگاد پس از غارت بابل و ایلام بوده باشد، آنگاه باید از ابلهان پرسید چرا گل نبشتۀ اش در بابل با خط و زبان پارسیان نیست و یا لااقل دوزبانه نوشته نشده است؟ 27. شاپور ریپورترجی گفت، پدرم اردشیر ریپورترجی چهل سال در ایران خدمت کرد و در این مدت سلسلۀ پهلوی را بنیانگذاری کرد، ده ها آتشکده راه انداحت و مهمتر از همه سیاهپوست های بندرعباسی زاده را باوراند که چشم آبی، مو طلای و سفید پوست هستند که 2500 سال قبل از جنوب روسیه به جنوب ایران آمده اند. من هم با کودتای 28 مرداد 32 قدرت را دوباره به خاندان پهلوی برگرداندم. مهمترین هدف دکتر محمد مصدق نجات ایرانی ها از فقر و فلاکت بود. ایرانی ها خصوصیات شانپانزها را دارند و به راحتی می شود بازیشان داد. 28. سگ شناس گفت، زمانیکه نه در سروستان، نه در فیروز اباد، نه در نیشاپور و غیره هنوز یک نعلبکی سفالین ساسانی نیافته ایم چگونه صد پارچه تنگ، بشقاب و کاسۀ نقره کاملا سالم و بدون نقص را که مثلا در اورال یافته اند در زمرۀ تجملات ساسانی بشناسیم؟ و از ان مضحکتر زمانی است که بدون یافتن حرف نوشته ای بر این اشیا پر نقش عادت کرده اند که بر شمشیر دار چهار زانو نشسته، ایستاده، سوار بر اسب و جام به دست حکاکی شده در میان این بشقاب ها، کاسه ها و تنگ ها نام های چون شاپور، یا خسرو اول و دوم میگذارند، چنانچه که درست همین شگرد و شائبه را بر نقوش سنگی محوطه های فارس کشانده اند، که گویا یکی اردشیر است، آن دیگری شاپور، سومی بهرام و یکی دیگر هرمز و سر انجام نیز همین فال گیری تاریخی را به سکه ها برده اند و هر قطعۀ از آن ها را به صورت بی نامی بخشیده اند، آیا بدین سان ساختن هر نوع امپراطوری در هر کجای دنیا که اثبات توانمندی و حضور انها به افسانه ها و اشیا دیگران متکی باشد، مشکل است؟ 29. سگ شناس گفت،در سال 1840 اوژن فنلاندن استاد نژاد تراش و قصه نویس معروف، هخامنشیان را پدر خوانده برای فارس های مجهول الهویه انتخاب کرد و برای اولین بار از زبان پهلوی نام برد. بدون اینکه معلوم کند خط پهلوی چیست، از کجا آمده و مورد مصرف آن چه بوده است. بعد دیوید نیل مکنز نژاد تراش لغات نامۀ » زبان پهلوی » را نوشت. بعد نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در یک حرکت هماهنگ شایعه انداختند که ابن مقفع ده ها کتاب را از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده است. 30. سگ شناس گفت، فارس های پای منقلی بخاطر روشن نگه داشتن منقلشان قصۀ های سفارشی را در این یا ان مقوله آغاز میکنند و به شرح در می آورند و موقع ثبوت شروع به فریب کاری از قماش نابودی، سرقت، و یا سوزاندن می کنند. آنها در این شگرد و شیوه با نمایش دارائی های خیالی خودشانرا به اجداد فرضی شان که نژاد تراش ها برایشان تراشیده اند، وصل میکنند. برای مثال a. در سارویۀ اصفهان کتابخانه ای بود که عظمت آن خیلی بیشتر از اهرام ثلاثۀ مصر بود ولی عرب ها طوری نابود کردند که حتی خشتی از آن کتابخانه بر جای نمانده است. حالا چرا عرب ها اهرام ثلاثه مصر را از بین نبرده اند، معلوم نیست!!! b. اوستا بر روی 1200 پوست گاو نوشته شده بود ولی اسکندر مقدونی آتش زد!!! c. زمانیکه فارس ها از جنوب روسیه به جنوب ایران مهاجرت کردند، زبان بسیار حرفه ای داشتند ولی هزار و چهار صد سال قبل عرب ها این زبان را نابود کردند اگر فارس های مجهول الهویه موقع آمدن به ایران زبان گفتاری و نوشتاری داشتند پس چرا گل نبشتۀ بابلی منتسب به کورش به زبان پارسیان نیست؟ d. در دو هزار و پانصد سال قبل زمانیکه فارس ها از جنوب روسیه به جنوب ایران مهاجرت کردند، چشم آبی، مو طلائی و سفید پوست بودند ولی بعد ها یونانی ها بطور مداوم به فارس ها تجاوز کردند که نتیجۀ آن تجاوزها فارس های اصیل در شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، کرمان و بوشهر تغییر رنگ داده و سیاهپوست شدند 31. سگ شناس گفت، به توحش های حیوان وار قبایل وحشی و بیابانگرد هخامنشیان در طول 57 سال حکومت شان میتوان اشارۀ کوتاهی کرد: a. فرورانه یعنی زناشوئی با نزدیکان خود مثل خواهر- برادر و پدر – دختر و مادر – پسر برای نمونه: کمبوجیه با دو تن از خواهران خود ازدواج کرد. کورش با خالۀ خودش ازدواج کرد حلالند حوران سیمین بدن / چه دختر، چه خواهر، چه مادر، چه زن b. برورانه یعنی دختر کشی. آنها دختر را ننگ می دانستند و اغلب دختران خودشان را همراه مادران شان زنده بگور می کردند. مرا گفت چون دختر آمد پدید / ببایست اش اندر زمان سر برید c. وَجَم یعنی چشم درآوردنها و گوش و بینی و زبان بُریدنهای مکرر، و دار زدنهای فجیع (چهارمیخ کشیدن توأم با روی نیزه نشاندنها ) و کشتارهای پی درپی. d. افتخارکشفِ شکنجۀ وحشتناک ِاُستوانۀ خاکستر توسط کورش که شخص مورد غضب ملوکانه را با سر در استوانۀ پر از خاکستر «رها » میکردند تا با تنفس خاکستر بجای هوا، با مرگ تدریجی و جانکاهی بمیرد. دیگرانواع شکنجه های ابتکاری مثل سنگسار و زنده دفن کردن و.. به هخامنشیان میرسد 32. از رضا پهلوی، نوۀ رضا پالانی پرسیدم اگر شما را مثل پدر و پدر بزرگت با کودتا به تخت سلطنت نشاندند، چه کار خواهی کرد؟ گفت، سه کار عمده، 1. مثل پدر و پدربزرگم به هر خارجی که وارد ایران میشود، حق توحش خواهم داد حتی به افغانی های عزیز. 2. 36 میلیارد دولاری را که پدرم از اموال مردم غارت کرده بود با بهره اش شده 70 میلیارد دولار، 30 میلیارد را در اولین فرصت از اموال مردم بالا خواهم کشید تا بشود صد میلیارد. چون 100 نمرۀ خوبی است. 3. دخترم نور را خیلی دوست دارم هر طوری شده یه کیر کلفت عرب به دخترم پیدا خواهم کرد. عمه ام اشرف بعد از خوردن کیر شفیق مصری همیشه میگفت که کیر فقط کیر عرب است. باقیشو بشاش توش. 33. سلیمان حییم، نویسندۀ لغت نامۀ فارسی به فارسی گفت، اگر از زبان فارسی ضمیرها، بودن، شدن، کردن و لغات ترکی مثل آقا، خانم، چاپ، خان، تومان، گمرک، بشقاب، اتاق، کمک، شلوغ، آشپز، توپ، قاچاق، یواش، قالی، آماج، …. را منها کنیم، باقی لغات آن عربی هستند و به جرات میشود گفت که زبان فارسی همان عربی شکسته است. دولت ایران تعلیم زبان عربی را در کل مدارس از دورۀ اول راهنمائی تا ختم دانشگاه را اجباری کرده تا زبان بی بار و فاقد ارزش تکلم فارسی را کمی بهتر کند 34. برادر پاسدار دیروز و سلطنت طلب امروز محسن سازگارا گفت، هر چند که ناصر پورپیرار به من و امثال من حسابی ریده و یقین دارم که هفت نسل بعد ما هم بخورد تمام نمی شود ولی من به تلقین های تهوه آور ادامه می دهم تا همه اسهال بگیرند. . تلقین های همچون، ایرانی و اقوام ایرانی. 35. فارس افراطی گفت، بیش از دو میلیون آریائی اصیل از مناطق فارس نشین ایران، افغانستان، از تاجیکستان، از کردستان ( ایران، عراق و ترکیه ) و از شبه قارۀ هند ریخته اند روی عن عرب ها در امارات، کویت و عربستان دارن نان عقل شان را میخورند. اگر عرب ها نرینند آریائی از گرسنکی می میرند. 36. هرتسفلد گفت، من در سال 1928 یک تخته سنگ u شکل را به دشت باز و بدون عوارض باستان شناختی دشت مرغاب که قرار بود پاسارگاد در همانجا ساخته بشود، انتقال دادم. بر بدنۀ بیرونی آن، تصویر یک چهرۀ بال دار ناشناس رسم است. تاج مصری الاصل آن، حالت ایستادن و همچنین مدل لباسش حاکی از مصری بودن آن می باشد و با هیچ یک از داده های باستان شناختی ایران تطبیق نمی کند. چنان که دیگر تصاویر ناسالم و واریختۀ سنگی موجود در کاخ های پاسارگاد نیز، مانند آن نقش انسان – ماهی، آن دیو – پرندۀ چنگال دارکاخ بار تماماٌ نقش بر جسته های بین النهرینی هستند که به پاسارگاد منتقل داده شده اند تا برای ساخت شهرک و مقبره برای کورشی که از بابل خارج نشده است 37. کرمانی گفت، موقعیکه رسیدم به آلمان، ازم پرسیدند، کجائی هستی؟ گفتم، از شهر کرمون یعنی کرمونیم آلمانی گفت، آقای کیرمی پس تو پرشینی گفتم یعنی چه؟ گفت، یعنی شما کیرمی ها و ما آلمانی ها از یه نژادیم دیگه. دو دولت یه ملت. حالا رنگ من سیاه، شبیه آفریقائی ها و اون ها چشم آبی و بلوند هستند. اصلآ جور در نمیاد. چند روز بعد، یه چندتا دختر نروژی بودند، ازم پرسیدند کجائی هستی؟ گفتم، من آلمانی نژادم. نروژی ها از خنده روده بر شدند. گفتند، ما فکر کردیم که شما آفریقائی هستی. گفتم، نه خود آلمانی ها بهم گفتند که کیرمی از ماست یکی از نروژی ها برگشت، گفت، آلمانی ها برای خر کردن خلیی ها بهشون میگن، تو آلمانیه حالا اون ها بهت میگن تو آلمانیه، به عقل خودت نمی رسه که تو شبیه آفریقائی ها هستی یا آلمانی ها؟ برو جلوی آئینه بخودت یه نگاهی بکن. آومدم جلوی آینه بخودم یه نگاهی انداختم، دیدم عین آفریقائی ها هستم. چکار کنم، چکار نکنم، رفتم دوتا لنز ـ ابی رنگ گرفتم، زدم بچشمام و موهای سرم را زرد رنگ کردم. با خودم میگم دیگه آلمانیم. رفتم بیرون، ناگهان چند نفر با صدای بلند خندیدند، گفتند، کیرمی برگشتم دیدم همان نروژی ها هستند گفتم، دیدی من آلمانی هستم. یکی از اون ها گفت، وجدانآ شبیه کیر بعد از جلق شده ای…. 38. مصباح زاده گفت، چرا وقتی ما سلطنت طلب ها از قانون حرف میزنیم، همه چنان اسهالی میگیرند که اگر بکون شان لوله کشی بشود، فشارش تا طبقۀ پنجم بالا میرند؟ 39. از رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی فواید زیان کشیدن بکون میرحسین موسوی را پرسیدم گفت، آدم مشهور و جوان میشود. باید تجربه کرد. و دید. 40. صادق زیبا کلام که سی سال است انگلیسی را تمرین میکند ولی موقع حرف زدن بغیر از خودش کسی نمی فهمد که چه گهی دارد میخورد، گفت، مرحومین رضا پالانی، پسرش محمدرضا و دخترش اشرف پهلوی با تلاش های شبانه روزی » روسپیگری » و » اعتیاد » را در ایران فرهنگ کردند و امروز پانزده میلیون معتاد در ایران و لشکری از فاحشه ها ایرانی در کشورهای اطراف خلیح مدیون زحمات آن بزرگواران هست. 41. صفی زاده از فارس های افراطی گفت، اگر ما فارس ها را از دنیا حذف کنند، فرهنگ مزدوری، روسپیگری، اعتیاد و چاپلوسی از بین میرود. 42. احمدی نژاد گفت، بلاخره معلوم نشد که گل نبشنه ای بابلی را که به کورش نسبت میدهند، از کیست. اگر کورش نوشته پس چرا به زبان فارسی نیست؟ شاید هم زمانی که مردم بابل در دوران شهری نشینی خود بودند، کورش با نیزه اندازهایش دوران نیمه چادر نشینی خود را می گذراندند. 43. از اشرف پهلوی پرسیدم، با آنهمه تلاش های شبانه روزی در پخش مواد مخدر و شهرنو سازی هائیکه داشتید، بهدفت رسیدید؟ گفت، آری. امروز فرهنگ روسپیگری و اعتیاد در ایران مدیون تلاش های شبانه روزی پدرم رضا پالانی، برادرم محمد رضا و من است. پانزده میلیون معتاد در ایران و ده ها هزار زن فاحشۀ ایرانی در ایران و در کشورهای اطراف خلیج نتیجۀ آن تلاش های شبانه روزی ماست. 44. ناصر کیرمی از پهلوی طلب های دو آتشه گفت، ایرانی ها هنوز عقل شان در آن حد نیست که سیستیم ریاست جمهوری داشته باشند و تنها شایستۀ افرادی مثل رضا پالانی هستند که دنیایش تویله و چندتا اسب است 45. انتری زاده گفت، ما باید قسمتی از تورات را که در رابطه با قتل و غارت بابل و آزادی تبعیدیان یهودی از آنجا توسط نیزه اندازهای کورش نوشته شده را قبول کنیم ولی قسمتی از همان تورات را که در رابطه با » قتل عام پوریم » توسط نیزه اندازهای هخامنشیان نوشته شده است و هر سال توسط یهودی ها با عنوان » عید پوریم » عید گرفته میشود؛ قبول نکنیم. 46. فارس افراطی گفت، رفتم خانه دیدم عرب شورت زنم را کشیده سر زنم. داره حسابی میکند. گفتم آخی تو که فرق شورتو روسری را نمی دونی، آمده ای زن منو میکنی؟ 47. آیت الله منتظری گفت، در زمان جنگ ایران – عراق صدام هی بمن میگفت، گربه نره عصابم خراب میشد و من هم بهش میگفتم، صدام خره. 48. فارس افراطی گفت، هرکسی مخالف آرشام و آرشامیزه کردن جامعۀ ایران باشد، تروریست خطرناک محسوب میشود در نتیجه به هر طریق ممکن باید سر به نیست شود. 49. ناصر کرمی از فارس های افراطی گفت، نتیجه هجوم ما فارس ها به امارات باعث شده که عرب ها دیگر به کندن چاه توالت نیازی نداشته باشند. هرچی میرینند ما میخوریم. ما فارس ها واقعآ جایگاه خودمان را پیدا کرده ایم. 50. علی رضا نوری زاده از فارس های افراطی گفت، در جامعه تابوهای هستند که باید شکست. من همین دیشب دخترم را گائیدم 51. آرشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس گفت، من درجۀ دکترای خودم را در کون دادن از دانشگاه قندهار شش سال قبل دریافت کردم. مدرک دانشگاه قنندهار معتبرترین مدرک در بین تمام دانشگاه های دنیا محسوب می شود.. 52. مهندس نادر پیمایی گفت، من خودم آذربایجانی هستم. بمن همه چیز داده اند تا به فارس های افراطی تاریخ بنویسم. اگر یبوست گرفته اید به شمارۀ 001118585730356 زنگ بزنید تا با شنیدن تن صدایم، شکم تان باز بشود. صدایم بهترین درمان برای یبوست است. 53. از فارس افراطی پرسیدم، بنظر شما چرا فارس ها اینقدر با زن و بچه به دبی و آنکارا میروند و اصلا سری به دوشنبه، پایتخت تاجیکستان یا به شهر هرات در افغانستان نمی زنند؟ گفت،  اولآ – تاجیک ها در تاجیکستان و در هرات با صدقۀ سر کشورهای عربی روزشان را به شب میرسانند در نتیجه رفتیم آنجا که چکار کنیم. تاجیک ها که گه تر از ما فارس ها هستند  دومآ – از گذشته های دور، نیاکان ما عادت داشتند که کس خواهر و مادر خودشان را با کیر عرب ها و ترک ها بکنند. حالا ما ادامه دهندگان راه آن عزیزانمان هستیم هر چند که هر کی ما را میبیند حالش بهم میخورد. چکار کنیم فارسیم دیگه. 54. سگ شناس گفت، تلفظ تاجیک در کتاب های قدیمی بصورت تزک آمده است. تزک در زبان ترکی به فضولات حیوانی خشک شده میگویند. ترک ها در ایام قدیم تاجیک ها را تزک خطاب می کردند که این کلمه بعدها بصورت تاجیک در آمده است. کشور تاجیکستان فقیرترین کشور در بین 15 کشوری است که از روسیه جدا شده اند و امامعلی رحمانف رئیس همیشه جمهور این کشور فقیر قبلآ رانندۀ تراکتور در یک مجتمع کشاورزی بود که در سال 1371 با حمایت روس ها رحمان نبی را از قدرت خلع و خودش را رئیس همیشه جمهور تاجیکستان نامید. در بین تاجیک ها طفلی که در روز عید قربان بدنیا می آید، اگر مذکر باشد، اسمش را قربانعلی و اگر مونث باشد، اسمش را قربان گل می گذارند. 55. فارس افراطی گفت، به کوری چشم دشمنان شاهزادگان پارسی، امروزه میانگین دختران دانشمند هسته ای فارس که در روی تخت زیر عرب ها در کشورهای اطراف خلیج عرب اورانیوم غنی میکنند، چهارده سال است. 56. از تاجیک جان پرسیدم، چه فرقی بین فارس و تاجیک وجود دارد؟ گفت، برادران فارس ما روی عن عرب ها در امارات کلان شده میشوند ولی ما تاجیک جان ها، روی عن پاکستانی ها کلان شده میشویم. 57. شاهزادۀ پارسی گفت، زمانی که روزنامۀ مهر اعلام کرد. موقع تعمیر گور کورش چند تکه استخوان از آن گور پیدا شده را در لابراتوار آزمایش کردند و معلوم شد که استخوان سگ است، شک من در رابطه با سگ نژاد بودن فارس ها از بین رفت 58. نور پهلوی، نوۀ رضا پالانی گقت، خاله ام لیلا پهلوی از یه طرف شدیدآ به کوکایین اعتیاد داشت و از طرف دیگر، از کمبود محبت ( Affection) در عذاب بود. تا سن سی سالگی نتوانست حتی یک دوست پسر برای خودش پیدا کند چه بماند که شوهر. همه بهش میگفتند Fart faced بهمانخاطر خودش را کشت. من هم مثل او از کمبود محبت در عذابم. من هم خودم را خواهم کشت. تنها علاج دردم یه کیر کلفت عرب است که پیدا نمی شود. 59. از فارس افراطی پرسیدم، ارزش یه فار س را چگونه میشود تعیین کرد؟ گفت،  روی عن عرب ها در امارات. در امارات عرب ها میرینند و ما فارس ها هم بصورت عشیره ای ریخته ایم و داریم خودمان را خفه می کنیم.  در جلوی دفاتر سازمان ملل که مثل کرم بخود می لولیم تا کسی دستی به سرمان بکشد و بگوید تو پرشین منی. واقعآ هر کسی نان عقل خودش را میخورد. عقل ما فارس ها بیشتر از این قد نمی دهد. 60. صادق هدایت از فارس های افراطی فواید جلق زدن را گفت،  اولآ – گوشت کیر خود را خوردن بهتر از منت قصاب کشیدن است  دومآ – تنگی و گشادیش دست خودت است  سومآ – هیچگونه بیماری مثل ایدز، سفلیس و سوزاک ندارد 61. از ترک پرسیدم، اینجا چکار میکنی؟ گفت، خیلی وقت است که یبوست دارم، آمدم تا با دیدن چهره عن شماها شکمم باز بشود. 62. مامور بخش پان ترک سازی وزارت اطلاعات ایران ساواکی زده گفت، ما در وزارت اطلاعات ایران، با همکاری بعضی از کشورها که مهارت خاصی در سوپاپ اطمینان سازی دارند، هر چه شعبان بی مغ، پری بلنده، آرشامه خانوم، شاه دزد، قواد، جانی، خود فروخته، لمپن و مانقورت که صفات مشترک شان در مزدوری، لواط، اعتیاد و کاسه لیسی هست را در تشکل های بنام پان ایرانیست و سلطنت طلب های رنگارنگ جمع کرده ایم تا هر کسی که از حق و هویت خودش دفاع بکند، انگ تجزیه طلب و پانترک بزنند. هر چند که تا بحال در هیچ جائی هیچ تشکلی بنام پانترک شناسائی نشده که کسی هم بخاطر عضویت در آن محاکمه شده باشد 63. تماشاگر گفت، واقعیت این است که ناصر پورپیرار طوری به فارس ها و فارس سازان خوک صفت ریده که هفت نسل بعدشان هم بخورند تمام نخواهد شد. مخالفین ناصر پور پیرار چون حرفی برای گفتن ندارند بهمانخاطر فقط و فقط بیست و چهار ساعته پارس می کنند. و در همان حد پارس کردن هم مانده اند. با انگ های همچون ناصر پورپیرار یک پانترک، پانعرب، پان اسلامیست، کمونیست و بی سواد است. که به فاطی تنبان نمیشود. 64. چهارپا زاده گفت: کسانیکه دوست ندارند ما فارس ها بطرف شان پارس کنیم، باید:  از صحبت کردن با ما دوری کنند  ما را به محله هایشان راه ندهند  هرگز با دخترهای ما عشق بازی نکنند که با فاجعه روبرو خواهند شد  نگذارند بچه هایشان با بچه هایمان بازی کنند  واکسن هاری یادشان نرود. همیشه پیشگیری بهتر از درمان است 65. از مزدک بامدادان، مقاله نویسن نقال و قصه باف کرایه ای که از پدری ترک و مادری فارس بدنیا آمده، پرسیدم: تو خودت را ترک میدانی یا فارس؟ گفت، به روح عن شعبان بیمغ، خودم هم گیجم وقتی میکنم، ترکی حرف میزنم وقتی میدم، و یا پارس میکنم، فارسی حرف میزنم وقتی مرده گاوی میکنم، تاجیکی گپ زده میکنم حالا خودتان حدس بزنید که چه گهی هستم؟ 66. تاجیک جان به زبان فارسی ایرانی گفت، من میخواهم معنی دو اصطلاح » مرده گاو » و «روس کا باچه » را برایتان شرح بدهم اگر سر گاو بریده شده باشد، چشم هایش باز می مانند. و هر چند که چشم هایش باز هستند و ظاهرآ می بیند ولی هیچ گونه حرکتی از خودش نشان نمی دهد چون جان ندارد در افغانستان و در خیلی جاها به ما تاجیک ها میگویند، مرده گاو یعنی مرد تاجیک مثل گاو مرده است که هر اتفاقی جلوی چشمش بیافتتد، هیچ گونه عکس العملی از خودش نشان نمی دهد. حالا زنش، دخترش کس بدهند یا اینکه پسرش کون بدهد، مرد تاجیک بیخیال است معنی مرده گاو در زبان عربی میشود قواد عرب ها در امارات، ایرانی ها را فارس قواد خطاب می کنند. اگر پشتون ها، پاکستانی ها و هندی ها به ما تاجیک ها فحش بدهند، میگویند: » روس کا بچه » یعنی تخم روس. تاجیک ها فرهنگ مهمانوازی که دارند، زنانشان را در اختیار روس ها قرار میدادند در نتیجۀ این مهمانوازی پارسیانه، نسلی از تاجیک ها بدنیا آمد که دارای پدری روسی و مادری تاجیک هستند بعبارت دیگر، دو رگه هستند. به این نسل از تاجیک ها میگویند. تخم روس یا روس کا باچه 67. ناصر کرمی از فارس های افراطی گفت، ما فارس ها باید به صورت خودمان گچ بمالیم، به چشمانمان لینز آبی بزنیم، و موهای سرمان را طلائی کنیم بعد برویم جلوی دفتر ناصر پور پیرار، داد بکشیم، ما المانی هستیم، آمده ایم تخمت را بخوریم. 68. سلطنت طلب گفت، ما شعبان بیمغ ها واقعآ شده ایم کاغذ توالت. هر کسی کونش را با ما پاک میکند و سیفون را میکشد 69. از فارس افراطی پرسیدم، چشم بد دور خیلی چاق شده اید؟ گفت، من و تمام فک و فامیلم چند سالی در دبی بودیم، عن عربها خوشمزه و اشتها آور. هر چقدر میخوردیم، مکه سیر بشیم. 70. نظر آرشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس را در رابطه با ازدواج سنتی و ازدواج مدرن خواستم، گفت: کلا دو نوع ازدواج هست. ازدواج سنتی و ازدواج مدرن. ازدواج سنتی ازدواج دو جنس مخالف با همدیگر را ازدواج سنتی می گویند. مثل ازدواج یک زن با یک مرد عمر این ازدواج در حال اتمام است و بیشتر افراد دهاتی، بی سواد، جامعه ندیده و بی فرهنگ تن به این ازدواج مسخره میدهند که واقعآ حال بهم زن است ازدواج مدرن ازدواج دو جنس موافق یعنی مرد با مرد و زن با زن را ازدواج مدرن گویند این ازدواج بسرعت رو به گسترش است و افراد با سواد و جامعه دیده بیشتر به ازدواج مدرن رو آورده اند به همانخاطر پرشین گی ها با 20 هزار عضو فعال از فارس زبان های ایران، افغانستان و تاجیکستان خود را پیشتازان جامعۀ ایران نوین می بینند در ایران فردا دیگر از ازدواج سنتی تهوه آور خبری نخواهد بود. 71. رضا شاه پهلوی معروف به رضا پالانی گفت، من در دوران شیرخوارگی بودم که مادرم همراه خودش از گرجستان به سواد کوه مازندران آورد و هرگز پدرم را ندیده ام. در دوران نوجوانی رفتم طهران و آنجا خیلی پیشرفت کردم، شدم مهترسفارت هلند و انگلیس. بعدها، زمانیکه ستار خان و باقر خان میخواستند سیستم شاهنشاهی را به جمهوریت تبدیل کنند، اردشیر ریپورتر جی منو بخاطر سابقۀ طولانیم در مهتری، صورت زمختم، بی سوادیم و بی اصل و نسب بودنم از طویله بیرون کشید و گفت بیا شاه شو. حالا من نه سواد خواندن، نه نوشتن دارم و نه دو کلمه حرف زدن بلدم. مهتری کجا و پادشاهی کجا؟ کی به کیه. اردشیر ریپورتر جی بمن یاد داد تا بگویم که جامعۀ ایران هنوز آمادگی برای جمهوریت را ندارد. شما کجا و جمهوریت کجا؟ من هم برای شما زیادی هستم. آنها منو با القابی از قبیل رضا قلدر و رضا دیکتاتور خطاب میکردند تا آبروی قلدرها و دیکتاتورها را ببرند. مهتری که این حرف ها را ندارد. من کجا و این حرف ها کجا؟ بلاخره برای مدرن کردن ایران، زال ممد قاچاقچی و غمارباز معروف طهران را مامور کردم تا » شهرنوها » را با هزاران زن فاحشه راه بیاندازد. در همان زمان ها بود که ایران به سه قسمت تقسیم شد یعنی شمال در دست روس ها، جنوب در دست انگلیسی ها و در وسط هم امریکائی ها، هم انگلیسی ها و هم روس ها حکومت میکردند. هرج و مرج به تمام معنی حاکم بود تا اینکه با کمک انگلیسی ها فرار کردم و رفتم به ژهانسبورک و در آنجا به درک واصل و در همانجا هم چال شدم. شایعه است که میگویند، من در ایران گوری دارم و صادق خالخالی هم چندین بار به آن ریده. از جائی که در ژهانسبورک چالم کرده اند، به پسرم محمد رضا و دخترم اشرف زنگ زدم و وضع و اوضاع را پرسیدم. گفتند، پدر راحت بخواب که ما به ایران حسابی می رینیم. ما هم مثل شما برای مدرن کردن ایران، شهرنوهائی را راه انداخته ایم که بیا و ببین. کمتر خانه ای پیدا میشود که در ان چندتا زن جنده و معتاد نباشند. همه هیروینی شده اند و صفا میکنند و به غربی ها هم حق توحش میدهیم. روسپیگری و اعتیاد را در ایران فرهنگ کرده ایم. خیالم راحت شد. 72. تماشاگر گفت، باید دکتر فاطمی وزیر امور خارجۀ دکتر محمد مصدق زنده می ماند و احساس خودش را زمانی که می شاشید به مجسمۀ رضا شاه، شرح می داد. 73. شیرازی شعر زیبائی در رابطه با فارس ها خواند بنگر که چه بی اصالتیم ما فارس ها / بی حرمت و بی لیاقتیم ما فارس ها در اوج کلاس بی کلاسی / وصلۀ زشت یک لباسیم ما فارس ها حیف است بگویند سگیم ما فارس ها / معتاد و انگلیم ما فارس ها 74. دختر فارس گفت؛ من و دوستانم مینوگاراژ، شبنم گاراژ و شهناز گاراژ در غرب پناهده ایم و به پلیس کار میکنیم. پلیس با استفاده از آخرین متددهای روانشناسی کس های گندیدۀ ما را به سر کیر عرب ها و ترک ها میکند تا کیرشان گهی بشود. تا بحال کیر هزاران عرب و ترک را به گه کشیده ایم که با هیچ مایع ضد عفونی کننده پاک نمی شود. کسانیکه از جریان با خبرند؛ اسم دختر فارس را نشنیده در می روند. 75. بندر عباسی زاده گفت، من بعنوان یک فارس اصیل از شهر بندر عباس، بعد از مطالعۀ زیاد و دیدن مردمان آفریقائی، اروپائی و آسیائی و مقایسۀ خودم با آنها، به این نتیجه رسیدم که ما مردم بندر عباس، چابهار، بوشهر، کرمان، آبادان و کازرون از نژاد اصیل آفریقایئ هستیم و بعد از قرن ها سربار مردم منطقه شدن، باید به آفریقا برگردیم 76. منوچهر گنجه ای گفت، بیش از سه ده است که من سازمان درفش کاویانی را با صدها میلیون دلار سرمایه از همه جا تشکیل داده ام بعد از این همه سال به غیر از خودم و شوهرهای دخترم کسی منو نمی شناسد اما ترک های مثل دکتر محمد مصدق، مهندس حنیف نژاد، بیژن جزنی، دکتر تقی ارانی بنیانگذاران سازمان های هستند که فقط و فقط در راه عقیدۀ آنها صدها هزار نفر زندانی و اعدام شده اند. خود دکتر محمد مصدق انقدر ابهت داشت که حتی کسانیکه او را از قدرت خلع کرده بودند، او را اعدام نکنند و به سه سال زندان و بعد با تبعید به احمد آباد بسنده کنند. ما فارس ها باید قبول کنیم که استعدادمان فقط در پارس کردن است 77. مختار زاده گفت، شکل ظاهری مغول ها عین ژاپنی ها و چینی ها هست و کل جمعیت مغول ها فعلآ دو و نیم میلیون است که در زمان صفویه شاید چند هزار نفر هم نمی شدند پس ما به این نتیجه میرسیم که شاه اسماعیل صفوی زبان ترکی را به مردم مغولستان که چینی و یا ژاپنی الاصل هستند، تحمیل کرده است 78. شیرین عبادی گفت، من از آن سلطنت طلب های هستم که منتظر است تا لولۀ فاضلابی بترکد و گهی بیرون بریزد تا دنیا بکامش بگردد. 79. سگ شناس گفت، خروج کورش با نیزه اندازهایش از بین النهرین و ادامۀ تهاجم کفتار وار او به سوی ایران قابل اثبات نیست. زیرا که تنها سند باقی مانده از او، گل نبشتۀ بابلی اش که اگر واقعاٌ از او باشد، هیچ اشاره و آشنائی با ایران را نمی دهد. چنانکه از فرزندان او، یعنی کمبوجیه و بردیا نیز کمترین نشانی در این سرزمین یافته نشده است. چون کورش و نیزه اندازهایش قبل از اشغال و قتل – غارت بابل، دورۀ نیمه چادر نشینی خود را می گذراندند و نه تنها با جوامع، مذاهب و اقوام دیگر آشنا نبودند بلکه حتی زبان نوشتاری هم نداشتند بهمانخاطر گل نبشۀ بابلی هم مثل لوحۀ گلی منقوش خلیج و مرد بال دار قلابی هستند. نژاد تراشان و افسانه سریانی که خیمه شب بازی تهوآور هخامنشیان را، راه انداخته اند، برای اعتبار بخشیدن به قصه های شاهنامه ای اینها را تدارک دیده اند. 80. کرد سنندجی گفت، ای کاش من هم کرد ترکیه بودم، ایرانی ها مثل کرم در جلوی دفاتر سازمان ملل بخود می لولند تا کسی دستی به سرشان بکشد و بگوید تو پرشین منی. اما کردهای ترکیه با داشتن پاسپورت ترکیه در خیلی از ممالک اجازه اقامت دائم میگیرند. نزدیک به شش میلیون اروپائی هم که بیشترشان از اروپائی شرقی هستند، افتخار میکنند که ترکیه به انها اجازه اقامت دائم در ترکیه را داده است. قبل از انقلاب هم ایران و ایرانی گهی نبود. شاه به خیلی از ممالک حق توحش می داد. در ایران همه چوب فارس سگ را میخورند. 81. از مرتضی نگاهی سوال کردم،، تو ترکی یا فارس؟ گفت: من از دوران طفولیت عشق عجیبی به استخوون داشتم و خیلی دوست داشتم که مثل سگ پارس کنم. کم کم که بزرگ شدم، خیلی دوست داشتم دخترهای محله را جمع کرده و فاحشه خونه راه بیاندازم. بلاخره بیزنسه دیگه. بهرحال- باتوجه به احساسات درونیم به این نتیجه رسیدم که من تمام خصوصیات فارس های افراطی را دارم.. ما یه گروه 30 نفره پهلوی طلب هستیم که 200 ویبلاک و ویب سایت راه انداخته ایم و همۀ آنها را بهمدیگر لینک زده ایم. خودمان برای خودمان کامنت میگذاریم. 82. پهاوی طلب گه گفت، به خدمات اردشیر ریپورتر جی و پسرش شاپور ریپورتر جی در ایران میشود اشارۀ کوتاهی کرد  انحراف مشروطه از آرمان هایش در ایران  جلوگیری از ایجاد حکومت جمهوری در ایران  بنیانگذاری سلسلۀ پهلوی  خلعیت مصدق از قدرت مشروعش با کودتای 28 مراد 1332 و برگرداندن پسر رضا مهتر به قدرت از راه نامشروع ( کودتا )  راه اندازی ده ها آتشکده در کرمان، یزد و طهران 83. دووکتورر علی رضا نوری زاده از دووکتور(حا)ی صلواتی حاضر در این مراسم با شکوه گفت: در امریکا هزار نفر بشدت یبوست گرفته بودند که مشکلشان با هیچ داروئی حل نمیشد. من رفتم خودم را نشان دادم، همش
  55. ahad@yahoo.com :گفت

    84. دووکتور هوشنگ امیر احمدی استاد دانشگاه گوزوچس گفت، من به نمایندگی از طرف دوکتور(حا) ی صلواتی بشما اطمینان میدهم که به سه دلیل زیر امریکا و اسرائیل هرگز به ایران حمله نخواهند کرد،
     اولا – ما یکشبه دوکتور شده ایم
     دومآ – امریکائی ها و اسرائیلی ها ختنه نشده اند
     سومآ – قرار است به چند شهر ایران زلزله بیاید

    85. کورش چهارپا زاده شعر زیبائی از فردوسی کبیر در رابطه با زن ها خواند،

    چو زن زاد دختر، دهیدش به گرگ! / که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ!
    زبــوی زنان مــوی گــردد سپــید! / سپـیدی کـند ار جــهان نا امیـــد

    *********
    زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این دو ناپاک به
    زنان را ستائی، سگان را ستائی / که یک سگ به از صد زن پارسا

    86. دلتراشا از پشتون های شهر پیشاور پاکستان شعری زیبائی در رابطه با آرشام پارسی گفت:

    آرشامه خانوم کیر مقبولم را بیخی ساک کرده توانست
    کون مقبولش بیخی پاره شده توانست
    از درد کونش، صبرش بیخی ختم شده توانست
    آی کورش فی امان کونم بیخی پاره شد، گفتن توانست

    87. سوپرکیری ترین شاهزادۀ عالم، رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی گفت، از زمانیکه منو بعنوان سوپرکیری ترین شاهزادۀ عالم انتخاب کرده اند، به خبرگزاری ها پول میدهم تا با من مصاحبه بکنند تا معروف بشوم ولی چون مثل پدر و پدر بزرگم با گاو فرقی ندارم تا شنونده ای هم داشته باشم. به این نتیجه رسیدم که باید استراتژی لیسیدن کون میر حسین موسوی را هم به آن اضافه کنم. در این استراتژی بیست و چهار ساعته به کون میر حسین موسوی و هر از چند گاهی بکون مهدی کروبی زبان میکشم تا همه بفهمند که من هم هستم. فرق کروبی با موسوی در نژاد آنهاست. میر حسین موسوی سید و عرب نژاد است در نتیجه لیسیدن کونش منو حسابی مست میکند ولی کروبی لر است.

    88. سگ شناس گفت،
    آقا مستر رضا پهلوی
    چه کنم چرخ فلک کرده مرا از تو جدا
    در هوای گرم و شرجی چه جورابی بپوشم که دهد بو گند خاندان تو را

    89. فارس افراطی گفت، تا پایان این قرن رنگ پوست ما فارس ها سفید، موهایمان طلائی و چشم هایمان آبی خواهند شد در نتیجه وقتی که به دیگران میگویم ما آلمانی هستیم مورد تمسخر دیگران قرار نگیریم.

    90. نفرت از فارس گه گفت،
    ســــــگ را با فـــــــــارس همـنام کردند / ســـــــگ بیچاره را بد نام کـــردند
    فارس از سگ بودنش در عشق حال است / سگ از فارس بودنش در ننگ و عار است

    91. محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی گفت،
    زمانیکه استالین، چرچیل و روزولت کرۀ زمین را بین خودشان تقسیم میکردند، منو با آن خصوصیات انتریم، بدون انتخابات پادشاه ایران انتخاب کردند و قرار شد به کشورهای بلوک غرب حق توحش بپردازم. بعد از اتمام گفتگو؛ استالین دستی به سرم کشید و گفت،، خیالت تا پنجاه سال آینده راحت باشه، کسی باهات کاری نداره.
    بعد از 35 سال حکومتم، مردم به ستوح آمده با دست های خالی به خیابانها آمدند و هر چقدر کشتم، مردم بیشتر به خیابان ها ریختند، با سفیر شوروی تماس گرفتم، گفتم، هنوز پانزده سالم مانده. سفیر شوروی در جواب گفت، کار ماها نیست یعنی نه شوروی، نه انگلیس و نه امریکا. بخاطر فساد بیش از حد، جامعه منفجر شده و نمیشه با کشتار و خون ریزی هم جلویش رو گرفت. چمدان هایت رو بردار، برو. اگه بدست مردم بیافتی، تکه پاره میشه. خلاصه با سی و شش میلیارد دولار از ایران در رفتم.
    حالا فکر کنید، در دنیای به این بزرگی و یک عالم پول در اختیارم، جائی برای ماندن نداشتم. هر جا میرفتم، بصورت عنم تف می انداختند و بیرونم میکردند تا اینکه انورسادات در مصر بمن اجازه داد تا به مصر بروم. بهر حال، مریض بودم، بعضی از دکترها میگفتند، ایدز گرفته ای و بعضی ها هم میگفتند، سرطان خون دارید. خلاصه همانجا به درک واصل و در همانجا هم چال شدم. گورم واقعآ ریدنی است.

    92. فارس افراطی گفت، ما فارس های افراطی امثال شعبان بیمغ ها و پری بلنده ها با تلاش های شبانه روزی خود خواهر مصدق رو گائیدیم. بعد، برای مدرن کردن ایران، به رهبری شاهزادگان کودن پارسی مثل محمد رضا پهلوی و خواهرش اشرف، از یه طرف، کس خواهر و مادرمان رو در شهرنوهای طهرون و در شهرهای دیگه به حراج گذاشتیم و از طرف دیگه، مواد مخدر را با قیمت ارزون پخش کردیم که ثمرۀ آن تلاش های شبانه روزی ما بیمغ ها، » فرهنگ روسپی گری و اعتیاد » در ایران امروز یست. کون لق همه.

    93. مهندس کورش زعیم گفت، ما با همکاری نژادتراش ها، در داخل و خارج از ایران با استفاده از آخرین متدهای روانشناسی، دخترهای گندیدۀ فارس را به عرب ها و به ترک ها می چپانیم تا فارس های اصیل در شهرهای بندرعباس، چابهار، ایرانشهر، آبادان، کرمان و بوشهر که خیلی شبیه آفریقائی ها هستند کمی تغییر قیافه داده، و مثل فارس های دو رگۀ طهران، مشهد و اصفهان که از طرف پدر ترک و از از طرف مادر فارس هستند، بشوند. تا وقتی که به دیگران می گویند ما آریائی ( چشم آبی ) هستیم، زیاد مورد تمسخر دیگران قرار نگیرند هر چند که. مشکل ما شعبان بیمغ ها و پری بلنده ها با این مسخره بازی ها حل نمی شود چون با این وصلت ها، فارس ها بازهم چشم آبی و به رنگ آلمانی ها در نخواهند آمد ولی کمی بهتر می شوند. فارس گهیم دیگه، چکار کنیم. همه ما را مسخره میکنند

    94. از زال ممد سوال کردم، ما پهلوی طلب ها که در وطن فروشی و خیانت به مردم، دست همۀ خائین ها را از پشت بسته ایم، حالا چرا دیگران را متهم به وطن فروشی و خیانت میکنیم؟ گفت:
    بخاطر اینکه وطن فروشی یک کار تخصصی است و کار هر ننه قمری نیست، کسانیکه یک شبه دووکتوورای خودشان را در گه خوری دریافت میکنند، مهارت خاصی در قوادی دارند. همانطوری که دیدید، دکتر محمد مصدق را با دو شماره زدیم زمین، در حالیکه غیر خودی ها تخصص در این کار ندارند و نباید بحریم ما قوادها تجاوز کنند. شما باید قبول کنید که قوادی در ذات هر سلطنت طلب گه است. ما با جان و دل اعتقاد داریم که انسان فقط و فقط در گه خوری رشد و ترقی می نماید و بدون گه خوری محو و نابود میشود.

    95. پشم زاده گفت، ما فارس ها نژاد پرست، مغرور و فاشیست هستیم. البته از نوع پارسیش، نشانه هایش هم در این است که:

    a. دختر های مان را درکشورهای عربی، پاکستان و چین بحراج گذاشته ایم و کسی خریدارشان نیست.

    b. لیلا پهلوی معتاد به کوکائین از کمبود محبت و از درد بی شوهری خودش را کشت و نورپهلوی هم در حال خودکشی است و با امیدهای واهی همچون روزی کسی به شما خواهد گفت عاشقتم، نمی توانیم او را زنده نگه بداریم

    c. شفیق رانندۀ تاکسی مصری هم حاضر نشد کس اشرف از خاندان سلطنتی پهلوی را بکند پول های اشرف پهلوی را بالا کشید و از ایران در رفت بعد در کتاب خاطراتش نوشت، فارس ها عجب آدم های گهی هستند.

    d. ما صدها هزار کارگر فارس از ایران، افغانستان و تاجیکستان در امارات داریم که کارهای فیزیکی میکنند بدون آنها، امارات دچار کمبود کارگرهای خواهد شد که کارهای فیزیکی میکنند. بعبارت ذیگر، اگر عرب ها نرینند، ما فارس ها از کرسنگی خواهیم مرد.

    e. در داخل ایران هم بحمدالله نزدیک به پانزده میلیون معتاد داریم و هزاران زن فاحشه در خیابان ها. هر روز شهرداری طهران بزرگ جنازۀ ده ها معتاد خیابان خواب فارس را از خیابان های طهران جمع میکند.

    بهمانخاطر ما نژاد پرست، مغرور و فاشیست هستم و افتخار میکنیم به ملق زدن در روی عن عرب ها در امارات. افتخار میکنیم به فرهنگ روسپیگری، اعتیاد، چاپلوسی و مزدوری مان. کسانیکه چشم دیدن ما را ندارند کورش کبیر کیرشان را بخورد.

    96. نفرت از فارس گه گفت، از مشخصات یک ایرانی اصیل، پارس کردن، قوادی، مزخرفات، شروور گوئی، دریوزگی،, چرت و پرت، هذیان گوئی، جعل تاریخ، شخصیت دزدی، با کیر دیگران داماد شدن، یاوه سرایی، هجویات، گنده گویی، پان بلوچ، پان عرب، پانترک سازی هست، تا لولۀ فاضلابی بترکد و گهی بیرون بریزد، تا دنیا بکام یک ایرانی اصیل بگردد
    گر خواهی شوی رسوا، با پرشین گه ها باش / گر خواهی نشوی رسوا، از پیرشین گه ها دور باش
    97. تبریزی گفت،
    بنظر من شما شعبان بیمغ ها از بیماری سوشیال دیس اوردیر ( Social disorder ) که یک مشکل روانی است بشدت رنج میبرید. علایم سوشیال دیس اوردیر هم طالیبانیزه کردن جامعه است که تحمل هیچ گونه نقد سالم بر تاریخ افسانه ای قوم من آوردی فارس را که توسط نژاد تراشان و افسانه سریان نوشته شده است را ندارید و کوچکترین نقد سالم بر آن باعث میشود که شما بیمغ ها بیست و چهار ساعت در روز، هفت روز در هفته، چهار هفته در ماه و دوازده ماه در سال را پارس کنید. برای درمان به این بیماری خطرناک، باید کیر ترک ها را روزی یک ساعت بمدت سه سال ساک بزنند تا حالتان جا بیاید.

    98. از دووکتورر علی رضا نوری زاده مخرج مشترک همۀ فارس ها را پرسیدم، گفت، مزدوری، کاسه لیسی، روسپیگری، اعتیاد و پارسیدن های پارسیانه.

    99. از سگ شناس طریفۀ چال کردن سلطنت طلب گه را پرسیدم، گفت، اول باید لاشۀ سلطنت طلب گه را با پلاستیک ضخیم پوشاند بعد انداخت به گودی که کنده شده است. بعد دور و برش را با آهگی به ضخمامت یک متر پوشاند و بعد شلنک را بازی کرد تا اهگ باز شده هر میکروبی را که از لاشۀ سلطنت طلب گه بلند میشود را بکشد تا منطقه آلوده نشود.

    100. سگ شناس گفت، سلطنت طلب های رنگارنگ در تلاشند تا نشان دهند که رضا شاه معروف به رضا مهتر بخاطر تمایل بطرف آلمان هیتلری قدرت را از دست داد.

    اگر ما آن روزهای ایران را در نظر بگیریم، خواهیم دید که،
    از یک طرف، اردشیر ریپورترجی رضا مهتر را از طویله بیرون می کشد و پادشاه ایران می کند. رضا مهتر نه سواد خواندن و نه نوشتن دارد و نه می فهمد که آلمان کجاست و هیتلر کی هست و نه بدون اجازۀ اردشیر ریپورترجی می تواند نفس بکشد و سفارت المان در ایران هم بسته شده است.

    اردشیر ریپورتر جی در خاطراتش می نویسد، ایرانی ها مثلی دارند که میگوید، اگر اسب را با اسب ببندی، همرنگ هم نشوند، هم خوی می شوند. این مثل در رابطه با رضا کاملآ صدق می کند.
    رضا بخاطر سابقۀ طولانی در مهتری خصوصیات اسب ها را پیدا کرده بود و برای سوار شدن جان می دهد.

    از طرف دیگر، امریکائی ها، انگلیسی ها و روس ها در مقابل آلمانی ها وارد جنگ شده اند و بدون گوچکترین ترحم همدیگر را قتل عام میکنند. حالا افسار رضا مهتر هم در دست اردشیر ریپورترجی است. رضا مهتر چگونه میتواند بطرف المان تمایل پیدا کند؟ مهمتر اینکه اگر بطرف آلمان تمایل پیدا کرده بود می بایست با کمک آلمانی ها از ایران خارج میشد ولی با کمک انگلیسی ها از ایران صحیح و سالم به ژوهانسبورک می رسد. جواب سوال اینکه چرا رضا مهتر را از ایران به ژوهنسبورک بردند و پسرش را جایگزین او کردند ساده است. نارضایتی ها در جامعه فروکش کند. ایرانی ها را دنبال نخود سیاه می فرستتد.

    101. از فرمانده لشکر کورش فرق بین جناح راست و چپ فارس های افراطی را پرسیدم، گفت، فارس های افراطی کلآ به سه گروه عمده تقسیم میشوند 1 – فارس های افراطی چپ، 2- فارس های افراطی راست 3 – طرفداران دوکتور آرشام پارسی.
     فارس های چپ افراطی با تلاش های شبانه روزی خود کیر عرب ها را آریائی می کنند
     فارس های راست افراطی با تلاش های شبانه روزی خود کیر ترک ها را آریائی مبکنند
     طرفداران دوکتور آرشام کیر پشتون ها آریائی میکنند.

    102. فارس افراطی گفت،
    دختر فارس در امارات کیر عرب می خورد / مرد فارس در ایران تخم عرب میخورد

    103. نژاد تراش گفت، ما برای براه انداختن خیمه شب بازی پارسیان، تمام تخم مرغ های خودمان را در دو سبد » زبان فارسی » و » تاریخ ایران باستان » گذاشته بودیم

    در در اربطه با زبان فارسی،
    ما با چکش و قلم افتادیم به جان کیر( زبان) عرب ها تا آن را تراشیده و یک شبه کیری درست کنیم و بدهیم بدست یک عده که بخودشان میگویند، » فارس » تا آنها هم ادعا کنند که کیری دارند و می توانند، داماد بشوند. برای این کار از یک طرف،
    «طهران » را بصورت » تهران » نوشتیم که یک چیز بی معنی است
    از طرف دیگر، بطور عرق ریزان الفاظ من در آوردی را در ایران ساخته، آنها را با هواپیما به هندوستان برده، با طبل بد صدا اعلام کردیم که آنها را در کتابخانه ای در هندوستان پیدا کرده ایم و بعد با قطار به ایران حمل کردم تا جایگزین لغات عربی بکنیم، بهر حال، لغاتی که نشانگر مرتفع تمدنی مثلآ پارسیان باشد، نتوانستیم بسازیم. لغاتی مثل: عقل، عدالت، قاضی، منطق، دولت، ملت، قضاوت، جامعه، حساب، قلب، عشق، زمان، صفر….
    هر کسی که به زبان فارسی نگاه میکند، می گوید، شما فارس ها زبان گفتاری ندارید و با کیر عرب ها داماد می شوید بخاطر اینکه اگر از زبان فارسی، ضمیرها، بعلاوۀ بودن، شدن، و کردن را منها کنیم، باقی لغات اش عربی هستند. در حقیقت، زبان فارسی با آن گرامر ابتدای که دارد همان لهجۀ بسیار ناقص زبان عربی بحساب می آید.. بلاخره نشد.

    در رابطه با تاریخ
    بعد از آنهمه خرج و مخارج برای جعل تاریخ با مصادرۀ تاریخ ترک ها، عرب ها و قصه نویسی بلاخره، از ناصر پور پیرار بادی خارج شد و همۀ قصه هائی را که نوشته بودیم و آن همه اسنادی را که تراشیده بودیم، برد. ناصر پورپیرار طوری ریده که دیگر دنبال این کار را گرفتن کاملآ بی فایده است.

    104. اشرف چهار چشمه، از طهران شعر بسیار زیبائی در رابطه با عرب کیر کلفت خواند

    بگذار به یاد کیر کلفت تو بسوزد کسم، ای عرب
    آتش کسم است گواه سخنم، ای عرب
    به یاد کیر تو، جلق بزنم هر روز من، ای عرب
    صبح که از خواب بیدار میشم، کیر توست در دهنم، ای عرب
    از داغ دوریت خون گریه کنم، ای عرب

    105. عبدالله، عبدلله از تاجیک های افغانستان گفت،
    مغول ها ما را آدم کرده نتوانستند. انگلیسی ها ما را آدم کرده نتوانستند. روس ها ما را آدم کرده نتوانستند. و حالا امریکائی ها هم ما را بیخی آدم کرده نمی توانند. ما توله سگ به جهان آمده میکنیم، کلان که شدیم، سگ شده توانستیم، از جهان رفتن میکنیم. هیچ کس در جهان ما را آدم کرده نمی تواند. ما تاجیک جان هستیم، انسان واری زندگی کرده نمی توانیم

    106. از ناصر کرمی پرسیدم، چرا فارس ها چپ و راست بطرف همه پارس می کنند؟ گفت،
    بخودمان در کرمان، بندرعباس، هرات و دوشنبه ( مناطق فارس نشین ) نگاه میکنیم بعد به امارات نگاه میکنیم یا به ترکیه نگاه میکنیم می بینیم که کم از کم هزار سال از دبی و کم از کم پنجاه سال از ترکیه عقبیم در نتیجه برای جبران این عقب ماندگی ها که از برکت شعبان بی مغ های مثل من است، بطرف همه می پارسیم. بعبارت دیگر، ریشۀ روانی دارد و کسی نباید جدی بگیرد.

    107. از سلطنت طلب گه پرسیدم، چرا شما موقع حرف زدن از دمکراسی و قانون همه دچار اسهال خونی میشوند؟ گفت، بخاطر اینکه ما با کودتای سوم اسفند 1299 ، با کودتای 28 مرداد 1332 ، با کودتای نوژه در سال 59 ، شهرنو سازی ها و پخش مواد مخدر حیوان صفت بودن خودمان را ثابت کرده ایم. ما مثل حیوان قانون بردار نیستیم. سلطنت طلب یعنی حیوان ابن حیوان.

    108. سگ شناس گفت، تا زمان اسلام، قریب به 80 سلطان و امپراطور،در قوارۀ ستیز مداوم با روم و یونان، غرقه در ثروت ،قدرت، فرهنگ، آگاهی و عنوان، در ایران حکومت کرده اند، اما از این همه امپراطور بلند مرتبه، جز همین اسامی افسانه ای و قصه های شاهنامه ای، دیگر خردلی نشان از تاریخی نمی یابیم. آنها شهر، بازار، معبد، کاخ، کوچه، و گور ندارند و رد هیچ حکومتی از این همه قرن و این همه امپراطور، که به جنگ رومیان می رفته اند، بر جای نیست

    109. سگ شناس گفت، تلفظ صحیح هخامنشیان، خاخامنشیان است. خاخامنشیان گروهی از یهودیانی بودند که افسار نیزه انداز های کورش و داریوش را در دست داشتند.

    110. از فارس افراطی تفاوت مردم کرۀ شمالی و جنوبی با فارس و تاجیک را پرسیدم گفت،
    مردم کرۀ شمالی استعداد خودشان را با ساختن ریی اکتور، ساختن بمب اتم، بهترین موشک های قاره پیما و فروختن آنها در بازار سیاه با قیمت بالا نشان می دهند.
    مردم کرۀ جنوبی استعداد خودشان را با ساختن ریکتور از یک طرف و وسائل الکترونیکی مدرن مثل انواع مبائل، انواع دوربین های عکاسی، انواع کامپیوتر، انواع یخچال و انواع ماشین های لباسشوئی با کیفیت بالا ولی با قیمت پائین و فروش آنها در بازار جهانی، نشان میدهند. همۀ کشورها در تلاشند تا توریست های کره ای را جذب کنند.

    فارس های ایران استعداد خودشان را بصورت عشیره ای ریختن روی عن عرب ها در امارات و تاجیک ها استعداد خودشان را بصورت عشیره ای ریختن روی عن پاکستانی ها نشان میدهند.. بعبارت دیگر، فارس ها روی عن دیگران بزرگ میشوند و بخاطر منفور بودنشان باید همراه منقل شان، مثل کرم در جلوی دفاتر سازمان ملل بخود بلولند تا کسی دستی به سرشان بکشد و بگوید تو پرشین منی.

    در پایان این مراسم با شکوه فارس های افراطی قطعنامۀ سه ماده ای را به شرح زیر اعلام کردند
     تا پایان قرن حاضر رنگ پوست ما سفید، رنگ موی ما طلائی و رنگ چشم ما آبی خواهند شد، در نتیجه زمانیکه به دیگران می گویم ما آریائی هستیم، 2500 سال پیش از جنوب روسیه به جنوب ایران آمده ایم، مورد تمسخر دیگران قرار نخواهیم گرفت

     تا پایان قرن حاضر احساسی را که زنان فارس نسبت به کیر عرب دارند را خواهیم کشت.

     تا پایان قرن حاضر ما زبان باز خواهیم کرد و به زبان عربی نیازی نخواهیم داشت.

    این مراسم بسیار با شکوه با شعار های نظیر ای کورش لواط کار، ای بنیانگذار نهضت همجنس بازی آسوده بخواب که امروز پرشین گی ها، فعالترین گی ها در دنیا هستند و به شما عشق می ورزند، به پایان

  56. ahad@yahoo.com :گفت

    با سند تراشی و مصادرۀ افتخارات دیگران
    نمی شود صاحب هویت شد

    کسانیکه دارای تاریخی نوپا و هویتی نوپدید بوده و سابقۀ فرهنگی و ادبی چندانی ندارند، به عبارت دیگر مجهول الهویه هستند، معمولاً برای جبران این کمبود در برابر فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیرپا و کهنسال و پر بار دیگران، به تاریخ‌سازی و جعل اسناد و مصادره دارایی های دیگران به نفع خود می‌پردازند. تا صاحب هویت شوند
    کتیبه‌ای منسوب به کورش که با عبارت « اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته‌ام » آغاز می‌شود، نمونه‌ای بارز از چنین اقدامات و داستان‌سرایی‌های کاذب است. این کتیبه ساختگی بخاطر متن به ظاهر زیبا و دلنشینی که دارد و برای کاربردی که در نیش و کنایه‌های سیاسی امروزی دارد، به گستردگی از طرف نژاد تراش ها با پادو های داخلی شان در نشریات مختلف منتشر شده و جالب است که در هیچ کجا هم امضای کسی در پای آن نیست. هیچکس نیازی ندیده است تا توضیح دهد این متن توسط چه کسی به فارسی ترجمه و مخابره شده است؟ لغات از بین‌رفته یا آسیب‌دیده متن کدام‌ها بوده‌اند؟ بر سر ترجمه کدام لغات اختلاف نظر وجود دارد؟ چرا در میان آثار هیچیک از علما و محقیقن که عمری را بر سر شناخت و ترجمان کتیبه‌ها و متون ایرانی نهاده‌اند، چنین متنی وجود ندارد؟ و چرا تا چند سال اخیر هیچکس با چنین متنی آشنا نبوده است؟ آیا این کتیبه، همان منشور منتسب به کورش است یا کتیبه‌ای دیگر؟ اگر همان است، پس چگونه است که ده‌ها ترجمه مختلف که از منشور منتسب به کورش به زبان‌های مختلف انجام شده و در این ۱۳۰ سال اخیر بارها و بارها از طرف نژاد تراش ها منتشر شده است، هیچگونه شباهتی به این متن ندارند؟ و اگر متفاوت از منشور منتسب به کورش است، این متن در اصل به چه زبانی و بر روی چه چیزی تحریر شده و اکنون در کجا نگاهداری می‌شود و متن آوانوشت آن به زبان اصلی کجاست و بدست چه کسی انجام شده است؟
    با چنین نگرشی است که وقتی سازمانی بین‌المللی به یکی از مظاهر فرهنگی فارس های مجهول الهویه توجهی نشان می‌دهد، موجب توجه بیشتر فارس ها نیز می‌شود و اگر توجهی نشان داده نشود، احساس کمبودی می‌ کنند و لازم می‌دانند متعاقب آن به جعل و نسبت نادرست به آن سازمان‌ها روی ‌آورند. نمونه‌ای از آن اینکه در یکی- دو سال اخیر ناگهان موجی به راه افتاد که سازمان ملل متحد روز ۲۹ اکتبر/ ۷ آبان را « روز جهانی کورش » یا « روز جهانی حقوق بشر کورش » یا عبارت‌هایی شبیه این، نامیده است. انتشار چنین خبر بی اساس، موجب شوق‌زدگی و دستپاچگی بسیاری از فارس های هویت طلب شد و بدون اینکه درستی آنرا تحقیق کنند، به بازگویی ان پرداختند.
    گویندگان و منتشر کنندگان چنین خبری نیز خود را بی‌نیاز از آن دانستند که توضیح دهند در چه زمانی سازمان ملل چنین تصمیمی را گرفته است و چرا در هیچیک از اسناد و تقویم‌های رسمی سازمان از چنین مناسبتی اسمی برده نشده است و چرا جز عده‌ای از ایرانیان کس دیگری با چنین روز جهانی آشنا نیست؟ اینها سوالاتی بودند که هیچگاه به آنها پرداخته نشد و برخی از خوانندگان نیز از شدت شیفتگی نیازی به چنین سوالات را احساس نکرده و آنرا به دفعات بازنشر کردند.
    در این میان بسیاری از نشریات و انجمن‌ها، بعد از اینکه از نادرستی چنین ادعایی باخبر شدند، آنرا از وب‌سایت های خود حذف کردند و برخی دیگر، اسم سازمان ملل را به عبارت‌های نامفهوم و موهومی مانند « نهادهای بین‌المللی »، « دوستداران حقوق بشر» و عبارت‌هایی شبیه به آن تغییر دادند و در باره زمان پیدایش چنین روزی نیز از عبارت مبهم‌تر و موهوم‌تر « از دیرباز » اکتفا کردند. اگر تا این زمان، انتشار چنین اخباری، ناشی از بی‌اطلاعی بود، اینک آشکارا تبدیل به عوام‌فریبی ‌شده بود.
    ای کاش فارس های هویت طلب بجای چنین سخنان خیالی و بی‌فایده و پر ضرر، به این می‌پرداختند که چرا در غرفه‌های محصولات فرهنگی کشورهای مختلف در مقر اصلی سازمان ملل در نیویورک، حتی کشورهایی مانند زامبیا و افغانستان نمایندگانی دارند و جای ایران در آن میان خالیست؟ در آنجا حتی برای توریست هائی که به زبان‌های « بنینی » و « سوماترایی » مراجعه می‌کنند، راهنمایانی وجود دارد، اما هیچ راهنمای فارسی‌زبانی در آنجا به چشم نمی‌خورد. بسیار دیده و شنیده‌ایم که حتی در اماکنی که راهنمایان فارسی‌زبان وجود دارند خیلی از ایرانی ها بازهم به راهنمایان انگلیسی‌زبان مراجعه می‌کنند « چون انگلیسی را زبان می‌دانند ». از همین‌روی است که بنا به آمار مایکروسافت، نسخه فارسی ویندوز کمتر از همه دیگر زبان‌های دنیا توسط فارسی‌زبانان استفاده می‌شود چرا که زبان نمی‌دانند .
    پیدایش متنی به اسم « وصیت‌نامه داریوش » و « نامه‌های یزدگرد سوم و عمر خطاب » به یکدیگر، دو نمونۀ دیگر از چنین دستکاری‌های تاریخی است. این نامه‌ها نیز بدون امضای محقق یا گزارنده آن هستند و مدعیان چنین نامه‌هایی در جواب خواننده جستجوگر به دروغ بیان می‌دارند که متن اصلی آن در موزه لندن است. نامه‌هایی که دانسته نیست به چه زبان و خطی نگاشته شده‌اند و کی و در کجا پیدا شده‌اند. کدامین کس آنها را آوانویسی و ترجمه کرده و بخش‌های آسیب‌دیده یا نامفهوم آن کدام هستند. چرا عکسی از آن‌ها حتی در کاتالوگ‌های موزه دیده نشده و چرا تا این اواخر کسی اسمی از آن‌ها نشنیده بود. تنها همین کافی است که پس از یونسکو و سازمان ملل و سردر آن، اکنون سر از موزه‌ای در آورند که حتی خودش نیز وجود خارجی ندارد.
    به نظر این تحریرگر، چنین شیوه‌هایی در گفتارهای تاریخی هیچ تفاوتی با ساختن بنایی نو و انتساب آن به دوران باستان ندارد.

  57. yasin@yahoo.com :گفت

    نژادتراش ها با پادوهای شان در داخلی ایران کتاب » خلیج فارس در نقشه های کهن » را اخیرآ به چاپ رسانده و در صفحۀ 9 همراه با تصویر لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابلی نوشته اند.

    » لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابل در حدود دو تا سه هزار سال قبل از میلاد. روی لوحه، نقشه دنیای بابلیان را نشان میدهد و در پشت آن شرح نقشه حک شده است. در این نقشه بابل و آشور در احاطۀ خلیج فارس دیده میشود. سایر نقاط را به نواحی دیگر خوانده اند.» اصل این لوحه در موزه بریتانیا نگهداری میشود.

    پس 4000 سال قبل یعنی 1500 سال قبل از پیدایش قوم با عنوان پارسیان، جغرافیدانی در بابل، با پیش بینی ضرورت و لزوم وجود خلیجی به اسم فارس، اشاره به آن را در رسامی اش منظور کرده است. آیا به راستی این نژاد تراشان و سند تراشان نهایت ابلهی خودشان را ثابت نمی کنند؟ آیا توسل به چنین دست آویزهای سست و مسخره خود بی بنیانی فکر سند تراشان را جار نمی زند

  58. ahad@yahoo.com :گفت

    کتیبه های آریارمنه و آرشام
    جعلی هستند

    در مجموعه کتیبه های فارسی باستان لوحه ای طلائی منسوب به آریارمنه وجود دارد که ادعا میشود در سال 1309 خورشیدی در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبۀ طلائی در موزه برلین نگهداری می شود.
    بجز این، لوح طلائی دیگری منسوب به اَرشام (پدربزرگ داریوش یکم) وجود دارد که ادعا شده در سال 1324 خورشیدی باز هم در بازار همدان خریداری شده است. این کتیبۀ طلائی در مجموعه خصوصی مارسل ویدال در آمریکا نگهداری می‌شود
    هیچکدام از انها در ضمن کاوش‌ به دست نیامده‌اند و اتفاق‌ نظری در باره سال پیدا شدن آنها وجود ندارد. هر دو کتیبه بلافاصله پس از ادعای خرید در شهر همدان معرفی نشده‌اند و چنین انتسابی سال‌ها بعد برای آنها مطرح گردیده است. هر دو کتیبه دارای چندین غلط‌ فاحش املایی و انشایی هستند برای مثال در کتیبه آریارمنه بجای کلمه «پارسَئی‌یَه»، کلمه «پارسا» بکار رفته و حالت دستوری شش کلمه از مجموع ۴۲ کلمه آن نادرست است
    اصالت این کتیبه‌ها از زمانی که به جامعه علمی معرفی شدند، مورد سوءظن قرار گرفت و مشکوک خوانده شد. اما پس از اینکه اثبات و پذیرفته شد که خط میخی فارسی باستان در زمان داریوش ابداع شده است، در نتیجه اصالت آنها به خودی خود از بین می‌رود
    رونالد کنت بر این باور است که این کتیبه‌ها را اردشیر دوم هخامنشی جعل کرده است، اما پی‌یر لوکوک اعتقاد دارد که جعل این کتیبه‌ها را ترجیحاً می‌باید به داریوش یکم نسبت بدهیم که نیاز به ساخت پیشینه شاهانه برای مشروعیت بخشیدن به خود داشته است. اما نگارنده گمان می‌کند که جعل این دو کتیبه نه در زمان داریوش یا اردشیر، که در دوره معاصر و در ادامه ساخت‌وساز اشیای قلابی هخامنشی در خارج از ایران اتفاق افتاده است. ماریا بروسیوس نیز ضمن احتمال جعل آنها در گذشته، به جعل آنها در عصر حاضر اشاره کرده است
    ساخت اشیای مجعول باستانی از جنس طلا بسیار متداول‌تر از مواد دیگر است چرا که کار بر روی ماده نرمی همچون طلا آسان‌تر و چکش‌کاری آن سهل‌تر است؛ و از سوی دیگر، طلا زنگار نمی‌بندد و دچار فرسایش‌های ناشی از هوازدگی نمی‌شود. در نتیجه شکل ظاهری کهنه و جدید آن چندان تفاوتی با یکدیگر ندارد خصوصیت دیگر طلا که آنرا برای جعل مناسب می‌کند، این است که نمی‌توان قدمت آنرا همچون مواد آلی یا اشیای سفالی با روش‌های قدمت‌سنجی مبتنی بر رادیو کربن یا گرماسنجی معین کرد

  59. ahad@yahoo.com :گفت

    اگر کورش با نیزه اندازهایش تمدن ممتاز بابلی را از بین نبرده بود، انسان امروز در دنیای خیلی بهتر از این زندگی می کرد. کورش با نیزه اندازهایش جامعۀ بشری را چند هزار سال به عقب انداخته است.

  60. ahad@yahoo.com :گفت

    اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش در جوانی راهزنی می‌کرده، و لواط می داده، کاملآ صحیج است و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که حمله کفتار وار وی به بابل، قتل و غارت بابل و از بین بردن تمدن ممتاز بابلی شکل تکامل یافتۀ و توسعۀ دزدی و راهزنی است

  61. usman@yahoo.com :گفت

    فردوسی در شعرورنامه اش هیچ سخنی از کورش و هخامنشیان نبرده است شاید بخاطر اینکه سفارش دهندگان شاهنامه هیچ شناختی از کورش و هخامنشیان نداشتند

  62. usman@yahoo.com :گفت

    اخیرآ فریدون جنیدی از فارس های ابله بیت » پدر در پدر آریائی نژاد / زپشت فریدون نیکو نهاد » را به شعرور نانۀ فردوسی اضافه کرده تا نشان دهد که کلمۀ اریا در زمان فردوسی هم رایج بود

  63. usman@yahoo.com :گفت

    » اقدس » کتاب بهائی ها در 170 سال پیش به زبان عربی نوشته شده است. به احتمال زیاد در آن زمان زبان فارسی وجود نداشته است

  64. ahad@yahoo.com :گفت

    ترکیه و طناب پوسیدۀ اروپائی های بربر
    در چند سال آینده اروپائی ها با زره بین دنبال عن چینی خواهند گشت

  65. ahad@yahoo.com :گفت

    ترکیه و طناب پوسیدۀ اتحادیۀ اروپا. ملحق شدن ترکیه به اتحادیۀ اروپا چقدر خنده دار است. اتحادیۀ اروپا بخاطر ووضعیت بدی اقتصادی اعضائ آن در حال از هم پاشیدن است و اتحاد با چین در حال شکل گیری است. چند ماه پیش ییونان ببخاطر وضعیت بد اقتصادیش، پنچ جزیرۀ خودش را به قیمت 15 میلیون دلار به قطر فروخت.

  66. ahad@yahoo.com :گفت

    یه سال بعد در چنین روزی، کیر پشتون ها به فرماندهی نواز شریف نخست وزیر محبوب پاکستان صاف خواهد رفت توی کون هر چه تاجیک در افغانستان هست. فارس ها خیلی وقت است که همه چیز را وسیله قرار داده اند تا به قدرت برسند. ولی مثل همیشه مثل قورباغه زیر پا له خواهند شد.

  67. ahad@yahoo.com :گفت

    خیلی وقت است که ترکیه و ایران ویزا را برداشته اند و در این میان فارس ها بصورت کله ای به ترکیه می ریزند ولی بندرت کسی از ترکیه وارد ایران می شود. سوال اینحاست که از اینکه فارس ها کله ای به ترکیه می ریزند و با خودشان فرهنگ اعتیاد و روسپیگری را هم به ترکیه به ارمغان می برند، ترکیه چه سودی می برد؟
    به استثنای ترکیه، فارس ها به هر کجا بروند، بصورت شان تف انداخته می شود.
    فارس ها را باید در جلوی دفاتر سازمان ملل دید که سالها مثل کرم به خودشان می لولند تا کسی به انها پناهندگی بدهد یا در کمپ های پناهندی باید سالهای سال سپری کنند در اخر شاید بعنوان پناهنده قبول شوند، شاید هم به ایران دیپورت شوند.امکانات کمپ های که فارس ها در انها سال ها منتطر می مانند، خیلی کمتر از باغ وحش هاست. فارس یعنی پشم.

  68. ahad@yahoo.com :گفت

    دیپورت سگ های ولگرد از امارات به ایران.

  69. ahad@yahoo.com :گفت

    ویل دورانت، قصه نویس مشهور امریکائی در جلد اول کتاب » تاریخ تمدن » بخش هند در ص 52 و 53 می نویسد،
    باید بخاطر بیاوریم که آریایی هایی که از سیبری در جنوب روسیه به یونان رفتند مانند آریایی های که از سیبری به هند آمدند در آن زمان بسیار خشن و جنگجو بودند. آن ها بسیار نیرومند و دلیر بودند و مردمان آرام تر و متمدن تری را که بر سر راه خود شان می یافتند یا نابود می ساختند و از میان می بردند و یا آنها را به خود جذب می کردند و در خود مستحیل می ساختند…. آریایی ها که قبایل صحرا گردی بودند و در جستجوی زمین های علفزار برای حیوانات اهلی خود دایماً جا بجا می شدند و در حرکت بودند، به اروپای مرکزیی رسیدند. به نظر می رسد که آن ها هیچ کار فوق العاده و قابل توجهی انجام ندادند…

    آقای ویل دورانت اگر قصه نویس نیست، باید بگوید که کجای فارس ها و هندی ها شبیه مردم سیبری و یونانی هاست. فارس ها خصوصآ در جنوب ایران و هندی ها شبه سیاهپوست هستند یعنی موی سیاه، چشم سیاه و پوست تیره ای دارند در حالیکه مردم روسیه و یونانی ها سفید پوست، چشم آبی و مو طلائی هستند.. اگر فارس ها، هندی ها، روس ها و یونانی ها از یک نژاد بودند، باید رنگ ( پوست، چشم و پوست ) همۀ انها یکی می بود. در حالیکه کاملآ فرق می کند.

  70. kkkkkkkk :گفت

    عرب های بی اصل ونسب.سوسمارخورها.شما زیر یوغ ایران بودید …حالا آدم شدین ؟؟؟؟هنوزم نشدین.هیچ گهی نیستین….

  71. ترک خر همه کس جنده .. شما که همین الانشم دارید بز میچرونید که آخه زن جنده های چوپون…خودم یکی از زناتون رو وقتی شوهرش رفته بود صحرا بز بچرونه تا صبح از همه سوراخاش گاییدم…ترکتی خر

  72. ghasim@yahoo.com :گفت

    آخی فارس سگ اینطوری بطرف همه پارس میکنید که بهتون میگن » فارس سگ «

  73. tabrizi@yahoo.com :گفت

    ایمان پهلوی دختر رضا پهلوی در اینه یه نگاهی بخودش می انداره بعد رو بطرف مادرش میکنه میگه، مادر تو مرا زایئده ای یا ریده ائی؟ آخی چه قیافه ایست من دارم؟ هرکی نگاهم میکنه در جا اسهال میگیره.

  74. ali@yahoo.com :گفت

    روزنامۀ کولومبوس دیسپت Columbus Dispath در امریکا در کاریکاتوری نقشۀ ایران را ترسیم کرده است که در آن روی ایران یک در پوش فاضلاب گذاشته و کل ایران را در قالب یک سوراخ فاضلاب و پر از شاهزادۀ پارسی به تصویر کشیده است روی لینک بالا کلیک کنید

  75. sdgtdgt :گفت

    در چند ماه آینده معلوم خواهد شد که حکمرانان ایران چقدر فارس گرا هستند چون پشتون های پاکستان و افغانستان به رهبری آقای نواز شریف نخست وزیر محبوب پاکستان قدرت را در کل افغانستان را در دست خواهند گرفت و تاجیک های افغانستان که مسئول تمام خون ریزی ها و ویرانی های بعد از سقوط دولت دکتر نحیبالله هستند زیر پاها له خواند شد و اگر ایران فارس ستان باشد و دولت ایران فارس گرا باشد می بایست مثل سوریه و لبنان وارد جنگ شود. اگر دولت ایران بیتفاوت ماند، باید رید به کسانی که به ایران می گویند » فارس ستان » هر چند که دولت ایران در دو هفته پیش با اخراج بیش از هزار هراتی موضع خودش را از همین حالا واضح ساخته است.

  76. ali :گفت

    کشورهای غربی در زمان شاه از ایران حق توحش می گرفتند و اگر شاه تابحال زنده مانده بود، حالا افغانی ها هم از ایرانی ها حق توحش میگرفتند.

  77. korsh :گفت

    به روح شهید حاجعلی رزم آرا و شهید شاپور بختیار سوگند كه از پاي ننشينم مگر اينكه شما ترک ها و عرب ها را از پاي در نياورم

  78. ali@yahoo.com :گفت

    روی اینک بالا کلیک کنید

    تجاوز جنسی به پناهحویان فارس در باع وحش های ( کمپ های پناهندگی ) استرالیا، ایرانی ها به هر کجا بروند، بصورت شان تف انداخته می شود

  79. ali@yahoo.com :گفت

    ملت رضا پالانی در زندانهای اندونزی
    و در باغ وحش های استرالیا
    بیش از 5 هزار ایرانی در زندان های مخوف اندونزی به سر می برند. زندان هایی در جزایر دور افتاده و گرمسیر این کشور که سالانه ده ها تن در آن ها جان شان را از دست می دهند.
    پس از غرق شدن دو کشتی حامل ایرانی های غیرقانونی به مقصد استرالیا در آب های اندونزی، سفیر این کشور در طهران سخنانی تکان دهنده ای درباره اوضاع ایرانی های حاضر در اندونزی بیان کرد. دیان ویرنجوریت از افزایش آمار جرم و جنایت توسط فارس های ولگرد در اندونزی خبر داده و سپس نسبت به وضعیت تعداد زیادی از این ولگرد ها که در جزایر این کشور بسر می برند هشدار داد. وی همچنین درباره تعداد ولگرد ها در زندان های حاضر در اندونزی و شرایط نگهداری آن ها گفت: «الان حدود 5 هزار فارس در اندونزی در مکان‌هایی شبه زندان نگهداری می‌شوند. 400 نفر در زندان هستند و 47 نفر هم به خاطر حمل مواد مخدر محکوم به اعدام شده‌اند. این تعداد کمی نیست و ما دوست نداریم مردم کشوری به جای توریستی برای ما تولید مشکل کنند. متاسفانه ایران سومین کشور در لیست سیاه اندونزی بعد از افغانستان و سریلانکا به خاطر مسایل پیش آمده است.»

  80. ali@yahoo.com :گفت

    روی اینک بالا کلیک کنید

    پنح هزار سگ ولگرد ( فارس ) در بازداشتگاههای اندونزی. چهل و هشت نفر در انتظار اعدام هستند. فارس ها به هر کجا بروند فرهنگ اعتیاد، روسپیگری خودشان را به آنحا به ارمغان می برند

  81. miyanali@yahoo.com :گفت

    بنگر که چه بی اصالتی تو / بی حرمت و بی لیاقتی تو
    در اوج کلاس بی کلاسی / تو وصلۀ زشت یک لباسی
    حیف است بگویمت سگی تو / تو یک فارس معتاد و قوادی تو
    آویزه گوش کن از این پس / هر دور و زمان و پیش هر کس
    زین بعد به هر کجا رسیدی / هر جا که نشان ترک دیدی
    برخیز و وفای خود نشان ده / در محضر ترک دمی تکان ده
    یادت نرود ولو به گاهی / این گفته ماندگار شاهی

  82. ali@yahoo.com :گفت

    به فارسه میگن، با عن عرب ها در امارات بیشتر حال میکنی یا با عن ترک ها در استانبول؟ میگه، والله عن عرب ها خوشمزه تر از عن ترک ها و عن ترک ها خوشمزه تر از عن عرب ها بهمانخاطر من با مخلوطش حال میکنم.

  83. ali@yahoo.com :گفت

    8عرب ها در امارات تنها کسانی هستند که می توانند ریشۀ فارس سگ ها را از ریشه به خشکانند. فارس ها مثل سوسک با خوردن عن عرب ها در امارات به زنندگی خودشان ادامه می دهند و اگر عرب ها بعد از ریدن عن خودشان را با خاک بپوشانند، یک فارس هم زنده نمی ماند

  84. بچه شیعه :گفت

    یه شعر میگم واسه امثال توی حروم زاده

    دیگه خودت تا آخرش برو =))
    .
    .
    هرچن به شماره ، کم در این دنیاییم
    دندان سکوت روی هم می ساییم
    ای دشمن شیعه تو بدان نزدیک است
    مـــــــــــــــــــــــــــا مــــــــــــــــــــــــــــــادرتان به روی قند می گاییم
    .
    .
    شاید آخرشو نفهمیده باشین
    براتون توضیح میدم حروم زاده ها =))

    منظور ((مادرتان رو قند می گاییم)) ینی همچین مادرتو می گاییم که ذره ذره آب بشه و تموم بشه تا امثال توی حروم زاده رو پس نندازه =))

  85. ahad@yahoo.com :گفت

    ایرانی ها به کجا بروند به صورت شان تف انداخته میشود
    روی لینک بالا کیک کنید و بعد ان را به دقت بخوانید

  86. Turkey has planning to host four million tourists in 2011.

    Turkey-Russia 11th Joint Economic Commission (KEK) held in one of Russian Federation republics Tatarstan’s capital of Kazan on Saturday. In the meeting, two countries signed Tourism protocol which comprises the collaboration between the Russia and Turkey.

    Ozgur Ozarslan, Deputy Undersecretary of Turkish Tourism Ministry evaluated the last developments in the tourism sector between the two countries. Ozarslan said Turkish Tourism Ministry is planning to increase the Russian tourist number to four millions in the 2011. He also said 3.1 millions Russian tourist visited Turkey in 2011.

    Abolishing the visa regime will positively affect the relationship between Russia and Turkey. The number of the Turkish tourists will double also after the abolishing the visa regime,” Ozarslan said.

    Meanwhile, the number of Turkish visitors who visits Moscow increased 35% in 2010.

    “With the protocol, two countries will make collaboration in ad, education, and investment. Russians and Turks will make more secure holidays,” Ozaslan also noted.

    He also evaluated the security of the tourists. “Our country is very secure. There was only single sad event last year. Russian tourists lost his or her life in traffic accidents, last year. Our tourism and transportation ministerial made common arrangements to increase the motorways security,” He added.

    Nearly 7 ministerial are being represented in the KEK meeting. “In the beginning of the meeting Russian Deputy Minister Igor Sechin said they would give very special importance tourism. Sechin also had said their main component would be tourism to develop our relations. As Sechin said tourism is the focal point of the development of two countries,” Ozarslan noted.

  87. 18,000 Russian brides call Antalya home
    Read Comment
    6
    Add to Google
    18,000 Russian brides call Antalya home
    (Photo: Cihan)
    1 February 2012 /TODAY’S ZAMAN
    Some 18,000 Russian women who are married to Turkish men reside in Turkey’s resort province of Antalya.

    According to a Russian Friendship and Culture Association study, in the range of 18,000 Russian brides live in Antalya. Of those, some 12,000 have been become Turkish citizens, and another 6,000 are in the process of becoming naturalized.

    Last year more than 2.7 million Russian tourists visited Antalya, where 30,000 Russians currently reside.

    Foreign Affairs Minister Ahmet Davutoğlu, during his visit to Russia last week, said Russian women fit very well in the Turkish family structure.

    Marina Sorokina, president of the Russian Friendship and Culture Association, said she has been married to a Turk for 17 years. She and her husband met in Russia and, after living there for 10 years, they moved to Antalya.

    While there are cultural similarities, Sorokina added there also significant differences between Russians and Turks in terms religion and education. It is not difficult for Turkish men and Russian women to fall in love and marry in a short time, Sokorina said, but sustaining the marriage is what is important.

    The association provides services such as psychological and child rearing support for Russian-born citizens living in Antalya. “Of course, we also don’t want Russian-Turkish couples to experience problems. That is why we organize initiatives and offer services so that these problems do not grow worse and lead to divorce,” she said.

    Sokorina said she has seen many couples who experienced problems rooted in their different cultures or religions, and then end up divorcing after they discovered that love alone is not enough to bridge the gap.

    Svetlana Demirtaş, 28, said she and her husband Mehmet Ali Demirtaş attended the same university in Russia. They have been married for seven-and-a-half years and have two daughters named Dilara and Asya.

    Demirtaş said: “Now my husband, my home, my children, my everything is here. Antalya is my all.”

    Viyoletta Erdiş, 28, and her husband married in İstanbul more than four years ago and later moved to Antalya. They have two children named Melike and Yasemin.

    Saying she is proud to be a Turkish citizen, Erdiş said she does not see any difference between Turks and Russians. “I do not make any distinction. In fact, in the end, we are all human beings,” she said.

  88. sdswd@yahoo.com :گفت

    آیا تا بحال کسی را دیده اید که طرف سلطنت طلب باشد ولی مزدور نباشد؟ سلطنت طلب یعنی مزدور

  89. sdswd@yahoo.com :گفت

    اردشیر ریپورترجی رضا پالانی را بقدرت رساند
    پسرش شاپور ریپورترجی دکتر محمد مصدق را از قدرت خلع کرد

  90. ali@yahoo.com :گفت

    دقت کرده اید فارس ها چگونه از یه طرف عرب ها را دشمن خود خطاب می کنند و از طرف دیگر گله ای ریخته اند روی عن عرب ها در امارات دارن خودشان را خفه میکنند. واقعآ تماشائی است
    ………………..

  91. ali@yahoo.com :گفت

    لیلا پهلوی نوۀ رضا پالانی تا سی سالگی به انتظار ماند ولی کسی پیدا نشد که بگویت دوستت دارم تا اینکه با مصرف بیش از حد کوکائین خودکشی کرد. درد بی شوهری خیلی سخت است. عده ای بر این باورند که نور پهلوی و ایمان پهلوی دو دختر رضا پهلوی هم خودکشی خواهند کرد.

  92. sdswd@yahoo.com :گفت

    دو منبع بزرگ آهن و پروتین
    فارس هائیکه بدن شان دارای کمبود آهن هست، راهی تبریز میشوند تا با ساک زدن به کیر ترک ها در تبریز کمبود آهن بدن شان برطرف شود ولی فارس هایئکه بدن شان دارای کمبود پروتین هست، راهی امارات می شوند تا با زبان کشیدن به کون عرب ها در امارات کمبود پروتین بدن شان برطرف بشود دکترها بر این باورند که روزی چند بار ساک زدن به کیر ترک ها و زبان کشیدن به کون عرب ها بطور معجزه آسا کمبود آهن و پروتین بدن را بر طرف می کند.

  93. usman@yahoo.com :گفت

    هیچ دقت کرده اید چگونه بیش از سه میلیون آریائی از افغانستان، تاجیکستان ،ایران، کردستان و از شبه قارۀ هند مثل مکس ریخته اند روی عن عرب ها در کشورهای اطراف خلیح عرب و دارن خودشان را خفه می کنند با توجه به وضع و اوضاع اقتصادی خیلی از کشورها، فردائی که می اید، آریائی ها عن ترک ها را با عن عرب ها قاطی خواهند کرد و مخلوط اش را خواهند خورد. محال است که اریائی ها بتوانند خودش شان از روی عن عرب ها جمع و جور کنند

  94. a52 :گفت

    ببین ترک خر مادرت رفته زیر کیر یه فارس خواهرتم رفته زیر کیر یکی دیگه زنتم زیر کیر یه فارس دیگه خودتم که ولدزنایی ترک خر موقعی که مادر جندت داشت با خر جماع می کرد تو کس کش پس افتادی ما با بچه های محل هفته ای چندتا دختر ترک می گائیم اگه دختر عرب هم پیدا بشه پاره ش می کنیم حالا معلوم نیست چندتا بچه حرومزاده ترک خر پس افتادن ؟

  95. sdswd@yahoo.com :گفت

    اصطلاحی است در بین سیاسی کاران به اسم » علی رضا نوری زاده سازی » یعنی یک نفر مراحلی را که طی میکند تا به یه مزدور تمام عیار تبدیل شود. علی رضا نوری زاده یعنی مزدور وطن فروش

  96. hassan@yahoo.com :گفت

    رژیم ایران با همکاری سلطنت طلب ها مزدور اقای ناصر پورپیرار را خانه نشین کرده است. عظمت آقای ناصر پور پیرار بی نهایت است.

  97. ali@yahoo.com :گفت

    علی رضا نوری زاده سمبل در» مزدوری » است

  98. ali@yahoo.com :گفت

    نژاد تراش ها با پادوهای داخلی خودشان در ایران برای تزریق هویت جعلی به ایرانی ها تمام تخم مرغ های خودشان را در دو سبد زبان فارسی و تاریخ ایران باستان گذاشته اند.
    در رابطه با زبان فارسی. اگر لغات عربی، ترکی و دساتری را از زبان فارسی منها کنیم، زبان فارسی از بین می رود.
    در رابطه با تاریخ. بعد از آنهمه خرج و مخارج برای جعل تاریخ با مصادرۀ تاریخ ترک ها، عرب ها و قصه نویسی بلاخره، از ناصر پور پیرار بادی خارج شد و همۀ قصه هائی را که نوشته بودند و آن همه اسنادی را که تراشیده بودند، برد. ناصر پورپیرار طوری ریده که دیگر دنبال این کار را گرفتن کاملآ بی فایده است.

  99. ali@yahoo.com :گفت

    دخترهای روسی، یوکراینی با زره بین دنبال پسر ترک هستند تا کس های خودشان را با زور بکنند سر کیر پسر ترک. روی لینک بالا کلیک کنید.

  100. ali@yahoo.com :گفت

    از روزی که انگلیسی ها پالان را از پشت رضا مهتر برداشتند و تاج شاهی را به سرش گذاشتند، صد سال میگذرد.

  101. آریا :گفت

    شما تازی های آشغال دخترهاتون رو چال میکردید و هنوزم سوسمارنوش جان کثیفتون میکنید. آخه شماها چی بودین وهستین کجای تاریخ یک مشت بیسواد احمق که به مادرهاتونم رحم نمیکنید بهشون تجاوز میکنید من سند دارم. یک نویسنده ،مخترع دانشمند پهلوان دارید از نخست تاکنون که نام ببرید؟؟ هنر که دیگه نگو بویی نبردید. هنرتون خور وخواب و خشم وشهوته البته با دختراتون. تازی بیشعور هرکه میگه نون وپنیر تو سرتو بگذار بمیر. شک نکن به دست نیروی بزرگ ایرانیان نژاده برای همیشه بدرک خواهید رفت. خاک بر سر توی تازی پرست .تو پستی رذلی بی خانواده ای برو تو بغل گنداب همون تازی های بیسواد و خونریزو نادان. پیغمبر خودتونم خوب میشناختتون که بهتون اعراب جاهل میگفت. هنوزم احمق و رجاله اید.حیف ایرانی با شما رودرو بشه. بمیرید

  102. ali@yahoo.com :گفت

    { دساتیر. [ دَ ] (اِخ ) دساتیر آسمانی . نام کتابی است که ملافیروز نام از ایران به هند برده و ترویج کرده و این کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس اول جعل شده است ، صد سال قبل از ملا فیروز. شاید جعل آن به زمان اکبرشاه (963-1014 هَ . ق .) در هند باشد و این کلمه به معنی کتاب آسمانی از مجعولات خود کتاب دساتیراست . (یادداشت مرحوم دهخدا). مجعول کتابی در دوران سلطنت اکبرشاه در قرن دهم هَ . ق . بدست شخصی بنام آذرکیوان فراهم شده است و آنرا به پیغمبری مجعول از ایران باستان بنام ساسان پنجم نسبت داده و خود آنرا ترجمه و تفسیر کرده است . این کتاب بعدها بطبع رسید و مایه ٔ گمراهی لفات نامه نویسان شد و لغات ساختگی آن از راه لغات نامه ها در شعرهای شاعرانی مانند شیبانی و ادیب الممالک و فرصت راه یافت و غلطهای تاریخی آن نیز وارد تاریخ دوران قاجار شد. خلیی از لغات من در آوردی دساتیری امروز در میان فارسی زبانان رواج دارد. سره نویسی همان دساتیری نویسی است

  103. ali@yahoo.com :گفت

    ســــــگ را با فـــــــــارس همـنام کردند / ســـــــگ بیچاره را بد نام کـــردند
    فارس از سگ بودنش در عشق حال است / سگ از فارس بودنش در ننگ و عار است

  104. ali@yahoo.com :گفت

    اهانت های فردوسی به زن ها

    چو زن زاد دختر، دهیدش به گرگ!
    که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ!
    …………
    زبوی زنان موی گردد سپید!
    سپیدی کند از جهان نا امید!
    ………….
    مرا گفت چو دختر آمد پدید
    ببایست اش اندر زمان سر برید
    …….
    زن و اژدها هر دو در خاک به
    جهان پاک از این دو ناپاک به
    ……………

  105. miyanali@yahoo.com :گفت

    از معروفترین لغات دساتیری ( ساختگی ) که در بین فارس زبان های مجهوالهویه رایج شده اند عبارتند از خوش؛ بیمار، خدا، نزدیک؛ دور، خانه، پرسش و پاسخ. سلطنت طلب های مزذور که ماموریت دارند تا هویت جعلی را به ایرانی ها تزریق کنند، بیشتر از همه از این لغات ساختگی دساتیری استفاده می کنند و اسم اش را گذاشته اند سره نویسی.

  106. Omar@yahoo.com :گفت

    دختر فارس در امارات کیر عرب می خورد / مرد فارس در ایران تخم عرب میخورد

  107. Tabrizi@yahoo.com :گفت

    آقای ناصر پورپيرار بزرگترين و صادقترین مورخ در تاریخ خاورمیانه می باشند كه در آثار و تحریرهای خود وجود جعل تاريخي گسترده در مورد هخامنشيان را ثابت كرده و ماهيت واقعی آنان را نشان می دهد. ایشان ثابت می کند که ملت فارس و زبان فارسی نو سازند و ریشه در تاریخ ندارند. بهمانخاطر سلطنت طلب های مزدور که ماموریت در تزریق هویت جعلی به مردم را دارند، بیست و چهار ساعته بطرف آقای ناصر پور پیرار پارس می کنند.

  108. ali@yahoo.com :گفت

    روی لینک بالا کلیک کنید تصویری که باز خواهد شد، تصویر مریم علی زاده است که خبر پیدا شدن جسد پسر نه ساله اش مهدی را به او داده اند. ایرانی های که از اندونزی بطور غیر قانونی و از طریق قاچاق برها، از راه دریا وارد استرالیا می شوند، معمولآ در دریا غرق می شوند و به تخم کسی هم نیستند و اگر غرق نشدند و خودشان را به یکی از جزایری مثل کریسمس، مانور، مانوس .. رساندند باید سال ها در زیر گرمای 40 درجه در روز و 20 درجه در شب با میلیون ها پشه در چادرها منتظر بمانند در اخر هم شاید بعنوان پناهنده قبول بشوند و شاید هم بطور اجباری به ایران دیپورت شوند ایرانی یعنی پشم

  109. Omar@yahoo.com :گفت

    ما عرب ها در امارات، کویت و عربستان عن خودمان را بصورت بسته بندی شده با اسم » خاویار مخصوص » به تاجیکستان میفرستیم تا فارس ها از قحطی تلف نشوند

  110. ali@yahoo.com :گفت

    هر کسی به خودش بگوید ایرانی، این بلا بسرش می اید
    روی لینک بالا کلیک کنید.

  111. tabrizi@yahoo.com :گفت

    پهلوی طلب ها چهار هزار انسان بی گناه را
    در روز 17 شهریور 1357 به خاک و خون کشیدند.

    تنها چند روز پس از واقعهٔ آتش‌سوزی سینما رکس آبادان توسط اوباشان پهلوی طلب در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷،که در ان نزدیک به هفت صد نفر زنده زنده سوزانده شدند، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمده‌ بود، مجبور به استعفا گردید و در روز ۴ شهریور، محمدرضا پهلوی پسر رضا پالانی از جعفر شریف امامی که رئیس مجلس سنا بود و به برخی مخالفت‌ها با دولت هویدا مشهور بود، دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملّی تشکیل دهد. کمی بعد و در روز ۱۳ شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضد حکومت دست نشادۀ پهلوی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست. تظاهرات ۱۶ شهریور ماه در تهران با حضور بیش از نیم میلیون نفر انجام گرفت که بزرگ‌ترین گردهمایی انجام‌ گرفته در ایران تا آن زمان بود. تظاهرکنندگان شعارهای شدیداللحنی سر می دادند نظیر: «مرگ بر سلطنت پهلوی و محمد رضا مزدور است »، و برای اولین بار نیز معترضان خواستار تشکیل «حکومت جمهوری » شدند. همان شب، شاه برای آنکه کنترل امور را از دست ندهد دولت را مجبور کرد تا در تهران و یازده شهر دیگر -کرج، قم، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز، قزوین، جهرم و کازرون- حکومت نظامی اعلام کند و فرماندهی نظامی پایتخت را نیز به اویسی که در جریان قیام ۱۳۴۲ به «قصاب ایران» مشهور شده بود سپرد و همچنین دستور بازداشت سنجابی، و بازرگان، داد
    دعوت کنندهٔ اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانی‌ای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل می‌نمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند. بدون اینکه توجهی به حکومت نظامی بکنند.
    فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق شوند و وقتی با بی‌تفاوتی مردم روبه‌رو شدند، به سوی آنان آتش گشودند. گلوله‌باران توسّط پهلوی طلب ها، بیش از نیم ساعت به طول نینجامید. به‌گونه‌ای که خبرنگارانی که ساعتی بعد از حادثه به محل رسیدند، فقط با ماشین‌های آب‌پاشی روبه‌رو شدند که مشغول شست‌وشوی خون های ریخته شده در خیابان‌ها بودند. در مناطق جنوبی تهران برای کشتن مردم از هلی کوپتر های نظامی و از تانک ها استفاده شد.
    این روز و این واقعه در میان وقایع سال آخر حکومت دست نشاندۀ پهلوی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. در حقیقت با این کشتار، راه مخالفین و مبارزین برای همیشه از حکومت دست نشاندۀ پهلوی جدا شد و امکان هرگونه آشتی میان مردم و اوباشان پهلوی طلب سلب گردید. نفرت تودۀ مردم نسبت به شاه بیشتر شد به گونه‌ای که عملاً مردم به دو گروه تقسیم شدند: اکثریت انقلابی و اقلیت ناچیز پهلوی طلب ضد انقلاب. این واقعه، پایان شورش‌های پراکنده و مقطعی و آغاز انقلاب واقعی بود.»
    بر اساس برآورد انقلابیون در این روز بیش از ۴٬۰۰۰ نفر کشته شده‌اند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باخته‌اند ۵۰۰ نفر است. میشل فوکو فیلسوف فرانسوی که برای پوشش دادن وقایع انقلاب در یک روزنامه ایتالیایی به محل حوادث رفته بود مدعی شد که ۴٬۰۰۰ تن در این روز هدف گلوله قرار گرفته‌اند.

  112. tabrizi@yahoo.com :گفت

    سلطنت طلب ها در تلاشند تا اسم ایران را به مزدورستان تغییر دهند بخاطر اینکه فکر میکنند همه مثل خودشان مزدور هستند.

  113. کشف استخوان سگ در سقف قبر کوروش

    سایت «میراث آریا » وابسته به سازمان میراث فرهنگی طی خبری مدعی شد که قطعه استخوان پیدا شده در سقف گور کوروش متعلق به یک قلاده سگ بوده است.
    به گزارش خبرنگار مهر در تاریخ 1388/6/17 مدتها بعد از انتشار اخبار مربوط به تعمیر غیرعلمی و غیراصولی گور کوروش توسط تعمیرکاران سازمان میراث فرهنگی در سال گذشته ، کشمکش بر سر علمی بودن یا نبودن آن همچنان ادامه دارد.
    در آخرین اقدام ، سازمان میراث فرهنگی متن نامه ای با عنوان «اعتراض جمعی از باستان شناسان و تعمیر کاران این سازمان نسبت به عملکرد خبرگزاری مهر» را منتشر کرده است.
    از جمله موارد مطرح شده در این نامه موضوع پیدا شدن یک قطعه استخوان سگ در سقف گور کوروش بوده است! بر اساس ادعای سایت خبری این سازمان » کارشناسان بعد از بررسی‌های بیشتر به این نتیجه رسیدند که این استخوان قطعه‌ای از استخوان بدن یک سگ بوده است. »
    این در حالی است که اساساً خبرگزاری مهر هیچگونه قضاوتی درباره این استخوان نکرده بود و تنها با ارائه سوالی خواستار جواب به این سئوال های مشخص شده بود که «آیا درباره این استخوان مطالعاتی انجام شده است؟ این استخوان الان کجاست؟ آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش در سقف قبر را تقویت یا حتی رد کند؟»
    جالب توجه اینجاست که در همان زمان حسن راهساز سرپرست تیم تعمیرکاران گور درباره این استخوان و سئوال خبرگزاری مهر گفته بود: «در همان زمانی که دکتر سامی کار تعمیر را انجام می‌داده تیم بنایی‌اش با استفاده از نردبان بالا می‌رفته‌اند و غذای خود را نیز همان بالا روی سقف می‌خورده‌اند. بنا آمده غذایش را خورده و استخوان و بقایای غذا را درون حفره‌ها ریخته، حالا من بگویم این استخوان کوروش است؟! این استخوان حیوانی بوده است نه انسانی.»
    با این همه آنچه کارشناسان تعمیر و میراث فرهنگی را به کنکاش وا می دارد این است که اساساً استخوان سگ در سقف گور کوروش چه می کرده؟ چگونه یک قطعه از استخوان سگ به سقف محصور از سنگ چند هزار ساله گور کوروش راه یافته است؟ آیا درباره این استخوان آزمایشات مربوط به سالیابی صورت گرفته یا نه؟ و این قطعه استخوان متعلق به کدام عصر تاریخی بوده است؟
    خبرگزاری مهر ضمن استقبال از جوابگوئی به سئوالات طرح شده و توصیه مسئولان سازمان میراث فرهنگی به تعامل و رفتار قانونی برای آگاهی افکار عمومی ، امیدوار است تا سازمان میراث فرهنگی بررسیهای علمی، آزمایشگاهی و سالیابی خود را درباره چگونگی کشف این موضوع در اختیار اذهان عمومی به منظور رفع هرگونه شبهه قرار دهند.
    علاوه بر این کارشناسان مرتبط با این خبرگزاری بعد از گذشت ماهها از بی جواب ماندن 28 سئوال علمی طرح شده در این خبرگزاری همچنان منتظر جواب سئوالات خود هستند. لبنک روزنامۀ مهر

  114. tabrizi@yahoo.com :گفت

    از مشخصات یک سلطنت طلب اصیل، پارس کردن، قوادی، مزخرفات، شروور گوئی، دریوزگی،, چرت و پرت، هذیان گوئی، جعل تاریخ، شخصیت دزدی، با کیر دیگران داماد شدن، یاوه سرایی، هجویات، گنده گویی، پان بلوچ، پان عرب، پانترک سازی هست، تا لولۀ فاضلابی بترکد و گهی بیرون بریزد، تا دنیا بکام یک پهلوی طلب اصیل بگردد

  115. غارت سی و شش میلیارد دلار از اموال مردم توسط محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی موقع فرار از چنگ عدالت در سال 1357. روی لینک بالا کینک کنید تا ویدئو باز شود.

  116. ali@yahoo.com :گفت

    زبان فارسی یکی از بی نظم ترین زبانهای دنیا است و از زمان اکبر شاه در هند هرچـه سره نویسان لغات معادل و همگنی برای 90% لغات عربی دخیـل در فارسی درست می کند، جامعه خود بخود این لغات گوشخراش، غـیـر معقول، نامأنوس و چندش آور را پس می زند یکی از ضعفهای زبان فارسی نداشتن صیغه، ساختار و نظام اشتقاقی است مثلاً عرب برای اصطلاح خارجی شارژ، بـدون هیچ مشکلی، از مصدر باب تفعیل، یعنی از لغت جدید » تشبیع» استفاده کرد و سریع در تمام ممالک عربی شایع و رایج شد؛ ولی سره نویسان در فرهنگستان پس از سالها که خواستند مصدری مثل » پر کردن!» را بجای » شارژ » بکار برند، جامعه نپذیرفت و باز گفتند » شارژ» ….از زمان اکبر شاه در هند سره نویسان با یـک یا دو پسوند و پیشوند، معادلی برای کلمات خارجی درست میکند؛ اما چون پسوندها و پیشوندها جزوی از اسکلت اصلی زبان نیستند، مانند عمل جراحی قلب پیوندی و… پس میـزنـند و در ذهـن مردم جوش نمیخورند! مـثلاً سالیان سال است که آنها مرتبآ از رساناهای گروهی الفاظ گوشخراش بالا خانه را بجای بالکن، آسمان دره را بجای کهکشان، آسمان غرغره را بجای رعد و برق، آموزگار را به جای معلم، گرمابه را بجای حمام، تلفن همراه را بجای مبائل و بالگرد را بجای هلیکوپتر بکار می برند اما تلـفظ این لغات بخاطر غیر موزیکال و زمخت بودن پس زده می شوند.

  117. ali@yahoo.com :گفت

    فارس ها خصوصآ سلطنت طلب های مزدور بیست و چهار ساعته به کون ارمنی ها زبان می کشند و ارمنی ها هم بصورت عن فارس ها بیست و چهار ساعته تف می اندازند.

  118. Omar@yahoo.com :گفت

    در امارات ثابت شده است که هر فارسی که یکبار به کون عرب ها زبان بکشد، تا آخر عمرش به لیسیدن کون عرب ادامه خواهد داد.

  119. Omar@yahoo.com :گفت

    دریای نور را نادر شاه از هند به ایران آورد. در زمان رضا پالانی از ایران به لندن بردند.

  120. Miyanali@yahoo.com :گفت

    کسی را می شناسید که طرف بیست و چهار ساعته به طرف آقای ناصر پور پیرار پارس کند ولی سلطنت طلب نباشد؟

  121. میگن، » عن چینی » ها ژن مزدوری را از کار می اندازد و اگر سلطنت طلب ها روزی سه قاشق بمدت دو هفته » عن چینی «بخورند، ژن مزدوری در بدن شان از کار خواهد افتاد.

  122. https://www.google.com.au/search?q=dubai&hl=en-AU&source=lnms&tbm=isch&sa=X&ei=X66OUqD6N8i4iQfizoHABA&ved=0CAkQ_AUoAQ&biw=1366&bih=673
    زنده باد خلیج همیشگی عرب

    بر روی لینک بالا کلیک کنید بعد روی تصاویر کلیک کنید تا بصورت بزرگتر دیده شوند. امارات یعنی بهشت موعود. 70 هزار کورشچی بعنوان نظافتچی در امارات دارن کار می کنند. اگر ما عرب ها نرینیم، یه کورشچی هم زنده نمی ماند.

  123. tabrizi@yahoo.com :گفت

    http://www.kayhan.ir/920818/12.htm#N1202
    تاجیکستان در یک نگاه – کیهان

    نام کشور: جمهوری تاجیکستان
    نام پایتخت: دوشنبه
    جمعیت: 8 میلیون نفر (90 درصد مسلمان)
    زبان رسمی: تاجیک. در محافل سیاسی و تجاری از زبان روسی استفاده می‌شود. تاجیکستان که در میان 15 جمهوری استقلال یافته از شوروی سابق پائین‌ترین تولید ناخالص داخلی را دارد و از اوضاع بد اقتصادی رنج می‌برد در مرکز آسیا، غرب چین و جنوب قرقیزستان واقع است. به دلیل بالا بودن نرخ بیکاری در این جمهوری نزدیک به یک میلیون نفر از جمعیت جوان این کشور در خارج از این کشور به بخصوص در روسیه مشغول به کارگری هستند.
    «پنبه» بیشترین محصول تولید شده در این کشور را به خود اختصاص داده و تولید این محصول به شدت از سوی دولت کنترل می‌شود. نزدیک به 40 درصد جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

  124. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.entekhab.ir/fa/news/60485/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%80%D9%80%D9%88%D8%B3-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8B%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D8%AE%D9%80%D9%80%D9%80%D9%88%D9%81-%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

    فارس ها خصوصآ سلطنت طلب های مزدور بیست و چهار ساعته به کون ارمنی ها زبان می کشند و ارمنی ها هم بصورت عن فارس ها بیست و چهار ساعته تف می اندازند.

  125. ali@yahoo.com :گفت

    عرب ها در امارات بیش از یک میلیون بردۀ آریائی دارند. عرب ها می رینند، برده های آریائی هم می خورند.

  126. tabrizi@yahoo.com :گفت

    mohammad reza pahlavi a big plunderer

    غارت سی و شش میلیارد دلار از اموال مردم توسط محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی موقع فرار از چنگ عدالت در سال 1357. روی لینک بالا کینک کنید تا ویدئو باز شود.

  127. tabrizi@yahoo.com :گفت

    غارت سی و شش میلیارد دلار از اموال مردم توسط محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی موقع فرار از چنگ عدالت در سال 1357. روی لینک بالا کینک کنید تا ویدئو باز شود.

  128. tabrizi@yahoo.com :گفت

  129. tabrizi@yahoo.com :گفت

  130. tabrizi@yahoo.com :گفت

  131. Omar@yahoo.conm :گفت

    http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11596

    به فارسه میگن، شما فارس ها مثل مکس ریخته اید روی عن عرب ها در امارات، دارید خودتان را خفه میکنید منظورتان از خوردن این همه عن عرب ها چیست؟
    فارسه میگه، ما وقتی به دیگران می گوئیم ، ما فارس ها آریائی هستیم و دو هزار و پانصد سال قبل از روسیه به ایران آمده ایم همه از خنده روده بر می شوند بخاظر اینکه فارس های اصیل در شهرهای مثل بندرعباس، چابهار، بوشهر، آبادان و کرمان خیلی شبیه آفریقائی ها هستند و هیچ شباهتی به روس ها ندارند. علت اینکه روزنامۀ کیهان در سال 2008 در گزارشی مدعی شده بود که باراک اوباما اهل بوشهر میباشد، در همین رایطه است یعنی باراک اوباما خیلی شبیه فارس ها ست. حالا منظ.ور ما از خوردن عن عرب ها این است که رنگ ( مو، چشم و پوست ) ما شبیه روس ها بشود. تا وقتی دیگران میگوئیم ما آریائی هستیم و از روسیه به ایران آمده ایم، سامعین از خنده روده بر نشوند.

  132. Omar@yahoo.conm :گفت

    http://www.australiangeographic.com.au/journal/aboriginal-genetic-study-suggests-indian-migration.htm

    ژن شناس ها به این نتیجه رسیده اند که افریقائی ها چند هزار سال قبل در یک گروه بزرگ وارد ایران شده و در شهرهای بندرعباس، چابهار، بوشهر، آبادان و کرمان اقامت گزیده و گروه دیگر آمده از ایران عبور کرده و وارد هند شده بعد یک گروه از همان ها از هند وارد قارۀ استرالیا شده و امروزه از آنها با عنوان بومیان استرالیا یاد می شوند. نکات مشترک همه آنها یعنی ایرانی ها، هندی ها و بومیان استرالیا در رنگ مو، رنگ چشم و رنگ پوست شان است

  133. ali@yahoo.com :گفت

    سلطنت طلب های مزدور، مزد میگیرند تا بیست و چهار ساعته کورش، کورش کنند.

  134. tabrizi@yahoo.com :گفت

  135. tabrizi@yahoo.com :گفت

  136. ali@yahoo.com :گفت

    از زمانی که نوشیروان کیهانی زاده از پادوهای داخلی در مطلب غلطی در روزنامۀ شرق منتشر کرد و روز قلابی جهانی کورش را بر سر زبان ها انداخت، هشت سال می گذرد.

  137. ali@yahoo.com :گفت

    پهلوی طلب ها بهتر است قبول کنند که عصر رضا پالانی گری با آن کودتا ها ( کودتای 1299، 28 مرداد 1332و کودتای نوژه، ) و امضای قرارداد های ننگینی مثل گس گلشائیان خیلی وقت است که بسر آمده

  138. omar@yahoo.com :گفت


    طرز انگلیس حرف زدن فارس بعد از بیست سال زندگی در آمریگا

  139. tabrizi@yahoo.com :گفت

    اينكه بازماندگان سلسله ننگین پهلوي بدون هيچ نوع تصفيه حساب با گذشته خاندانشان كه جزو نابودكنندگان ثمرات همان انقلاب مشروطيت بودند، و بي آنكه جنايات و سر افکنده کردن ایرانی ها و مزدوری شان به انگليس و آمريكا را به نقد كشيده و محكوم كنند، هر سال به خود جرات ميدهند بمناسبت سالروز انقلاب مشروطه پيام فرستاده و خود را رهبر جنبش ضد استبدادي مردم نيز بداند، بي ترديد طنز تلخ تاريخ است.

  140. miyanali@yahoo.com :گفت

    74. شاعر جامی از فارس های افراطی بخاطر یه تکه استخوون میره پیش سلطان محمود غزنوی میگه

    هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی
    شد سـگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن
    تا بداند هـــر کـــه بیـند، / کز سـگان کـوی تست

  141. miyanali@yahoo.com :گفت

    پهلوی طلب ها تلاش می کنند تا ثابت کنند که صادق خلخالی چندین بار به گور رضا پالانی ریده بود.
    مسئله اینجاست که اگر رضا پالانی در ایران گوری داشت، نه تنها صادق خلخالی بلکه خیلی ها آرزو داشتند که به گورش برینند ولی رضا پالانی در ژوهانسبورک مرد و در همانجا هم چال شد در نتیجه گوری در ایران ندارد که کسی هم بریند.

  142. Reza@yahoo.com :گفت

    من به کودنی پدر و پدر بزرگم، به گشادی کس عمه ام اشرف و کون لق آرشام پارسی رهبر سازمان لواطکاران فارس قسم یاد می کنم که اگر به تخت سلطنت برسم، مثل پدر و پدر بزرگم رضا پالانی به هر خارجی که وارد ایران عزیز میشود، حق توحش بدهم حتی به افغانی های عریز

    » کیری ترین شاه زادۀ عالم، رضا پهلوی «

  143. Omar@yahoo.com :گفت

    امارات سگ های ولگرد را جمع آوری و به ایران دیپورت می کند

  144. http://www.gunaz.tv/?id=2&vmode=1&sID=68694&lang=2

    تسهیل ویزا بین کشورهای اروپائی و اذربایجان

  145. husein@yahoo.com :گفت

    شعرى بى اسم خسرو گلسرخی

    در سينه ات نشست
    زخم عميق كارى عدو
    اما
    اى سرو ايستاده نيفتادى
    اين رسم توست كه ايستاده بميرى
    در تو ترانه هاى خنجر و خون
    در تو پرندگان مهاجر
    در تو سردو فتح
    اين گونه چشمهاى تو روشن
    هرگز نبوده است
    با خون تو، ميدان توپخانه
    در خشم خلق، بيدار می شود
    مردم را ز آنسوى توپخانه بدين سو
    سرازير می كنند…
    نان و گرسنگى به تساوى تقسيم می شود
    اى سرو ايستاده
    اين مرگ توست كه می سازد
    عدو ديوار می كشد
    اين عابران خوب و مظلوم
    اسم تو را، اين عابران ژنده نمى دانند
    و اين دريغ هست، اما
    روزى كه خلق بداند
    هر قطره خون تو محراب می شود
    اين خلق، اسم بزرگ تورا
    در هر سرود ملکش
    آواز مى دهد
    اسم تو، پرچم وطنت است
    خزر به اسم تو زنده است

  146. ali@yahoo.com :گفت

    اگر فارسی زبان اوستائی پارس ها بود پس چرا حتی یکی از کلمه های کتیبه ها در اوستا نیست؟

  147. miyanali@yahoo.com :گفت

    زبان فارسی فقط با 124 تا لغتی که امروزه به دساتیری معروف اند، در اوائل قرن نهم هجری قمری راه اندازی شده بود.

  148. miyanali@yahoo.com :گفت

  149. tabrizi@yahoo.com :گفت

    از نظر زبان شناسان، زبان عربی کامل ‌ترین زبان در دنیاست که به خوبی می تواند مفاهیم و مطالب گسترده و عمیق را در قالب های زیبا، کوتاه و دلنشین بیان کند

  150. tabrizi@yahoo.com :گفت

    مخرج مشترک همۀ فارس ها
    مزدوری، اعتیاد و پارسیدن های پارسیانه.

  151. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/12/131214_mar_herat_sitara_lip_nose_cut_off.shtml

    بریدن بینی زن ها و یا در آوردن چشم زن ها در بین فارس ها به یک سنت تبدیل شده است.

  152. miyanali@yahoo.com :گفت

    http://www.gunaz.tv/index.php?id=2&vmode=1&sID=59834&lang=2&action=results&poll_ident=5

    مرحله نهایی در لغو مقررات ویزا میان ترکیه و اتحادیه اروپا

  153. miyanali@yahoo.com :گفت

    http://en.trend.az/regions/iran/2176167.html

    نوادگان رضا پالانی در کمپ های پناهندگی

  154. ali@yahoo.com :گفت

    اثیر اخسیکتی از فارس های افراطی برای راه یابی به دربار قزل ارسلان ترک شعر زیر را در مدح قزل ارسلان سرده و در این شعر خودش را بنمایندگی از طرف تمام فارس های افراطی سگ خطاب کرده است.

    ای کمـینگاه فــلـک ابروی تــو / آبروی آفتاب از روی تو
    جای جـانها گـوشۀ شـپوش تـو / دام دلها حلـقۀ گیــسوی تو
    کرد خلقی را چـو غتچه چشم بند / یک فسون از نرگس جادوی تو
    چـون برابر گـونه ای باشد بجهد / ملک هر دو عالم و یک موی تو
    سوی خود می خوانیم یک ره بگوی / تا کدامین سوخت آخر سوی تو
    بر سر کوی غمت بر تا » اثیر » / های هوی می زند بر بوی تو
    کـم نگـردد رونـق حسن تو هیـچ / گـر بیفزاید سـگی در کـوی تو

  155. ali@yahoo.com :گفت

     شرایط چادرهائیکه نوادگان رضا پالانی سال ها در انها منتظر می مانند تا شاید به مرحلۀ شهر نشینی برسند، خیلی کمتر از باغ وحش هاست. گزارش تکان را در رابطه با کمپ ها در لینک زیر بخوانید.

    http://www.abc.net.au/news/2013-12-11/manus-island-violates-prohibition-against-torture-amnesty/5150664

  156. Omar@yahoo.com :گفت

    Nazia Iqbal and Javid Fiza new pashto Tapay In Danmark

  157. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.tolonews.com/en/afghanistan/2410-herat-addicts-rise-to-over-70000

    بیش از هفتاد هزار فارس معتاد در شهر هرات در افغانستان. در این شهر کمتر خانواده ئی پیدا می شود که در آن چند نفر معتاد نباشند

  158. miyanali@yahoo.com :گفت

    فارس های ابله فکر می کنند که اگر طهران را بصورت تهران و مثلآ را بصورت مسلن بنویسند، صاحب زبان خواهند بود.

  159. Omar@yahoo.com :گفت

    Dubai Fireworks full 2014 in Burj Khalifa – New Year 2014 FULL video

  160. ali@yahoo.com :گفت

    http://en.trend.az/regions/iran/2176167.html

    در حالیکه ویزا بین کشورهای غربی و ترکیه و آزربایجان در حال لغو شدن است، نوادگان رضا پالانی را مثل برده ازاین کمپ پناهدگی به آن کمپ پناهندگی و ار این چادر به ان چادر منتقل می کنند تا سال ها در ان چادر ها مثل برده منتظر بمانند تا شاید به مرحلۀ شهر نشینی برسند

  161. Omar@yahoo.com :گفت

    http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=64049

    در شهر تاجیک نشین هرات در افغانستان هر سال صدها زن بخاطر خشونت از طرف شوهرهای معتادشان دست به خودسوزی می زنند. فرهنگ مردم هرات بخاطر نزدیکی به ایران، خیلی نزدیک به فرهنگ ایرانی هاست یعنی مردها معتاد و زن ها جنده هستند. پشتون ها به شهر هرات می گویند » مرده گاو خانه «

  162. ali@yahoo.com :گفت

    فارس ها همۀ کیرهای در دست رس خود را زیر نظر می گیرند تا مال هر کسی که خوب بلند شده باشد، زود باهاش داماد بشوند. منطور از خوب بلند شده باشد هم یعنی اگر کسی شخص مهم باشد یا اقتصاد کسی خوب رشد کند. برای مثال، فارس هائیکه مدتی در امارات عمله گی می کردند و به ایران دیپورت شده اند ادعا می کنند که امارات مال فارس هاست برای اینکه فارس ها در انجا عمله گی کرده اند. فارس ها ادم های گهی هستند یعنی همین

  163. omar@yahoo.com :گفت

    همۀ کامنت های این جا را از لینک زیر دانلود کنید

    https://drive.google.com/file/d/0B0R2oOpKMoLFWVBZV3RDdmNpejA/edit?usp=sharing

  164. ali@yahoo.com :گفت

    https://docs.google.com/file/d/0B0R2oOpKMoLFMG1Kcnl4ZFhzOTQ/edit
    نوادگان رضا پالانی در کمپ های پناهندگی در حال از بین رفتن هستند و به تحم کسی هم نیستند

  165. miyanali@yahoo.com :گفت

    Turkish Song

  166. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.jomhornews.com/doc/news/fa/2344/

    86 فی صد از خودسوزی ها و خود کشی ها و » به قتل رسیدن های » زن ها در افغانستان در شهر چهار صد هزار نفری هرات اتفاق می افتد هرات جهنم واقعی برای زن ها بربریت در جامعۀ فارس زبان ها که اکثر مردها معتاد و دزد هستند، هیچ حد و مرزی را نمی شناسد.

  167. ali@yahoo.com :گفت

    فارس زبان ها قبل اینکه کلمات اقا و خانم را از ترک ها یاد بگیرند و همدیگر را اقا و خانم صدا کنند، همدیگر را سگ صدا می کردند.

  168. akbar@yahoo.com :گفت

    ما فارس ها 2500 سال قبل از جنوب روسیه به جنوب ایران مهاجرت کردیم ولی هیج شباهتی به روس ها نداریم و خیلی شبیه افریقائی ها هستیم. بنظر شما این تضاد را چگونه می شود حل کرد؟

  169. amir@yahoo.com :گفت

    یک سوال از اقای رضا پهلوی
    آقای رضا پهلوی اگر شما را مثل پدر و پدر بزرگت با کودتا به قدرت رساندند، ایا شما هم مثل انها به غربی های که وارد ایران می شوند حق توحش خواهی داد یا نه؟

  170. miyanali@yahoo.com :گفت

    هیچ دقت کرده اید حداد عادل از فارس های افراطی چگونه با کس دخترش به بیت رهبری کانال زده است

  171. koursh@yahoo.com :گفت

    آقای رضا پهلوی چندین بار در گفتگو با رادیو فرانسه گفته که » من با پدر و پدر بزرکم فرق می کنم و در صورت رسیدن به قدرت مثل آنها به غربی ها حق توخش نخواهم داد. «

  172. ali@yahoo.com :گفت

    چگونه کشورهای پناهنده پذیر به ایرانی ها می رینند. به جلوی دفتر سازمان ملل در هر کشوری و یا به هر کمپ پناهندگی در کشورهای پناهنده پذیر که سر بزنی، یه گله از ایرانی ها در آنجا اعتصاب غذا کرده اند تا پرونده هایشان بررسی شوند. ایرانی یعنی پشم

  173. ali@yahoo.com :گفت

    می دانید چرا به رضا شاه پهلوی می گویند، رضا پالانی؟

    بعضی ها بر این باورند که رضا بمدت طولانی در سفارت انگلیس مهتری می کرد و در ایام مهتری همه او را رضا پالانی صدا می کردند و زمانیکه انگلیسی ها پالان رضا را از پشت اش بر داشتند و پادشاه ایران کردند بعضی ها باز هم دوست داشتند با همان لقب قبلی او را صدا کنند. بگویند » رضا پالانی »
    ولی در کتاب » تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ملک‌الشعرا بهار. انتشارات امیرکبیر. ۱۳۵۷ جلد اول ص ۶۹ » چنین آمده است. » پالانی، نام ایلی کردستانی می‌باشد که در زمان نادرشاه افشار از دشت زهاب ( ذهاب از توابع کرمانشاه ) به آلاشت و سوادکوه مازندران کوچ داده می‌شوند. در اصل این ایل، کرد کاکه ایی هستند و هم اکنون نیز به زبان کردی کلهری و گورانی صحبت می‌کنند و پیرو مذهب اهل حق می‌باشند و در کرکوک، کلار ( کردستان عراق ) و سرپل زهاب ( کردستان ایران ) ساکن هستند. پدران رضا شاه از این ایل بودند. «

  174. omar@yahoo.com :گفت

    .فارس ها تنها حیواناتی هستند که عن دشمنان خود شان را می خورند. آنها از یک طرف می گویند عرب ها دشمن ما فارس ها هستند، از طرف دیگر مثل مکس ریخته اند روی عن عرب ها در امارات دارن خودشان را خفه می کنند

  175. amir@yahoo.com :گفت

    فارس زبان ها عقب ماندگی های خودشان را با پارس کردن بطرف دیگران جبران می کنند.

  176. ali@yahoo.com :گفت

    http://news.ninemsn.com.au/national/2014/02/18/07/15/more-trouble-at-png-detention-centre

    در کمپ های پناهندگی به کون فارس های پناهجو باتوم فرو میکنند تا سگ های ولگرد برگردند. بجائیکه از انجا امده اند به کمپ ها

  177. ali@yahoo.com :گفت

    در کمپ های پناهندگی به کون فارس های پناهجو باتوم فرو میکنند تا سگ های ولگرد برگردند. بجائیکه از انجا امده اند به کمپ ها

  178. miyanali@yahoo.com :گفت

    تاریخ ساختگی ایران، فارس های مجهول الهویٍه و ناصر پورپیرار

    ناصر پورپیرار در تحقیات اش ثابت می کند که آنچه که امروز با عنوان سابقۀ تمدنی سه سلسلۀ ( هخامنشی، اشکانی و ساسانی ) می شناسیم قصه ها و افسانه های تاریخی اند و بعد از هجوم نیزه اندازهای هخامنشیان که با حکومت خشایار شاه ختم می شود، جغرافيائی كه با عنوان شرق ميانه از آن ياد ميكند خالی از سكنه و هر گونه نشانه‌های سكونت و تمدن بوده است. پوربيرار با استناد به منابع مكتوب قديمه از جمله “عهد عتيق” دربارۀ نیزاندازهای هخامنشيان آراء ديگری عرضه می‌دارد و آراء خويش را به بوتۀ نقد و تطبيق با آثار باستانی و كتيبه‌ها ميزند و حقايق حاصل از اين نقد و بررسی او بسيار دقيق‌تر، عالمانه‌تر و مسئولانه‌تر از تحقیقات عرضه شده تا به امروز است. پورپيرار كوروش و نیزه اندازهایش را نه برخاسته‌ از» انشان » بلكه براساس داده‌های تورات كه قديمی ترين و دقيق‌ترين منبع باقی ‌مانده از آن عصر است چادرنشینان دوره گرد و گردنه بند می داند که توسط یهود کرایه شده اند برای نجات قوم يهود از اسارت در بابل. کورش و نیزه اندازهایش با کمک های عقلی و فنی یهود به بابل هجوم می آورند، آنجا را ويران میکنند،
    اسیران یهود در بابل را آزاد میکند، ثروت توقيف شدۀ آنان در بابل را به اورشليم باز می گرداند و معبد يهود در اورشليم را باز سازی میکند،

    پورپيرار معتقد است كه بعد از تسلط نیزه اندازهای هخامنشيان و يهود بر ملل ساكن منطقه، ملل مغلوب در پی رهائی خويش از زير سلطۀ يهود و نیزه اندازهای هخامنشی بر می آیند و طرح قيام عمومی بر عليه اين استيلا گران را می ریزند اما يهوديان پيش‌دستی كرده و با کمک نيزه اندازه های هخامنشی تمامی اين اقوام و ملل را سركوب و تدريجاً نابود می کنند و اين واقعه با عنوان “عيد پوريم” در كتاب استر از كتب عهد عتيق، بازگوئی كامل شده است. البته تمامی اين بحث‌ها در كتب مذكور ( دوازده قرن سكوت) به صورتی بسيار مفصل و قدم به قدم طرح و تحقیق شده، همراه با نقد تطبيقی منابع و بخصوص استنادات باستان شناسی. مؤلف دوازده قرن سكوت معتقد است كه بعد از اين واقعه‌‌ هستی اقوام منطقه رو به افول و نابودی گذاشته و يك خلأ تاريخی وحشتناك به وجود آمده كه آنرا با قصه‌های تاريخی و سلاطین و حكومت‌های کاذب پر كرده‌اند علی الخصوص با دو سلسله اشكانی و ساسانی كه تحقیقات باستانشناسی به هيچ وجه وجود تاريخی آنها را اثبات نمی‌كند و اين خلأ تاريخی با ظهور اسلام و آغاز مهاجرت دو قوم عرب و ترك، دوباره حيات بشری در اين منطقه جان می گیرد.
    مهاجرتهای تمدن سازی كه نژاد تراشان با پادوهای داخلی شان از آنها با عنوان تهاجم‌های تمدن براندازانه ياد می كنند بدون اينكه حتی صحفه‌ائی و برگی از آن آثار تمدنی موهوم در تحقیقات عالمانه عرضه كنند!. اين خلأ تاريخی دوازده قرنی را يافته‌های باستانشناسی به طرز شگفت‌انگيزی اثبات می کند و از اين 12 قرن سكوت يا به خيال نژاد تراشان قصه باف از اين 12 قرن شكوه!! اثر درخشان تمدنی حتی سكه‌ائی قابل شناسائی باقی نمانده است. سکه ای که به طور مشخص، مثلا با تحریر، تصویر و کدهای شناسایی مخصوص بتوان به آنها نسبت داد، وجود ندارد. چند سکۀ یک روی بسیار ابتدائی و بی ارزش را بدون دلیل به عصر نیزه اندازهای هخامنشی نسبت می دهند که خود تنگ دستی نژاد تراشان را جار می زند.

    همانگونه كه گفته شد محقق با تحقیقات دقيق يافته‌های باستانی از تمدنهای ما قبل » نیزه اندازهای هخامنشی” را در نهايت ترقی هنری و صنعتی می يابد اما با رسيدن به عصر نیزه اندازهای هخامنشی ديگر هيچ اثر تمدنی و صنعتی قابل عرضه‌ائی يافت نمی‌شود تا چند قرن بعد از ظهور اسلام و تازه آثار صنعتی و هنری كه سفالگر و صنعتگر دو قرن بعد از اسلام شروع به پديد آوردن آنها می‌كند چنان ناشی و هنر و صنعتش چنان ابتدائی است كه از نظر غنای هنری و صنعتی بس فقير‌تر و ضعفيفتر از آثار تمدنی ما قبل » نیزه اندازهای هخامنشی” است و پورپيرار اولين كسی است كه اين سؤال را با چنان جديتی پی‌ می گيرد كه بر سر آن همه تمدن های درخشان چه آمده است كه هنرمند و صنتعگر و سفال‌ساز دويست سال پس از اسلام هيچ شناختی از آن همه صنعت و هنر و آثار تمدنی ندارد چرا كه اگر می داشت طبعاً بايد وارث آن هنر و تمدن می بود و آثار دست ساخته‌اش هنرمندانه‌تر از اين می ‌بود. چه بر سر آفرينندگان و صاحبان اين آثار درخشان كه خبر از وجود تمدن هائی بس مترقی می دهند آمده كه سفال ساز و صنعتگر قرن سوم هجری هيچ اثری از خصوصیات آن همه آثار تمدنی من جمله سفال را در دست ساخته‌های خويش منعكس نمی كند و اين نيست جز به دليل اينكه صنعتگران قرن سوم هجری هيچ اطلاعی از آن تمدنها و آثار تمدنی نداشته و اين بی خبری منطقاً اتفاق نمی‌افتد مگر اينكه ركود و فاصلۀ انحطاطی ما بين اين دو بوده باشد، اين است كه پورپيرار طراح و مدافع دكترين 12 قرن سكوت است كه با ظهور نیزه اندازهای هخامنشيان آغاز و با ظهور اسلام و مهاجرت اقوام عرب و ترک به اين سرزمين پايان می‌يابد و در تحقیقات اش چنان دقيق و موشكاف است كه هيچ صاحب قلمی تاكنون اين دقت و تعهد نبوده است. طراح چنين دكترينی منطقاً به اين نتيجه می‌رسد كه تاريخی كه به خوردما می دهند سرشار از جعل و کذب است و تحقیقات چند موارد از اين جعليات و به خصوص جعل كتيبه‌ و ابنيه در اطراف شيراز به اثبات جعلياتی حقيقتاً تكان دهنده انجاميده است كه خشم و تأثر هر انسان عاقلی را بر می‌انگيزد.

    در اولين نگاه شايد آراء ناصر پورپيرار بسيار تكان دهنده و غير قابل باور به نظر بيايد چرا كه تمام تصورات تاريخی كه تاكنون و عمدتاً اروپائيان يهودی ساخته و در اذهان ما قالب كرده‌اند را در هم می‌ريزد و بسی بغرنج به نظر می رسد اما برای كسی كه تعصبات ابلهانۀ كورش نیزه انداز نكرده باشد و بی‌هيچ گونه پيش‌داوری و با دقتی مسوولانه محققانه كتابها و آراء او را خوانده و تحقیق كند، مجهولات بسياری گشوده خواهد شد و نيز حقايق بسياری آشكار خواهد شد و نادانسته‌ها و ناگفته‌های بس تامل برانگيز بسيار. اما دريغ كه در اين اوضاع وانفسا كسی را آن دغدغه و تعهد نيست كه جوينده‌ای چنان باشد و هر كسی سرگرم تعصبات كهنه و توهمات خويش است تعصبات و توهماتی گاه بسيار ابلهانه و لجاجت‌آميز، دريغ از ساحت مقدس خرد و آدم حقيقتاً نمیداند چه كند در برابر اين بلاهت‌های كهن مثلاً اظهارات استاتید تاريخ در دانشگاههای معظم كه “اساتيد وقت خواندن اين همه كتاب ها را ندارند و ناصر پورپیرار کمونیست است

    پاورقی
     ( انشان، حوزۀ فارس کنونی قبل از به قدرت رسیدن نیزه اندازهای هخامنشی از مراکز مهم یهودیان تبعید شدۀ فریسی، توسط بخت النصر بوده است. )
     تلفظ صحیح هخامنشیان، خاخامنشیان است. خاخامنشیان گروهی از خاخام های یهودی بودند که افسار نیزه اندازهای کورش و داریوش را در دست داشتند.
     پارس در کتیبه ها بصورت پارسواش آمده است.
     کلمۀ آریا در کتیبه ها به معنی شورش آمده است.

  179. ali@yahoo.com :گفت

    http://iranianhungerstrike.blogspot.com.au/2010/10/first-day-on-hunger-strike.html

    خصوصیات سگی که فارس ها دارند، به هر کجا بروند، به صورت شان تف انداخته می شود

  180. ali@yahoo.com :گفت

    از فارس افراطی می پرسند، ارزش یه فارس را چگونه می شود تعیین کرد؟ میگه، هر چند که خصوصیات سگی که ما فارس ها داریم، به هر کجا برویم، به صورت عن مان تف انداخته می شود به هر حال به سه روش زیر ارزش یه فارس را می شود تعیین کرد.

    a. روی عن عرب ها در امارات. در امارات عرب ها میرینند و ما فارس ها هم بصورت عشیره ای ریخته ایم و داریم خودمان را خفه می کنیم واقعآ هر کسی نان عقل خودش را می خورد نان عقل ما فارس ها هم در از کون عرب ها میاد بیرون

    b. در جلوی دفاتر سازمان ملل. ما فارس ها در جلوی دفاتر سازمان ملل مثل کرم بخود می لولیم تا کسی دستی به سرمان بکشد و ما را به عنوان برده ببرد.

    c. در کمپ های پناهندگی. در کمپ های پناهندگی به کون فارس های پناهجو باتوم فرو میکنند تا سگ های ولگرد برگردند. بجائیکه از انجا امده اند.

  181. miyanali@yahoo.com :گفت

    نژاد تراش ها با پادوهای شان در داخلی ایران برای سابقه تراشی به فارس های مجهول الهویه کتاب » خلیج فارس در نقشه های کهن » را اخیرآ به چاپ رسانده و در صفحۀ 9 همراه با تصویر لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابلی نوشته اند.

    » لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابل در حدود دو تا سه هزار سال قبل از میلاد. روی لوحه، نقشه دنیای بابلیان را نشان میدهد و در پشت آن شرح نقشه حک شده است. در این نقشه بابل و آشور در احاطۀ خلیج فارس دیده میشود. سایر نقاط را به نواحی دیگر خوانده اند.» اصل این لوحه در موزه بریتانیا نگهداری میشود.

    پس 4000 سال قبل یعنی 1500 سال قبل از پیدایش قوم با عنوان پارسیان، جغرافیدانی در بابل، با پیش بینی ضرورت و لزوم وجود خلیجی به اسم فارس، اشاره به آن را در رسامی اش منظور کرده است. آیا به راستی این نژاد تراشان و سند تراشان نهایت ابلهی خودشان را ثابت نمی کنند؟ آیا توسل به چنین دست آویزهای سست و مسخره خود بی بنیانی فکر سند تراشان را جار نمی زند

  182. mojib :گفت

    آخه کس کش عرب . وحشی ملخ خور .آخه تو که کثافت از صفتت میباره چه جوری تونستی دهن نجس تو باز کنی کلمه پارس رو به زبان بیاری….. آخه بی ناموس سوسمار خور شما عرب ها اگه آدم بودید خدا 124هزار پیامبر برای شما نمی فرستاد تا شما رو رام کنه…….چرا تو چین پیامبر نیومده …یا امریکا یا آفریقا یا ایران…ها .عرب کس کش ..

  183. mojib :گفت

    اون موقع که فرستاده ای از طرف محمد نزد خسرو پرویز رفت تا او را به اسلام دعوت کند ….خسرو از فرستاده پرسید چند روز در راه بودی .فرستاده گفت 20 روز .خسرو پرسید از چند رودخانه عبور کردی فرستاده گفت 7 رودخانه ..سپس خسرو دستور داد سر از تن این عرب کثیف جدا کنند چرا که از 7 رودخانه بگذشته و حتی قطره ای آب به صورتش نزده بود تا بوی گند این عرب موجب پیدایش بیماری جدیدی در دنیا نشود..بس تو عرب کثیف با این تاریخ گوه یی که داری چه زری مزنی کس کش .خایه مال امریکا و اسراییل …

  184. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.afghanirca.com/newsIn.php?id=17272

    پشتون یعنی قانون
    فارس یعنی پارسیدن؛ اعتیاد، روسپیگری، دزدی و بربریت

  185. کیرم تو ناموس عرب :گفت

    الکیرم التو الکس الننه الهرچی العربه / 1500 پیامبر بستون نبود سوسمار خورا

  186. کیرم تو ناموس عرب :گفت

    ali@yahoo.com کس خوارت باشه؟

  187. کیرم تو ناموس عرب :گفت

  188. کیرم تو ناموس عرب :گفت

    عربای مادر کسو دعا میکنم ایران به جا اسرائیل به شما حمله کنه تا مکه رو ازاد کنیم خخ

  189. کیرم تو ناموس عرب :گفت

    یه مادر جنده میگه دبی دبی میکنه / اخه کس ناموس اگه بخاد جنگ بشه خوراک دبییتون یه موشک خلیج فارسه / انقدم گه نخرید اگه خایه لا پاتون دارین شماره بدین فیص تو فیص حلیش میکنیم / چلکس میدیم حزب الله با حاتون بجنگه باو / وقتی گنده تر شدین بگین تا کیرمو بهتون بدم باحاش کشتی بگیرین کیرم تو چوچول خواهرتون

  190. کیرم تو ناموس عرب :گفت

  191. ali@yahoo.com :گفت

    آیا همۀ لغات در سرود ملی پاکستان فارسی هست؟

    فارس های مجهول الهویه لغات عربی را که بطور مشترک در شبه زبان فارسی و در سایر زبان ها بکار می روند، نشانه نفوذ زبان فارسی در آن زبان ها تلقی می کنند. و برای ثبوت شعر زیر را مثال می آورند.
    شعر زیر در پاکستان در زمان نامعلوم گفته شده است

    پاک سرزمین شاد باد / کشور حسین شاد باد
    تو نشان عزم عالیشان / ارض پاکستان
    مرکز یقین شاد باد / پاک سرزمین کانظام
    قوت اخوت عوام / قوم ، ملک ، سلطنت
    پاینده و تابنده باد / شاد باد منزل مراد
    پرچم ستاره و هلال / رهبر ترقی و کمال
    ترجمان ماضی شان / جان استقلال
    سایۀ خدای ذولجلال.

    24 کلمۀ عربی در شعر بالا ( کشور، حسین، عزم، عالی، ارض، مرکز، یقین، نظام، قوت، اخوت، عوام، قوم، ملک، سلطنت، منزل، مراد، هلال، ترقی، کمال، ترجمان، ماضی، استقلال، ذولجلال )

    کلمات رهبر، پاک و خدا در زبان اردو اصلآ بکار نمی روند بجای آنها کلمات
    قائد بجای رهبر، مثل » قائد اعظم محمد علی جناخ » یعنی رهبر کبیر محمد علی جناح.
    صاف بجای پاک، مثل، » صاف ے » یعنی پاک است. یا » صفای بهت ے » یعنی خیلی تمیز است
    الله بجای خدا مثل » الله ناکره » یعنی خدا نکند یا » الله حافظ » یعنی خدا حافظ

    کلمات پرچم، خوش، تابنده، پاینده، و سایه از لغات دساتیری هستند
    شبه زبان فارسی تنها زبانی است که هیچ لفاتی از خود ندارد و تمام آنها یا دساتیری و یا از عربی و ترکی برداشته شده اند
    ………
    دساتیر. اسم کتابی است که ملافیروز اسمی از ایران به هند برده و ترویج کرده و این کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس اول جعل شده است ، صد سال قبل از ملا فیروز. شاید جعل آن به زمان اکبرشاه (963-1014 هَ . ق .) در هند باشد و این کلمه به معنی کتاب آسمانی از مجعولات خود کتاب دساتیراست . (یادداشت مرحوم دهخدا). مجعول کتابی در زمان سلطنت اکبرشاه در قرن دهم هَ . ق . بدست شخصی به اسم آذرکیوان فراهم شده است و آنرا به پیغمبری مجعول از ایران باستان به اسم ساسان پنجم نسبت داده و خود آنرا ترجمه و تفسیر کرده است . این کتاب بعدها بطبع رسید و مایه ٔ گمراهی لفات نامه نویسان شده و لغات ساختگی آن از راه لغات نامه ها در شعرهای نیمچه شاعرانی مانند شیبانی و ادیب الممالک و فرصت راه یافت و غلطهای تاریخی آن نیز وارد تاریخ زمان قاجار شد. خلیی از لغات من در آوردی دساتیری مثل دوست، خوش؛ بیمار، خدا، نزدیک؛ دور، خانه، پرسش و پاسخ امروز در میان فارسی زبان های مجهوالهویه رواج دارند. سره نویسی همان استفاده از لغات بی معنی دساتیری است

  192. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.tribun.com/tajrobejahani/1754-2014-03-03-18-13-38

    نظم نوین دنیا و فارس های عقب مانده

  193. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.todayszaman.com/news-270209-18000-russian-brides-call-antalya-home.html

    جذابیت کیر ترک ها به دخترهای اروپائی. سالانه نزدیک به بیست هزار دختر اروپائی برای ازدواج با پسرهای ترک، راهی ترکیه میشوند آنها در واقع با یک تیر دو.نشان را هدف قرار می دهند. هم با کیرهای طلائی ترک ها حال می کنند و هم صاحب ویزای دائمی ترکیه می شوند

  194. ali@yahoo.com :گفت

    اگر به تحلیل های سلطنت طلب ها در رابطه با لواط دقت کنید، متوجه می شوید که سلطنت طلب های مزدور » لواط کردن » را در ایران به شدت تبلیغ می کنند

  195. miyanali@yahoo.com :گفت

    زیبائی ترک ها در اشعار شعراء معروف

    حافظ
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش ببخشم سمرقند و بخارا

    صائب تبریزی
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش ببخشم سرو دست و پا را
    هر آنکس چیزی می بخشد زمان خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخا را

    شهریار
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش ببخشم تمام روح و اجزا را
    هر آنکس چیزی می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
    سرو دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را

  196. ali@yahoo.com :گفت

    سلطنت طلب ها ساعتی ده دولار می گیرند تا بطرف ناصر پور پیرار پارس کنند.
    ماه نور برافشاند، سگ هم عو؛ عو کند

  197. omar@yahoo.com :گفت

    من دختر فارسم
    دلم خون، سرم فریاد درد است
    مرا هر کس که بیند، زبانش حرف سرد است
    چرا صورت ندارم؟ لب خندان ندارم؟
    چرا چشمان من لوچ؟ چرا قد رعنا ندارم؟
    خدایا بشکن این آینه ها را که من از دیدن آینه سیرم
    مرا روی خوش از زندگی نیست ولی از زنده ماندن ناگزیرم
    از آن روزی که دانستم سخن چیست، همه گفتند این فارس زشت و کودن کیست؟
    کدامین مرد او را می پسندد، او در این دنیا بی سر نوشت است
    چو در آینه بینم روی زشت خود را، در آید از دلم غم با سیاهی
    مرا روز سیاهی دادی اما نبخشیدی بمن چشم سیاهی
    به هرجا پا نهم از شومی بخت، نگاه دلنوازی سوی من نیست
    این دلها که بخشیدی بمردم، یکی در حلقۀ کیسوی من نیست
    مرا زشتی صورت چنان سرخورده کرده
    که گویا زشتی من همه را دیوانه کرده

  198. akbaer@yahoo.com :گفت

    توهین های فردوسی به زن ها

    که پیش زنان راز هرگز مگوی / چو گوئی سخن بازیابی به کوی
    به کاری مکن نیز فرمان زن / که هرگز نبینی زنی، رای زن
    کرا از پس پرده دختر بود / اگر تاج دارد بد اختر بود
    کرا دختر آید به جای پسر / به از گور داماد، ناید به بر
    یکی دختری بود پوران بنام / چو زن شاه شد کارها گشت خام
    چو این داستان سربسر بشنوی / به آید ترا، گر به»زن» نگروی
    به گیتی بجز پارسا- زن مجو / زن بد کنش خواری آرد به روی
    بدوگفت از ین کار ناپاک «زن» / هُشیوار با من یکی رای زن
    کسی کو بود مهتر انجمن / کفن بهتر او را ز فرمان زن
    چو زن زاد دختر، دهیدش به گرگ! / که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ!

  199. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.afghanirca.com/newsIn.php?id=17272

    خشونت های حیوان وار
    علیه زن ها در بین تاجیک ها

  200. akber@yahoo.com :گفت

    توهین های فردوسی به زن ها

    تبه گردد از خفت و خیز زنان / بزودی شود سست چون بی تنان
    کند دیده تاریک و رخساره زرد / بتن سست گردد، به رخ لاجورد
    ز بوی زنان موی گردد سپید ! / سپیدی کند از جهان ناامید
    چو چوگان کند گوژبالای راست / ز کار زنان چند گونه بلاست
    به یک ماه یکبار از آمیختن ! / گر افزون بود، خون بود (خود) ریختن
    مرا گفت چون دختر آمد پدید / ببایست اش اندر زمان سربرید
    نکُشتم، بگشتم ز راه نیا! / کنون ساخت برمن چنین کیمیا

  201. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.rawa.org/temp/runews/2011/04/13/herat-addicts-rise-to-over-70-000.html

    . بیش از هفتاد هزار معتاد در شهر چهار صد هزار نفری هرات

  202. ali@yahoo.com :گفت

    در بین پاسپورت های کشورهای مختلف، پاسپورت ایران بی ارزشترین پاسپورت دنیا شده است. فقط آزدانه به افغانستان می شود سفر کرد. در زمان شاه یعنی قبل از انقلاب پنجاه و هفت، کسانیکه از کشورهای غربی وارد ایران می شدند، از دولت ایران حق توحش می گرفتند.

  203. ali@yahoo.com :گفت


    آهنگی با صدای همیشه جاویدان » ام کلثوم «

  204. miyanali@yahoo.com :گفت

    فارس زبان ها استعداد در رهبری جامعه و مملکت داری را ندارند فقط استعداد انها در پارسیدن است. در ایران » سید » علی خامنه ای از» عرب » نژا دها ایران، رهبری ایران را در دست گرفته است. در افغانستان دبل عبدالله از پشتون های افغانستان رهبری شش میلیون تاجیک را در دست گرفته است. دبل عبدالله بخاطر فساد اخلاقی از جامعۀ پشتون ها رانده شده است. در تاجیکستان هر چند که رهبری جامعۀ در دست خود تاجیک هاست ولی ملت به نان شب محتاج اند و بدون صدقۀ سر عرب ها، تاجیک ها نمی توانند روزشان را به شب برسانند. از هشت میلیون تاجیک، یک میلیون شان در کشورهای همسایه عمله گی میکنند معروف است که می گویند » تاجیک ها به عن عرب ها می گویند، خاویار مخصوص «

  205. omar@yahoo.com :گفت

    اقای ناصر پورپیرار با ضریب هوش بسیار بالا بزرگترین و صادقترین مورخ در تاریخ خاورمیانه می باشند که در آثار و تحریرهای خود وجود جعل تاریخی بسیار گسترده در مورد سه سلسلۀ هخامنشی، اشکانی و ساسانی را ثابت کرده و ماهیت واقعی آنان را نشان می دهند. ایشان ثابت می کنند که ملت فارس و زبان فارسی نوسازند و ریشه در تاریخ ندارند. به همانخاطر سلطنت طلب ها و پان ایرانست های مزدور که ماموریت در تزریق هویت جعلی به مردم را دارند، بیست و چهار ساعته بطرف آقای ناصر پورپیرار پارس میکنند

  206. omar@yahoo.com :گفت

  207. ali@yahoo.com :گفت

    بنظر من اکثر فارس های مجهول الهویه از بیماری سوشیال دیس اوردیر که یک مشکل روانی است بشدت رنج می برند. علایم سوشیال دیس اوردیر هم طالیبانیزه کردن جامعه است که تحمل هیچگونه نقد سالم بر تاریخ افسانه ای فارس ها مجهول الهویه را که توسط نژاد تراشان و افسانه سریان به رشتۀ تحریر در آمده را ندارند و کوچکترین نقد سالم بر آن باعث میشود که فارس های مجهول الهویه بیست و چهار ساعت در روز، هفت روز در هفته، چهار هفته در ماه و دوازده ماه در سال را پارس کنند. برای درمان به این بیماری خطرناک، روانشاس ها معتقدند که فارس های مجهول الهویه باید کیر ناصر پور پیرار را روزی یک ساعت بمدت سه سال ساک بزنند تا حال شان جا بیاید.

    ( Social disorder )

  208. ali@yahoo.com :گفت

    . » خلیج عرب » واقعی یا » خلیج فارس » جعلی؟
    در صد و سی سال گذشته، یک عده بخاطر منافع امپرایالیستی خودشان عمدآ بجای » خلیج عرب » از اسم جعلی » خلیج فارس » استفاده می کردند و حتی سند تراشی و سابقه تراشی بنفع فارس های مجهول الهویه می کردند حالا نظم نوین جهانی که در حال شکل گیری است، از یک طرف و به سر عقل امدن یک عده هم از طرف دیگر باعث می شوند که رساناهای مهم مثل سی ان ان، فاکس نیوز، فرانس توینتی فور، روئیتر وغیره از اصطلاح » عرب گولف » یا عرب گولف کانتریز استفاده کنند.
    و خبری از پرشین گلف و غیره نیست.

  209. ali@yahoo.com :گفت

    خصوصیات فرهنگی فارس زبان ها

  210. ali@yahoo.com :گفت

    https://drive.google.com/file/d/0B0R2oOpKMoLFbTNtX3gtR3Nrb1E/edit?pli=1

    خصوصیات فرهنگی فارس زبان ها

  211. omar@yahoo.com :گفت

    آب راهی که اطراف اش توسط کشورهای عربی احاطه شده باشد، باید » خلیج عرب » نامید

  212. ali@yahoo.com :گفت

    . کشورهای استعمارگر صد و پنجاه سال قبل اسم بهارات را به هند و اسم زبان اردو را به زبان هندی و اسم خلیج عرب را به اسم خلیج فارس تغییر اسم دادند بعدآ بشدت تبلیغ کردند که شبه سیاهپوست های هندی و شبه سیاهپوست های فارس همان روس های مو طلائی هستند که از سه هزار و پانصد سال به این طرف به هند و به جنوب ایران امده اند. این در حالی است که هیچ شباهتی بین روس های مو طلائی و شبه سیاهپوست های هندی و شبه سیاهپوست های فارس وجود ندارد.

  213. omar@yahoo.com :گفت

    هیچ دقت کرده اید چگونه از صورت سلطنت طلب ها عن ترشع می شود؟ اگر تا بحال متوجه نشده اید خوب دقت کنید بصورت دوووکتوور علی رضا نوری زاد، کیانوش توکلی، علی رضا اردبیلی، اوبالی،

  214. omar@yahoo.com :گفت

    تابحال لغاتی که نشانگر مرتفع تمدنی مثلآ پارسیان باشد، پیدا نشده است، لغاتی مثل: عقل، عدالت، منطق، دولت، ملت، قضاوت، جامعه، حساب، قلب، زمان، صفر…
    اگر از زبان فارسی، بودن، شدن، کردن، و ضمیرها را منها کنیم، باقی لغاتش عربی هستند. بهمان خاطر – زبان فارسی با آن گرامر ابتدائی که دارد همان لهجۀ بسیار ناقص زبان عربی است و اگر فارس های مجهول الهویه «مثلآ » را بصورت » مسلن » بنویسند، صاحب زبان نخواهند شد.

  215. omar@yahoo.com :گفت

    اقای رضا پهلوی
    چه کنم چرخ فلک کرده منو از تو جدا
    در هوای گرم و شرجی چه جورابی بپوشم که دهد بوی گند خاندان تورا

  216. کوروش :گفت

    کونده عربزاده بدبخت وقتی کشور خودتان زندگی کردین و از زیر کیر ما خواهرانتان را در اوردین بعد گه بخورید فعلا غرب و شرق و یهود عزیز کس ننه هاتان را پاره کردند

  217. یک کرد :گفت

    اهای ali@yahoo.com کس پاره انقریبه که کردهای ترکیه این کشور مجمع الکونی رو پاره کنن بعد میبینی که چطور زنهای ترکیه میرن به فارس ها کون میدهند . اگه یک نگاه بندازی میبینی 4 درصد جمعیت المان کارگرهای ترکند احتمالا اونها هم بنا به گفته تو برای کوندادن واحتمالا کیر طلایی المان ها به المان رفتند . هه هه هه هه هه…………………….

  218. یک کرد :گفت

    اقای ali@yahoo.com که از کون ناصر پورپیرا میخوری بدان و اگاه باش این کونی زاده وکمونیست سابق هیچ مدرک باستان شناسی نداشته و تمامی باستان شناسان را یهودی و دروغگو میداند همانطور که در مصاحبه با خبرگزاری فردا اذعان داشت هیچگونه مدرک دانشگاهی در باستانشناسی و هیچ زمینه دیگری ندارد و نظریات این مردک را هیچ ژورنال علمی تایید نکرده است و بنابر گفته پرویز رجبی در جواب پورپیرار که گفته بود«مورخان مدرکی ندارند تا جواب گفته‌های مرابدهند»، تصریح کرد: «او راست می‌گوید، دادن جواب آدم بی‌سواد مشکل است.» چرا ناراحتی که زبان ترکی مال مغول ها بوده ولی نگران نباش انشا الله کردها و پ ک ک بزودی کشور ترکیه ات را به گوه دونی تبدیل میکنند و اسراییل هم بزودی از نیل تا فرات و دختران عرب زیر کیر فارسها کون میدهند

  219. albert :گفت

    کثیف بودن اعراب;
    در این اشعار حمله اعراب را به خاک کردستان به تصویر می کشد که شهرها و روستاها را تا نواحی شهر زور ویران می کنند.
    متن اشعار:

    هورمزگان رمان آتران کژان ……. هوشان شاردوه گوره گورگان
    زور کار ارب کردند خاپور ……. گنانی پاله هتا شاره زور
    ژن و کینکان بدیل فشینا میرد …… آزاتلی ره روی هونیا
    روشت زردشتره ماند بیکس …… بزیکانیکا هورمزد هیوجکس

    معنی اشعار چنین است:

    1.(هرمزگان) معابد ویران شدند، آتش ها خاموش گشتند. بزرگ بزرگان خود را پنهان نمودند. (هرمزگان به معنی معابد یا مساجد است ودرزبان هورامی به مسجد مزگی گفته می شود. و مسجد معرب مزگد یا مزگت است که از مزدگه آمده یعنی هرمزدگه یا گد به معنی گدا که مقصود آن گداگاه هرمزد و محتاجین به هرمزد است) .
    2.عرب ستمکار دهات وشهرها را تا شهرزور خاپور و ویران نمودند.
    3.زنان ودختران را به اسیری گرفتند و دلیران به خون خود غلطیدند.
    4.روش و آیین زردشت بیکس ماند و هرمزد به هیچ کس رحم نکرد.

    این شعر که بر روی پوست آهو نوشته شده است در موزه ی سلیمانیه کردستان عراق نگهداری می شود.

  220. albert :گفت

    این چه شورست که در دور قمر می بینم

    همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم

    ابلهان را همه شربت ز گلاب و قندست

    قوت دانا همه از خون جگر می بینم

    اسب تازی شده مجروح به زیر پالان

    طوق زرین همه در گردن خر می بینم

    دختران را همه جنگست و جدل با مادر

    پسران را همه بدخواه پدر می بینم

    هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد

    هیچ شفقت نه پدر را به پسر می بینم

    پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن

    که من این پند به از در و گوهر می بینم

  221. albert :گفت

    يزدگرد سوم از تيسفون با چهار يا پنج هزار رامشگر و نوازنده و آشپز كه در برخی از نوشته ها نفرات آشپز را تا هزار نفر ياد كرده اند، فرار كرده و به اصفهان و شيراز (1) و كرمان رفته و با خوشگذرانی به زور از مردم باژوسا و (ماليات) های گذشته را گرفته و آخر سر هم به خراسان رفته و به دست آسيابانی كه طمع در لباس و جواهراتش كرده كشته شده!»
    آقای دكتر روبرت بامبان «Robert Bamban» تاريخ دان و استاد تاريخ در دانشگاه های كاليفرنيا در كتاب «The Military History of Parsi» وابسته به انستيتوی بررسی های تاريخ و به ويژه در رساله سودمند «آيا می دانيد که؟» در اين باره می نويسند: «….جای شگفتی است كه چرا در اين 1400 سال كسی از مورخان خودی و بيگانه پرسش نكرد كه يزدگرد سوم هنگام ترك پايتخت كه به پيشنهاد شورای كشوری انجام گرفت چه احتياجی به هزار آشپز داشته است؟ و يا كدام سند درست تاريخی نشان از آن دارد كه در كاخ شاهنشاهی هزار آشپز خدمت می كرده تا يزدگرد در زمان ترك پايتخت با خود برده باشد…..»
    يادآور می شوم كه يزدگرد سوم، آخرين پادشاه ساسانی، حتی فرزندان خود را در اين سفر تداركاتی همراه نبرد.
    اكنون آنچه در تاريخ ايران يعنی شاهنامه ی منثور ابومنصوری آمده و فردوسی آن را به زيور شعر آراسته بر می رسيم و آن اين است كه پس از شكست نبرد قادسيه (كه از آن سخن خواهم گفت) يزدگرد سوم دگر روز شورای كشور و بزرگان و موبدان را برای رايزنی فرا می خواند كه همگی در شهرك بغداد گرد می آيند تا راه چاره ای برای رهایی كشور بيابند.

    از فردوسی بشنويم:

    دگر روز برگاه بنشست شاه / به سر بر نهاد آن كيانی كلاه
    يكی انجمن كرد با بخردان / بزرگان و بيدار دل موبدان
    چه بينيد گفت اندر اين داستان / چه داريد ياد از گه باستان

    بيشتر گرد هم آيندگان شورای اداری كشور را رأی بر اين بود كه يزدگرد سوم با گارد اندكی برای جمع آوری و تدارك سپاه و ياری خواستن از خاقان چين و فنغفور تورك به مرو در شمال خاوری ايران رفته و با ياری ماهوی سوری كارنگ (مرزبان) مرو سپاهی برای رويارویی با دشمن تدارك ببيند. يزدگرد سوم اين رأی را نمی پسندد؛ زيرا آن را پشت كردن به دشمن دانسته و می گويد (از فردوسی بخوانيم):

    شهنشاه گفت اين نه اندر خورست / مرا دل در انديشه ی ديگرست
    بزرگان ايران و چندين سپاه / بر و بوم آباد و تخت و كلاه
    سر خويش گيرم بمانم به جای / بزرگی نباشد نه مردی نه رای
    كه خيره به بدخواه منمای پشت / چو پيش آيدت روزگاری درشت

    بزرگان كشور ماندن يزدگرد سوم را به سود كشور ندانسته و می گويند تنها بازمانده ی تخمه ی كيان هستيد و اكنون تو تنها هستی و دشمن صدهزار؛ مانند فريدون برو و سپاهی تدارك ديده برگرديد تا برای سركوب دشمن آمادگی داشته باشيم.

    ز تخم كيان كس جز از تو نماند / كه با تاج بر تخت بايد نشاند
    تویی يك تن و دشمنت صد هزار / ابا آن همه چون كنی كارزار
    بدان جايگه چون فريدون برو / جو آیی يكی كار بر سازنو (2)

    يزدگرد سوم رأی بيشترين گردهم آيندگان را پذيرفته و می گويد: «… ماهوی سوری كارنگ مرو پيشكار شبانان ما بود و ما او را بدين جايگاه رسانيديم اگر چه مردی بی دانش است ولی فراوان سپاه و مردان رزم آوری دارد.» در آن گردهم آیی آن گونه كه در شاهنامه آمده است تنها فرخ زاد هرمزد با رفتن يزدگرد سوم به نزد ماهوی سوری مخالفت كرده و با شناختی كه از ماهوی سوری داشت او را بد گوهر و اهرمن خوی می داند.

    فرخ زاد برهم بزد هر دو دست / چنين گفت كای شاه يزدان پرست
    به بد گوهران هيچ ايمن مشو / كه اين را يكی داستانست نو
    كه هر چند بر گوهر افسون كنی / بكوشی كزو رنگ بيرون كنی
    چو پروردگارش چنان آفريد / تو بر بند يزدان نيابی كليد

    فردوسی همچنانكه روش او در سرودن شاهنامه بوده هرگاه زمانی می يافت پندهایی می سرود، در اينجا نيز گويا با الهام از «ابوشكور بلخی» پند جاودانه ای به زيبایی سروده كه با نگرشی ژرف بايستی بدان نگريست:
    درختی كه تلخست وی را سرشت / گرش در نشانی به باغ بهشت
    گر از جوی خلدش به هنگام آب / به پای انگبين ريزی و مشك ناب
    سرانجام گوهر به كار آورد / همانند ميوه ی تلخ بار آورد
    يزدگرد سوم شاه جوان ساسانی بدون ژرف نگری و ژرف انديشی به اين مطلب مي گويد: «او پيشكار شبانان بود. گرچه بی دانش است ولی چون جنگجویی دلاور است او را به كنارنگی مرو رسانيدم.»
    كنارنگ مرو است ماهوی نيز / ابا لشكر و پيل و هر گونه چيز
    كجا پيشكار شبانان ماست / برآورده ی دشتبانان ماست
    ورا بر كشيدم كه گوينده بود / همان رزم را نيز جوينده بود
    چو بی ارز را نام داديم و ارز / كنارنگی و پيل و مردان و مرز
    اگر چند بی دانش و ريمنست / بر آورده ی بارگاه منست
    و می افزايد كه از موبد شنيده ام به كسانی كه نيكی می كنی اميدوار باش:
    ز موبد شنيدستم اين داستان / كه بر خواند از گفته ی باستان
    بدان دار اوميد كو را به مهر / سرنيستی برده ای بر سپهر
    و سخن خود را دنبال كرده و به فرخ زاد هرمزد می گويد اين آزمايش است كه در آن زيانی نيست:
    بدو گفت شاه ای هژبر ژيان / كه اين آزمايش ندارد زيان
    فرخ زاد هرمزد دگربار به سخن آمده پيشنهاد می كند به جای مرو به كوهستان های آمل و ساری و بيشه های نارون آنجا بروند زيرا در آنجا هواخواهان زيادی هستند كه به ياری شاه خواهند آمد.
    فرخ زاد گويد به با انجمن / گذر كن سوی بيشه ی نارون
    به آمل پرستندگان تواند / به ساری همه بندگان تواند
    چو لشكر فراوان شود باز گرد / به مردم توان ساخت جنگ و نبرد
    ولی بيشتر بزرگان و خود يزدگرد سوم اين رأی را نمی پسندند شايد هم گمان می كردند با نزديكی بسيار و پيوند خويشی كه با خاقان چين و دوستی كه با فغفور تورك دارند، مرو مكان استراتژيكی بهتری است. بنابراين رأی شورای كشوری بر آن می شود كه يزدگرد سوم به مرو برود.
    آيين بدرود كه با شاه ايران در ديگر روز برگزار می شود بسيار اندوهبار است. فردوسی كه در آراستن ميدان های رزم و جنگاوری استادی ويژه ای دارد، اين آيين اندوهبار را نيز با استادی تمام به زيور شعر آراسته است. بخشی از آن سروده را با هم می خوانيم:
    خروشی بر آمد ز لشكر به زار / ز تيمار و وز رفتن شهريار
    از ايشان هر آن كس كه دهقان بدند / خروشان بر شهريار آمدند
    زمانه نخواهيم بی تخت تو / مبادا كه پيچان شود بخت تو
    بدين ترتيب گارد كوچك يزدگرد سوم به فرماندهی فرخ زاد هرمزد از بغداد (نه از تيسفون كه بيگانگان نوشته اند) به سوی مرو به راه می افتد. فردوسی حتی نام شهرهایی كه يزدگرد سوم با گارد خود پيمود در سروده های خود آورده است. در اين سروده ها نه نام شهر اصفهان آمده نه شيراز و كرمان. می سرايد:
    ز بغداد راه خراسان گرفت / همه رنج ها بر تن آسان گرفت
    فرخ زاد هرمزد لشكر براند / زايران، جهان ديدگان را بخواند
    ز ری سوی گرگان بيامد چو باد / همی بود يك چند ناشاد و شاد
    ز گرگان بيامد سوی راه بست / پر آژنگ رخسار و دل نادرست

    پس از گرگان، يزدگرد سوم دبير دبيرخانه را نزد خود خواسته و دو نامه يكی برای ماهوی سوری و ديگری به توس برای كنارنگ آنجا نوشته و با آگاه كردن آنان از رويدادهای شوم يورش تازيان و بر شمردن پی آمدهای پيروزی آنان،‌ فرمان آماده باش و تدارك لشكر می دهد:
    دبير جهان ديده را پيش خواند / دل آكنده بودش همه برفشاند
    نخست آفرين كرد بر كردگار / خداوند دانا و پروردگار
    بگفت آنك ما را چه آمد به روی / وزين پادشاهی بشد رنگ و بوی
    به مرو آيم و كس فرستم بدين / به فغفور ترك و به خاقان چين
    وزيشان بخواهم فراوان سپاه / مگر بخت برگشته آيد به راه
    تو با لشكرت رزم را ساز كن / سپه را بر اين برهم آواز كن
    من اندر نشابور يك هفته بيش / نباشم كه رنج درازست پيش
    من اينك پس نامه برسان ياد / بيايم به نزد تو ای پاك و راد
    يكی نامه بنوشت ديگر به توس / پر از خون دل روی چون سندروس
    نخست آفرين كرد بر دادگر / كزوی ست نيرو و بخت و هنر
    همانا كه آمد شما را خبر / كه ما را چه آمد ز اختر به سر
    از اين مار خوار اهرمن چهرگان / ز دانایی و شرم بی بهرگان
    نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد / همی داد خواهند گيتی به ياد
    از اين زاغ ساران بی آب و رنگ / نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ
    بدين تخت شاهی نهادست روی / شكم گرسنه كام ديهيم جوی
    پراكنده گردد بدی در جهان / گزند آشكارا و نيكی نهان
    كنون ما به دستوری رهنمای / همه پهلوانان و پاكيزه رای
    به سوی خراسان نهاديم روی / بر مرزبانان پرخاش جوی
    پس اكنون ز بهر كنارنگ توس / بدين سو كشيديم پيلان و كوس
    شما را بر اين روزگار سترگ / يكی دست باشد به ما بر بزرگ
    چو نامه به مهر اندر آورد شاه/ فرستاد زی مهتر نيكخواه
    فرخ زاد هرمزد همانگونه كه رأی شورای كشور بود تا رسيدن ماهوی سوری به پيشباز، گارد شاهی را فرماندهی كرد:
    و از آن جايگه بر كشيدند كوس / ز بست و نشابور شد تا به توس
    خبر يافت ماهوی سوری ز شاه / كه تا مرز توس اندر آمد سپاه
    پياده شد از باره ماهوی زود / بر آن كهتری بندگی ها فزود
    همی رفت نرم از بر خاك گرم / دو ديده پر از آب كرده ز شرم
    در اين هنگام كه ماهوی سوری به پيشباز شاه آمده بود، فرخ زاد هرمزد با شناختی كه از ماهوی سوری داشت به او می گويد:
    نبايد كه بادی برو بر جهد / و گر خود سپاسی برو بر نهد
    مرا رفت بايد همی سوی ری / ندانم كه كی بينم اين تاج كی
    ماهوی سوری ريمن دو رنگ در پاسخ فرخ زاد هرمزد می گويد:
    بدو گفت ماهوی كای پهلوان / مرا شاه چشم ست و روشن روان
    زمين را ببوسيد و بردش نماز / همی بود پيشش زمانی دراز
    ماهوی سوری پس از رفتن گارد شاه، يزدگرد سوم را به مرو برده و در خانه ای جای می دهد و از روز ديگر خود را به بيماری زده و نزد شاه نمی رود.
    تن خويش يك چند بيمار كرد / پرستيدن شاه دشوار كرد
    ماهوی سوری در اين زمان دنبال زمينه چينی برای نابودی يزدگرد سوم و به دست آوردن تخت و تاج ايران برای خودش بر می آيد.
    برين نيز بگذشت چندی سپهر / جدا شد ز مغز بدانديش مهر
    شبان را همی تخت كرد آرزوی / دگرگونه تر شد به آيين و خوی
    تا آنكه شبی به سربازانی كه می دانست دستور او را به كار خواهند بست،‌ فرمان می دهد كه پيش از پگاه به خانه ی شاه يورش برده و او را نابود كنند:
    شب تيره هنگام بانگ خروس / از آن مرز برخاست آوای كوس
    شهنشاه از آن خود كی آگاه بود / كه ماهوی جوينده ی گاه بود
    در هنگام اين يورش، يزدگرد سوم بيدار شده متوجه می شود كه دور سرای او را سربازان گرفته اند:
    بر آشفت و جوشن بپوشيد شاه / فراز آمدند از دو رويه سپاه
    چو نيروی پرخاش تركان بديد / بزد دست و تيغ از ميان بركشيد
    شهنشاه در جنگ مردی نمود / دليری و شيری و گردی نمود
    جنگاوری و رشادت و شمشير زنی يزدگرد سوم سربازان ماهوی سوری را كه غافلگير شده بودند چنان ترساند كه پس از كشته و زخمی شدن تنی چند، بقيه واپس نشستند. يزدگرد موفق شد راهی شمشيرزنان به خارج از مرو يافته در بيرون شهر به آسيابی بر لب ريگزار فرب برسد و چون ديگر كسی را در پشت خود نديد دمه دمه پگاه وارد آن آسيا شده بر تخته سنگی می نشيند:
    كه تو چون رسيدی به ريگ فرب / زمانه ببست از بد و نيك لب
    يكی آسيا بود بر رهگذر / بدو در شد آن شاه خورشيد فر

    آن گونه كه از ابيات شاهنامه بر می آيد يزدگرد سوم دست كم دو روز در آسيا می ماند و ماهوی سوری هرچه كوشش می كند نمی تواند او را بيابد. بنابراين جاسوسانی در همه جای مرو می گمارد تا از اين راه به او دست يابد.
    در سومين روز در پگاه آسيابان فرومايه كه خسرو نام داشت برای گشودن كارش با باری از گندم وارد آسيا می شود:
    فرومايه را بود خسرو به نام / نه تخت و نه گنج و نه تاج و نه نام
    خور خويش از آن آسيا ساختی / به كاری جز اين خود نپرداختی
    هنگام ورود به آسيا چشمش به گوی بلند بالا كه بر تخته سنگی نشسته بود می افتد:
    گوی ديد بر سان سرو بلند / نشسته بر آن سنگ چون مستمند
    نگه كرد خسرو بدو خيره ماند / بدان خيرگی نام يزدان بخواند
    بدو گفت كای مرد خورشيد روی / براين آسيا چون رسيدی تو گوی
    چه مردی بدين فر و اين برز و چهر / كه چون تو نبيند همانا سپهر
    يزدگرد سوم كه بسيار خسته و گرسنه بود از آسيابان درخواست کرد اگر چيزی برای خوردن دارد برای او بياورد. آسيابان با شرمندگی گفت مرد تنگدستی هستم و چيزی برای خوردن به جز نان كشكين ندارم و اگر می خواهی از اين سبزه هایی هم كه بر لب جوي روييده است كنده برايت آماده كنم:
    بدو آسيابان به تشوير گفت / كه جز تنگدستی مرا نيست جفت
    اگر نان كشكينت آيد به كار / وزين ناسزا تره ی جويبار
    بيارم جز اين نيست چيزی كه هست / خروشان بود مردم تنگدست
    گرسنگی دو روز چنان بر يزدگرد سوم چيره شده بود كه پذيرفته و در آن حال درخواست برسم می كند:
    به سه روز شاه جهان را به رزم / نبود ايچ پردازش خوان و بزم
    بدو گفت شاه آنچه داری بيار / خورش نيز با برسم آيد به كار
    آسيابان نان كشكين را در چبين جلو شاه گذارده و از تره ی لب جوی هم مقداری سبزی چيده و برای آوردن برسم (3) روانه می شود:
    سبك مرد بی مايه چبين نهاد / برو تره و نان كشكين نهاد
    به برسم شتابيد و آمد به راه / به جایی كه بود اندر آن واژگاه
    بر مهتر زرق شد بی گذار / كه برسم كند زو يكی خواستار
    خبر چينان ماهوی سوری همانگونه كه اشاره رفت همه جا به دنبال دستگيری يزدگرد سوم بودند؛ چون آسيابان را ديدند كه برسم می خواست به او مشكوك شده دستگيرش كرده به نزد ماهوی سوری می برند:
    بهر سوی فرستاد ماهوی كس / ز گيتی همی شاه را جست و بس
    سبك مهتر او را به مردی سپرد / جهانديده را پيش ماهوی برد
    ماهوی سوری هنگامی كه آسيابان را نزد او ميی برند و می گويند برای بردن برسم آمده بود با تندی از او می پرسد:
    بپرسيد ماهوی زين چاره جوی / كه برسم كرا خواستی راست گوی
    آسيابان از همه جا بی خبر كه چاره ای هم نداشت می گويد:
    بگويم كه بهر كه خواستم / خرد را بدين خواهش آراستم
    چو زی آسيا رفتم امروز پيش / كزو من به كوشش برم نان خويش
    ماهوری سوری خشمگينانه به ميان سخن او شتافته می گويد، از كسی كه برسم خواسته بگو نه كار خودت. آسيابان كه ترسيده بود می گويد:
    چنين داد پاسخ ورا ترسكار / كه من بار كردم همی خواستار
    در آسيا را گشاده به خشم / چنان دان كه خورشيد ديدم به چشم
    ماهوی سوری بشدت می گويد به تو گفتم از كسيكه برسم خواسته زودتر بگو:
    بدو گفت خسرو كه در آسيا / نشست كند آوری بر گيا
    به بالا به كردار سرو سهی / به ديدار خورشيد با فرهی
    دو ابرو كمان و دو نرگس دژم / دهن پر ز باد ابروان پر ز خم
    ماهوی باور می كند كه چنين كسی نمی تواند جز يزدگرد سوم باشد. و با خشم می گويد بايد او را خاك كرد و بدين ترتيب فكر كشتن يزدگرد سوم را بر ملا می كند.
    چو ماهوی بر آسيابان بگفت / كه آن شاه را خاك بايد نهفت
    موبدان و مردان دور انديشی كه آنجا بودند هراسناك شده سخن به پند می گشايند. فردوسی كه هزاران آفرين و سپاس بر او باد، حتی نام اين فرزانگان و پندهای آنان و پی آمدهای اين جنايت و خيانت هولناك را از شاهنامه منثور ابومنصوری برای ماندن در تاريخ به زيور شعر آراسته و جاودانه كرده است. برای كوتاهی سخن نام هر كدام و دو سه بيت از پندها و سخنان آنان را از شاهنامه فردوسی باز می نويسم.
    همه انجمن گشت از او پر ز خشم / زبان پر ز گفتار و پر آب چشم
    يكی موبدی بود «رادوی» نام / به جان و خرد بر نهادی لگام
    نگر تا چه گویی به پرهيز از اين / مشو بد گمان با جهان آفرين
    برهنه شو در جهان زشت تو / پسر بدرود یی گمان كشت تو
    يكی دين و ری بود يزدان پرست / كه هرگز نبردي به بدكار دست
    كه «هرمزد خراد» بود نام او / بدين اندرون بود آرام او
    به ماهوی گفت ای ستمكاره مرد / چنين از ره پاك يزدان نگرد
    نشست او و «شه روی» بر پای خاست / به ماهوی گفت اين دليری چراست
    آنچه در رايزنی «شه روی» بايستی نگريسته شود اين است كه اين مرد يادآور شد كه شاهنشاه و كشور در حال جنگ اند و او از خاقان چين و فغفور ترك ياری خواسته و نبايستی در چنين زمانی خون او ريخته شود:
    شهنشاه را كارزار آمدی / ز خاقان و فغفور يار آمدی
    تو گوينده ای خون شاهان مريز / كه نفرين بود بر تو تا رستخيز
    چو بنشست گريان بشد «مهرنوش» / پر از درد و با ناله و با خروش
    «مهرنوش» ياد آور می شود كه تو شبانی بيش نبودی، اين شاه يزدگرد بود كه تو را بدين جايگاه رسانيد:
    شبانی بودی تيره جان و گهر / به درگاه شاه اندر افكنده سر
    نه او بر كشيدت بدين پايگاه / فرامش مكن نيكی و گنج شاه
    و در انتها ماهوی سوری را راهنمایی می كند و دلسوزانه می گويد هنوز خيلی دير نشده به نزد شاه برو و نه تنها از اين رويداد بد پوزش بخواه بلكه خود و لشكرت را در اختيار او بگذار:
    از ايدر به پوزش بر شاه رو / چو بينی ورا، بندگی ساز نو
    و از آن جايگه جنگ لشكر بسيج / ز رأی و ز پوزش مياسای هيچ
    وزين پس نشان دو گيتی شوی / چو گفتار دانندگان بشنوی
    و می افزايد كه تو اكنون خشمگين هستی و ديده ی خرد بين تو بسته و بيماری، اگر در اين زمان راستی را به تو نگوييم دشمن توايم:
    هر آنكس كه با تو نگويد درست / چنان دان كه او دشمن جان تست
    تو بيماری اكنون و ما چون پزشك / پزشك خروشان به خونين سرشك
    ولی كو گوش شنوا! هنگامی كه خشم و آز چيره گردد عقل نهان می شود. تا ديرگاه موبدان و نيك انديشان سخن گفتند. ولی!:
    شبان زاده را دل پر از تخت بود / ورا پند آن موبدان سخت بود
    ماهوی سوری سپس با پسر بزرگ خود رايزنی می كند. فرزند كه در بی خردی و ريمنی دست كمی از پدر نداشت می گويد كاری را كه آغاز كرده ای به پايان ببر، زيرا به زودی سپاهيان به ياری او آمده و كار بر ما تنگ خواهد شد:
    پسر گفت كای باب فرخنده رای / چو دشمن كنی زو بپرداز جای
    سپاه آيد او را ز ما چين و چين / به ما بر شود تنگ روی زمين
    پس از دانستن رأی پسرش اين خيانتكار ريمن خشم آلود آسيابان را خواسته می گويد:
    بدو گفت بشتاب از اين انجمن / هم اكنون جدا كن سرش را ز تن
    و گرنه هم اكنون ببرم سرت / نمانم كسی زنده از گوهرت
    آسيابان بخت برگشته كه ماهوی سوری بدنهاد را می شناخت و باور داشت كه اگر خواست او را به كار نبندد نه تنها كشته خواهد شد بلكه خاندان او را هم خواهند كشت، به آدم كشی سياه دل دگرگونه شد. برسم به دست به آسيا برگشته شاه را ديد همچنان بر سر سفره ای كه برايش چيده بود با همان نان كشكين و سبزی لب جوی در انتظار اوست. او می دانست كه به سادگی نمی تواند بر پهلوانی بالا بلند چون يزدگرد سوم چيره شود و او را از پای در آورد. چنين وانمود كه می خواهد رازی در ميان بگذارد. شاه كه او را برسم به دست می ديد و شايد هم خود را برای نيايش پيش از تناول آماده می كرد به سادگی گوش را به سوی او آورد تا آن راز را بشنود. آری، آن راز خنجری بود كه در زير لباس پنهان داشت. دمی دگر خنجر در كمرگاه شاه فرو رفت:
    بشد آسيابان دو ديده پر آب / به زردی دو رخساره چون آفتاب
    به نزديك شاه اندرآمد به هوش / چنان چون كسی راز گويد به گوش
    يكی دشنه زد بر كمرگاه شاه / رها شد به زخم اندر، از شاه آه
    به خاك اندر آمد سر و افسرش / همان نان كشكين به پيش اندرش
    اين گونه بود كوتاه واژه ای از رويداد شكست مأموريت تداركاتی يزدگرد سوم كه جان خود را نيز در اين راه گذاشت از شاهنامه ی فردوسی كه در آن،‌ مسير رفتن يزدگرد سوم از بغداد تا مرو و حتی نام كسانی كه در اين رويداد دستی داشته اند نيز آمده است. رويدادهای پس از كشته شدن يزدگرد سوم را در شاهنامه می توان خواند.
    درد آلود است كه با خيانت ماهوی سوری، يزدگرد كه بزرگترين بازدارنده ی پيروزی تازيان و تنها تكيه گاه همبستگی ايرانيان می توانست باشد از ميان رفت و دفتر زندگی ملتی سرافراز برای سده های آينده دگر گونه شد.

    پانويس ها:
    1- اين نويسندگان به خود اين زحمت را نداده اند تا بدانند در آن روزگاران شهر شيرازی نبود.
    2- در برخی نسخ خطی قديم اين دو بيت هم آمده است و در شاهنامه ی چاپ مسكو پانويس شده:
    ز شير شتر خوردن سوسمار / عرب را به جایی رسيدست كار
    كه تاج كيانی كنند آرزو / تفو باد بر چرخ گردون تفو
    3- برسم: به زبر ب و س، زرتشتی ها آن را از شاخه های كوچك گياه «هوم» يا «خور زهره» و اگر نباشد شاخه های كوچك انار و از پشم گوسفند سفيد و ميترایی ها كه اين رسم از آنجا به آيين زرتشتيان رخنه كرده است با دشته های قرمز رنگ به هم بسته و هنگام خوردن روی سفره می گذاشتند و پيش از تناول غذا دعای ويژه آن را می خوانند. گذشته از جنبه مذهبی، برسم نماد اتحاد و يگانگی است.

  222. albert :گفت

    ایران. سال 1308 خورشیدی.
    پسین یکی از روزهای بسیار سرد زمستان، مانند هر روز، در پیشگاه رضاشاه پهلوی داستانهای شاهنامه از سوی «مراد اورنگ» بازگو میشود:
    ــ شبی که قرار بود «روشنک» دختر «داریوش سوم» از سپاهان به سرزمین پارس نزد اسکندر برود، اسکندر اصرار داشت که مردم، پیش از حرکت او چراغانی کنند؛ در هالی که مردم اسفهان مانند همه شهرها لباس ماتم بر تن داشتند و عزای ملی اعلام کرده بودند. مردم ایران، کشور و شاه و اینک شاهدخت را نیز از دست میدادند و فردوسی طی یک شعر، این چشم انداز را نمودار کرده…
    ــ ــ آن شعر کدامست؟
    ــ ببستند آذین به شهر اندرون؛ لبان پر ز خنده، دلان پر ز خون!
    رضاشاه بی اختیار شروع به گریستن کرد و ده دقیقه اشک میریخت. تا آن زمان کسی گریه او را ندیده بود.پس از این اتفاق رضا شاه فورا دستور ساختن آرامگاه فردوسی به شیوه معماری هخامنشی را صادر کرد.

  223. albert :گفت

    اینک که من از دنیا می‌روم بیست‌ و‌ پنج کشو‌‌ر جزو امپراتوری ایران است. و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشو‌‌ر‌ها دارای احترام هستند و مردم آن کشور‌ها نیز در ایران دارای احترام هستند.
    جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگه‌داری این کشور ها، آن است که در امور داخلی آن‌ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم بشمارد. اکنون که من از این دنیا می‌روم‌ تو دوازده کرو‌‌‌ر در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو است. زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست.

    البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه این‌که از آن بکاهی. من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن‌چه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتو‌سا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

    ده سال است که من مشغول ساختن انبار‌های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من رو‌ش ساختن این انبار‌ها را که از سنگ ساخته می‌شو‌‌د و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن به وجود نمی‌آیند و غله در این انبار‌ها چند سال می‌ماند بدون این‌که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این‌که هم‌واره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبارها موجو‌‌د باشد.

    و هر ساله بعد از این‌که غله جدید به دست آمد از غله موجود در انبار‌ها برای تامین کسری خو‌اروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از این‌که بو جاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک‌سالی شو‌‌د .
    هرگز دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آن‌ها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار‌های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع کنند نخواهی توانست آن‌ها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی کنی .
    کانالی که من می‌خواستم بین شط نیل و دریای سرخ به وجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبو‌‌ر کشتی‌ها از آن کانال نباید آن‌قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی‌ها ترجیح بدهند که از آن عبو‌ر نکنند. اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این‌که در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش قدرت‌مند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
    تو‌صیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ‌گو و متملق را به خود راه نده، چون هردوی آن‌ها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ‌گو را از خود دور نما. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن، و برای این‌که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .

    افسران وسربازان ارتش را راضی نگه‌دار و با آن‌ها بدرفتاری نکن. اگر با آن‌ها بد رفتاری کنی آن‌ها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد اگرچه به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن‌ها این‌طور خواهد بود که دست روی دست می‌گذارند و تسلیم می‌شوند تا این‌که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
    امر آموزش را که من شروع کردم، ادامه بده و بگذا‌‌ر اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این‌که فهم وعقل آن‌ها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آن‌ها بیشتر شود، تو با اطمینان بیشتری می‌توانی سلطنت کنی. هم‌واره حامی کیش یزدان پرستی باش. اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
    بعد از این‌که من زندگی را بدرود گفتم. بدن من را بشو ی و آن‌گاه کفنی را که من خود فراهم کرده‌ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که می‌توانی وارد قبر بشو‌ی و تابوت سنگی مرا در آن‌جا ببینی و بفهمی، که من پدر تو پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست‌وپنج کشور سلطنت می‌کردم‌، مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد.

    زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست وپنج کشو‌‌ر باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در آن جهان باقی نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که فرصت به دست می‌آوری وارد قبر من بشو‌ی و تابو‌‌ت را ببینی، غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این‌که بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند. زنهار زنهار، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی‌طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد. و رای صادر کند. زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
    هرگز از آباد کردن دست برندار. زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشو‌ر تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشو‌ری آباد نمی‌شود به طرف ویرانی می‌رود. در آباد کردن، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده .
    عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته‌ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی به کار بی‌افتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده‌ای زیرا حق دیگری را پایمال کرده‌ای. بیش از این چیزی نمی‌گویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر ا‌ز تو در این‌جا حاضر هستند، کردم. تا این‌که بدانند قبل از مرگ من این توصیه‌ها را کرده‌ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احسا‌‌س می‌کنم مرگم نزدیک شده است. پس از دقایقی داریو‌‌ش بی‌صدا و آرام بر بستر مرگ جای گرفت و بدرود حیات گفت.

  224. albert :گفت

    سيزده‌بدر يكي از بهترين روزهاي نوروز مي‌باشد. مردم پس از انجام 12‌روز برگزاري جشنهاي سال نو، روز سيزدهم را در دل طبيعت مي‌گذرانند. اين روز يك نمايش ملي است. مردم گروهي معتقدند كه براي دور‌كردن نحسي اين روز بايد از خانه خارج شوند و سيزده بدر كنند تا نحسي روز در طبيعت به در شود. در اين روز سبزه‌هاي سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سين بوده به آب روان مي‌سپارند. خوراكيهاي باقيمانده نوروز، به مصرف مي‌رسد، بساط بازيهاي دسته‌جمعي پهن است. روز سيزدهم، كمتر كسي در منزل مي‌ماند. در ساعت اول روز خيابانها شلوغ و پر‌رفت و آمد است. پاركها مناظر طبيعي اطراف شهر پذيراي ميليونها زن و مردم و جوان و پير و كودك است. خانواده‌ها با صفا و صميميت در كنار هم مي‌نشينند و گل مي‌گويند و گل مي‌شنوند. مردمي كه در طول سال، در هياهوي شهر، پي نام و نان هستند و با هم روباطي سرد و خشك دارند، در اين روز تغييري در رفتارشان روي مي‌‌دهد، همه مهربان و شادمان هستند. گويي بهترين روز سال همين روز است. هر‌چند گروهي آن را نحس مي‌شمارند، اما در اين روز همه چيز و همه كس رنگ شادي دارد. پس آيا روز سيزده‌بدر نحس است يا مبارك؟ گروهي چنين بيان مي‌دارند كه: روز سيزده هر‌ماه در جدول سي روز ايران باستان، مربوط است به فرشته تير يا تيشتر كه ستاره باران است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسيار روز خجسته و مباركي است. در مورد فرشته تير و جشن تيرگان كه در سيزدهم «تيرروز» در تيرماه، برگزار مي‌گردد، در جاي خود سخن به ميان آمده است. پس روز سيزده در اعتقادات مردم ايران باستان به هيچ وضح نحس نبوده است. در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نيز روز سيزدهم مبارك آمده است. مردم باستان در مورد اين روز معتقد بودند كه جمشيد شاه (بنيانگذار نوروز) روز سيزده نوروز را در صحراي سبز و خرم، خيمه و خرگاه برپا مي‌كرد و بار عام مي‌داد. چندين سال متوالي اين كار را انجام داد كه در نتيجه اين مراسم در ايران زمين به صورت سنت و مراسم درآمد.

    سیزده بدر
    در تقويم اعراب، سيزده هر‌ماه روز نحس بود بنابراين بعد از اسلام اين باور اعراب در ايران نيز گسترش يافت و روز سيزده نوروز هم نحس شمرده شد. ابونصر فراهي در مورد نحسي ايام سال چنين سروده است:

    هفت روزي نحس باشد در مهي
    زان حـذر كن تا نيـابـي هيچ رنج
    سـه و پنـج و سيـزده بـا شــانـزده
    بيست و يك و بيست چهار و بيست پنج

    سیزده بدر
    در تحليلي ديگر اين‌طور بيان مي‌گردد: ايرانيان پس از دوازده روز جشن‌گرفتن و شادي‌كردن كه به ياد دوازده ماه از سال است، روز سيزدهم نوروز را كه فرخنده است به باغ و صحرا مي‌رفتند و شادي مي‌كردند و در حقيقت بدين ترتيب رسمي‌بودن دوره نوروز را به پايان مي‌رسانيدند. در تحليل ديگر كه بر مبناي نظرات مهرداد بهار مي‌باشد چنين بيان مي‌گردد: اعتقاد به عمر 12‌هزار ساله جهان نزد زرتشتيان، تحت تأثير نجوم بين‌النهرين است كه معتقد بودند هر‌يك از دوازده اختر كه خود به يكي از برجهاي دوازده‌گانه حاكم است، هزار سال به جهان حكومت خواهد كرد. بدين روي عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين درهم خواهد شد. به اعتقاد مهرداد بهار، اصل اعتقاد به دوازده هزار سال، و دوازده ماه سال تأثير معتقدات بابلي است. پس از دوازده هزار سال، آشفتگي آغازين باز مي‌گردد. پس جشنهاي دوازده روز در فروردين آغاز سال، با سال دوازه ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوطه است. انسان آن‌چه را در اين دوازده روز پيش مي‌آمد، سرنوشت سال خود مي‌انگاشت. از پيش از نوروز انواع دانه‌ها را مي‌كاشتند و هر دانه‌يي كه در طي اين دوازده روزه بهتر و بيشتر رشد مي‌كرد، آن دانه را براي كاشت آن سال به‌كار مي‌بردند و گمان داشتند اگر روزهاي نوروزي به اندوه بگذرد همه سال به اندوه خواهد گذشت.
    بهار مي‌نويسد: «12‌روز فروردين نماد همه سال بود و چون پس از 12‌هزار سال عمر جهان، آشفتگي نخستين باري ديگر باز مي‌گشت، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگي نهايي و پايان سال را بر خود داشت. در اين روز كار‌كردن و نظام عمومي را رعايت‌كردن نيز از ميان بر مي‌خاست و شايد عياشيها و اوجي باري ديگر براي يك روز باز مي‌گشت. نحسي سيزدهم عيد نشان فروريختن واپسين جهان و نظام آن بود».

    علف يا سبزه گره زدن
    يكي از كارهاي روز سيزده‌بدر، علف گره‌زدن است. در‌مورد سابقه اين رسم مي‌گويند كه مربوط است به فرزندان كيومرث. يعني اولين زوج يا اولين پدر و مادر (مشيه و مشيانه). زرتشتيان معتقدند چون اين دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پايه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد اين رسم معمول گرديد.
    در مجمل التواريخ چنين آمده است: «اول مردي كه به زمين ظاهر شد، پارسان او را گل شاه گويند؛ زيرا كه پادشاهي او الا به گل نبود، پس پسر و دختري از او ماند كه مشيه و مشانه نام گرفتند و روز سيزده نوروز با هم ازدواج كردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند، جهان نود و چهار سال بي‌پادشاه بماند».

  225. albert :گفت

    فرهنگ ایران و اسلام در چین

    چنان که گذشت، فرهنگ ایران از دوره اشکانی به سرزمین چین نفوذ کرد و طبعاً تاثیری متقابل داشت؛ زیرا دو کشور کهنسال با پشتوانة تاریخی و تمدنی غنی نمی‌توانستند با یکدیگر پیوستگی نداشته باشند. جاده ابریشم چون شریانی پرکار به مویرگهای فرهنگ دو کشور راه پیدا کرده بود. وقتی شاهزاده اشکانی، «شی گائو» کتاب مقدس بودایی را از سنسکریت به چینی ترجمه کرد، درباره‌اش نوشتند: « معنای آن روشن و دقیق، طرز استعمال کلمات درست، انشایش زیبا و نه پر طمطراق، ساده ولی نه سست و نارسا.»۷

    ورود دین اسلام به چین نخستین‌بار به وسیله ایرانیان انجام گرفت و استانهای مسلمان نشین «گان سو»، «سین کیانک» در غرب چین از آن نشان دارد. رواج فرهنگ ایران و اسلام از سه راه انجام گرفته است:

    ۱ـ از راه دریا که بنادر ایران را به سواحل جنوبی چین می‌پیوست. بازرگانان و دریانوردان ایرانی با پشتوانة اقتصادی و رفتاری اندیشمندانه جایگاه روشنی به دست آورده بودند. دهکده «بوسی» در شهر «یانگ جو» و بزرگداشت بازرگان مروارید ایرانی شاهد آن و سیر و سفر دریایی سلیمان سیرافی به چین نمونه آن است.

    ۲ـ از طریق کوچ قبیله‌های آسیای مرکزی و بسیاری از ایرانیان مسلمان، خاصه مردم سغد و سمرقند که با پشتوانه مذهبی و فرهنگی خویش و آثار مربوط بدان در مردم چین تأثیر گذاشتند.

    ۳ـ از طریق زمینی جاده ابریشم که چون شریانی به مویرگهای فرهنگی پیوستگی داشت و ریزه‌کاری‌های فرهنگی را در این جاده آهسته آهسته به کار می‌گرفت.

    هم اکنون رساله‌ای به نام «دعوت المسلمین» نزد این جانب است که مسلمانان چین روشهای دینی خود را از آن می‌آموزند. این رساله به سه زبان: چینی ـ فارسی ـ عربی نگاشته شده است. در بخش نیّتهای نماز آمده است:

    نیت آبدست: نیت کردم که آبدست می‌کنم از برای برداشتن حدث را…

    نیت نماز پیشین: نیت کردم که بگزارم چهار رکعت سنت نماز پیشین، روی آوردم به سوی کعبه خالصاًلله تعالی، الله اکبر.۸

    و نمازها به نام نماز بامداد، نماز پیشین، نماز شام، نماز خفتن به کار می‌رود. در مراسم ازدواج در ناحیه خود مختار نینگ سیا «ملیت هویی» هنگام عقد، آخوند با صدای بلند از داماد می‌پرسد: «قِبول کردی؟» و داماد پاسخ می‌دهد: «قِبول کِردُم.» بعد از عروس نیز می‌پرسد. پس از سه بار پرسش، عروس پاسخ می‌دهد: «قِبول کِردُم.» زبانی که در میان قوم هوی بازمانده است، از لهجه فارسی دری است که هنوز در خراسان بزرگ بدان سخن می‌گویند. این خود دلیلی است بر اینکه اسلام به وسیله ایرانیان مسلمان به مردم چین شناسانده شده است.

    در میان پنجاه و شش ملیت چین، ده ملت مسلمان زندگی می‌کنند: اویغور، خوی، قزاق، قرقیز، اوزبک، تاجیک، دونگ سیان، سالار، بائو. با توجه به آزاداندیشی چینیان در برابر ادیان دیگر، رسم چنین بوده است که هرکس از مذهب خود پیروی کند و به مذاهب دیگر احترام بگذارد، آزاد است؛ بدین جهت رعایت مسلمانان در همزیستی مسالمت‌آمیز، سبب احترام آنها گردید. در سال ۸۶۳ مر ۲۴۹ق با اجازه دربار «تانگ»، مسلمانان مسجدی در «چانک‌ان» بنا کردند. در آن زمان در غرب این شهر ایرانیان زیادی به سر می‌بردند.

    در دوره مغول نیز دانشمندان و صنعتگران ایرانی به چین مسافرت کردند و با کارهای خویش در نشان دادند شخصیت فرهنگی ایرانیان مسلمان به شناساندن اهمیت تمدن ایرانی کمک کردند. در دوره امپراتوری «منچو» زبان فارسی از ارزشی والا برخوردار بود، به طوری که سندهای رسمی در چین به سه زبان مغولی، فارسی و چینی نوشته می‌شد. در دوره مینگ فرمانی صادر شد که مسلمانان لباسی چینی بپوشند و نام خانوادگی چینی برگزینند، این تدبیر، چینی شدن مسلمانان را تسریع کرد و در پناه آن زبان فارسی زبان فرهنگی گردید.

    آنها حضرت محمد(ص) را «شن، ژن» یا «شین‌چین» به معنای پاکمرد(خیرالانام) می‌نامند. «محمد به ما، مصطفی به مو، داوود و طاهر به تا، حسن به ‌ها، حسین به هو و علی به آی برگردانده شد.»۹

    نام مؤلف کتاب منهاج الطلب کهن‌ترین دستور زبان فارسی، در چین به نام محمد لقب به چینی ابر خوشبخت شده است، و در حاشیه کتاب آمده است، شاهد مدعا می‌باشد. «خاقانی در چین دستور داد بیرون از پکن «خانبالغ» مسجدی برایش بسازند که برای نیایش خدای آسمان بدانجا برود. در این مسجد بر دیوار مقابل جهت مکه (قبله) آیات کلام‌الله و اسماء اعظم با حروف عربی‌ و چینی نوشته شده بود.»۱۰

    مسلمانان در هرکجا که می‌ماندند، نخست مسجدی برپا می‌کردند تا در آنجا به دین و دنیای خود بپردازند؛ لذا می‌توان با توجه به مسجدی‌های چین اهمیت مسلمانان را دریافت. مسجد «نیوجه» در مرکز پکن از مساجد عمده مسلمانان چین است. در این مسجد قرآنهایی به قدمت پانصد ساله نگهداری می‌شود و کتابخانه آن اثار گرانبهایی به فارسی و عربی دارد. در این مسجد لوحی وجود دارد که در آن واژگانی فارسی به فراوانی در آن حک شده است. در پکن پنجاه و هشت مسجد وجود دارد.

    مساجد عمده عبارت است از: مسجد خوان‌شن «یاد محمد» در شهر کانجو، استان کانتون؛ مسجد شن نو «دوست محمد» در شهر چوان جو، استان فوجیان؛ مسجد «عیدگاه» در شهر سین‌جیان.

    با آماری که در ایام خدمت خویش در چین به دست آوردم، حدود ۲۳ هزار مسجد و هشت دانشکده ادبیات با کتابخانه‌های مجهز شناسایی شده بود.

    فارسی، زبان نیایش مسلمانان چین

    با آنچه گذشت، می‌توان گفت زبان فارسی با پشتوانه دینی، ادبی و عرفانی در میان مسلمانان آن دیار از اهمیت خاصی برخوردار است. سالها تدریس در دانشکده ادبیات پکن و دانشکده رادیو و تلویزیون پکن و علاقه دانشجویان به زبان فارسی این نکته را ثابت کرده است. با رونق جاده ابریشم، زبان فارسی، زبان بین‌المللی آن روز بود، داد و ستد در این راه به دست ایرانیان و شکوفا می‌شد. بنا به نوشته جهانگردانی چون: «پادری اودوریک»، «مارکوپولو» و «ابن بطوطه» این سخن تأیید می‌گردد. در چین قدیم مدرسه‌هایی برای تدریس زبان فارسی و تربیت کارمندان پارسی‌دان تأسیس شده بود تا در داد و ستدهای بازرگانی مددکار خاقان باشند و هنوز هم در چین امروز این روش ادامه دارد. نشر فرهنگ چینی به فارسی به همّت مؤسسه لغتنامه دهخدا و مرکز پژوهشهای ایرانی در دانشگاه پکن شاهد این مدعاست. در آموزشگاههای اسلامی که به نظام آموزشی مسجدی خوانده می‌شود، تدریس زبان فارسی هم جای خاص دارد. واژه «هوی» که نام گروه بزرگی از مسلمانان است، در چین قدیم معنی فارسی زبان و زبان فارسی داشت و به تدریج هوی هوی در زبان چینی معنی مسلمان گرفت.۱۱

    ابن بطوطه مراکشی که در سال ۱۳۴۸مر۷۴۹ ق مدتی در شهر «هان جو» در چین اقامت کرده و مهمان امیری بود، گوید: «سه روز در ضیافت به سر بردیم. هنگام خداحافظی، امیر پسر خود را به اتفاق ما به خلیج فرستاد و ما سوار کشتی شدیم و پسر امیر در کشتی دیگر نشست. مطربان و موسیقی‌دانان نیز با او بودند و به چینی، عربی و فارسی آواز می‌خواندند. امیرزاده آوازهای فارسی را بسیار دوست می‌داشت و آنان که به فارسی می خواندند، چندین‌بار به فرمان امیرزاده این شعر را تکرار کردند.۱۲و شعر چنین بود:

    تا دل به مهرت داده‌ام، در بحر فکر افتاده‌ام

    چون در نماز استاده‌ام، گویی به محرابم دری۱۳

    در دوره‌های پیشین چون دورة«مینگ» به گزارش منابع چینی، فرهنگ چینی به فارسی نوشته شده بود و اشاره‌هایی نیز به دست آمده‌ که نشان می‌دهد، نامه خاقان چین به درگاه پاپ به زبان پارسی بوده است. مارکوپولو نیز در چین به کمک زبان فارسی توانسته بود به همه جا راه پیدا کند.۱۴

    نظام آموزش دینی در چین

    نظام آموزش دینی در چین دو مرحله‌ای و شامل مقدماتی و دانشگاهی است. دورة مقدماتی را مدرسه دینی یا مکتب، می‌نامند. دروس تخصصی(حوزوی) به دو بخش، پایه و تخصصی، تقسیم می‌شوند. دروس پایه شامل دستور زبان، فن خطابه و منطق است که همه به زبان عربی است و فاقد محتوای مذهبی. دروس تخصصی شامل الهیات، فقه، سنت نبوی، فلسفه، دستور زبان و ادبیات فارسی و قرآن است.

    کتابهای حوزه درسی یکسان نیستند، بلکه هر منطقه و هر فرقه‌ای کتب خاص خود را دارد؛ اما سیزده کتاب در میان آنها مشترک است که در سیزده جلد درسی، خوانده می‌شود. آثاری که به بان فارسی است عبارت است از:

    ۱ـ«خطبات» کتابی به زبان فارسی در شرح و تفسیر ۴۰ حدیث نبوی. مؤلف و ویراستار این حدیثها (ابن ادعان) است و مترجم فارسی آن ناشناخته است. این کتاب را «لی یوچن» آخوند زیر عنوان «شرح دستورات پیامبر» به زبان چینی ترجمه کرده است.

    ۲ـ «اربعون» به زبان فارسی نگاشتة حسام‌الدین در شرح و تفسیر چهل حدیث نبوی است؛ اما تفاوت آن با «خطبات» در این است که «خطبات» به مکتب دائوئی»۱۵ گرایش دارد، ولی «اربعون» متمایل به مکتب «لی»۱۶ است.

    ۳ـ «مرصاد» به زبان فارسی کتابی فلسفی در تهذیب نفس و طریق تقرب به خدا است. «مرصاد» را ابوعبدالله بن ابوبکر نوشته و «وو زون چی» به زبان چینی ترجمه کرده است.

    ۴ـ «شرح لمعات» به زبان فارسی، همانند «معالم» نوشته عبدالرحمن جامی است و از آثار برجسته فلسفه اسلامی تلقی می‌شود که عالیترین نظریه در الهیات است. پوناچی آن را با عنوان «کشف‌الاسرار» به زبان چینی ترجمه کرده است.

    ۵ـ «قوائم النهج» درباره دستور زبان فارسی و نوشته «چانگ، جی، می» دانشمند اسلامی چین است.

    ۶ـ «گلستان» اثر سعدی شاعر نامدار ایرانی است. ورود این کتاب به چین تاریخ ۶۰۰ ساله دارد و انتشاری وسیع و تأثیری عمیق داشته است. گلستان دو ترجمه به زبان چینی دارد: یکی به دست «وانگ چینگ جای» باعنوان «جایگاه واقعی گلستان» و دیگری به دست «شوئی‌ جیان فو» با عنوان «در باغ گل سرخ».۱۷

    کتابهای فارسی بیش از کتاب عربی است و از ویژگیهای مشخص تعلیمات حوزوی اسلامی در چین به شمار می‌رود. استاد «جان هون نین» درباره آشنایی مردم چین با سعدی گوید: «مردم چین همواره برای سعدی و آثارش ارزش فراوانی قائل بوده و هستند. سفرهای او به کاشغر در سین کیانک نشانه ارتباط او با فرهنگ چین بوده است. هم اکنون در شهر کاشغربنای مسجدی به نام آذینه معروف است که سعدی از آن دیدن کرده است.»

    از قرن ۱۴ میلادی گلستان جزو کتب درسی بوده است. اشاره ابن بطوطه که وقتی در شهر «هان جو»(سین‌ثره) چین اقامت کرده و همراه با پسر امیر به خلیج رفته بود، می‌شنود خواننده‌ای غزلی از سعدی را زمزمه می‌کند۱۸ و آن را به فارسی می‌خواند که نشانه نفوذ سعدی در چین بود.

    حافظ و شاعر چینی سلسله «تان»، «لی بوی» پیوسته با هم مقایسه می‌شوند؛ چون دیدگاههای مشترکی دارند. «گائوژوبن» و «بای جون‌های» تحقیقی درباره این دو شاعر نوشته‌اند به نام ملاحظاتی درباره حافظ شیرازی و لی بوی چینی که در مجموعه سخن اهل دل به چاپ رسیده است.

  226. albert :گفت

    فرهنگ مانا و نامیرای ایران در درازای تاریخ همواره سرزنده و پایدار بوده است و هیچ نیروی درونی و بیرونی از جمله تازش های بیگانگان و ستم های روا رفته از سوی آنان نیز هرگز خدشه ای به این فرهنگ ارزشمند وارد نکرده است . برخی می پندارند که در ایران امروز،دیگر نشانه هایی از آن فرهنگ باستانی و آیین های گذشته پدیدار نیست و ایرانیان فرهنگ خویش را به کلی از دست داده اند ، که البته این افراد سخت در اشتباه اند؛ چرا که بسیاری از فرمان های نیک نیاکان بی نوشته و آیین نامه هنوز نیز در ایران فرهنگی موبمو بکار گرفته می شود.

    همچون ، پذیرش مهمان و دادن خوراک بدرماندگان ، بزرگداشت بزرگتران ، خواستن آمرزش و مهمانی کردن مردمان برای آرامش روان درگذشتگان ، نسوزاندن هیزم تر . بیرون نکردن جانوران از خانه تا دم مرگ . نیازردن زمین و کوشش بآبادانی آن .خوراک دادن به پرندگان . نچیدن میوه ی نارس … هنوز روستاییان ایران که بیشتر پایبند آیین های پیشین هستند ،در سرتاسر بهار و تابستان بشکار نمی روند که بمادا تیر آنان بجانوری ماده بخورد ،و هیچ شکارگر در زمان آزادی شکار نیز بسوی جانوری که آب مینوشد یا چرا می کند تیر نمی افکند.و هنوز هیچ روستایی ایرانی ،ایستاده آب نمینوشد که آن را خوارداشت (توهین) بآب می شمارد . تا آنجا که برخی بهنگام نوشیدن آب ،یک دست را بر سر می گذارند و می نشینند و با این کار، آب را گرامی می دارند و هیچ روستایی ایرانی آرد ، یا میوه ی دیگر را زیر پا نمی گیرد و بر زمین ، ایستاده ادرار نمی کند. و بسیاری فرمان های دیگر که اگر اندکی به پیرامون خود بنگریم نشانه هایی از آنها را خواهیم دید . بنابراین باید این نکته را بپذیریم که حتی با ورود فرهنگ های بیگانه و تهاجم های فرهنگی نیز فرهنگ ایران و آیین های گذشتگان و نیاکان ایرانیان از یادها نخواهد رفت و بمانند پیش پایدار و استوار خواهد ماند .

  227. albert :گفت

    گل نيلوفر و نماد آن در دنياي باستان شرق نقش بارزي داشته است. از حجاري‌هاي تخت جمشيد تا كنده‌ كاري‌هاي طاق بستان ،ارتباط شگفت انگيزي با اين گل ديده مي‌شود.

    نامگل نيلوفر در زبان سانسكريت پادما(padma) ،در زبان چيني لي‌ين‌هوا(lien-hua)، به زبان ژاپني رنگه (Range) و در انگليسي لوتوس (lotus) است.
    نيلوفر در شرق باستان همان‌قدر اهميت دارد كه گل رز در غرب.
    در سده هشتم پيش از ميلاد تصوير نيلوفر(احتمالا از مصر) به فينيقيه و از آنجا به سرزمين آشور و ايران انتقال يافت و در اين سرزمين‌ها گاهي جانشين درخت مقدس بوده است.
    الهه‌هاي فنيقي به عنوان قدرت آفريننده خود، گل نيلوفر در دست دارند.
    اين گياه در مصر باستان و در بسياري از بخش‌هاي آسيا مورد پرستش بود.
    جنبه تقدس نيلوفر به محيط آبي آن برمي‌گردد. زيرا آب نماد باستاني اقيانوس كهني بود كه كيهان از آن آفريده شده است. نيلوفر كه بر روي سطح آب در حركت بود به مثابه زهدان آن به شمار مي‌رفت.
    از آنجا كه گل نيلوفر در سپيده‌دم باز و درهنگام غروب بسته مي‌شود به خورشيد شباهت دارد.
    خورشيد خود منبع الهي حيات است و از اين رو گل نيلوفر مظهر تجديد حيات شمسي به شمار مي‌رفت. پس مظهر همه روشنگري‌ها، آفرينش، باروري، تجديد حيات و بي‌مرگي است.
    نيلوفر، نماد كمال است. زيرا برگ‌ها، گل‌ها و ميوه‌اش دايره‌اي شكلند. و دايره خود از اين جهت كه كامل‌ترين شكل است، نماد كمال به شمار مي‌آيد.
    نيلوفر يعني شكفتن معنوي. زيرا ريشه‌هايش در لجن است و با اين حال به سمت بالا و آسمان مي‌رويد، از آب‌هاي تيره خارج مي‌شود و گل‌هايش زير نور خورشيد و روشنايي آسمان رشد مي‌كنند.
    نيلوفر كمال زيبايي نيز به شمار مي‌رود. ريشه‌هاي نيلوفر مظهر ماندگاري و ساقه‌اش نماد بند ناف است كه انسان را به اصلش پيوند مي‌دهد و گلش پرتوهاي خورشيد را تداعي مي‌كنند.
    نيلوفر نماد انسان فوق‌العاده يا تولد الهي است زيرا بدون هيچ ناپاكي از آب‌هاي گل‌آلود خارج مي‌شود.
    در فرهنگ آشوري، فينيقي و در هنر يوناني- رومي، نيلوفر به معني تدفين و مجلس ترحيم و نشانگر مرگ و تولد دوباره، رستاخيز و زندگي بعدي و نيروهاي نوزايي طبيعت است. نيلوفر در اسطوره‌هاي يوناني، رومي علامت مشخصه آفررديت – ونوس است.
    در فرهنگ بودايي، ظهور بودا به صورت شعله صادره از نيلوفر تصوير مي‌شود. گاهي بودا را مي‌بينيم كه در يك نيلوفر كاملا شكفته به تخت نشسته است. در حقيقت در تعليمات بودايي، نيلوفر تا حد زيادي در قلمرو ماوراطبيعه وارد مي‌شود. در معابد بودايي، نقش نيلوفر وجود دارد و نيلوفر جزو هشت علامت فرخندگي در كف پاي بودا است.
    در فرهنگ چيني، نماد پاكي، حفاظت، ظرافت روحاني، صلح، باروري و تجسم زنانه است و علامت تابستان (يكي از چهار فصل) نيز مي‌باشد . چيني‌ها، گل نيلوفر را مظهر گذشته و حال و آينده مي‌دانند،، زيرا گياهي است كه در يك زمان، غنچه مي دهد، گل مي‌كند و دانه مي‌دهد.
    همين‌طور نماد نجابت است، به اين دليل كه از آب‌هاي آلوده بيرون مي‌آيد اما آلودگي آن را نمي‌پذيرد.
    در اسطوره‌هاي مصري، چهار پسر هوروس (Horus) روي يك نيلوفر رو به روي ازيريس (osiris) ايستاده‌اند. گل نيلوفر به عنوان نشانه ايزيس (Isis) مظهر باروري و پاكي و بكارت است.
    رع، خورشيد ـ خدا و آفريننده مصري به صورت كودكي مصور شده كه بر روي گل آرميده است يا سر او از گل نيلوفر بيرون مي‌آيد.
    نيلوفر نشانه مصر عليا بود. سرستون‌هاي معابد مصري را به گونه‌اي مي‌آراستند كه نيلوفر را بر روي آن‌ها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاري مي‌كردند.
    در فرهنگ هندي، گل نيلوفر گلي است كه از خود به وجود آمده و ناميراست و نماد جهان به شمار مي رود. گاهي كوه «مرو» (meru) به مفهوم محور جهان در مركز آن تصوير شده است.
    چاكراها به شكل نيلوفرهايي تصوير مي‌شوند كه با نماد چرخ مرتبطند، هنگامي كه اين مركز (چاكراها) بيدار شوند، نيلوفرها باز مي شوند و مي‌چرخند. Lotus نام يكي از حركات يوگا است.
    در اسطوره‌هاي هندي با سه خداي اصلي مواجه مي‌شويم كه عبارتند از: برهما (خداي آفريننده)، ويشنو(خداي نگهدارنده) و شيوا(خداي نابودكننده). در يك اسطوره متاخر كه در ريگ ودا به آن اشاره شده است، آمده كه چگونه كيهان از نيلوفري زرين كه بر روي آب‌هاي كيهاني در حركت بوده به وجود آمد و از آن برهما متولد شد. هنگامي كه مراسم او جاي خود را به مراسم ويشنو داد وي را بعدها به صورتي مجسم كردند كه بر روي گل نيلوفري كه از ناف ويشنو مي‌رويد، نشسته است. يك الهه هندويي به نام پادماپاني (padmapani)وجود دارد كه به معني زني است كه نيلوفر در دست دارد.
    لاكشمي، همسر ويشنو و پارواتي همسر شيوا هم با نيلوفر در ارتباط هستند.
    در هندوستان كه رود برايشان اهميت بسيار دارد، الهه‌هاي رودگاهي بر روي نيلوفر سوارند.
    در فرهنگ ايران باستان، هم گل نيلوفر را در تخت‌جمشيد و در نقش برجسته‌هاي آن مشاهده مي‌كنيم. در حجاري‌هاي طاق‌بستان كرمانشاه هم، گل نيلوفر مربوط به زمان ساسانيان ديده مي‌شود.
    ظاهرا گلي كه در دستان پادشاهان حجاري شده در تخت‌جمشيد ديده مي‌شود، نماد صلح و شادي بوده است . از آنجا كه اين گل با آب در ارتباط است نماد آناهيتا ، ايزد بانوي آبهاي روان است.

  228. ali@yahoo.com :گفت

    dcsdsdsd بنظر من اکثر فارس های مجهول الهویه از بیماری سوشیال دیس اوردیر که یک مشکل روانی است بشدت رنج می برند. علایم سوشیال دیس اوردیر هم طالیبانیزه کردن جامعه است که تحمل هیچگونه نقد سالم بر تاریخ افسانه ای فارس ها مجهول الهویه را که توسط نژاد تراشان و افسانه سریان به رشتۀ تحریر در آمده را ندارند و کوچکترین نقد سالم بر آن باعث میشود که فارس های مجهول الهویه بیست و چهار ساعت در روز، هفت روز در هفته، چهار هفته در ماه و دوازده ماه در سال را پارس کنند. برای درمان به این بیماری خطرناک، روانشاس ها معتقدند که فارس های مجهول الهویه باید کیر ناصر پور پیرار را روزی یک ساعت بمدت سه سال ساک بزنند تا حال شان جا بیاید.

    ( Social disorder )

  229. یک کرد :گفت

    مردیکه با شناسه ی ali@yahoo.com اگه مادر جنده نبودی با ip ایران اینجا کامنت نمیزاشتی کونده. معلومه تو ایرانی خوب کونی اگه فارس ها اینقدر بد هستند توی مادر کسده اینجا داری کیر چه کسی رو میخوری برو همون کشور های عربی تا اسراییلی ها یا یهودی ها خواهر مادر تو بگایند کثل بقیه عربها هه هه هه هه هه…………..

  230. عرب + ترک=کیر هندواروپایی :گفت

    اهای خارکسته ali@yahoo.com زبان های هندی و اردو زیر مجموعه زبانهای هندوایرانی وانهم زیر مجموعه هندواروپایی است برو
    تمام سایت ها ی دنیا از ویکیپدیا و …. چک کن . چیه کونت سوخته زبان سگت جزو زبانهای مغولی هست. بدبخت اومدن مغولها خواهرتو گاییدن از اونور دنیا کونت سوخته

  231. عرب + ترک=کیر هندواروپایی :گفت

    خطاب به ali@yahoo.com
    ای کونی که دائما زر زر میکنی و از کون امارات میخوری بدبخت اگه فارسها بخاطر شما با اسراییل دشمن نبودند الان کس ننه تو پاره میشد
    ای کونی که از کون ترکها و استانبول میخوری اگه فارسها بخاطر هم دینی نبود الان با روسها متحد بودند و کون ترکیه رو مثل کون گنده ترش یعنی عثمانی پاره میکردند جنگ زتا رو میگم که روسها یک تنه کس خواهر مادر ترک ها رو جر دادند…
    پس گوه نخور که شمایید که اگه کمک مانبود گوهتونو میخوردید
    همین بحرین تا قبل انقلاب اگه کشتی کشتی نان براشون نمیفرستادیم از گرسنگی کون هم میدادند

  232. عرب + ترک=کیر هندواروپایی :گفت

    خطاب به ali@yahoo.com کیر تو کس ننت برو کتاب دو سال سکوت در پاسخ به پورپیرا را بخوان و ببین تمام حرفهای نخنما پورپیرا اکنون رد شده است

  233. عرب + ترک=کیر هندواروپایی :گفت

    این عکس هم برای ahad@yahoo.com پامترک یا البته پان مغول

  234. سلطون آبادی :گفت

    معلومه تو هم از جنس اون پورپیرای بیسوادی

  235. سلطون آبادی :گفت

    آخه بیشعور اینو بفهم که این تفرقه افکنی ها دسیسه استکبار و استعمارگراست از ما گفتن

  236. سلطون آبادی :گفت

    مرسی albertمودبانه و مستند زدی تو پوزش

  237. بچه شیعه :گفت

    لعنت بر تورکهای وحشی که با عربهای سوسمارخور و قاتلان معصومین بر ضد میهن اسلامی مان ایران دست به یکی شده اند

  238. کرد :گفت

    سلطون ابادب عزیز و albert نیازی به مودب بودن با این تخم سگها نیست باید مثل یهود با این اعراب رفتار کرد و مثل ارامنه با ترکها

  239. مرگ بر عرب و ترک :گفت

    کیر به کون ترکها وعربها

  240. ali :گفت

    اره ارزش زن ها رو بالا میدونید که حتی اجازه رانندگی میدونید

  241. ali :گفت

    اگه زن هارو ناموس وشرف میدونید پس هم بی ناموسید هم بی شرف که زناتون اینجوری گاییده میشن و هیچکاری نمیکنید

  242. omar@yahoo.com :گفت

    توبه نامه حکیم فردوسی

    شهریور 1382
    ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسي طوسی مشهور به حکيم فردوسی در سال 329 ه.ق در روستاي پاز از توابع طوس متولد شد. در سال 400 ه.ق شاهنامه را به اتمام رساند و بالاخره در سال 416 ه.ق در 87 سالگي ديده از جهان فرو بست. آرامگاه کنونی وی در سال 1313 ش. در محدوده باغي كه او را دفن كرده بودند ، در نظر گرفته شده است(1). او دهها سال در دربار سلاطين غزنوي مورد لطف دربار بود و سلطان محمود غزنوي بنا به ذوق شاعري و روح حماسي فردوسی ، پيشنهاد سرودن ديواني حماسي را به ايشان داد با اين شرط که سلطان محمود به ازای هر بيتی از آن يک دينار طلا به فردوسی بدهد. او 35 سال تلاش کرد و مثنوی عظيم از تاريخ ايران کهن مربوط به قبل از اسلام گردآوری نمود.

    او شاهنامه را با الهام از شاهنامه منثور ابومنصور محمد بن عبدالرزاق فرمانرواي طوس به رشته نظم درآورد. ضمن آنکه قبل از ايشان نيز داستانهای حماسی شاهان ايران منظوم شده بود که از آن جمله می توان به منظوم شاعري كهن بنام ابوالمؤيد بلخی و يا مسعودی مروزی و دقيقی طوسی اشاره داشت. بعد از فردوسی نيز دهها شاعر برجسته به سرودن شاهنامه اقدام کردند اما ناکام ماندند.
    فردوسی 35 سال به سرودن شعر پرداخت و 60 هزار بيت مثنوی به نظم درآورد. به اميد دريافت 60 هزار دينار زرين از سلطان ، ديوان سترگش را به سلطان پيشكش كرد و حتي اوايل آنرا شاهنامه سلطان محمود غزنوي نام نهاد. سلطان محمود با خواندن اشعاری از اين ديوان سترگ ناخرسند شد اما ارزش حجمی شاهنامه را فراموش نکرد و بجای دينار زرين ، درهم سيمين بدو داد. فردوسی نيز که اميدش را از دست داده بود ، قهرگونه دربار را ترک کرده و اشعاری دشنام گونه تحت عنوان هجونامه را خطاب به سلطان محمود سرود. برتلس مي گويد: «فردوسي با ديدن فروپاشي تمام آرزوها و بر باد رفتن تمام وعده ها و عده ها ، اشك از چشمانش جاري شده و از قهرماني كه خود آفريده بود ، نفرت به دل مي گيرد»(2). فردوسی برای جبران مافات ، اشعاري از مدح امام علي (ع) را به شاهنامه اضافه نمود تا آنرا به حاكمي ديگر كه شيعه بود داد و او نيز با آغوش باز پذيرا شد و انعامش بخشيد(2).
    چهار دليل برای ناخرسندی و عدم استقبال سلطان محمود غزنوی از اين حجم عظيم شعر احتمال می دهند: اول: اختلاف نژادی بين شاعر و سلطان و سب و دشنام و تحقير مكرر تركها در شاهنامه. دوم: اختلاف مذهبی بين سلطان و شاعر. سوم: چغلی و حسادت شاعران درباری نسبت به فردوسی و ترس از دست دادن موقعيت خود در دربار. فردوسي خود مي گويد: « حسد كرد بدگوي در كار من * تبه شد بر شاه بازار من» چهارم: حضور دبيری متعصب و مذهبی در دربار بنام خواجه احمد بن حسن ميمندی که تاريخ کهن قبل از اسلام را حکومت کفر و الحاد می دانست. او حتي بسياری از دفاتر ديوانی دربار را به عربی تبديل کرد.
    فردوسی نيمی از عمر سپری شده اش را روی منظوم کردن شاهنامه گذاشته بود حال با استقبال سرد و شايد متقابل دربار مواجه شده بود. ديگر سپيدی بجای سياهی نشسته بود و واپسين سالهای عمرش را سپری می کرد. عمر او از هفتاد سال گذشته بود و بخاطر غافل شدن از آخرت و سرودن ملحمه هاي افسانه اي بجاي حماسی هاي دينی پشيمان شده بود. سالهای واپسين عمر او به بيزاری از دنيا و سير و سفر تعلق داشت. پيش شعرا و عرفا می رود تا چاره ای جويد. تا اينکه در سفر عراق در شهر بغداد با «ابوعلی حسن بن محمد بن اسماعيل» درد دل می کند و او به فردوسی پيشنهادمی کند که داستانی از قرآن را منظوم نمايد تا آذوقه آخرت گردد. فردوسی از اين پيشنهاد استقبال کرده و اثر بی نظير «يوسف و زليخا» را در اواخر عمرش به رشته نظم درمی آورد. فردوسی داستان يوسف و زليخا را با الهام از قرآن در قالب 6400 بيت منظوم می کند.
    يوسف و زليخای فردوسی پس از هزار سال غربت ، برای نخستين بار در سال 1889 توسط هرمان اته (1915_1844) خاورشناس و اديب آلمانی رسماً به جهانيان معرفي گرديد (3). 100 سال بعد اين اثر توسط دكتر صديق به ايرانيان معرفي شد (4) ولي گويا رازي كه نبايد فاش مي شد ، برملا شده بود. غالب اديبان ما از معرفي اين كتاب به عامه مردم به خشم آمدند و چونان آب در خوابگه مورچگان ريختن همه به سراسيمه افتاده و دست به توجيه و تخريب و تنبيه و تمسخر اين اثر كهن شدند. تنها بدين خاطر كه چند بيت اول اين شاه اثر ، به اظهار پشيماني فردوسي از سروده هاي ماضي و توبه ايشان مربوط است. اين افراد ، آن 6400 بيت معنوي و اخلاقي و ادبي را نديدند و اين به اظهار پشيمانی را ديدند و تمام كتاب را فداي اين چند بيت كردند و انتساب آن به فردوسي را رد كردند. بجای اثبات انتساب آن به فردوسی ، تلاش فراوانی برای اثبات عدم انتساب آن به فردوسی کردند. شاعر بزرگی چون فردوسی دو بار مظلوم واقع شد. يکبار با سرودن شاهنامه که در دربار غزنوی مظلوم شد و يکبار با سرودن يوسف و زليخا که در دربار حکومت نژادپرست و متعصب پهلوی مظلوم ماند. اثر ادبی و اخلاقی و مذهبی «يوسف و زليخا»ی او که شايد 3 الی 4 سال روی آن زحمت کشيده بود ، پس از وفاتش به فراموشی سپرده شد و تنها معدود شاعرانی از آن مطلع بودند.
    از يوسف و زليخاي فردوسي (قرن 5) بعنوان قديمي ترين يوسف و زليخاي موجود فارسي ياد مي كنند كه دكتر صديق اولين بار با تيراژ بالا با چندين تجديد چاپ آنرا به ايرانيان معرفي نمود و غبار مظلوميت از روی آن پاک کردند(4). هرچند پنجاه سال قبل از ايشان بصورت چاپ سنگي در تعدادي اندك منتشر شده بود(5). از يوسف و زليخاي خواجه علي خوارزمي (قرن6) نيز بعنوان قديمي ترين يوسف و زليخاي موجود تركي نام مي برند كه اولين بار در سال 1369 توسط دكتر صديق به ايرانيان معرفي گرديد(6). دكتر خيامپور از 25 شاعر پارسی سرا مانند فردوسي ، ناظم هروي ، بخارائي ، جامي و … نام می برد که داستان يوسف و زليخا را منظوم کردند. دکتر صديق نيز از 25 شاعر ترکی سرا ياد می کند که چنين منظومی را تحرير کرده اند و نام خواجه علي خوارزمي ، محمود قريمي ، سولو فقيه ، عبدل ، شمسي ، حمدالله حمدي ، دوربيگ بلخي ، اظهر بن كمال ، يوسف ضيائي ، لقائي تبريزي و … را مي آورد(7). تأثير فردوسی روی شعراي پارسي سرا کم نبوده است بطوريکه ابيات فراوانی از يوسف و زليخای عبدالرحمن جامی مشابهات زيادی با يوسف و زليخای فردوسی دارد و هرمان اته معتقد است كه جامي اين اثر را در دسترس داشته است (2).
    24 نسخه از اين اثر بی نظير پس از هزار سال از دست يازی کوته فکران در امان مانده و چون گوهری از آن پاسداری می شود. از مكانهائي كه مي توان نسخه هاي خطي اين اثر را يافت ، مي توان نام برد: موزه بريتانيا ، دانشگاه تهران ، هند ـ بانكيپور ، كتابخانه ملك تهران ، كتابخانه مجلس شوراي اسلامي ، لاهور پاكستان ، كتابخانه نجف اشرف ، كتابخانه ملي تبريز ، كتابخانه دانشگاه پنجاب پاكستان ، كتابخانه ايشياتك بنگال (4).
    البته غالب ادباء و تذكره نويسان بزرگي چون آذربيگدلي (8) ، رضا قلي خان هدايت (9) ، كاتب چلبي (10) ، مدرس تبريزي (11) ، محمدعلي تربيت (12) ، بديع الزمان فروزانفر (13) و … به سرودن مثنوي بنام يوسف و زليخا توسط فردوسي معترفند و آنرا ستوده اند و بدان افتخار كرده اند. اما عده اي يا نسخه هاي فوق را رد مي كنند و مي گويند: يوسف و زليخا در تاريخ از بين رفته است! و يا بيت هاي ناخوشايند را تحريفي و جعلي مي دانند. عده اي نيز سراسيمه و با دلهره مي گويند: فردوسي اشعاري جديد سروده است!. از قافله سالار اين رد كنندگان مي توان به ذبيح الله صفا و مجتبي مينوي اشاره داشت.
    براستي آن چند بيت چيست كه آب در خوابگه مورچگان ريخته و دود در لانه زنبوران كرده؟ فرض را هم اگر بگذاريم كه اين ابيات به مذاق اين افراد خوش نمي آيد و روياهاي 2500 ساله شان را فرو مي پاشد ، آيا نمي توان فقط اين چند بيت را جعلي و تحريفي دانست؟
    آري! فردوسي پس از هفتاد سال و اندي توبه مي كند و از تخم نفاق افكني ، تحقير تركها ، افسانه و رويا تراشي ، درباري بودن ، غافل شدن از آخرت ، پهلوان تراشي ، ملي گرائي ، تعصب گرائي و … پشيمان شده و دست به دامن خدا مي برد و داستان قرآني يوسف و زليخا را ضمن انابه و توبه نسبت به گذشته مي آغازد:
    به نظم آوريدم بسي داستان ز افسانه گفته باستان
    ز هر گونه اي نظم آراستم بگفتم درو هرچه خود خواستم
    اگرچه دلم بود از آن با مزه همي كاشتم تخم رنج و بزه
    از آن تخم كشتن پشيمان شدم زبان را و دل را گره بر زدم
    نگويم كنون نامه هاي دروغ سخن را به گفتار ندهم فروغ
    نكارم كنون تخم رنج و گناه كه آمد سپيدي بجاي سياه
    دلم سير گشت از فريدون گرد مرا زان چه ؟ كو ملك ضحاك برد؟
    ندانم چه خواهد بدن جز عذاب ز كيخسرو و جنگ افراسياب
    برين مي سزد گر بخندد خرد ز من خود كجا كي پسندد خرد؟
    كه يك نيمه عمر خود كم كنم جهاني پر از نام رستم كنم؟
    دلم گشت سير و گرفتم ملال هم از گيو و طوس و هم از پور زال
    كنون گر مرا روز چندي بقاست دگر نسپرم جز همه راه راست
    نگويم دگر داستان ملوك دلك سير شد زآستان ملوك
    دو صد زان نيارزد به يك مشت خاك كه آن داستانها دروغ است پاك!

    اکنون قبل از بستن اين مقال ، نکاتی چند جهت روشن شدن حقائق قابل ذکر است:
    1. اين چه معمائی است که با يافتن يک غزل يا يک بيت جديد آنهم مشکوک و غير مستدل از حافظ در کتابخانه های هند ، هزاران جلد ديوان و دهها مقاله و سمينار ارائه می شود اما کشف شاه اثری مانند يوسف و زليخا همه را ناخرسند کرده و بجای اثبات اين انتساب ، عدم انتساب آن به فردوسی را اثبات می کنند و به لطائف الحيل ادعا می کنند که فردوسی هرگز توبه نکرد.
    2. ادعای ضعف و سستی اشعار يوسف و زليخا مردود است. اشعار دوره کهولت شعرا هميشه با اشعار دوره شبابشان متفاوت است. اشعار دوره جوانی ، حماسی و عاشقانه است اما اشعار دوره پيری ، عرفانی و معنوی است. جنس اشعار شاهنامه با يوسف و زليخا يکی نيست و مقايسه آندو اشتباه است. اگر يوسف و زليخا مستقلاً بررسی شود ، می توان ديد که همين اثر برای جاودان ماندن نام فردوسی کافی بود.
    3. رد انتساب اثر به فردوسی بخاطر وجود کلمات زياد عربی باز مغلطه است. فراموش نمی کنيم که شاهنامه حماسی و ملی است اما يوسف و زليخا دينی و اخلاقی است که بالتبع دارای مضامين والای اسلامی و قرآنی خواهد بود.
    4. انتساب اثر به شاعری تازه کار و يا ناسخی بی سواد و خائن از طرف ذبيح الله صفا حکايت از تعصب تند ايشان دارد. اگر هم بپذيريم شاعر اين اثر تازه کار!! است چطور می توان ناسخ آنرا که اصلاً کسی نامی از او ندارد ، بی سواد و خائن خواند. آيا آن ناسخ سر خود می توانست چنين اثر بزرگی را به فردوسی نسبت دهد. چه سودی از اين کار می کرد؟ آيا لااقل نمی توانست به حذف چند بيت انابه و توبه ، آنرا به خودش نسبت دهد تا نامش در کنار بزرگانی چون فردوسی و جامی ماندگار بماند؟
    5. انتساب اثر به شاعری بی نام و نشان که پنجاه سال بعد از فردوسی می زيسته است ، ناشی از وجود نام طوغان شاه در يکی از 24 نسخه اصلی است. طوغان شاه محمد آلپ ارسلان ، پنجاه سال بعد از فردوسی زندگی می کرد و فردوسي هرگز چنين پيش كشي نمي توانست داشته باشد. اين چند بيت توسط استنساخ كننده نوشته شده است و در واقع مستنسخ ، نسخه جديد خود را به طوغان شاه هديه كرده است نه ديوان اشعار را. اين كار توسط يك مستنسخ صورت گرفته است نه يك شاعر. براي همين تنها در يك نسخه چنين بيتي وجود دارد.
    6. آوردن ادله بي پايه و سست از طرف ادباي بزرگ كماكان ادامه داشت و هر كدام به نوعي عدم انتساب اثر به فردوسي را مي خواستند اثبات كنند. از اين ميان سعيد نفيسي به يكباره با تحريف جمله «امّا نيست» به «اماني ست»! نام شاعري بنام «اماني» را از ديوان كشف كرد و آنرا به وي اختصاص داد. بگذريم از اينكه با چنين تحريفي اصلاً جمله نامفهوم مي شد. در تذكره ها نيز شاعراني «اماني» نام وجود دارد اما چنين اثري براي هيچكدام ذكر نشده است. بهرحال اين قرعه بنام هركه مي افتاد هماي سعادت بر دوش او مي نشست و الي الابد جاودان مي ماند:
    اما نيست بسيار مدت به جاي كه از ورج سلطان و لطف خداي …
    «اماني» ست بسيار مدت به جاي كه از ورج سلطان و لطف خداي …
    1. فردوسي پس از سرودن شاهنامه از دنيا بيزار شد و راه حق پيشه كرد. سفري به اصفهان و عراق داشت و در عراق به پيشنهاد ابوعلي حسن بن محمد بن اسماعيل به تنظيم يوسف و زليخا پرداخت. ادباي ما براي فرار از حقيقت ، چونان دود در لانه زنبوران رفتن حتي منكر مسافرت فردوسي به خارج از خراسان مي شوند حال آنكه نسخه خطي موزه بريتانيا اين مسافرتها را تأييد مي كند. ضمناً رفتن يا نرفتن ايشان به اصفهان و عراق چه تأثيری در عدم انتساب اين اثر به فردوسی می تواند داشته باشد؟
    2. مي گويند: «محال است پي افكن كاخ بلند شاهنامه» اثر خود را بي ارزش دانسته و «نيارزد صد از آن به يك مشت خاك» را تعبير كند. اولاً توبه و انابه به درگاه الهي چنين شوخي هائي سرش نمي شود. ثانياً عواقب و نتائج سو استفاده از آن مانند ملي گرائي و تعصبات قومي نيز براي فردوسي محرز بوده است. همين سده پيش بود كه انيشتين كاشف انرژي هسته اي هنگام پاسداشت خود ، خود را نكوهش كرد و از ارائه و معرفي چنين انرژي سهمگين و سوء استفاده از آن در بمبهاي هسته اي اظهار ندامت كرد.
    3. فردوسي در ابتداي شاهنامه پس از گلايه از ندادن 000/60 دينار به وي ، كار خود را ستوده و تعداد ابيات سست و ضعيف خود را 500 بيت معرفي مي كند. اما اين حرف به مذاق ادباي معاصر ما تلخ است و شاهنامه را بري از حرف سست مي دانند. چراكه اگر فردوسي مي دانست 500 بيت سست و ضعيف در شاهنامه وجود دارد آنها را حذف مي كرد غافل از آنكه بعضي ابيات استخوانبندي اشعار است و نمي توان حذف كرد و بنا به ضرورت تنگي قافيه يا موضوع بايستي به همان ابيات بسنده كرد. 500 بيت سست و ضعيف در شاهنامه حتي يك درصد از كل شاهنامه نمي شود(بعبارتي 8/0 %).
    10. ذبيح الله صفا ، مجتبي مينوي ، عبدالعظيم قريب ، هوشنگ مستوفي ، زرين كوب و ادباي بزرگ ديگر انتساب اين اثر به فردوسي را رد كرده و آنرا در شان فردوسي و شاهنامه نمي دانند. تحقيقات ادباي غير متعصب و گشاده نظر معاصرمان نشان داد كه شاهنامه داراي 6000 بيت معيوب است. اعم از عيب قافيه ، عيب عروض ، عيب املاء ، عيب معني و …. يعني 10% از شاهنامه از نظر علمي فاقد اعتبار است. درحاليكه براي يوسف و زليخا چنين رقمي متصور نيست و بسيار پخته تر و علمي تر است. هوارت دانشمند آلماني ، معتقد است: «عليرغم اينكه فردوسي اين اثر را در دوران پيري سروده است اما دست كم از شاهنامه ندارد».
    11. مقايسه يوسف و زليخا با شاهنامه صحيح نيست. كما اينكه مقايسه يك فوتباليست به يك تيم ناصحيح است. فوتباليست را با فوتباليست بايد سنجيد و تيم را با تيم. شاهنامه مانند يك تيم است. يوسف و زليخا را با خسرو و شيرين يا هجونامه بايد مقايسه كرد. قسمتهاي مختلف شاهنامه نيز بنا به موضوع خود از نظر ادبي و قدرت شعري دچار فراز و نشيبهائي است.
    12. هوشنگ مستوفي ، اديب معاصر ، در توجيهي عجيب مي گويد: «غافل ماندن از اين مسئله زياني به زبان فارسي ندارد. هرگاه لازم شد كه يوسف و زليخا را بخوانيم ، يوسف و زليخاي جامي را تهيه مي كنيم!!». بين اين دو اثر 500 سال فاصله است. ادبيات ، خصوصاً شعر در مدت پانصد سال دچار فراز و نشيب و پسروي و پيشروي هائي مي شود. اگر چنين است ، پس بايد بجاي شاهنامه فردوسي از شاهنامه … ؟؟ استفاده كنيم!.
    13. بر فرض هم که اين اثر متعلق به فردوسی نيست و شاعری خائن يا ناسخی جاهل ، پنجاه سال بعد از فردوسی آنرا به فردوسی نسبت داده است ، آيا يک چنين اثر کهن ، ادبی ، اخلاقی و دينی نبايد

    منابع و مراجع:

    1. علي اكبر دهخدا ، فرهنگ لغات فارسي ، 24 جلدي ، تهران.
    2. دكتر حسين صديق ، مقالات ايرانشناسي ، 2 جلدي ، تهران ، 1378.
    3. Ethe , H. «Yusuf und Zalikha» , Wien , 1887.
    4. دكتر حسين صديق ، يوسف و زليخاي فردوسي ، تهران ، 1369.
    5. يوسف و زليخاي چاپ سنگي ، تهران ، 1299 و 1317.
    6. دكتر حسين صديق ، يوسف و زليخاي تركي خواجه علي خوارزمي ، تهران ، 1369.
    7. محمدرضا كريمي ، يوسف و زليخاي خواجه علي خوارزمي ، زنجان ، 1376.
    8. لطفعلي بيگ آذر بيگدلي ، آتشكده آذر ، بمبئي ، 1277.
    9. رضا قلي خان هدايت ، مجمع الفصحا ، تهران ، 1284.
    10. كاتب چلبي ، كشف الظنون ، استانبول ، 1330.
    11. محمدعلي مدرس تبريزي ، ريحانه الادب ، ج3 ، تبريز ، 1328.
    12. محمدعلي تربيت ، دانشمندان آذربايجان ، تهران ، 1314.
    13. بديع الزمان فروزانفر ، سخن و سخنوران ، تهران ،

  243. omar@yahoo.com :گفت

    در حالیکه کشور ترکیه صنعتی شده، آزربایجان و قزاقستان هم اگر از ترکیه جلوتر نباشند؛ چیزی کمتر از ترکیه نیستند و در مقابل تاجیک ها مثل مکس ریخته اند روی عن قزاق ها در قزاقستان و فارس ها هم در امارات بصورت عشیره ای ریحته اند روی عن عرب ها. معروف است که می گویند؛ اگر زن فارسی حامله نشود؛ زود می برد به دبی و اگر زن تاجیکی حامله نشود؛ زود می برد به قزاقستان. در این میان سلطنت طلب های مزدور با بیست و چهار ساعته پارس کردن بطرف ترک ها و عرب ها؛ عقب ماندگی جامعۀ فارس ها را جبران می کنند.

  244. omar@yahoo.com :گفت

    سکۀ اشکانی وجود ندارد. در روی سکه ها اسم ارشکوس نوشته شده است که ایرانی ها آن را اشک می خوانند. نخستین سکۀ تاریخ دار این مجموعه را از آن میتراداتس به سال 174 سلوکی یعنی پیش از 138 سال پیش از میلاد و یعنی 8 سال پس از فرو ریزی آتن می یابیم.
    تمام سکه های پارت ها بزبان یونانی نوشته شده داشت
    I. میتراداتس = مهرداد
    II. گوزسس = کودرز
    III. ولوگاسس = بلاش
    IV. پاکورس = پاکر
    V. اوسرواس = خسرو
    VI. ارتابانوس = اردوان

    نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان ، سکه های یونانی را بنام سکه های ساتراپی هخامنشیان قالب زده اند. تسلط دراز مدت تمدن یونانی را به یک دورۀ کوتاه سلوکی و دورۀ دراز اشکانی تقسیم کرده اند. از اشکانیان به جز نام چیزی نیست. مرکز تجمع انها نامعلوم است، اثار امپراطوری و مانده های صنعتی و هنری معرفی نکرده اند. نمی دانیم چه دینی داشتند.99/9 در صد هر نوشته ای که بر روی سکه، کتیبه، چرم، و هر چیز دیگر که از زمان به اصطلاح اشکانیان یافته ایم، با خط و به زبان یونانی می باشند. پس اشکانیان در ایران آثار معماری باقی نگذارده اند و انچه را که به انها نسبت می دهند، یا در بین النهرین است و یا در بلغ و مرو همه مشخصات یونانی دارند.

    تیسفون به دست یونانیها ساخته شده است نه ایرانی ها.

  245. omar@yahoo.com :گفت

    . عمر سلطنت طلب های مزدور بسر امده. وضعیت اقتصادی و سیاسی کسانیکه سلطنت طلب استخدام می کردند تا به طرف دیگران پارس کنند؛ خیییییییلی خراب است.

  246. omar@yahoo.com :گفت

    http://www.mehrnews.com/news/2279622/%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C

    امپراطور هخامنشی وصیت نامه نداشت / کوروش پرستان وصیت نامه جعلی نوشتند

    وصیت نامه کوروش

    شناسهٔ خبر: 2279622 – شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ – ۰۹:۰۱

    جامعه > میراث فرهنگی و گردشگری

    یکی از باستان شناسان ایران وجود وصیت نامه ای منتسب به کوروش که دربرخی پایگاههای اینترنتی، نشریات، پوسترها و کتابها منتشر شده را رد کرد و گفت: هیچ سندی دال بر اثبات وجود وصیت نامه ای از پادشاه هخامنشیان وجود نداشته و ندارد.

    «فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشکار دریافته‌ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌یار بوده‌ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ترم. من دوستان را به خاطر نیکویی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خویش دیده‌ام. زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می‌گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند…. .»

    اینها بخشی از وصیت نامه جعلی منتشر شده در پایگاههای اینترنتی است البته کم نیستند بنرها و پوسترهایی که در مکان های تاریخی نصب شده اند اما و فروش زیادی هم دارند. این متون به گفته یکی از باستان شناسان نه تنها غیرواقعی است بلکه توسط عده ای از افراد کوروش پرست که از تاریخ فقط نام کوروش را حفظ کرد اند نوشته شده است. بررسی زبان و الفاظ امروزی به کار رفته در این متون نیز به خوبی نشانگر روایت وصیت نامه ای جعلی از پادشاه هخامنشی است که بیش از 2500 سال پیش زندگی می کرد.

    انتشار نوشته ای منتسب به کوروش هخامنشی نه تنها در صفحات اینترنتی بلکه در کتاب ها نیز ورود پیدا کرده است به گونه ای که سال گذشته یکی از انتشارات معروف کشور نیز اقدام به چاپ وصیت نامه کوروش کرده است.

    کامیار عبدی یکی از پژوهشگران و باستان شناسانی است که پژوهشها و مطالعات زیادی را درباره دوره هخامنشیان انجام داده است وی در این باره به خبرنگار مهر گفت: منابع تاریخی و مکتوب مربوط به دوره هخامنشیان را مطالعه کرده و می دانیم کدام منابع موثق و قابل استناد هستند. این منابع سنگ نبشته و یا گل نوشته هایی بوده اند که از دوره هخامنشیان به جا مانده است. ولی تا جایی که می دانم چیزی به نام وصیت نامه کوروش نداشته ایم.

    وی ادامه داد: این وصیت نامه ها را به داریوش نیز نسبت می دهند. روی آرامگاه داریوش متنی را مشاهده می کنیم ولی نمی توان به آن وصیت نامه گفت. این متن بیشتر به یک گزارش کاری چند زبانه از زندگی اش است تا وصیت نامه.

    این فارغ التحصیل دانشگاه میشیگان در پاسخ به این سوال که چه کسانی ممکن است این متون را نوشته باشند گفت: عده ای از کوروش پرستان افراطی که تا نام کوروش را به زبان می آوریم ادعای میهن پرستی می کنند درحالی که از تاریخ و دوره تاریخی هخامنشیان اطلاعی ندارند.

    عبدی بیان کرد: نه تنها وصیت نامه ای منتسب به کوروش نوشته اند بلکه از وقتی منشور کوروش به ایران آمده است، هر روز یک کتاب درباره کوروش منتشر می شود به نحوی که در یک تحقیق حدود 27 جلد کتاب از بازار کتاب تهران تهیه کردم که همگی از روی هم کپی شده بود و موضوع آنها کوروش، زندگی نامه او و وصیت نامه اش بود. جالب اینجاست که هیچ کدام از این کتاب ها را نه مورخان نوشته اند و نه باستان شناسان.

    وصیت نامه های کوروش و داریوش نه تنها در کتابهایی که انتشار آنها بدون نظارت مناسب در بازارهای ایران رواج پیدا کرده، حقیقت ندارد بلکه در بسیاری از اماکن تاریخی و گردشگری نیز مشاهده شده که در کنار فروش صنایع دستی و اقلام تبلیغاتی، پوسترهایی از این دست تحریفات تاریخ نیز کم نیستند. با این حال انتشار این مطالب به حدی برای مردم عامه باور پذیر شده که حتی آنها را در قالب بروشور نیز در برخی از همایش ها و برنامه ها می توان دید.

  247. omar@yahoo.com :گفت

    http://www.thecommentator.com/article/5783/iran_s_win_win_policy_on_asylum_seekers_to_the_west

    Iran’s win-win policy on asylum seekers to the West

    Most Iranian asylum seekers to Western countries are bogus. But the Iranian regime refuses to take them back. Not for the first time, they know exactly what they are doing in their win-win policy

    Iranian_embassy_london
    Iranian embassy in London

    Potkin

    Potkin Azarmehr

    On 22 April 2015 07:52

    The failure of the Australian Foreign Minister, Julie Bishop, in her recent visit to Iran, to convince Iran to take back Iranian asylum seekers, who have been rejected by Australia, echoes the same difficulties that Theresa May has had with Iranian officials in repatriating Iranian asylum seekers to Britain whose applications have been rejected.

    It is an issue that remains an obstacle in renewing full diplomatic relations between Iran and the UK and the full re-opening of the embassies.

    There are around 5,000 Iranians in the UK whose asylum application has failed but Theresa May is unable to send them back home. To make the deportations legal, Iran must acknowledge that the failed asylum seekers are Iranian nationals, yet the Islamic Republic’s consulate in London claims they cannot be certain where these asylum seekers came from.

    Iran’s deputy head of Consular Affairs, Hasan Qashqavi, who is also in charge of the Affairs of Iranians abroad, also criticised Bishop for wanting to deport the failed Iranian refugee applicants and said: “Forced deportation was an abuse of human rights” So how is it that the Islamic Republic has suddenly become so concerned about the human rights abuse of its citizens?

    The fact is that the vast majority of asylum seekers from Iran, applying for asylum in Europe and Australia, are not political and their lives or livelihoods are in no danger at all. More than 99 percent of the Iranian asylum seekers are either economic migrants or they find the cultural repressive atmosphere in Iran intolerable.

    Only a tiny minority of asylum applicants from Iran are genuine political activists or face persecution for their religious beliefs or their sexuality etc.

    Most of these bogus asylum seekers who initially claim their lives are in danger and they face execution or prison if they are returned to Iran, actually travel back and forward to Iran frequently, after their asylum application is approved and they become residents in the host countries.

    This farcical situation is not one that Iranian opposition activists approve of either, for it clogs up the process for the genuine Iranian dissidents fleeing real danger and persecution from the Islamic Republic.

    The Islamic Republic of Iran from very early on adopted a policy on refugees from Iran which can only be described as a win-win policy for the regime. There is a huge number of Iranians who find the cultural repression by the Islamic Republic unbearable. They prefer the lifestyle in the West and prefer to live in the West but they do not want to engage in dangerous opposition politics to overthrow the regime.

    They also prefer to be able to go back and forward to Iran on holidays. There are also economic migrants who face long term unemployment and economic hardship in Iran and are lured by the opportunities and the social benefits systems they hear will be available to them in the West.

    For the Iranian regime, it is preferable for both of these categories to leave Iran. Inside Iran they will be a problem and a potential source of discontent. If they keep the privilege of going back and forward to Iran and visiting their friends and relatives, they will also become a passive expat community, unwilling to engage in opposition politics and protests against the regime outside Iran.

    Furthermore they will also bring much needed foreign currency to Iran and will have many more potential uses for the regime. Iran can also slip in many of its own infiltrators into the West via the chaos created by the sheer overwhelming numbers of refugee applicants.

    The normal procedure at present is that after a bogus asylum seeker from Iran has his or her application accepted and is granted residency in a Western country, they will go to the local Iranian embassy or consulate and claim they have lost their passport.

    The Iranian official will then wink at them and say, “of course you have, would you like another one?” and they will be issued with a new Iranian passport. They will then enjoy the benefits of living in the West and also have the privilege of going to Iran for holidays.

    It is no wonder then Iran is not interested in taking back refugees whose asylum applications have failed. Why should they? So far, it really has been a win-win policy for the Islamic Republic.

  248. ali@yahoo.com :گفت

    افسانۀ هخامنشیان
    و فارس های مجهول الهویه

    صاحبان نگاه غیر متعصب، جست و جوگر، بنیان اندیش و بی نیاز به افسانه های منتشره از سوی مورخین یهود در باب ایران باستان و به خصوص دوران هخامنشیان، آن گاه که در مراجعه به بقایای مانده از مثلا امپراطوری روم، مقدونی و یونان، که سراسر اروپا، از انگلستان تا بین النهرین و تمامی جزایر دریای مدیترانه و از مصر تا لیبی در شمال آفریقا را به صورت نمایشگاهی از پل ها و جاده های سنگ فرش و کاخ ها و ورزشگاه ها و معابد و قصور متعدد و مجسمه های با شکوه عهد کهن در آورده و در مقابل در هیچ نقطه ای از جهان کهن و حتی در ایران، با آثار و علائم امپراتوری های دست ساخت یهودیان با نام های هخامنشی، اشکانی و ساسانی رو برو نیستند، به سادگی با موهوم بودن تمامی خیال بافی های کنونی در باب ایران باستان آشنا می شوند.

    اگر اثبات رسمی نیمه تمام ماندن تخت جمشید و نیز فقدان پایگاه دیگری برای هخامنشیان در حوزۀ داخلی و خارجی، امری مسلم و نهایی است و اگر جز پوریم هیچ علت قابل قبول دیگری برای توقف ساخت و ساز در تخت جمشید نمی یابیم، آن گاه سئوال اصلی به کرونولوژی موجود از امپراطوران هخامنشی منتقل می شود که اگر پوریم حتی ادامۀ ساخت بناهای تخت جمشید را نیز در زمان خشایارشا متوقف کرد، پس آن سلاطین هخامنشی، که ظاهرا ۱۶۰ سال پس از خشایارشا و تا زمان ادعای بی سر و ته حملۀ اسکندر به ایران، با نام امپراطور از آنان یاد می شود،

    انها در کجا مستقر بوده اند ؟

    آنها چه بار تاریخی برده اند؟

    آنها در ایجاد چه اثر مادی و یا تحول تاریخی شرکت داشته اند؟

    حضور و موجودیت آنها از چه راه اثبات می شود؟!!!

    ساده و سالم ترین پاسخ مدعی است که داریوش دوم و سوم و اردشیر اول و دوم و سوم، که در سیستم کنونی سلسلۀ هخامنشی قرار دارند، جز مجعولانی بی نشان نیستند که در اوهام مورخین یهود شکل گرفته اند و تنها بدان سبب ناگزیر به اختراع آنان بوده اند که به علت وفور اسناد مزاحم و از جمله تاریخ گذاری های همخوان بر سکه های یک سلسله ملت ها، از اروپا تا شرق میانه، که تمامآ بر مبنای حضور تاریخی اسکندر، از زمانی معین تنظیم شده، به آن ها اجازه نمی داده است که زمان تاریخی ظهور اسکندر و سلوکیان را در حملۀ ساختگی به هخامنشیان نادیده بگیرند. بنا بر این امپراطوران هخامنشی پس از خشایارشا، چنان که بررسی خواهم کرد به وجه مضحکی، چون زباله، برای پر کردن چالۀ زمانی میان رخ داد پلید پوریم و ظهور اسکندر به کار رفته اند، تا اتصال مقدرات هخامنشیان و اقدامات اسکندر مقدونی به یکدیگر میسر و سپردن بار بخش عمده ای از ویرانی های بنیانی ناشی از پوریم، به دوش اسکندر مقدونی، لااقل به صورت ظاهر قابل قبول شود!!!

    بدین ترتیب به مقطع نهایی بررسی های هخامنشی از مسیر بازشناخت معماری تخت جمشید وارد می شوم. مطالبی که همراه بسیاری از دیگر مدخل ها، پیش زمینه هایی برای اثبات رخ داد پلید پوریم و عوارض ضد تمدنی ناشی از آن است، مقطعی که با مراجعه به کرونولوژی حیات سیاسی نیزه داران هخامنشی آنها را در حد یک گروه موقت تخریب کننده و آتش انداز در تمدن شرق میانه کوچک می کند و در جای واقعی خویش قرار می دهد. بنا بر این باید ببینیم که در داشته های کنونی، مورخین یهود امتداد تاریخ هخامنشیان پس از خشایارشاه را چگونه ترسیم و تصور کرده اند:

    o داریوش اول: از ۵۲۲ تا ۴۶۸ قبل از میلاد = ۳۶ سال.
    خشایارشا: از ۴۸۶ تا ۴۶۵ قبل از میلاد=۲۱ سال.
    اردشیر اول: از ۴۶۵ تا ۴۲۳ قبل از میلاد=۴۲ سال.
    داریوش دوم: از ۴۲۳ تا ۴۰۴ قبل از میلاد=۱۹ سال.
    اردشیر دوم: از ۴۰۴ تا ۳۵۹ قیل از میلاد=۴۵ سال.
    اردشیر سوم: از ۳۵۹ تا ۳۳۸ قبل از میلاد=۲۱ سال.
    داریوش سوم: ۳۳۸ تا ۳۳۰ قبل از میلاد=۸ سال.

    این تابلوی تسلط شاهان هخامنشی، از مبداء داریوش اول، که در اسناد کنونی شناخت کرونولوژی هخامنشیان، تقریبا مشترک میان تمام ایران شناسان است، از دوران خشایارشا به بعد، یعنی بعد از اقدام پوریم، به قدر پشت ناخنی مستندات تاریخی ندارد و حقیقت مطلق و محض چنین است که در هیچ سند موجود دربارۀ هخامنشیان، هرگز و به هیچ صورتی سنه ای ثبت نیست و اکتشافات ایران شناسان غالبا یهودی در این باره که فرضاٌ داریوش اول حکومت کودتایی اش را در سال ۵۲۲ پیش از میلاد برقرار کرده، در حد اکثر اغماض باید به عنوان یک گمانه پذیرفته شود و نه یک شناسۀ قابل اثبات تاریخی و چنین است احوال خشایارشاه و یعد از خشایارشا نیز گفت و گو از هر نوع حکومت و امپراطور برای هر مدتی، جز شیادی و شوخی سرشار از تمسخر و تحمیق نیست. بدین ترتیب اگر مورخ بخواهد بر مبنای عوارض کنونی باستان شناختی، مدعی طول زمان برای حکومت خشایارشا باشد، از آن که بقایای نیمه کاره رها شده در تخت جمشید صرف زمانی قریب بیست سال برای بالا بردن همین مانده ها را مسلّم می کند، پس آن را با ادعای موجود در باب زمان حکومت خشایارشا، به طور نسبی همخوان می یابد، ولی دوران دراز حکومت داریوش اول، با توجه به بقایای باستانی به جای مانده از او، که تقریبا به کتیبۀ بیستون منحصر است، پذیرفتن ۳۶ سال حکومت برای او بی اساس می شود. با این نگاه رسیدگی به حکومت ۴۵ ساله ی اردشیر دوم، زمانی که از او هیچ نشانه ای در تاریخ هخامنشی بر جای نیست، جز این که تصور کنیم او تمام این زمان طولانی را مشغول برنزه کردن خویش زیر آفتاب شوش، بدون استفاده از سر پناه و سقف بوده، امکان و احتمال دیگری وجود ندارد!!

  249. fuck arab :گفت

    البته باید از مغولستان تصویر میذاشتی ali@yahoo.com چون مغول ها مادرتون را گاییدن و ترک زبان شدید

  250. fuck arab :گفت

    ترک خر = گاییده شده توسط مغول

  251. fuck arab :گفت

    پشتون سگ برو گم شو پاکستان گوه تو قبر هرچی هندی سیاه و پاکستانی صورت قهوه ای گوه صفت بشه که مثل سگ تولید مثل میکنند

  252. ali@yahoo.com :گفت

    بعضی‌ها به رضاشاه، رضا پالانی میگویند و طرفداران شاهنشاهی آن را به عنوان توهین در نظر میگیرند. اما در اینگونه نامیدن حقیقتی وجود دارد.
    در پایان دوره قاجاریه در منطقه فیروزکوه مازندران ایلی به نام پالانی وجود داشت که به شغل گاوداری مشغول بودند.
    مادر رضا پالانی از این ایل بود و وقتی رضا پالانی به دیویزیون قزاق وارد شد به او رضا پالانی میگفتند. وقتی دولت انگلستان رضا پالانی را به عنوان وزیر جنگ انتخاب کرد نام فامیل او را به رضا پهلوان تغییر دادند و وقتی دولت فخیمه او را به تخت سلطنت نشاند، برای دادن اعتبار بیشتر به او، نام فامیل او را به پهلوی تغییر دادند.
    تمامی کسانی که امروزه با نام فامیل «پهلوی، پهلبد و پهلوان» شناخته میشوند از ایل پالانی هستند. این افراد خود را آریانژاد میدانند و میخواهند به اصل خود برگردند، بدین خاطر بهتر است نام فامیل جعلی خود را با نام فامیل اصلی خود یعنی پالانی عوض نمایند..

  253. ali@yahoo.com :گفت

    ناصر پورپیرار واقعآ ریده به ما فارسای مجهول الهویه. بنظر من همۀ فارسا باید یه چند روزی منقل و زرورق را کنار بذارن، برن جلوی دفتر ناصر پورپیرار در طهرون داد بکشن، ناصر، ناصر آومده ایم تخمت را بخوریم. هنوز از یادمون نرفته که روزنامۀ مهر چگونه استخون های پیدا شده در گور کورش را به سگ کثیف نسبت داده بود. آخی بی غیرتی تا کی؟. حالا روم نمیشه از وضعیت زنامون در امارات بگم. کار بجای رسیده که عربا حتی به دخترهای پونزده ساله ایرونی هم ویزا نمیدن. اینقدر دختر ایرونی ریخته به امارات که واقعآ حال عربا داره بهم میخوره

  254. ali@yahoo.com :گفت

    به فارسه میگن، با عن عرب ها در امارات بیشتر حال میکنی یا با عن ترک ها در استانبول؟ میگه، والله عن عرب ها خوشمزه تر از عن ترک ها و عن ترک خوشمزه تر از عن عرب ها بهمانخاطر من با مخلوطش حال میکنم.

  255. ali@yahoo.com :گفت

    کودتای نافرجام نوژه

    ü کودتای نوژه، کودتایی بود که کمی بعد از پیروزی انقلاب، عده ای از افسران پهلوی طلب در نیروی هوائی و زمینی ایران برای بازگرداندن رضا پهلوی و شاپور بختیار بقدرت و حذف خمینی و نابودی نظام جمهوری اسلامی، با همکاری حزب بعث عراق در بغداد طرح‌ ریزی شده بود. و شاپور بختیار با اجازۀ حزب بعث عراق رادیو » ایران آزاد » را با روزی یک ساعت برنامه از بغداد را راه انداخت بود. هدف اول کودتا حملهٔ هوایی عراق به مراکز نظامی ایران و به منزل خمینی در جماران بود در مقابل رضا پهلوی و شاپور بختیار هم اهواز را بعنوان چهاردهمین استان عراق برسمیت شناخته بودند.

    ü این کودتا در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ (۱۱ ژوئیه ۱۹۸۰) توسط کیانوری رهبر نظامی حزب توده ایران فاش شد. کیانوری نه ‌تنها مسئولان سازمان اطلاعات و امنیت کشور را در جریان جزئیات کودتا قرار داده بود، بلکه حتی آنها را به یکی از مخفیگاه‌های کودتاگران که در آن جلساتشان را تشکیل می‌دادند، هدایت داده بود. در نتیجه فرمانده هان اصلی کودتا یعنی سپهبد سعید مهدیون و سرتیپ آیت محققی با بیش از پانصد پهلوی طلب دستگیر شدند. و تقریبآ همۀ انها به حکم آیت الله محمد ری شهری به جوخۀ اعدام سپرده شدند.
    ü در حالی که پهلوی طلب ها در داخل ایران محاکمه و اعدام میشدند، شاپوربختیار، رضا پهلوی و اشرف پهلوی از صدام حسین خواستند تا به ایران حمله کند. صدام هم بخاطر اینکه اهواز چهاردهمین استان عراق خواهد شد، به ایران حمله کرد در نتیجه آتشی بپا شد که در ان آتش بیش از یک میلیون نفر از ایران و عراق کشته شدند و تریلیون ها دلار به هر دو طرف خسارت وارد شد. واقعا قدرت تخریب پهلوی طلب های کثافت بیشتر از بمب اتم است.
    رضا پهلوی و سران پهلوی طلب ها باید بخاطر شرکت در کودتای نافرجام نوژه محاکمه شوند

  256. ali@yahoo.com :گفت

    زرتشت ساختگی

    چنانچه منابع تاریخی حکایت می کند زرتشت ( شتر بد ریخت ) 500 سال قبل از میلاد، و یا 2000 سال قبل از میلاد و حتی 6000 سال قبل از میلاد شاید در بین النهرین، شاید در کردستان، شاید در آذربایجان، شاید در سیستان، شاید در بلخ و شاید هم در شمالغرب هند بدنیا آمده است و تاریخ مرگ و محل دفنش هم بر کسی معلوم نیست. حال ذهن هر انسان جویا و حقیقت طلب به این سوال معطوف میشود که آیا این فاصله زمانی بسیار طولانی و مکان های بسیار دور از همدیگر خود بهترین دلیل بر افسانه ای بودن شخص زرتشت نیست. نظر چندتا زرتشت تراش را در زیر باهم می خوانیم.

    1. کنت می نویسد ” زبان کتیبه های هخامنشی زبان فارس هاست که زرتشتی بودند و اوستا می خواندند. اوستا متعلق به پیامبری است که در بلغ و خراسان ظهور کرد ولی کتابش را را به زبان مادی نوشته است که شباهتی به زبان کتیبه ها ندارد ”
    کسی نمی داند که زبان مادی چیست چون نه فقط کلمه و حرفی به زبان مادی یافته نشده بلکه حتی کسی نمی داند که ماد ها در کجا می زیسته اند پس کنت از کجا می داند که زبان اوستائی شبیه زبان مادی است؟ اگر مرکز مادها در نواحی کردنشین کنونی بوده است پس چرا زبان کردها به زبان کتیبه های هخامنشی و به زبان اوستا شبیه نیست؟
    2. علی اصغر حکم می نویسد « کوه خواجه در سیستان محل مرابقه و انتظار مردم بوده است نه بخاطر اینکه در انجا فقط ظهور ” سوشیانس ” را انتظار داشته اند بلکه از ان سبب است که زرتشت خود نیز در انجا زندگی می کرده است. »، ( تاریخ ایران بر اساس مدارک باستان شناسی، ص 113 )
    3. تفضلی ” کتاب دینی زرتشتیان اوستا نام دارد بدین جهت زبانی را که این کتاب بدان نوشته شده است اوستائی نامیده اند. جز کتاب اوستا هیچ اثری دیگری به این زبان پیدا نشده است. در خود اوستا اشاره ای به نام اصلی این زبان نشده است و حتی کلمۀ اوستا نیز در متون اوستائی نیامده است”
    4. جواد مفرد گهلان مینویسد، » یکی از القاب زرتشت ون جوت بیش یعنی درخت رنجزدائی است. این اسم از آنجا حادث شده است که مقر فرمانروائی زرتشت منطقۀ انگور خیز ( هوم خیز ) مراغه یا همان رعه زرتشتی در جنوب شرقی دریاچۀ ارومیه بوده است. »
    5. هاشم رضی زرتشت شناس می گوید: » در باره شناخت درست زمان زرتشت نمی توان داوری درست و حسابی کرد. علما از قدیم الایام تا به امروز تاریخ هائی یاد کرده اند که اندازه میان آنها تا شش هزار سال اختلاف دارد.» ( راهنمای دین زرتشتی، هاشم رضی، تهران، انتشارات فروهر، ، ص 2 )
    6. پریطوی راج Prithvi Raj در کتاب( 19000 years of world history ) 19 هزار سال تاریخ دنیا معتقد است که زرتشت متولد شمالغرب هند است نه بین النهرین ( ( Mesopotamia.
    7. بهار مینویسد ” خط اوستائی در زمان ساسانیان اختراع شده است و تا ان زمان متون اوستائی سینه به سینه میرسیده است
    اگر اوستا را در قرن ششم میلادی نوشته اند، پس آن اوستائی دیگر که بر روی 1200 پوست گاو نوشته بودند و اسکندر مقدونی آتش زد، چی بود؟
    8. دکتر اردشیر خورشیدیان در رابطه با اینکه چگونه می توان ثابت کرد که زرتشت در چه سالی متولد شده یا در چه سالی به پیامبری رسیده، میگوید. روز دقیق تولد هیچ پیامبری مشخص نیست. بین فرقه های مختلف مسیحی بین روز تولد حضرت مسیح(ع) پنج روز اختلاف است. در مورد روز تولد حضرت محمد(ص) هم اینچنین است. در مورد تاریخ دقیق تولد زرتشت هم در بین زرتشت شناسان اختلاف نظر وجود دارد وگرنه در بین پیروان زرتشت اختلافی نیست و همه زرتشتیان دنیا تاریخ تولد زرتشت را روز ششم فروردین ماه 1768 سال قبل از میلاد می دانند. ( پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، انتشارات فروهر، چاپ 2، ص 16ـ 17 )
    I. حالا پنج یا هفت روز کجا و شش هزار سال کجا! خیلی فرق است! چند روز اختلاف در تولد شخصی، مشکل ایجاد نمی کند اما کسی که نمی دانیم سه هزار سال قبل متولد شده یا نه هزار سال قبل، نمی توانیم هیچ حرف و هیچ تاریخی را به او با اطمینان خاطر نسبت بدهیم. پس دانستن تاریخ حیات یک پیامبر هرچند بصورت تقریبی خیلی اهمیت دارد..
    II. اگر فرض را بر آن بگیریم که واقعآ زرتشتی وجود داشته و عده ائی هم 3 هزار سال قبل یا دو هزار پانصد سال قبل از جنوب سیبری به جنوب ایران ( مثل سیاهپوست های بندعباس، چهاربهار، بوشهر و آبادان) مهاجرت کرده اند. در آنصورت ظهور زرتشت قبل مهاجرت آریائی ها به جنوب ایران بوده است.

    اختلاف در تاریخ حیات، از چند صد سال قبل از میلاد تا چندین هزار سال قبل از آن است!! همچنین اختلاف در ذکر مکان و محل حیات او از دورترین نقاط شرق تا دورترین نقاط غربی این سرزمین، به اندازه ای است که هـیچ راهی برای تشخیص آن نیست!! گذشته از ایـنها، او چه پیامبری بوده که در تاریخ، هیچ اثر، نشان، یادی از خاندان پدری و یا مادری او، بلکه از نسل و بازماندگان او بر جا نمانده است؟!! آن هم با آن همه تاریخ نویسـانی که ادعا میکنند مثلآ آریائی ها داشته اند! آیا آن همه مورّخ نمی فهمیده اند که زمان و مکان و نسل و تباراین موجود خیالی(زرتشت) چه و کدام بوده اند؟!!

    ما در کتب تاریخی تا کنون ندیده ایم که شخصی معروف باشد و بیش از چند سال در تاریخ ولادت و درگذشت او؛ بیـش از چند فرسنگ، درمورد محل و مکان حیات و تبلیغات او ؛ و بیش از یک یا دو واسطه در بیان خاندان و نسب و پدران و نسل و بازماندگان او، با ابهامی مواجه شده باشیم !! پس بیش از حد بودن این اختلافات درمورد زرتشت، ازمحکم ترین دلایل بردروغی، افسانه ای، ساختگی و خیالی بودن اوست!

  257. ali@yahoo.com :گفت

    فارسه به ترک میگه: با اشکال یه جمله بساز؟

    ترک میگه: کیر عرب تو کس مادرت

    فارسه میگه: زکی، اینکه اشکال نداره

    ترک میگه: کیر عرب تو کس همۀ فک و فاملیت

    فارسه میگه: بازم اشکال نداره

  258. ali@yahoo.com :گفت

    آیا همۀ لغات در سرود ملی
    پاکستان فارسی هستند؟

    فارس های مجهول الهویه لغات عربی را که بطور مشترک در شبه زبان فارسی و در سایر زبان ها بکار می روند، نشانه نفوذ زبان فارسی در آن زبان ها تلقی می کنند. و برای ثبوت شعر زیر را مثال می آورند.

    شعر زیر در پاکستان در زمان نامعلوم گفته شده است

    پاک سرزمین شاد باد / کشور حسین شاد باد
    تو نشان عزم عالیشان / ارض پاکستان
    مرکز یقین شاد باد / پاک سرزمین کانظام
    قوت اخوت عوام / قوم ، ملک ، سلطنت
    پاینده و تابنده باد / شاد باد منزل مراد
    پرچم ستاره و هلال / رهبر ترقی و کمال
    ترجمان ماضی شان / جان استقلال
    سایۀ خدای ذولجلال.

    24 کلمۀ عربی در شعر بالا ( کشور، حسین، عزم، عالی، ارض، مرکز، یقین، نظام، قوت، اخوت، عوام، قوم، ملک، سلطنت، منزل، مراد، هلال، ترقی، کمال، ترجمان، ماضی، استقلال، ذولجلال )

    کلمات رهبر، پاک و خدا در زبان اردو اصلآ بکار نمی روند بجای آنها کلمات
    قائد بجای رهبر، مثل » قائد اعظم محمد علی جناخ » یعنی رهبر کبیر محمد علی جناح.
    صاف بجای پاک، مثل، » صاف ے » یعنی پاک است. یا » صفای بهت ے » یعنی خیلی تمیز است
    الله بجای خدا مثل » الله ناکره » یعنی خدا نکند یا » الله حافظ » یعنی خدا حافظ

    کلمات پرچم، خوش، تابنده، پاینده، و سایه از لغات دساتیری هستند

    شبه زبان فارسی تنها زبانی است که هیچ لفاتی از خود ندارد و تمام آنها یا دساتیری و یا از عربی و ترکی برداشته شده اند
    ………
    دساتیر. اسم کتابی است که ملافیروز اسمی از ایران به هند برده و ترویج کرده و این کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس اول جعل شده است ، صد سال قبل از ملا فیروز. شاید جعل آن به زمان اکبرشاه (963-1014 هَ . ق .) در هند باشد و این کلمه به معنی کتاب آسمانی از مجعولات خود کتاب دساتیراست . (یادداشت مرحوم دهخدا). مجعول کتابی در زمان سلطنت اکبرشاه در قرن دهم هَ . ق . بدست شخصی به اسم آذرکیوان فراهم شده است و آنرا به پیغمبری مجعول از ایران باستان به اسم ساسان پنجم نسبت داده و خود آنرا ترجمه و تفسیر کرده است . این کتاب بعدها بطبع رسید و مایه ٔ گمراهی لفات نامه نویسان شده و لغات ساختگی آن از راه لغات نامه ها در شعرهای نیمچه شاعرانی مانند شیبانی و ادیب الممالک و فرصت راه یافت و غلطهای تاریخی آن نیز وارد تاریخ زمان قاجار شد. خلیی از لغات من در آوردی دساتیری مثل دوست، خوش؛ بیمار، خدا، نزدیک؛ دور، خانه، پرسش و پاسخ امروز در میان فارسی زبان های مجهوالهویه رواج دارند. سره نویسی همان استفاده از لغات بی معنی دساتیری است

  259. ali@yahoo.com :گفت

    مملکتی که رضا پالانی رهبر آن باشد، گه های پهلوی طلبی امثال جهانفر، ناصر کرمی، علی رضا نوری زاد، محسن کردی، و مسعود بهنود با منقلش هم تحلیل گر سیاسی اش میشوند. تا نشان دهند ؛

    I. ستار خان و باقرخان یزید زمان بودند بخاطر اینکه تلاش میکردند تا سیستیم شاهنشاهی را به جمهوریت تبدیل کنند تا تودۀ مردم به افرادی مثل رضا پالانی، دخترش اشرف و پسرش محمد رضا نیازی نداشته باشند تا با ساختن شهرنوها و پخش مواد مخدر، اعتیاد و روسپیگری را در ایران فرهنگ کنند.
    II. محمد قلی مجد یزید زمان است بخاطر اینکه ثابت میکند در زمان رضا پالانی یازده میلیون ایرانی از قحطی جان باختند
    III. چگونه اردشیر ریپورتی جی با کودتای 1299 تاج شاهی را به سر رضا پالانی گذاشت.
    IV. زمانیکه اردشیر ریپورترجی تاج شاهی را به سر رضا گذاشت، رضا یک مهتر بود. زمانیکه رضا پالانی از ایران فرار کرد یکی از ثروتمندترین اشخاص در دنیا بود.
    V. چگونه کوه نوری را که نادر شاه از هندوستان آورده بود، در زمان رضا پالانی از ایران بردند. و فعلآ زینت بخش موزۀ لندن شده است.
    VI. رضا پالانی چگونه در سال 1927 امتیاز شیلات دریاچۀ خزر را به روس ها واگذار کرد
    VII. رضا پالانی چگونه قرارداد نفتی را در سال 1933 امضاء کرد
    VIII. شاپور ریپورترجی چگونه با کودتای 28 مرداد تاج شاهی را به سر محمد رضا گذاشت.
    IX. چگونه محمد رضا شاه پهلوی با راهنمائی شاپور ریپورترجی حزب رستاخیز را تشکیل داد یعد گفت، حزب فقط رستاخیز، رهبر فقط محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی.
    X. رضا پالانی با پسرش محمدرضا شاه چگونه ده ها هزاران زن را روانۀ » شهر نو » ها کردند
    XI. محمد رضا شاه پهلوی پسر رضا پالانی موقع فرار از چنگ عدالت در سال پنجاه و هفت، 36 میلیارد دلار از اموال مردم را با خودش برد.
    XII. در زمان شاه مامورین ساواک برای اعتراف گیری از زندانیان سیاسی به آنها تجاوز جنسی می کردند.
    XIII. شعبان بیمغ ها و پری بلنده ها باعث سر بلندی جامعه هستند
    XIV. شاه با دادن حق توحش به دیگر ممالک باعث سربلندی ایرانی ها شده بود.
    XV. در زمان شاه مردم در حلبی آبادهای طهران عشق و حال میکردند
    XVI. شاه اب هیرمند را چگونه از دست داد
    XVII. شاپور بختیار، رضا پهلوی و پهلوی طلب ها با کودتای نوژه آتشی را افروختند که ثمرۀ آن هشت سال جنگ ایران – عراق، یک میلیون کشته و و ویرانی خیلی از شهرها را از هر دو طرف در بر داشت.

  260. ali@yahoo.com :گفت

    نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان ادعا می کنند پاسارگاد 546 سال قبل از میلاد یعنی قبل از حملۀ کورش با نیزه اندازهایش به بابل بنا شده پس ما اگر سابقۀ هخامنشیان را تا زمان هخامنش موسس، یعنی 150 سال قبل از کورش به عقب برانیم انگاه این سوال بی جواب خواهد ماند که کورش نیزه اندازهایش را برای مقابله با آستیاک و کرزوس از کجا حرکت داده و اگر او هفتمین شاه هخامنشی خوانده می شود و در پی هخامنش و چش پیش و آریارمن و کورش اول و آرشام کمبوجیۀ اول آمده پس پایتخت شاهان قبل از او در چه نقطه ای قرار داشته و اگر نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان برای آریارمن و ارشام نیز کتیبه بیرون داده اند، این کتیبه ها را کدام منشیان در چه شهری تحریر کرده اند و در چه محلی نصب بوده است و اگر می گویند که این لوحه ها را در همدان یافته اند پس باید سوال کرد آریارمن و ارشام در همدان چه می کردنده اند که تا زمان آستیاک هم هنوز در اختیار هخامنشبان نبوده و اعتراف میکنند که بعد ها کورش با نیزه اندازهایش از چنگ مادها در آورده است

  261. ali@yahoo.com :گفت

    بخود فارس یا پارس
    گفتن نهایت نفهمی است

    ü بنا به دلایل سیاسی خیلی ها برای تحقیر کردن دیگران جوک درست میکنند در ایران هم این مسئله رایج است و خیلی ها برای فارس ها جوک درست میکنند. باید دید که معنی فارس یعنی چه؟ دیگران فارس ها را با چه الفاظی خطاب میکنند؟ خود فارس ها به خودشان چه می گویند؟

    کلمۀ « پارس یا فارس » يك ناسزا و به معنای ولگرد، سگ صفت، بيخانمان، مهاجم وحشی در لغت نامه های دهخدا، معین و کردی ضبط هست. در لغت نامه های عربی هم فارس یعنی موالی ( سگ من ). در لغت نامه های سامی ها و کلدانی ها هم فارس یعنی» مجوس » بمعنی سگ نگهبان دم در است.

    خود فارس ها در ایام قدیم خودشان را سگ خطاب می کردند
    اثیراخسیکتی از فارس های افراطی درمدح قزل ارسلان میگوید
    ای کمینگاه فلک ابروی تو / آبروی آفتاب از روی تو
    جای جانها گوشه شبوش تو / دام دلها حلقه گیسوی تو
    بر سر کوی غمت بر تا “اثیر / های هویی می زند بر بوی تو
    کم نگردد رونق حسن تو هیچ / گر بیفزاید سگی در کوی تو

    در زمان شاه عباس صفوی، شاعری اصفهانی از فارس های افراطی مورد توجه شاه بوده وشاه عباس وی را در سفر شکار همراه خودش می برده است، لاکن مدتی توجه و عنایتی به وی نداشته است. شاعر از این بی توجهی شاه نسبت به خود پریشان خاطر شده جهت جلب نظر شاه عباس بیت زیر را می سراید
    “سحر آمدم به کویت / به شکار رفته بودی
    تو که سگ نبرده بودی / به چه کار رفته بودی”!!!

    جامی از فارس های افراطی برای دریافت کردن استخوان از سلطان محمود غزنوی میگوید
    هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی
    شد سگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن
    تا بداند هر که بیند، / کز سگان کوی تست
    فخرالدین عراقی هم می گوید:
    بگذار که بگذرم بکویت یکدم ز سگان کویم انگار
    بگذاشتم این حدیث کز من دارند سگان کوی تو عار
    پندار که مشت خاک باشم زیر قدم سگ درت خوار
    اردشیر ریپورترجی سلسلۀ پهلوی را در ایران بنیانگذاری کرد و فارس ها را آریائی خطاب کرد. حالا باید دید آریائی یعنی چه؟
    در لغت نامه های انگلیسی به انگلیسی کامپیوتر آریائی یعنی فرد تحصیل کردۀ مسیحیwell educated Christian ( به نژاد اشاره نمی کند ) ولی در آلمان آریائی یعنی چشم آبی و مو طلائی. آنها اعتقاد دارند که انسان هر چقدر چشمش آبی و رنگش پوست اش بلوند باشد، آنقدر باهوشتر و خلاقیتش بیشتر است و هر چقدر رنگ چشم، رنگ پوست و رنگ موی انسان سیاه باشند، آنقدر نفهم و حیوانتر است. مسئله بین بلوند ( موی طلای و چشم آبی ) و غیر بلوند رنگ( موی، چشم و پوست) سیاه. این نظریه را خود فارس ها خصوصآ پان ایرانیست ها هم از ته قلب قبولش دارند. با این حساب فارس های سیاهپوست در شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، بوشهر و کرمان حیوان ابن حیوان هستند و فارس های شبه سیاهپوست در اصفهان، طهران و مشهد هم شبه حیوان هستند.
    خلاصه، اگر ملت های دیگر فارس ها را سگ، مجوس و موالی خطاب می کنند فارس ها می توانند یک جوری توجیح کنند به بهانۀ اینکه همۀ عالم با فارس های معتاد و اشغال دشمنی دارند ولی زمانیکه خودشان، به خودشان سگ و یا حیوان میگویند، دیگر قابل توجیح نیست.

  262. ali@yahoo.com :گفت

    به فارسه میگن، چرا اینقدر با زن و بچه به دبی و آنکارا میروید و اصلا سری به
    دوشنبه، پایتخت تاجیکستان یا هرات در افغانستان نمی زنید؟ میگه،

     اولآ – تاجیک ها در تاجیکستان و در هرات با صدقۀ سر کشورهای عربی روزشان را به شب میرسانند در نتیجه رفتیم آنجا که چکار کنیم. تاجیک ها که گه تر از مایند

     دومآ – از گذشته های دور، نیاکان ما عادت داشتند که کس خواهر و مادر خودشان را با کیر عرب ها و ترک ها بکنند. حالا ما ادامه دهندگان راه ان عزیزانمان هستیم هر چند که هر کی ما را میبیند حالش بهم میخورد. چکار کنیم فارسیم دیگه.

  263. ali@yahoo.com :گفت

    روی دیگر سکه های منسوب به سلاطین هخامنشی بدون نقش است و گرچه هیچ دلیلی برای اثبات تعلق همین سکه های یکرو به هخامنشیان بخصوص که قطعه ای از آنرا در مرکز تجمع آنها یعنی در شوش، تخت جمشید، پاسارگاد و همدان نیافته ایم. اما با دلایل کافی می توانیم آنها را پست ترین سکه های ساخت بشر بدانیم. اگر آنها اصرار دارند که این سکه های ناشیانه ضریب شده و بی شکل را، از آن امپراطوران هخامنشی بدانند، پس در همان حال که در دورانی بارادارۀ همه جانبۀ جهان را برگردۀ هخامنشیان می گذارند، برترین دلیل و فصیح ترین سند ناتوانی فنی، فرهنگی و اقتصادی آن سلسه را نیز با هخامنشی شمردن این سلسه ها عرضه می کنند. و اگر میخواهند منکر تعلق این سکه ها به امپراطوران هخامنشی شوند، آنگاه می باید قبول کنیم که این سلسلۀ بدون سکه رسمیت و حضور خود را تنها با ضربه های نیزه اعلام کرده است.
    اگر معلوم نمی کنند که این سکه ها را کجا یافته اند، اگر صاحبان اصلی انها قابل شناسائی نیستند، اگر در سراسر شرق میانه از این امپراطوری ظاهراً مقتدر و پهناور کمترین نشانۀ تجمع عمومی، آئینی، اجتماعی نظیر شهر، بازار و معبد نیز به جای نمی بینیم. پس تردید نمی کنیم که اگر افسانۀ هخامنشیان را بار دیگر و بدون توجه به تلقینات توطئه گران که خود را به شمائل مورخ، ایران باستان شناس، مکتشف و مرمت کار آراسته اند، باز خوانی کنیم، تمام این اژدهای کاغذی دست ساختۀ آنها که هخامنشیان نام دارد، به سادگی مچاله و به دور افکنده خواهد شد

  264. ali@yahoo.com :گفت

    در سال روز اعلام اتحاد فارس زبان های
    افغانستان، تاجیکستان و ایران
    همه با صدای بلند گوزیدند

  265. ali@yahoo.com :گفت

    هرتسفلد که از او بعنوان معمار پاسارگاد یاد می شود، در سال 1928 یک تخته سنگ یو شکل را به دشت باز و بدون عوارض باستان شناختی دشت مرغاب که قرار بود پاسارگاد در همانجا ساخته بشود، انتقال داد. بر بدنۀ بیرونی آن، تصویر یک چهرۀ بال دار ناشناس رسم است. تاج مصری الاصل آن، حالت ایستادن و همچنین مدل لباسش حاکی از مصری بودن آن می باشد و با هیچ یک از داده های باستان شناختی ایران تطبیق نمی کند. چنان که دیگر تصاویر ناسالم و واریختۀ سنگی موجود در کاخ های پاسارگاد نیز، مانند آن نقش انسان – ماهی، آن دیو – پرندۀ چنگال دارکاخ بار تماماٌ نقش بر جسته های بین النهرینی و به خصوص آشوری اند، که به پاسارگاد منتقل شده، برای ساخت شهرک و مقبره برای کورش که تا کنون هیچ ردی پای از او در ایران نیافته ایم.

  266. ali@yahoo.com :گفت

    زنان در شهرهای مختلف جهان بخاطر توهین و اهانت های سگ طوسی به آنها در شاه نامه، دست به تظاهرات زده و خواستار اختصاص روز 17 جون هر سال برای لعنت فرستادن به سگ طوسی شدند.
    نمونه ای از توهین های سگ طوسی به زنان
    چو زن زاد دختر، دهیدش به گرگ!
    که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ!

    زبوی زنان موی گردد سپید!
    سپیدی کند ار جهان نا امید!

  267. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.afghanirca.com/newsIn.php?id=23124

    یک زن در ولایت هرات، توسط شوهرش سربریده شد
    یک زن حدودا ۳۵ ساله در ولایت هرات، توسط شوهرش سربریده شد.
    مسوولان شفاخانه مرکزی هرات گفته اند که جسد این زن جوان حوالی ساعت ده صبح امروز به این مرکز درمانی منتقل شده است.
    به گفته محمدرفیق شیرزی، سخنگو و مدیر اداری شفاخانه هرات، جراحت ۲۰ سانتی عمیق بر روی گردن این زن نشان دهنده استفاده قاتل از یک جسم برنده می باشد.
    به گفته ی وی؛ سن این زن ۳۵ سال سن داشت که پس از تحقیقات طب عدلی جسدش به بخش سردخانه ی شفاخانه منتقل شده است.
    آقای شیرزی گفته که این دومین رویداد سربریدن زنان ولایت هرات در سال جاری می باشد که به ثبت رسیده است.
    از سویی دیگر؛ عبدالرئوف احمدی، سخنگوی پولیس هرات ضمن تایید این حادثه گفته که این زن به نام بی بی گل بود و در روستای «طلا» ولسوالی انجیل هرات به قتل رسیده است.
    او می گوید: پولیس محل پس از دریافت گزارش، به محل حادثه رفته و در حالی که همسر این زن قصد فرار را داشت، او را دستگیر کردند.
    این مقام امنیتی در کنار این تاکید می کند که تاکنون علت اصلی بروز این قتل معلوم نشده است.
    از سویی دیگر؛ یک منبع آگاه گفته که شوهر این زن در حالی که قصد داشت جسد را به زباله دانی بیاندازد از سوی پولیس دستگیر شده است.
    از ابتدای امسال تاکنون، ۲۰ زن در ولایت هرات بنا بر خشونت شوهران خود به قتل رسیده اند.

  268. ali@yahoo.com :گفت

    http://crooksandliars.com/2007/09/06/ohio-paper-portrays-iranians-as-cockroaches-fleeing-sewer

    روزنامۀ کولومبوابس دسپچ در کاریکاتوری نقشۀ ایران را ترسیم کرده است که در آن روی ایران
    در پوش فاضلاب گذاشته اند و کل ایران را در قالب یک مجرای فاضلاب و پر از شاهزادۀ پارسی به تصویر کشیده است

  269. ali@yahoo.com :گفت

    . می دانید چرا به رضا شاه پهلوی می گویند، رضا پالانی؟
    بعضی ها بر این باورند که رضا بمدت طولانی در سفارت انگلیس مهتری می کرد و در ایام مهتری همه او را رضا پالانی صدا می کردند و زمانیکه انگلیسی ها پالان رضا را از پشت اش بر داشتند و پادشاه ایران کردند بعضی ها باز هم دوست داشتند با همان لقب قبلی او را صدا کنند. بگویند » رضا پالانی »
    ولی در کتاب » تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ملک‌الشعرا بهار. انتشارات امیرکبیر. ۱۳۵۷ جلد اول ص ۶۹ » چنین آمده است. » پالانی، نام ایلی کردستانی می‌باشد که در زمان نادرشاه افشار از دشت زهاب ( ذهاب از توابع کرمانشاه ) به آلاشت و سوادکوه مازندران کوچ داده می‌شوند. در اصل این ایل، کرد کاکه ایی هستند و هم اکنون نیز به زبان کردی کلهری و گورانی صحبت می‌کنند و پیرو مذهب اهل حق می‌باشند و در کرکوک، کلار ( کردستان عراق ) و سرپل زهاب ( کردستان ایران ) ساکن

  270. ali@yahoo.com :گفت

    اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش در جوانی راهزنی می‌کرده، و لواط می داده، درست است و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که حمله کفتار وار وی به بابل، قتل و غارت بابل و از بین بردن تمدن درخشان بابلی شکل تکامل یافتۀ و توسعۀ دزدی و راهزنی است

  271. ahmad@yahoo.com :گفت

    جامی از فارس های افراطی برای دریافت کردن استخوان از سلطان محمود غزنوی میگوید
    هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی
    شد سگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن
    تا بداند هر که بیند، / کز سگان کوی تست

  272. ahmad@yahoo.com :گفت

    http://www.abc.net.au/news/2015-08-11/asylum-seeker-allegedly-raped-denied-treatment-in-australia/6689192

    The family of a female Iranian asylum seeker, who was allegedly raped three months ago in Nauru, say the Federal Government has refused to allow her to be treated in Australia.

  273. ahmad@yahoo.com :گفت

    http://www.rferl.org/content/kazakhstan-devaluation-affects-migrants/25269743.html

    There are an estimated 80,000 Tajik migrants living in Kazakhstan, with many working as mar
    traders or construction workers.

    Kazakhstan is the second-largest labor-migrant destination for Central Asian countries after Russia. With its developing economy, booming construction sector, and relative political stability, Kazakhstan is seen by many Central Asians as an up-and-coming migrant destination

  274. omar@yahoo.com :گفت

    زبان فارسی یکی از بی نظم ترین زبانهای دنیا است و از زمان اکبر شاه در هند هرچـه سره نویسان لغات معادل و همگنی برای 90% لغات عربی دخیـل در فارسی درست می کند، جامعه خود بخود این لغات گوشخراش، غـیـر معقول، نامأنوس و چندش آور را پس می زند یکی از ضعفهای زبان فارسی نداشتن صیغه، ساختار و نظام اشتقاقی است مثلاً عرب برای اصطلاح خارجی شارژ، بـدون هیچ مشکلی، از مصدر باب تفعیل، یعنی از لغت جدید » تشبیع» استفاده کرد و سریع در تمام ممالک عربی شایع و رایج شد؛ ولی سره نویسان در فرهنگستان پس از سالها که خواستند مصدری مثل » پر کردن!» را بجای » شارژ » بکار برند، جامعه نپذیرفت و باز گفتند » شارژ» ….از زمان اکبر شاه در هند سره نویسان با یـک یا دو پسوند و پیشوند، معادلی برای کلمات خارجی درست میکند؛ اما چون پسوندها و پیشوندها جزوی از اسکلت اصلی زبان نیستند، مانند عمل جراحی قلب پیوندی و… پس میـزنـند و در ذهـن مردم جوش نمیخورند! مـثلاً سالیان سال است که آنها مرتبآ از رساناهای گروهی الفاظ گوشخراش بالا خانه را بجای بالکن، آسمان دره را بجای کهکشان، آسمان غرغره را بجای رعد و برق، آموزگار را به جای معلم، گرمابه را بجای حمام، تلفن همراه را بجای مبائل و بالگرد را بجای هلیکوپتر بکار می برند اما تلـفظ این لغات بخاطر غیر موزیکال و زمخت بودن پس زده می شوند.

  275. ali@yahoo.com :گفت

    – انشان، حوزۀ فارس کنونی قبل از به قدرت رسیدن نیزه اندازهای هخامنشی از مراکز مهم یهودیان تبعید شدۀ فریسی، توسط بخت النصر بوده است.

    – تلفظ صحیح هخامنشیان، خاخامنشیان است. خاخامنشیان گروهی از خاخام های یهودی بودند که افسار نیزه اندازهای کورش و داریوش را در دست داشتند.


    – پارس در کتیبه ها بصورت پارسواش آمده است.

    – کلمۀ آریا در کتیبه ها به معنی شورش آمده است.

  276. omar@yahoo.com :گفت

    دو قرنی است که نژاد ترش های خارجی با پادوهای داخلی در ایران، با دروغ بافی، جعل و تحریف حقایق تاریخی به قصد فریب عوام الناس و طرح ادعاهای پوچ و بی اساس و سرقت ادبی و به خود وانمود کردن تاریخ و افتخارات دیگران را به یک رسم و آئین تبدیل کرده اند. از قدیم گفته اند چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. در مقایسۀ نژادی رنگ ( پوست، مو و چشم ) در نظر گرفته میشود، و زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود با این حساب فارس های مجهوال لهویه در جنوب ایران از نژاد آفریقائی هستند.

  277. ali@yahoo.com :گفت

    تلفظ تاجیک در کتاب های قدیمی بصورت تزک آمده است. تزک در زبان ترکی به فضولات حیوانی خشک شده میگویند. ترک ها در ایام قدیم تاجیک ها را تزک خطاب می کردند که این کلمه بعدها بصورت تاجیک در آمده است. کشور تاجیکستان فقیرترین کشور در بین 15 کشوری است که از روسیه جدا شدند و امامعلی رحمانف رئیس همیشه جمهور این کشور فقیر قبلآ رانندۀ تراکتور در یک مجتمع کشاورزی بود که در سال 1371 با حمایت روس ها رحمان نبی را از قدرت خلع و خودش را رئیس همیشه جمهور تاجیکستان کرد. در بین تاجیک ها طفلی که در روز عید قربان بدنیا می آید، اگر مذکر باشد، اسمش را قربانعلی و اگر مونث باشد، اسمش را قربان گل می گذارند.

  278. ali@yahoo.com :گفت

    Thousands of Iranian asylum seekers caught in limbo in Australia could be returned home under a deal set to be discussed when Iran’s foreign affairs minister visits Australia next week.

  279. ahmad@yahoo.com :گفت

    http://www.theguardian.com/australia-news/2016/mar/09/iranian-asylum-seekers-could-be-sent-home-under-deal-with-tehran

    Thousands of Iranian asylum seekers caught in limbo in Australia could be returned home unde

    a deal set to be discussed when Iran’s foreign affairs minister visits Australia next week.

  280. fars@sag.com.fr :گفت

    تابحال لغاتی که نشانگر مرتفع تمدنی مثلآ پارسیان باشد، پیدا نشده است، لغاتی مثل: عقل، عدالت، منطق، دولت، ملت، قضاوت، جامعه، حساب، قلب، زمان، صفر…
    اگر از زبان فارسی، بودن، شدن، کردن، و ضمیرها را منها کنیم، باقی لغاتش عربی هستند. بهمان خاطر – زبان فارسی با آن گرامر ابتدائی که دارد همان لهجۀ بسیار ناقص زبان عربی است و اگر فارس های مجهول الهویه «مثلآ » را بصورت » مسلن » بنویسند، صاحب زبان نخواهند شد.

  281. fars@sag.com.fr :گفت

    . تا دیروز طبیغت تصمیم گرفته بود که فارس ها زیر پای چنگیزها، تیمورلنگ ها … له بشوند امروز هم طبیعت تصمیم گرفته که فارس ها با عن ترک ها صبح شان را به شب برسانند. بخاطر به عرضه گی فارس ها وضعیت اقتصادی فارس ستان( مناطق فارس نشین افغانستان، تاجیکستان و مناطق فارس نشین ایران ) خیلی خراب است و تاجیکستان در حال قروپاشی قرار گرفته است در نتیجه تاجیک ها سراریز شده اند به قزاقستان تا با عن قزاق ها روز گار خودشان را بگذارنند..

  282. fars@sag.com.fr :گفت

    . اساسا تاریخ امروز ایران روایت ایرانیان نیست. بلکه این تاریخ عبارت است از مجموعه ای از افسانه های که توسط نویسندگان روسی، آلمانی، انگلیسی و ایتالیائی که مخرج مشترکشان در یهودی بودنشان می باشد، نوشته شده است. اگر هم مترجمین پای منقلی ایرانی در این خصوص مطالبی را ترجمه کرده اند تا منقلشان را روشن نگه دارند، درکل اقدامی جز تبعیت، تدوین، بیان و انعکاس مطالب نژاد تراشان و افسانه سریان خارجی کار دیگری نکرده اند به این ترتیب، افسانه های که به دست بیگانگان نوشته شده و توسط پای منقلی ها ترجمه شده اند، بعد وارد کتب درسی و مراسم ملی ملل ایرانی شده است، تاریخ نمی شود گفت. اگر انها ریگی در کفش ندارند، فیلم مستند تخت گاه هیچ کس را از تلویزیون پخش کنند تا مردم نظر بدهند. چرا بخاطر روشن نگه داشتن منقلشان، به چشم توده های مردم خاک می پاشند.

  283. ali@yahoo.com :گفت

    کلمۀ « پارس یا فارس » يك ناسزا و به معنای ولگرد، سگ صفت، بيخانمان، مهاجم وحشی در لغت نامه های دهخدا، معین و کردی ضبط هست. در لغت نامه های عربی هم فارس یعنی موالی ( سگ من ). در لغت نامه های سامی ها و کلدانی ها هم فارس یعنی» مجوس » بمعنی سگ نگهبان دم در است

  284. ali@yahoo.com :گفت

    ر جامعه تابوهای هستند که باید شکست. من همین دیشب دخترم را گائیدم

    علی رضا نوری زاده

  285. ali@yahoo.com :گفت

    یه روز یه فارسه به یه ترک میگه: بیا مشاعره کنیم؟ بعد میگه:

    دویدم، دویدم خواهرتو گائیدم.

    ترک میگه: خداحافظ و راهشو میکشه میره. یک سال بعد ترک برمیگرده،

    فارسه می بینه ترک خیییییییییییلی لاغر شده
    ترک میگه: حالا اگه مردی بیا مشاعره کنیم

    فارسه میگه: باشه حالت نوبت تئه

    ترک میگه: دویدم، دویدم مادرتو

    خواهرتو

    دختراتو

    دختر دائی هاتو

    دختر عمه هاتو

    دختر عموهاتو

    دختر خاله هاتو

    زنتو

    زن برادرهاتو

    دختر همۀ فک و فامیل و در و همسایه و هم نژادها و هر چه فارسه، همه شونو گائیدم.

    فارسه میگه: زکی، اینکه قافیه نداره.

    ترک میگه: قافیه نداره ولی حقیقت که داره. پدرم در اومد تو این یه سال این همه فارس ها را گائیدم.

  286. ahmad@yahoo.com :گفت

    چند نمونه از پارسیانه پارسیدن های

    نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران

    1. پیامبر اسلام، فارس بود چون قریش معرب کورش است

    2. باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در اصل اهل بوشهر است بخاطر اینکه اوباما یعنی آب با ما و همچنین رنگ پوست اوباما مثل مردم بوشهر سیاه است

    3. رفت و آمد ایرانی ها به کرۀ ماه با قالیچه های پرنده در زمان کورش

    4. سلمان پارسی 350 سال عمر کرد

    5. حضرت علی آریائی بود اما حضرت عمر آریائی نبود

    6. کعبه را ایرانی ها ساخته اند

    7. افغانستان مال ایرانی هاست بخاطر این که در زمان سلسلۀ غزنویان افغانی ها نزدیک به صد سال بر ایرانی ها حکومت کردند.

    8. شعرهای ابونواس از زبان فارسی تاثیر گرفته است!!! اصلاٌ در زمان ابونواس، زبان فارسی وجود نداشت.

    9. نیشاپور یا همان ابرشهر پایتخت مدرن ساسانیان با ساختمان های بسیار عظیم سنگی بود که در جهان همتا نداشت و اگر امروز خشتی از آن همه ساختمان های عظیم سنگی پیدا نیست، مقصر عرب ها هستند که همۀ آنها را پودر کرده و از بین برده اند!!!

    10. عراق مال فارس هاست چون عراق از ریشۀ اراک است

    11. مسلمانان شیعه آریائی هستند ولی مسلمانان سنی آریائی نیستند

    12. علت شکست ایران از عرب ها، ترسیدن فیلهای ایرانی از شترهای اعراب بود!!

    13. مردم شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، کرمان و کازرون در جنوب ایران فارس نیستند بخاطر اینکه رنگ پوست شان سیاه و شبیه آفریقائی ها هستند.

    14. ابن مقفع ده ها کتاب را از » زبان پهلوی » به زبان عربی ترجمه کرده است!!!

    در سال 1840 اوژن فنلاندن استاد نژاد تراش و قصه نویس معروف، هخامنشیان را پدر خوانده برای فارس های مجهول الهویه انتخاب کرد و برای اولین بار از زبان پهلوی نام برد. بدون اینکه معلوم کند خط پهلوی چیست، از کجا آمده و مورد مصرف آن چه بوده است. بعد دیوید نیل مکنز لغات نامۀ » زبان پهلوی » را نوشت. بعد نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در یک حرکت هماهنگ شایعه انداختند که ابن مقفع ده ها کتاب را از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده است.

    15. در هزارۀ دوم و اول قبل از میلاد کشورهای آسیای مرکزی مسکن هندواروپایی ها بوده اما در قرن ششم و هفتم این مناطق تحت اشغال تورکان در آمده و مردم این مناطق را تورکی ساختند.؟؟؟!!! ا

    مسئله اینجاست که ترک ها قرن های متمادی به روس ها به ارمنی ها، به یونانی ها، به چینی ها، به هندی ها، و به فارس ها حکومت می کردند پس چرا آنها را ترکی نساختند؟

  287. ahmad@yahoo.com :گفت

    رضا پهلوی، نوۀ رضا مهتر و سران پهلوی طلب باید بخاطر شرکت در کودتای نوژه محاکمه شوند. کودتای نافرجام نوژه منجر به جنگ ایران و عراق شد که نزدیک به نیم میلیون ایرانی کشته شدند.

  288. ahmad@yahoo.com :گفت

    اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش در جوانی راهزنی می‌کرده، و لواط می داده، کاملآ صحیح است و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که حمله کفتار وار وی به بابل، قتل و غارت بابل و از بین بردن تمدن درخشان بابلی شکل تکامل یافتۀ و توسعۀ دزدی و راهزنی است

  289. ahmad@yahoo.com :گفت

    فارس های مجهول الهویه
    و جریان نژاد آریای

    . نژاد تراش ها خارجی با پادوهای داخلی در ایران شدیدآ تبلیغ میکنند که 3500 سال پیش یک گله بزرگ از مردم سیبری امده از ایران رد شده و در شبه قاره هند ساکن شده بعد، 2500 سال پیش یک گله بزرگ از همان مردم سیبری امده و در جنوب ایران ساکن شده و همه انها دارای زبان حرفه ای بوده و همه انها یعنی هندی ها، فارس ها و اروپایی ها از یک نژاد سفید پوست هستند

    به دو دلیل زیر این نظریه رد است
    اولا اینکه در مقایسه نژادی رنگ پوست، رنگ مو و رنگ چشم در نظر گرفته می شوند و زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود. برای مثال مردم پاراگوئه اسپانیایی نیستند ولی به زبان اسپانیایی صحبت می کنند انها ان را از اسپانیایی ها یاد گرفته اند.
    اگر انهاموقع امدن به ایران زبان نوشتاری داشتند پس چرا گل نبشته بابلی منسوب به کورش بزبان فارسی نیست و به زبان بابلی است یا چرا حتی دو زبانه یعنی بابلی و فارسی نیست.

    دوما اینکه اگر هندی ها، ایرانی ها و اروپایی ها از یک نژاد سفید پوست هستند پس چرا هندی ها و ایران ها در جنوب ایران خیلی شبیه افریقایی ها هستند ولی اروپایی ها چشم ابی و بلوند می باشند هیچ شباهتی به ایرانی ها و به هندی ندارند؟
    ناگفته پیداست که چنین مهاجرتی صورت نگرفته چون اگر صورت گرفته بود، فارس ها و هندی می بایست شبیه اروپایی ها می شدند یعنی بلوند می بودند در حالیکه انها یعنی هندی و فارس ها خیلی شبیه افریقایی ها هستند. و زبان هم اکتسابی است نه ارثی در نتیجه به راحتی می شود گفت که فارس ها و هندی ها مجهول الهویه هستند.

  290. ahmad@yahoo.com :گفت

    اقای ناصر پورپیرار با ضریب هوش بسیار بالا بزرگترین و صادقترین مورخ در تاریخ خاورمیانه می باشند که در آثار و تحریرهای خود وجود جعل تاریخی بسیار گسترده در مورد سه سلسلۀ هخامنشی، اشکانی و ساسانی را ثابت کرده و ماهیت واقعی آنان را نشان می دهند. ایشان ثابت می کنند که ملت فارس و زبان فارسی نوسازند و ریشه در تاریخ ندارند. به همانخاطر سلطنت طلب ها و پان ایرانست های مزدور که ماموریت در تزریق هویت جعلی به مردم را دارند، بیست و چهار ساعته بطرف آقای ناصر پورپیرار پارس میکنند ماه نور برافشاند، مزدورها هم بخاطر چند دولار مثل سگ هاف، هاف کنند.

  291. ahmad@yahoo.com :گفت

    سگ را با فارس همنام کردند
    سگ بی چاره را بدنام کردند
    فارس از سگ بودنش در عشق و حال است
    سگ از فارس بودنش در ننگ و عار است

  292. ahad@yahoo.com :گفت

    من دختر فارسم، محتاج محبت
    و تو عرب کیر کلفت تنها علاج دردمی.

    بگذار به یاد کیر کلفت تو بسوزد کسم، ای عرب
    آتش کسم است گواه سخنم، ای عرب
    به یاد کیر تو، جلق بزنم هر روز من، ای عرب
    صبح که از خواب بیدار میشم، کیر توست در دهنم، ای عرب
    از داغ دوریت خون گریه کنم، ای عرب

  293. ahad@yahoo.com :گفت

    فارسه تاجیک را در آغوشش میگیره، میگه، ما فارس ها گه تر از شما و شما تاجیک ها گه تر از مائید. اگر کمک های انسان دوستانۀ بین الملی، خصوصآ از کشورهای عربی بشما تاجیک ها نشه، یک تاجیک هم زنده نمی ماند و اگه عرب ها در امارات نرینند، ما فارس ها از گرسنگی می میریم. طبیعت ما فارس ها را خلق کرده تا هرچه دیگران میرینند، بخوریم

  294. ahad@yahoo.com :گفت

    سگ شناس گفت، اردشیر ریپوترجی با کودتای سوم اسفند 1299 تاج شاهی را به سر رضا پالانی گذاشت و راه را بر یافتن فرهنگ دموکراسی و موفق شدن که تجربه مشروطیت بود، بست. بعد از رضا پالانی که اجیر خودش بود خواست قرار داد 1933 را امضاء کند.. رضا پالانی هم قرارداد امضاء کرد بعد اموال مردم و ثروت ملی را غارت کرد و ریخت به بانک های خارجی. رضا پالانی مثل تمامی نوکرهای دست نشانده وقتی تاریخ مصرفش تمام شد، بردند و پسرش را جایگزین او کردند تا نارضایتی ها در جامعه فروکش کند. از قدیم گفته اند، نوکر نو، تیز رو

  295. ahad@yahoo.com :گفت

    در رابطه با استوانۀ منشور حقوق بشری منتسب به کورش گفت، این استوانه در شهر بابل که پایتخت کشور بابل بوده، به دست کاتبان و تاریخ نویسان بابلی و به خط و به زبان بابلی تحریر شده و در همان جا ( در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ) نیز پیدا شده است. سنت تاریخ نویسی قبل از حمله کفتار وار کورش حدود دوهزار سال در بابل رواج داشته. صنعت و فن ساخت چنین کتیبه‌های استوانه‌ ای متعلق به مردم بابل است با اینکه نمونه‌های فراوانی از آن با همان محتوا و مضامین در بابل پیدا شده در مقابل هیچ نمونۀ مشابه آن چه قدیمیتر و یا جدیدتر که متعلق به سرزمین مثلآ پارس باشد، تاکنون پیدا نشده است. هر کسی به اندازۀ یک شانپانزا هم عقل داشته باشد، این سوال برایش پیش می آید، اگر این استوانه از کورش می بود، می بایست به خط و به زبان پارسیان و بر روی سنگ نوشته می شده و در رابطه با فارس ها هم اشاره ای در آن می شد یا کم از کم به دو زبان بابلی و پارسی نوشته می شد.

  296. ahad@yahoo.com :گفت

    ناصر پورپیرار ریده به کسانی که قصه نویسی را جایگزین تاریخ نگاری کرده اند

  297. ahad@yahoo.com :گفت

    کسانیکه دوست ندارند ما فارس ها بطرف شان پارس کنیم، باید:
    ü از صحبت کردن با ما دوری کنند
    ü ما را به محله هایشان راه ندهند
    ü هرگز با دخترهای ما عشق بازی نکنند که با فاجعه روبرو خواهند شد
    ü نگذارند بچه هایشان با بچه هایمان بازی کنند
    ü واکسن هاری یادشان نرود. همیشه پیشگیری بهتر از درمان است

  298. ahad@yahoo.com :گفت

    واقعیت این است که ناصر پورپیرار طوری به فارس ها و فارس سازان خوک صفت ریده که هفت نسل بعدشان هم بخورند تمام نخواهد شد. مخالفین ناصر پور پیرار چون حرفی برای گفتن ندارند بهمانخاطر فقط و فقط بیست و چهار ساعته پارس می کنند. و در همان حد پارس کردن هم مانده اند. با انگ های همچون ناصر پورپیرار یک پانترک، پانعرب، پان اسلامیست، کمونیست و بی سواد است. که به فاطی تنبان نمیشود.

  299. ali@yahoo.com :گفت

    هر که بدهد یک لک افغانی بمن
    میبرد از نزد من آن لهظه زن
    ازبک حاضرگفت وی این گپ
    پیشکش دختر بود بر تو حرام
    مهر دختر مال دختر است
    هر که پیشکش میخورد او بیخی حیوانواریست
    گشته ای بیخی مرده گاو، ای تاجیک بوالهوس
    شرم نمی کنی از خالق فریاد رس
    زان گپ ها گشت تاجیک بیخی خفه
    گفت من تاجیک هستم و بیخی مرده گاو
    نی مرا خوف بود نی شرم و نی حیا
    شما بیخی چوب باش ای ازبک

  300. ali@yahoo.com :گفت

    فارس اگر لقمان شود، رانندۀ پیکان شود
    باز همان فارس سگ است
    برای دریافت یک کیلو استخون باید
    یک ساعت پارس کند یا یک ساعت دم تکان دهد

  301. ali@yahoo.com :گفت

    در 165 سال پیش تعداد ستون های پاسارگاد در نقشۀ فنلاندن و کوست 8 عدد و در آخرین نقشۀ آستروناخ در 40 سال پیش 116 عدد است. خیمه شب بازی تهوه آور هخامنشیان هنوز هم که هنوز ادامه دارد.

  302. ali@yahoo.com :گفت

    فارس ها به ما میگن، ای ترک
    هستم سگکی بر آستانت
    خرسند زتو به استخوانی
    شد سـگ کوی تو فارس سگ
    چون سگانت داغ کن فارس سگ را
    تا بداند هـــر کـــه بیـند،
    کز سـگان کـوی تست فارس سگ

  303. ali@yahoo.com :گفت

    در حالیکه کسی نمی داند که خط پهلوی چیست از کجا امده و مورد مصرف آن چه بوده است، افسانه سازان جیره خوار شایعه میاندازند که ابن مقفع ده ها کتاب را از پهلوی به عربی ترجمه کرده است. کسی تا حال کتابی بزبان پهلوی ندیده است.

  304. ali@yahoo.com :گفت

    خروج کورش با نیزه دارانش از بین النهرین و ادامۀ تهاجم حیوان وار او به سوی ایران، قابل اثبات نیست. زیرا که تنها سند باقی مانده از او، گل نبشتۀ بابلی اش که اگر واقعاٌ از او باشد، هیچ اشاره و آشنائی با ایران را نمی دهد. چنانکه ما از فرزندان او، یعنی کمبوجیه و بردیا نیز کمترین نشانی در این سرزمین نیافته ایم

  305. ali@yahoo.com :گفت

    دکتررر(حا)ی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی منتشر کردند. زین پس بجای کلمات غریب و بیگانۀ
    1) فــــارس بگوئیم ســــــــگ
    2) پارسیان بگوئیم سگان
    3) پرشین بگوئیم بربر
    4) سلطنت طلب بگویییم اسهال طلب
    5) کانــــدوم بگوئیم بادکــــنک
    6) ایمیل بگوئیم نامـۀ برقــــی
    7) توالت بگوئیم فارس خانه
    8) افغانستان بگوئیم بدبختستان
    9) طهرونی بگوئیم شاه دزد
    10) کس کشی کردن بگوئیم مهماننوازی پارسیانه کردن
    11) خلیج فارس بگوئیم خلیج سگ
    12) زبان فارسی بگوئیم نیمچه زبان گوزلو
    13) آواز فارسی بگوئیم هاف هاف سگ
    14) سازمان میراث فرهنگی کشور بگوئیم ماشین افسانه سازی
    15) زرتشت بگوئیم شتر بد ریخت
    16) اوستا بگوئیم ؟ شعرور
    17) اصفهانی بگوئیم گدا صفت
    18) فردوسی بگوئیم سگ طوسی
    19) شاهنامه بگوئیم شعرور نامه
    20) کورش کبیر بگوئیم کورش لواط کار
    21) فارس زرنگ بگوئیم شعبان بیمغ

  306. ali@yahoo.com :گفت

    من اکنون به توالت رسیدم
    در چاه نشان فارس سگ بدیدم
    ایستادم و زیپم را کشیدم
    بدهن فارس بس شاشیدم
    فراموش نکنم ولو به یک دم
    بدهن هر چه فارس سگ هست
    خیییلی زیاد ریدم

  307. ali@yahoo.com :گفت

    من به کودنی پدرم محمد رضا و به کودنی پدر بزرگم رضا پالانی، به کس گشاد عمه ام اشرف و به کون لق ارشام پارسی رهبر سازمان لواط کاران فارس در کانادا قسم یاد می کنم که اگر مثل پدر و پدر یزرکم به قدرت رساندنم، به هر خارجی که وارد ایران عزیز میشود مثل پدرم و پدر بزرکم به او حق توحش بدهم. حتی به افغانی های عزیز

    کیری ترین شاه زاده عالم رضا پهلوی

  308. ali@yahoo.com :گفت

    فارس های مجهول الهویه
    و جریان نژاد آریایی

    183. نژاد تراش ها خارجی با پادوهای داخلی در ایران شدیدآ تبلیغ میکنند که 3500 سال پیش یک گله بزرگ از مردم سیبری امده از ایران رد شده و در شبه قاره هند ساکن شده بعد، 2500 سال پیش یک گله بزرگ از همان مردم سیبری امده و در جنوب ایران ساکن شده و همه انها دارای زبان حرفه ای بوده و همه انها یعنی هندی ها، فارس ها و اروپایی ها از یک نژاد سفید پوست هستند

    به دو دلیل زیر این نظریه رد است
    اولا اینکه در مقایسه نژادی رنگ پوست، رنگ مو و رنگ چشم در نظر گرفته می شوند و زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود. برای مثال مردم پاراگوئه اسپانیایی نیستند ولی به زبان اسپانیایی صحبت می کنند انها ان را از اسپانیایی ها یاد گرفته اند.
    اگر انهاموقع امدن به ایران زبان نوشتاری داشتند پس چرا گل نبشته بابلی منسوب به کورش بزبان فارسی نیست و به زبان بابلی است یا چرا حتی دو زبانه یعنی بابلی و فارسی نیست.

    دوما اینکه اگر هندی ها، ایرانی ها و اروپایی ها از یک نژاد سفید پوست هستند پس چرا هندی ها و ایران ها در جنوب ایران خیلی شبیه افریقایی ها هستند ولی اروپایی ها چشم ابی و بلوند می باشند هیچ شباهتی به ایرانی ها و به هندی ندارند؟

    ناگفته پیداست که چنین مهاجرتی صورت نگرفته چون اگر صورت گرفته بود، فارس ها و هندی می بایست شبیه اروپایی ها می شدند یعنی بلوند می بودند در حالیکه انها یعنی هندی و فارس ها خیلی شبیه افریقایی ها هستند. و زبان هم اکتسابی است نه ارثی در نتیجه به راحتی می شود گفت که فارس ها و هندی ها مجهول الهویه هستند.

  309. ali@yahoo.com :گفت

    در زمان شاه ( محمد رضا شاه پهلوی ) بحرین از ایران جدا شد، ایران از آب هیرمند محروم شد، بزرگترین فاحشه خانۀ دنیا بنام شهر نو در طهران دایر شد، معتاد همه جا را را برداشته بود و شعار محمد رضا شاه حزب فقط رستاخیز و رهبر فقط محمد رضا شاه بود همچنین نصف طهران حلبی آباد بود هر خارجی که وارد ایران می شد، از دولت ایران حق توحش دریافت می کرد. شاه با کودتای 28 مرداد 32 به ایرانی ها تحمیل شده بود.
    خاندان گند پهلوی که با دو کودتا بمردم تحمیل شده بودند، به اندازه ای مردم را سرافکنده کرده بودند که مردم در نهایت به آخوندها پناه بردند.

  310. usman@yahoo.com :گفت

    Tajikistan is a source country for women trafficked through Kyrgyzstan and Russia to the United Arab Emirates (U.A.E.), Turkey, and Russia for the purpose of commercial sexual exploitation. Women are also reportedly trafficked to Pakistan for the purposes of sexual exploitation and forced labor. Men are trafficked to Russia and Kazakhstan for the purpose of forced labor, primarily in the construction and agricultural industries. Boys and girls are trafficked internally for various purposes, including forced labor and forced begging. The Government of Tajikistan does not fully comply with the minimum standards for the elimination of trafficking; however, it is making significant efforts to do so. Tajikistan is placed on Tier 2 Watch List for its failure to provide evidence over the previous year of increasing efforts to combat human trafficking, especially efforts to investigate, prosecute, convict, and sentence traffickers. Despite endemic government corruption and evidence of individual low- and mid-level officials’ complicity in trafficking, the government did not punish any public officials for trafficking complicity during the reporting period. Lack of capacity and poor coordination between government institutions remained key obstacles to effective anti-trafficking efforts; corruption remained a contributing factor. Tajikistan made only some efforts to raise awareness about the dangers of trafficking among its estimated one million citizens who find permanent or seasonal work abroad, primarily in Russia and Kazakhstan. The government approved changes to its law defining trafficking. The government continued to improve cooperation with IOM[expand acronym] and NGOs.[1]

  311. usman@yahoo.com :گفت

    به خدمات اردشیر ریپورتر جی و پسرش شاپور ریپورتر جی در ایران میشود اشارۀ کوتاهی کرد

    ü انحراف مشروطه از آرمان هایش در ایران
    ü جلوگیری از ایجاد حکومت جمهوری در ایران
    ü بنیانگذاری سلسلۀ پهلوی
    ü خلعیت مصدق از قدرت مشروعش با کودتای 28 مراد 1332 و برگرداندن پسر رضا پالانی به قدرت از راه نامشروع ( کودتا )
    ü راه اندازی ده ها آتشکده در کرمان، یزد و طهران

  312. usman@yahoo.com :گفت

    http://www.abc.net.au/news/2016-05-02/refugee-set-himself-on-fire-after-unhcr-meeting:-asylum-seekers/7377396

    More asylum seekers have come forward to confirm an Iranian refugee who died after setting himself on fire, did so after hearing he would remain on the island for another decade.

  313. ahmad@yahoo.com :گفت

    میگم » فارس ها به صورت خودشان گچ بمالند، به چشمانشان لینز آبی بزنند، و موهای سرماشان را طلائی کنند بعد بروند جلوی دفتر ناصر پور پیرار، داد بکشند، ما المانی هستیم، آمده ایم تخمت را بخوریم.

  314. ahmad@yahoo.com :گفت

    من ای فارس سگ
    بنگر که چه بی اصالتی تو
    بی حرمت و بی لیاقتی تو
    در اوج کلاس بی کلاسی
    تو وصلۀ زشت یک لباسی
    حیف است بگویمت سگی تو
    تو یک فارس معتاد و قوادی تو
    آویزه گوش کن از این پس
    هر دور و زمان و پیش هر کس
    زین بعد به هر کجا رسیدی
    هر جا که نشان ترک دیدی
    برخیز و وفای خود نشان ده
    در محضر ترک دمی تکان ده
    یادت نرود ولو به گاهی
    این گفته ماندگار شاهی

  315. ahmad@yahoo.com :گفت

    نژاد تراش ها با پادوهای شان در داخلی ایران برای سابقه تراشی به فارس های مجهول الهویه کتاب » خلیج فارس در نقشه های کهن » را اخیرآ به چاپ رسانده و در صفحۀ 9 همراه با تصویر لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابلی نوشته اند.
    » لوحۀ گلی منقوش از آثار کهن بابل در حدود دو تا سه هزار سال قبل از میلاد. روی لوحه، نقشه دنیای بابلیان را نشان میدهد و در پشت آن شرح نقشه حک شده است. در این نقشه بابل و آشور در احاطۀ خلیج فارس دیده میشود. سایر نقاط را به نواحی دیگر خوانده اند.» اصل این لوحه در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
    پس 4000 سال قبل یعنی 1500 سال قبل از پیدایش قوم با عنوان پارسیان، جغرافیدانی در بابل، با پیش بینی ضرورت و لزوم وجود خلیجی به اسم فارس، اشاره به آن را در رسامی اش منظور کرده است. آیا به راستی این نژاد تراشان و سند تراشان نهایت ابلهی خودشان را ثابت نمی کنند؟ آیا توسل به چنین دست آویزهای سست و مسخره خود بی بنیانی فکر سند تراشان را جار نمی زند

  316. ahmad@yahoo.com :گفت

    اينكه بازماندگان سلسله ننگین پهلوی بدون هيچ نوع تصفيه حساب با گذشته خاندانشان كه جزو نابودكنندگان ثمرات انقلاب مشروطيت بودند، و بي آنكه جنايات و سر افکنده کردن ایرانی ها و نوکری شان به انگليس و آمريكا را به نقد كشيده و محكوم كنند، هر سال به خود جرات ميدهند بمناسبت سالروز انقلاب مشروطه پيام فرستاده و خود را رهبر جنبش ضد استبدادی مردم نيز بداند، بي ترديد طنز تلخ تاريخ است.

  317. ahmad@yahoo.com :گفت

    تا زمان اسلام، قریب به 80 سلطان و امپراطور،در قوارۀ ستیز مداوم با روم و یونان، غرقه در ثروت ،قدرت، فرهنگ، آگاهی و عنوان، در ایران حکومت کرده اند، اما از این همه امپراطور بلند مرتبه، جز همین اسامی افسانه ای و قصه های شاهنامه ای، دیگر خردلی نشان از تاریخی نمی یابیم. آنها شهر، بازار، معبد، کاخ، کوچه، و گور ندارند و رد هیچ حکومتی از این همه قرن و این همه امپراطور، که به جنگ رومیان می رفته اند، بر جای نیست

  318. ali@yahoo.com :گفت

    اگر فارس ها را از عالم حذف کنند، فرهنگ مزدوری، روسپیگری، اعتیاد و چاپلوسی از بین میرود.

  319. ali@yahoo.com :گفت

    در سال 1840 اوژن فنلاندن استاد نژاد تراش و قصه نویس معروف، هخامنشیان را پدر خوانده برای فارس های مجهول الهویه انتخاب کرد و برای اولین بار از زبان پهلوی نام برد. بدون اینکه معلوم کند خط پهلوی چیست، از کجا آمده و مورد مصرف آن چه بوده است. بعد دیوید نیل مکنز نژاد تراش لغات نامۀ » زبان پهلوی » را نوشت. بعد نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در یک حرکت هماهنگ شایعه انداختند که ابن مقفع ده ها کتاب را از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده است.

  320. ali@yahoo.com :گفت

    سلطنت طلب ها معروف هستند با کودتای سوم اسفند 1299 ، با کودتای 28 مرداد 1332، با کوتای نوژه در تیر ماه 1359 با شهرنوها ، پخش مواد مخدر و تجاوز به زندانیان سیاسی. آنها مثل حیوان قانون بردار نیستند. رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی خودش را وارث همان تاج و تختی می داند که مردم ایران در انقلاب 57 با 135 هزار کشته از پدرش گرفتند.

  321. ali@yahoo.com :گفت

    اردشیر ریپوترجی با کودتای سوم اسفند 1299 تاج شاهی را به سر رضا پالانی گذاشت و راه را بر یافتن فرهنگ دموکراسی و موفق شدن که تجربه مشروطیت بود، بست. بعد از رضا پالانی که اجیر خودش بود خواست قرار داد 1933 را امضاء کند.. رضا پالانی هم قرارداد امضاء کرد بعد اموال مردم و ثروت ملی را غارت کرد و ریخت به بانک های خارجی. رضا پالانی مثل تمامی نوکرهای دست نشانده وقتی تاریخ مصرفش تمام شد، بردند و پسرش را جایگزین او کردند تا نارضایتی ها در جامعه فروکش کند. از قدیم گفته اند، نوکر نو، تیز رو

  322. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.thenational.ae/uae/government/63000-halal-meals-to-go-to-underprivileged-families-in-tajikistan

    عرب ها عن خودشان را بصورت کامپوت » عن عرب » بسته بندی میکنند و به فارس ها در تاجیکستان می فرستند تا فارس ها بخورند و از گرسنگی نمیرند. روی لینک کلیک کنید

  323. ali@yahoo.com :گفت

    فارس ها واقعآ آدم های گهی اند

  324. ali@yahoo.com :گفت

    زیبائی ترک ها در اشعار شعراء معروف
    حافظ
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش ببخشم سمرقند و بخارا را

    صائب تبریزی
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش ببخشم سرو دست و پا را
    هر آنکس چیزی می بخشد زمان خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

    شهریار
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش ببخشم تمام روح و اجزا را
    هر آنکس چیزی می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
    سرو دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را

  325. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.bbc.com/persian/world/2016/07/160701_l16_us_human_traffic_tajikistan

    گزارش تازه وزارت خارجه آمریکا در باره وضعیت قاچاق انسان در جهان حاکی است که تاجیکستان کشور منبع و تا حدی مقصد قاچاق مردان و زنان و کودکان با هدف استثمار جنسی و کار اجباری است.

  326. ali@yahoo.com :گفت

    در فلیم 300 نه تنها فارس ها از نژاد سیاه پوست هستند بلکه وحشی و قانون نفهم هم هستند یعنی حیوان ابن حیوان

  327. amir@yahoo.com :گفت

    http://www.sbs.com.au/news/article/2016/08/12/i-think-i-will-die-here-nauru-asylum-seeker-who-says-she-was-raped-begs-medical

    A young Iranian asylum seeker who claims she has been molested by a Wilson Security
    employee and assaulted by local police on Nauru has made an emotional plea to be evacuated to Australia, while her lawyer, the AMA and a leading psychiatrist believe she is at extreme risk of suicide.

  328. amir@yahoo.com :گفت

    http://www.dailymail.co.uk/news/article-3720910/Amnesty-International-report-highlights-abuse-intimidation-asylum-seekers-Nauru.html

    Marjan, a woman from Iran, was left with eight stitches after the brutal assault, which is one a number of violent incidents recorded by Amnesty International and Human Rights Watch in a report into living conditions on the island.

  329. ahmad@yahoo.com :گفت

    https://au.news.yahoo.com/thewest/a/32685550/pm-in-push-for-iran-to-take-back-deported-asylum-seekers/#page1

    Malcolm Turnbull has affirmed his Government’s intentions to forcibly deport 8000 Iranian asylum seekers who have been found not to be refugees.

  330. ghader@yahoo.com :گفت

  331. ali@yahoo.com :گفت

    http://www.dailymail.co.uk/news/article-3706250/Young-woman-raped-tortured-family-Iran-fleeing-Australia-escape-arranged-marriage-60-year-old-man-faces-deportation.html

    Mojgan Shamsalipoor, 21, fled Iran and came to Australia by boat in 2012
    She had escaped after being raped by family members and tortured
    She continued her Year 12 studies while locked up in a detention centre
    Immigration Peter Dutton has refused to review Ms Shamsalipoor’s case
    Ms Shamsalipoor will feature on Australian Story at 8pm on Monday

    Follow us: @MailOnline on Twitter | DailyMail on Facebook

  332. heidar@yahoo.com :گفت

    http://www.smh.com.au/national/manus-island-detainee-tries-to-set-himself-alight-to-exit-hell-20161104-gsimw5.html

    ‹I have just my life … I would love to lose it»

    Amin Afravi is an Iranian refugee currently incarcerated at Manus Island. This week, he attempted to self-immolate after he felt his situation become increasingly hopeless.

    The Iranian refugee, who has been detained at the Papua New Guinea detention centre for three years, says he was looking for an exit from «hell».

    «I have nothing to lose. I have just my life. And I don’t want it, I would love to lose it,» Amin told Fairfax Media from the refugee camp over a crackly line late on Friday evening.

  333. ahmad@yahoo.com :گفت

    the way persians make sex

  334. ahmad@yahoo.com :گفت

    Graphic – Amsterdam- An Iranian asylum seeker set him self on fire in protest against his rejection

  335. ahmad@yahoo.com :گفت

    http://www.refugeeaction.org.au/?p=3575

    On 1 November, one Iranian man, Mehrzad, was attacked and hit in the face with a rock (photos below). He was left untreated in the Nauruan hospital for days. It is now confirmed by a visiting Taiwanese specialist that he has lost 60 percent of his vision in his left eye and may go completely blind

  336. arash@yahoo.com :گفت

    https://www.theguardian.com/commentisfree/2016/nov/07/if-you-want-to-support-refugee-women-on-nauru-let-us-speak

    I am Mina Taherkhani. I’m 35 years old. I escaped from violence to seek peace and freedom. I’ve been in the detention centre in Nauru for over three years, where Australian people wouldn’t even keep their animals.

  337. ali@yahoo.com :گفت

    فارس ها واقعآ آدم های گهی اند و چوب گه بودن خودشان را هم حسابی می خوردند. صدام حسین در سخنرانی معروف خودش اول گفت طبیعت دو چیز را اشتباهی خلق کرده و ان دو چیز عبارتند از فارس ها و مکس ها بعد دستور بمباران شیمیایی انها را داد و انها را مثل مکس ریخت زمین

  338. ali@yahoo.com :گفت

    طریفۀ چال کردن سلطنت طلب مزدور. اول باید لاشۀ سلطنت طلب مزدور را با پلاستیک ضخیم پوشاند بعد انداخت به گودی که کنده شده است. بعد دور و برش را با آهگی به ضخمامت یک متر پوشاند و بعد شلنک را بازی کرد تا اهگ باز شده هر میکروبی را که از لاشۀ سلطنت طلب گه بلند میشود را بکشد تا منطقه آلوده نشود.

  339. ali@yahoo.com :گفت

    سلطنت طلب های رنگارنگ در تلاشند تا نشان دهند که رضا شاه معروف به رضا پالانی بخاطر تمایل بطرف آلمان هیتلری قدرت را از دست داد.

    اگر ما آن روزهای ایران را در نظر بگیریم، خواهیم دید که،
    از یک طرف، اردشیر ریپورترجی رضا پالانی را از طویله بیرون می کشد و پادشاه ایران می کند. رضا پالانی نه سواد خواندن و نه نوشتن دارد و نه می فهمد که آلمان کجاست و هیتلر کی هست و نه بدون اجازۀ اردشیر ریپورترجی می تواند نفس بکشد و سفارت المان در ایران هم بسته شده است.

    اردشیر ریپورتر جی در خاطراتش می نویسد، ایرانی ها مثلی دارند که میگوید، اگر اسب را با اسب ببندی، همرنگ هم نشوند، هم خوی می شوند. این مثل در رابطه با رضا کاملآ صدق می کند. رضا پالانی بخاطر سابقۀ طولانی در مهتری خصوصیات اسب ها را پیدا کرده بود و برای سوار شدن جان می دهد.

    از طرف دیگر، امریکائی ها، انگلیسی ها و روس ها در مقابل آلمانی ها وارد جنگ شده اند و بدون گوچکترین ترحم همدیگر را قتل عام میکنند. حالا افسار رضا پالانی هم در دست اردشیر ریپورترجی است. رضا پالانی چگونه میتواند بطرف المان تمایل پیدا کند؟ مهمتر اینکه اگر بطرف آلمان تمایل پیدا کرده بود می بایست با کمک آلمانی ها از ایران خارج میشد ولی با کمک انگلیسی ها از ایران صحیح و سالم به ژوهانسبورک می رسد.
    جواب سوال اینکه چرا رضا مهتر را از ایران به ژوهنسبورک بردند و پسرش را جایگزین او کردند ساده است. نارضایتی ها در جامعه فروکش کند. ایرانی ها را دنبال نخود سیاه می فرستتد.

  340. ali@yahoo.com :گفت

    از سلطنت طلب مزدور می پرسند، چرا شما موقع حرف زدن از دمکراسی و قانون همه دچار اسهال خونی میشوند؟ میگه، بخاطر اینکه ما با کودتای سوم اسفند 1299 ، با کودتای 28 مرداد 1332 ، با کودتای نوژه در سال 59 ، شهرنو سازی ها و پخش مواد مخدر حیوان صفت بودن خودمان را ثابت کرده ایم. ما مثل حیوان قانون بردار نیستیم. سلطنت طلب یعنی حیوان ابن حیوان.

  341. ali@yahoo.com :گفت

    از زمانی که نوشیروان کیهانی زاده از پادوهای داخلی در مطلب غلطی در روزنامۀ شرق منتشر کرد و روز قلابی جهانی کورش را بر سر زبان ها انداخت، ده سال می گذرد.

  342. ali@yahoo.com :گفت

    فردوسی در شعرورنامه اش هیچ سخنی از کورش و هخامنشیان نبرده است مگر بغیر از این است که سفارش دهندگان شاهنامه هیچ شناختی از کورش و هخامنشیان نداشتند.

  343. ali@yahoo.com :گفت

    اگر پهلوی طلب ها به رهبری شاپوربختیار و رضا پهلوی با کمک صدام حسین در کودتای نافرجام نوژه بقدرت می رسیدند، امروز ایران و ایرانی در چه وضعی بود؟
    رضا پهلوی بعنوان دست نشاندۀ صدام حسین در ایران به قدرت می رسید، اهواز از ایران جدا می شد و میلیون ها ایرانی از قحطی جان می باختند

  344. ali@yahoo.com :گفت

    نژاد تراش ها با پادوهای داخلی خودشان در ایران برای تزریق هویت جعلی به مردم تمام تخم مرغ های خودشان را در دو سبد زبان فارسی و تاریخ ایران باستان گذاشته اند

    III. در رابطه با زبان فارسی. اگر لغات عربی، ترکی و دساتیری را از زبان فارسی منها کنیم، زبان فارسی از بین می رود. زبان فارسی تنها زبانی است که از خود لغاتی ندارد

    IV. در رابطه با تاریخ. بعد از آنهمه خرج و مخارج برای جعل تاریخ با مصادرۀ تاریخ ترک ها، عرب ها و قصه نویسی بلاخره، از ناصر پور پیرار بادی خارج شد و همۀ قصه هائی را که نوشته بودند و آن همه اسنادی را که تراشیده بودند، برد. ناصر پورپیرار طوری ریده که دیگر دنبال این کار را گرفتن کاملآ بی فایده است.

  345. ali@yahoo.com :گفت

    تا دیروز طبیغت تصمیم گرفته بود که فارس ها زیر پای سلطان محمود غزنوی ها، چنگیزها، تیمورلنگ ها؛ نادر شاه ها و اغا محمد خان قاجارها … له بشوند امروز هم طبیعت تصمیم گرفته که فارس ها با عن ترک ها صبح شان را به شب برسانند. بخاطر به عرضه گی فارس ها وضعیت اقتصادی فارس ستان( مناطق فارس نشین افغانستان، تاجیکستان و مناطق فارس نشین ایران ) خیلی خراب است و تاجیکستان در حال قروپاشی قرار گرفته است در نتیجه تاجیک ها سراریز شده اند به قزاقستان تا با عن قزاق ها روز گار خودشان را بگذرنانند.

  346. ali@yahoo.com :گفت

    چقدر جالب است که نام یک قوم در لغت نامۀ همان قوم معنی اهانت آمیز بدهد. در لغت نامۀ دهحدا معنی فارس یعنی سگ امده است

  347. ali@yahoo.com :گفت

    قرآن، فارس ها را ماجوج و یاجوج خوانده است
    یعنی افراد زبان نفهم که فقط با پارس کردن و دم تکان دادن
    منظور خودشان را میرسانند

  348. ali@yahoo.com :گفت

    فردوسی به مزدور بودن خودش در اشعار زیر اعتراف می کند

    از آن نامور نامداران شهر
    علی دیلمی بودلف راست شهر
    که همواره کارم به خوبی روان
    همی داشت آن مرد روشن روان
    ابونصر وراق بسیار نیز
    بدین نامه از مهتران یافت چیز
    حسین قتیب است زآزادگان
    که از من نخواهد سخن رایگان
    ازویم خور و پوشش و سیم زر
    از او یافتم جنبش و پای و پر
    نی ام آگه از اصل و فرغ و خراج
    همی غلطم اندر میان دواج

  349. ali@yahoo.com :گفت

    تاجیک ها مثل مکس ریخته اند روی عن قزاق ها در قزاقستان و کمتر فارسی هم در ایران پیدا می شود که مدتی عن ما ترک ها را در ترکیه نخورده باشد همۀ این ها بعد خوردن عن ما، بطرف ترک ها پارس می کنند. به این پاسیدن ها می گویند » عوارض عن ترک » یعنی هر فارسی که عن ترک ها را بخورد، پارس خواهد کرد

  350. ali@yahoo.com :گفت

    فردوسی برای جبران گه خوری هایش، داستان یوسف و زلیخا را که از آن به عنوان توبه نامه اش یاد می شود،سروده . نمونه ای از اشعارش در یوسف و زلیخا

    به نظم آوریدم بسی داستان / ز افسانه گـــــفته باســــتان
    ز هر گونه ای نظم آراستم / بگفتم درو هر چه خود خواستم
    اگرچه دلم بود از آن بامزه / همی کاشتم تخم رنج و بزه
    از آن تخم کشتن پشیمان شدم / زبان را و دل را گره بر زدم
    نگویم کنون نامه های دروغ / سخن را به گفتار ندهم فروغ
    نکارم کنون تخم رنج و گناه / که آمد سپیدی به جای سیاه
    دلم سیر گشت از فریدون گرد / مرا زان چه؟ کو ملک ضحاک برد؟
    ندانم چه خواهد بدن جز عذاب / ز کیخسرو و جنگ افراسیاب
    برین می سزد گر بخندد خرد / زمن خود کجا کی پسندد خرد؟
    که یک نیمه عمر خود کم کنم / جهانی پر از نام رستم کنم؟
    دلم گشت سیر و گرفتم ملال / هم از گیو و طوس و هم از پور زال
    کنون گر مرا روز چندی بقاست / دگر نسپرم جز همه راه راست
    نگویم دگر داستان ملوک / دلک سیر شد زآستان ملوک
    دوصد زان نیارزد به یک مشت خاک / که آن داستانها دروغ است پاک

  351. bandarabas@yahoo.com :گفت

    من بعنوان یک فارس اصیل از شهر بندر عباس، بعد از مطالعۀ زیاد و دیدن مردمان آفریقائی، اروپائی و آسیائی و مقایسۀ خودم با آنها، به این نتیجه رسیدم که ما مردم بندر عباس، چابهار، بوشهر، کرمان، آبادان و کازرون از نژاد اصیل آفریقایئ هستیم و بعد از قرن ها سربار مردم منطقه شدن، باید به آفریقا برگردیم

  352. bandarabas@yahoo.com :گفت

    دزدی های خاندان پهلوی

  353. mahmad@yahoo.com :گفت

    پالانی، نام ایلی کردستانی می‌باشد که در زمان نادرشاه افشار از دشت زهاب ( ذهاب از توابع کرمانشاه ) به آلاشت و سوادکوه مازندران کوچ داده می‌شوند. در اصل این ایل، کرد کاکه ایی هستند و هم اکنون نیز به زبان کردی کلهری و گورانی صحبت می‌کنند و پیرو مذهب اهل حق می‌باشند و در کرکوک، کلار ( کردستان عراق ) و سرپل زهاب ( کردستان ایران ) ساکن هستند.پدران رضا شاه از این ایل بودند.[

  354. ahmad@yahoo.com :گفت

    چرا به رضا شاه پهلوی می گویند رضا پالانی کورد؟

    در کتاب » تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ملک‌الشعرا بهار. انتشارات امیرکبیر. ۱۳۵۷ جلد اول ص ۶۹ » چنین آمده است. » پالانی، نام ایلی کردستانی می‌باشد که در زمان نادرشاه افشار از دشت زهاب ( ذهاب از توابع کرمانشاه ) به آلاشت و سوادکوه مازندران کوچ داده می‌شوند. در اصل این ایل، کرد کاکه ایی هستند و هم اکنون نیز به زبان کردی کلهری و گورانی صحبت می‌کنند و پیرو مذهب اهل حق می‌باشند و در کرکوک، کلار ( کردستان عراق ) و سرپل زهاب ( کردستان ایران ) ساکن هستند. پدران رضا شاه از این ایل بودند. »
    زمانیکه اردشیر ریپوتر جی رضا پالانی را به سلطنت رساند و سلسلۀ پهلوی را بنیانگذاری کرد، رضا پالانی از خود خانه نداشت و در درازه قزوین طهران اجاره نشین بود و همچنین در سفارت انگلیس در طهران هم مهتری می کرد، ولی بعد ار بیست سال حکومت ننگین، موقع فرار از ایران به ژوهانسبورک دویست میلیون دلار در حساب بانکی خارجی داشت که معادل بودجۀ چهار سال آن زمان ایران میشد. غارت ايران به وسيله رضا پالانی واقعاً عظيم بود

    شعر رضا پالانی

    کورش که با نفت اومد
    رضا پالانی سرسخت اومد
    آریا بازی وارد شد
    عاقل بودن راکد شد
    نفتو حسابی بردند
    با نام آریا خوردند
    رضا پالانی شاه شد
    کورش و آریا ماه شد
    شاه نوکر انگلیس
    هم دزد بود و کاسه لیس
    دزدان دورش نشستند
    تا ملتو شکستند
    انگلیس نفتو میبرد
    رضا پالانی خیلی میخورد
    آریا بازی ایده شد
    حقیقت دزدیده شد
    تحریف تاریخ اومد
    کورش ز مریخ اومد
    اومده دشت مرغاب
    ساکن شد و رفت بخواب
    انگلیس نفتو میبرد
    رضا پالانی خیلی میخورد
    دزدان همه شاد بودند
    عضو حزب باد بودند
    تاریخ دروغ میساختند
    آریا فروغ میساختند
    شاه که تریاکی بود
    او دزد چالاکی بود
    در عالم هپروت
    کورش پرست و طاغوت
    از نفت دزدی میکرد
    نوکری مفتی میکرد
    وقتی که کورش اومد
    انگلیس بجوش اومد
    از خوردن نفت ما
    شد مثل یک اژدها
    آتش زد هستی ما
    آریا شد هستی ما
    اگر چه نفتو خوردند
    ولی آریا آوردند
    آریا چه دل خوش کنک
    بزرگ مثل بادکنک
    هم خوشگل و ناز بود
    توی تاریخ دراز بود
    اما قصۀ غربی
    برای خلق شرقی
    فکر ما رفت به آریا
    نفت ما رفت بدریا
    آن کس که آریا رو دید
    رفتن نفتو ندید
    خادم انگلیس شد
    ظالم و کاسه لیس شد
    ادعای وطن کرد
    ملتو تو کفن کرد

  355. ahmad@yahoo.com :گفت

    منوچهر گنجه ای از اوباشان پهلوی طلب نزدیک به چهل سال است سازمان درفش کاویانی را با میلیون ها دلار سرمایه از طرف اربابانش راه انداخته بعد از این همه سال و آین همه امکانات به غیر از خودش و شوهرهای دخترهاش کسی سازمان درفش کاویانی و منوجهر گنجه ای را نمی شناسد اما ترک های مثل دکتر محمد مصدق، مهندس حنیف نژاد، بیژن جزنی، دکتر تقی ارانی بنیانگذاران سازمان ها و طرز تفکرهای هستند که فقط و فقط در راه عقیدۀ آنها صدها هزار نفر زندانی و اعدام شده اند.

  356. ahmad@yahoo.com :گفت

    زمانیکه استالین، چرچیل و روزولت در کنفرانس طهران کرۀ زمین را بین خودشان تقسیم میکردند، قبول می کنند که محمد رضا شاه پهلوی پسر ارشد رضا پالانی با آن خصوصیات انتریش در قدرت بماند بعد از اتمام گفتگو؛ استالین دستی میکشه به سر محمد رضا میگه،، خیالت تا پنجاه سال آینده راحت باشه، کسی با شما کاری نداره.
    بعدها محمد رضا پهلوی در چند ترور جان سالم بدر میبره و در جریان مصدق و ملی شدن صنعت نفت هم شاپور رپورتر جی با کودتای 28 مرداد 1332 محمد رضا را دوباره بقدرت باز می گرداند بلاخره، بعد از سال ها گند کاری، و سرافکنده کردن مردم ایران، مردم به ستوح آمده با دست های خالی به خیابانها می ریزن و هر چقدر ارتش شاهنشاهی مردم را بیشتر قتل و عام میکنه، مردم بیشتر به خیابان ها میریزن . محمد رضا تلفنی با سفیر شوروی تماس میگیره، میگه، هنوز پنجاه سالم تمام نشده. سفیر شوروی در جواب میگه، کار ماها نیست یعنی نه شوروی، نه انگلیس و نه امریکا. بخاطر فساد بیش از حد، جامعه منفجر شده و نمیشه با کشتار و خون ریزی هم جلویش رو گرفت. چمدان هایت رو بردار، برو. اگه بدست مردم بیافتی، تکه پاره میشه.

    در حالی که خیلی از مردم ایران در حلبی آباد ها و شهرنوها ( فاحشه خانه ها ) زندگی میکردند و به نان شب محتاج بودند، محمد رضا پهلوی بعد از به خاک و خون کشیدن 134 هزار انسان بیگناه با 36 میلیار دولار از ایران فرار میکنه میره به مصر ولی دولت مصر بیرون میکنه. بعد میره به مراکش بعد از چند روز از مراکش هم بیرون می کنند. از مراکش با یک ویزای توریستی به باهاما میره در آنجا از دولت انگلیس تقاضای پناهندگی سیاسی می کنه ولی تقاضای پناهندگی وی رد میشه. از باهاما میره به مکزیک بعد از چند هفته در آنجا هم مثل جاهای دیگر بصورت عنش تف می اندازن و بیرون میکنند بلاخره از مکزیک میره به امریکا و در انجا دوباره از دولت مصر تقاضای پناهندگی سیاسی میکنه و انورسادات ریس جمهور وقت مصر به وی پناهندگی سیاسی میده. محمد رضا پهلوی وارد مصر میشه و چندی بعد در همانجا بدرک واصل و در همانجا هم چال میشه.

  357. ahmad@yahoo.com :گفت

    فرهنگ روسپی گری و اعتیاد در ایران
    ارمغان خاندان گند پهلوی است

    در هر مملکتی یک عده از زن ها به دلایل مختلف به فاحشه گی کشیده و یا کشانده میشوند و دولت های مردمی و دل سوز که از طرف مردم انتخاب می شوند، با فراهم کردن امکانات اولیه از یک طرف و کوش مالی دادن آنها از طرف دیگر، مانع کسب و کارشان میشوند تا جامعه به فساد کشیده نشود. اما اردشیر ریپوتر جی رضا پالانی را به پادشاهی رساند و برای اینکه مردم ایران کاملا به زانو در بیایند از رضا پالانی خواست به هر طریق ممکن روسپیگری و اعتیاد در ایران را گسترش دهد. رضا پالانی که تمام عمرش را در مهتری در سفارت های انگلیس و هلند در طهران گذرانده بود و خودش هم شدیدآ به تریاک اعتیاد داشت، برای گسترش روسپیگری و مصرف مواد مخدر در ایران، با زال ممد قاچاقچی و غمار باز معروف طهران دویست خانۀ کوچک و پر اطاقی را مثل لانۀ زنبور دیوار به دیوار در جمشید طهران آن زمان ساخت و زن ها را به هر طریق ممکن معتاد کرده و به آنجا کشاند و پخش مواد مخدر در کل ایران را آغاز کرد.

    بعد از فرار رضا پالانی از ایران به آفریقای جنوبی و به قدرت رسیدن پسرش محمد رضا، پخش مواد مخدر و گسترش روسیگری در ایران را اشرف پهلوی بعهده گرفت او نه تنها پخش مواد مخدر در ایران را گسترش داد بلکه خانه های را که در زمان پدرش برای فاحشه های معتاد ساخته بودند را چندین برابر کرد. یعنی دو خیابان بزرگ هم به آن اضافه شدند. در یک خیابان خانه های شخصی زنان فاحشه و معتاد بودند و در خیابان دیگر، خانه های محل کسب و کارشان. اولی را » نجیب خانه » جمشید و دومی را » شهرنو » نامیدند. اطفال خردسالی که در خانه های جمشید » نجیب خانه » اقامت داشتند به خیابان دوم راه نمی دادند. پلیس اطفال کم سن و سال را اگر در » شهر نو » می دید، جمع آوری میکرد. آنها مثل کرم در خیابان دوم می لولیدند. اغلب وقتی به سن 14 – 15سالگی میرسیدندد، به جمع خیابان اولی می پیوستند. دخترها در اختیار مردهای مسن گذاشته می شدند و پسرها خود نان آلوده به انواع بزهکاری را در می آوردند. مخارج خانه های که سر قفلی بودند از محل کسب برداری جنسی بود. پدر هیچکدان از اطفالی که در خیابان دوم ولو بودند، معلوم نیود. پسرها از همان 12 – 10 سالگی جیب بری و پخش مواد مخدر را شروع و یا نوچۀ یکی از چاقو کش ها، دزدها، و اوباش های مثل ممد پلنگ می شدند و تن به رابطۀ جنسی نیز می دادند.
    جمشید زیر نظر اشرف پهلوی به مرکز توزیع مواد مخدر تبدیل شده بود. هر روز صبح زود کنار یکی از نجیب خانه عده ای از این پسرها و دخترهای جوان به زحمت روی زمین نشسته و برای بیداری و سر پا ایستادن هروئین زیر بینی یگدیگر میگرفتند. شب ها که مادر این اطفال مشغول کسب و کار می بودند. این بچه ها را از خانه بیرون میکردند و آنها در کوچه ها، شب را به صیح می رساندند. و این ملاقات های شبانه در طول تمام شب های هفته و ماه های سال ادامه داشت. در همین خانه ها، دخترهای 12 – 14 ساله مورد اولین تجاوز جنسی قرار می گرفتند و سپس در سال های بعد خود به زنی سابقه دار و آشنا به این حرفه تبدیل می شدند.

    حسن زنجیری، هفت کچلان، ممد پلنگ، شعبان بیمغ، سمین بی ام وه، پری بلنده، اشرف چهار چشم، شهلا آبادانی و پری سیاه از اوباشان، جانی ها، دزدها، قاچاقچی ها، فاحشه ها و قوادهای معروف » شهرنو » بودند که در کودتای 28 مرداد 1332 نقش مهمی را بازی کردند آنها به ریاست اشرف پهلوی بعد از به قدرت رسیدن دوبارۀ محمد رضا، فاحشه خانه ها و توزیع مواد مخدر در کل ایران را تا حد توان خود گسترش دادند که ثمرۀ آن امروز فرهنگ » اعتیاد و روسپیگری » در بین مردم ایران است.
    چند روز قبل از پیروزی انقلاب 1357 اشرف پهلوی از ایران فرار کرد ولی عده ای از اوباش ها و قوادهای شهر نو توسط مردم دست گیر و در دادگاه به ریاست ایت الله خلخالی محاکمه و اعدام شدند. یکی از اوباشاان مشهور شهرنو ممد پلنگ با صدها نوچۀ اش بود که موقع محاکمه به خلخالی گفته بود، حاچ آقا، به مولا علی قسم، من ممد پلنگ نیستم، من ممد پنبه ام. خلخالی در جواب گفته بود، چه ممد پلنگ باشی، چه ممد پنبه، باید تیرباران بشی، وایسا بغل دیوار که وقت نداریم.

  358. ahmad@yahoo.com :گفت

    خاندان پهلوی در واقع گندترین خاندان پادشاهی در تاریخ پادشاهان جهان است که به ایرانی ها تحمیل شد. رضا پالانی از مهتری سفارت های هلند و انگلیس در طهران به پادشاهی رسانده شد تا تمام زحمات مشروطه خواهان را زیر پا له کند.
    از یک طرف، او برای فریب خلق در مجالس عزاداری خرافهپرستی میکرد، و در تاسوا و عاشورا، گل بر سر و صورت خویش میمالید تا روحانیون او را احیا کنندۀ دین معرفی کنند.
    از طرف دیگر، زال ممد غمارباز و قاچاقچی معروف طهران را مامور میکرد تا شهرنوها را با هزاران فاحشه در طهران و دیگر شهرها راه اندازی کند تا مصرف مواد مخدر و روسپیگری در ایران فرهنگ شوند
    در زمان رضا پالانی ایران به سه منطقۀ تقسیم شده بود. شمال در دست روس ها، جنوب در دست انگلیسی ها و در مرکز هم هرج و مرج به تمام معنی حکمفرما بود. تا سقوط حکومت پهلوی در سال 57 اتباع غربی که وارد ایران میشدند از دولت ایران حق توحش دریافت می کردند.

    زمانیکه اردشیر ریپوتر جی رضا پالانی را به سلطنت رساند و سلسلۀ پهلوی را بنیانگذاری کرد، رضا پالانی از خود خانه نداشت و در دروازه قزوین طهران اجاره نشین بود و در سفارت انگلیس هم مهتری می کرد، ولی موقع فرار از ایران به ژوهانسبورک دویست میلیون دلار در حساب بانکی خارجی داشت که معادل بودجۀ چهار سال آن زمان ایران میشد. غارت ايران به وسيله رضا پالانی واقعاً عظيم بود

  359. ahmad@yahoo.com :گفت

    اشرف پهلوی دختر رضا پالانی با آن همه ثروت از قاچاق مواد مخدر، شهرنوها و در صدی از درامد نفت ایران که مستقیم بحسابش واریز میشد، با یه رانندۀ تاکسی مصری بنام شفیق ازدواج کرد. شفیق قسمت اعظم پول های اشرف را بالا کشید و رفت به مصر و دیگر برنگشت. شفیق در خاطراتش نوشته که فارس ها ادم های بسیار گهی هستند اشرف بعداٌ عاشق لئون پالانچی ارمنی شد. پالانچی هم زمین های او را در رامسر بالا کشید.
    برادرش محمد رضا شاه پهلوی هم با فوزیه دختر مصری ازدواج کرد ولی بعد از مدتی فوزیه محمد رضا را آدم بی سواد و بیشعور تشخیص داد و او را ترک کرد و برگشت به مصر. محمد رضا بمدت سه سال هرچه نامه و سفیر پیش فوزیه فرستاد تا هر طوری شده او را به ایران برگرداند ولی نشد تا اینکه آنها بعد از سه سال از هم جدا شدند.

    لیلا پهلوی، دختر محمد رضا که بشدت کیر گیجه گرفته بود، با آن همه ثروت نتوانست حتی یه دوست پسر برای خودش پیدا کند چه بماند که شوهر. او هم که مثل پدر بزرگش بشدت اعتیاد داشت، با مصرف بیش از حد کوکائین، در هتلی در لندن در سن سی سالگی سنکوب کرد و مرد.

    رضا پهلوی نوۀ رضا پالانی با آن همه امکانات فقط توانست دیپلم مکاتبه ای بگیرد، رضا در سن 17 سالگی همراه پدر منفورش از ایران فرار کرده و در خارج از ایران هم تحصیل نکرده و بی سواد است. علت اینکه پهلوی طلب های مزدور رضا را خلبان خطاب می کردند این بود که در آن سن و سال، بهش دووکتورر گفتن جور در نمی آمد. او دوچرخه سواری هم بلد نیست چه بماند که خلبان باشد.

  360. ahmad@yahoo.com :گفت

    سلطنت طلب ها شاخۀ فداییان المان تلاش میکند تا نشان دهد که رضا شاه معروف به رضا پالانی بخاطر تمایل بطرف آلمان هیتلری قدرت را از دست داد.

    اگر ما آن روزهای ایران را در نظر بگیریم، خواهیم دید که،
    از یک طرف، اردشیر ریپورتر جی که از او بعنوان بنیانگذار سلسلۀ پهلوی یاد می شود رضا پالانی را از طویله بیرون می کشد و پادشاه ایران می کند. رضا پالانی نه سواد خواندن و نه نوشتن دارد و نه می فهمد که آلمان کجاست و هیتلر کی هست و نه بدون اجازۀ اردشیر ریپورترجی می تواند نفس بکشد و سفارت المان در ایران هم بسته شده است. سفیر وقت امریکا در طهران، بعد از دیدار و گفتگو با رضا پالانی، گفته بود که رضا پالانی تنها مقداری ناچیز با یک حیوان وحشی فاصله دارد
    حالا، در حالیکه افسار رضا پالانی در دست اردشیر ریپورترجی است. رضا پالانی چگونه میتواند بطرف المان تمایل پیدا کند؟ مهمتر اینکه اگر بطرف آلمان تمایل پیدا کرده بود می بایست با کمک آلمانی ها از ایران خارج میشد ولی با کمک انگلیسی ها از ایران صحیح و سالم به ژوهانسبورک می رسد. جواب سوال اینکه چرا رضا پالانی را از ایران به ژوهنسبورک بردند و پسرش را جایگزین او کردند ساده است. نارضایتی ها در جامعه فروکش کند. نوکر نو – تیزرو

  361. ahmad@yahoo.com :گفت

    اردشیر ریپورتر جی
    و پسرش شاپور ریپورتر جی در ایران

    اردشیر ریپوترجی که از او به عنوان بنیانگدار سلسلۀ پهلوی در ایران یاد می شود به مدت چهل سال تمام برای انجام مأموریتش در ایران زندگی کرد و در این مدت طولانی نقش فراوانی در بسیاری از ناگواری‌های سیاسی و اجتماعی ایران به عهده داشت. از جملهٔ این رویدادها عبارتند از
    I. انحراف انقلاب مشروطیت از آرمان‌های آغازین آن
    II. جلوگیری از ایجاد حکومت جمهوری که پس از سقوط قاجاریان در برنامه مجلس شورای ملی بود.
    III. بنیانگداری سلسلۀ ننگین پهلوی
    یکی از برنامه‌های اردشیر ریپورتر در ایران، القاء و اجرای نظریات نژادپرستانه و کوشش برای ترویج اختلافات قومیتی در میان مردم بود. نام آریا و نژاد آریایی در زمان او در ایران متداول شد و با اشاره و حمایت او به آثار برخی از نویسندگان راه یافت. کاری که با تأسی به آریایی‌سازی‌های ماکس مولر (زبان‌شناس تبعهٔ بریتانیا و عضو شورای مشاوران ملکه) انجام می‌شد.
    اردشیر ریپورتر، در ادامه فعالیت‌های آریایی‌گرایی خود، یک مدرسه جاسوسی تحت پوشش نام مدرسه علوم سیاسی در تهران تأسیس کرد و خود تدریس درس ایران باستان آنرا به عهده گرفت. عده‌ای از ایران‌شناسان انگلیسی و از جمله رابرت زنر (نویسنده کتاب زروان) و دیوید نیل مکنزی (نویسنده لغت نامۀ زبان پهلوی) از اعضای این آموزشگاه جاسوسی بودند. او مشوق و حامی گروهی از شخصیت‌های فرهنگی بود که از خواست او که خواست دولت بریتانیا بود، پیروی کنند. این در حالی بود که همکاران دیگر او در کشورهای همسایه، با رویکردی به ظاهر متناقض اما کاملاً هماهنگ با یکدیگر، به دنبال بسط القائات آریایی‌ستیزیِ توأم با ترویج عرب‌گرایی بودند.
    او همچنین ترتیبی داد تا هرگونه بنای ناشناختهٔ باستانی که کارکردی نامعلوم دارد، به عنوان آتشکده شناسایی و نامگذاری شود. علاوه بر این، ترتیبی داد تا تعدادی آتشکده در تهران، یزد و کرمان ساخته شود و با تبلیغات مستمر، قدمت آنها به عصرهای قدیم منسوب گردد.
    اما شاپور ریپورتر، پسر اردشیر ریپورتر بود که در سال ۱۳۰۰ در تهران متولد شد. او پس از درگذشت اردشیر، تحت آموزش‌های لازم در انگلستان و هندوستان قرار گرفت و پس از چندی به عنوان جانشین پدر به تهران باز گشت.
    شاپور نیز همچون پدرش عامل ارتباطی و اجرایی برنامه‌های سلطهٔ بریتانیا در ایران، و نیز جاسوس و رئیس سرویس مخفی اطلاعات بریتانیا در ایران بود. او همچون پدرش، نقش فراوانی در رویدادهای ناگوار سیاسی و اجتماعی ایران داشت و مانعی جدی در راه استقرار حاکمیت مردم بشمار می‌رفت.
    سیاست‌های بریتانیا در القائات آریایی‌گرایی و باستان‌گرایی در زمان شاپور ریپورتر تا حدی تغییر می‌کند و روندی متفاوت با آنرا در پیش می‌گیرد. رویکردهایی که هر چند در ظاهر مغایر یکدیگرند، اما همگی بر بنیان بنیادگرایی و تعصب و افراط‌گری استوار بودند. دلیل این تغییر رویه تاکنون بدرستی دانسته نشده است، اما گمان می‌رود که همراهی نکردن و مقاومت افکار عمومی و شخصیت‌های ممتاز فرهنگی؛ نفرت جهانی از اصطلاح آریا و آریایی که پس از جنایت‌های هیتلر و آلمان نازی در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم گسترش یافته بود؛ و نیز منافع بیشتری که در حمایت از گرایش‌های دیگر می‌دیدند؛ در این تغییر رویه دخیل بوده است.
    شاپور در راه‌ اندازی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد علیه ملت ایران (که آنرا عملیات چکمه یا عملیات آژاکس می‌نامیدند) با آمریکاییان همکاری و مشارکت داشت و از عوامل اصلی سقوط دولت مصدق و ناکامی ایرانیان در دسترسی به حکومت مردم‌ سالار بود. کودتایی که بعدها با مذمت مادلین آلبرایت و باراک اوباما مواجه شد: «ایالات متحده در سرنگونی دولتی نقش داشت که بطور دموکراتیک انتخاب شده بود»
    شاپور رپورتر پس از انجام این برنامه که به بهای تباهی آرمان‌های یک ملت انجام شد، از وزارت امور خارجه آمریکا پاداشی برای «خدمات درخشان» خود دریافت می‌کند و همچون پدرش به خاطر خدمات شایانی که به دولت بریتانیا کرده‌ بود، مفتخر به دریافت مدال امپراطوری بریتانیا و لقب «سِر» می‌شود.
    شاپور نیز به مانند پدرش اهل نوشتن یا سفارش به نوشتن کتاب‌های قلابی و دروغ‌پردازی‌هایی با مقاصد خاص بوده است. اگر پدرش دستی در تولید کتاب‌ها و ترجمه‌های مجعول و منسوب به دوران باستان داشت، او به متون سیاسی روی آورده بود.
    نمونه‌ای از اینها کتابی است که در سال ۱۳۷۷ و با عنوان «بزرگترین رویارویی شرق و غرب در تهران» با ترجمه محسن اشرفی به چاپ رسید. کتابی که شاپور ریپورتر نویسنده آن بوده و آنرا با نام مخفی «آرین رنجی شری» منتشر کرده بود. اینگونه کتاب‌ها که اخیراً به تناوب در زمینه تاریخ معاصر منتشر می‌شوند، در بردارندهٔ نادرستی‌های فراوانی هستند که نویسنده کوشش کرده با سمت‌گیری‌های خاصی، شخص یا گروهی را تبرئه نماید و دیگران را متهم و مقصر جلوه دهد. کتاب‌هایی که برای تخریب غیرمستقیم مخالفان سیاست‌های انگلستان و رفع اتهام از استعمار پیر نوشته و منتشر می‌شوند.
    گویا شاپور چند کتاب دیگر نیز به سفارش بریتانیا نوشته بوده است. کتاب‌هایی که در آنها در لباس یک مدافع کمونیسم فرو می‌رود تا به تخریب آن بپردازد و یا کتاب قلابی «خاطرات ابوالقاسم لاهوتی» که برای تخریب او نوشته بوده است.
    شاپور تا حدود انقلاب ۱۳۵۷ در تهران بوده است. او در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ ترتیب یک معامله یکصد میلیون پوندی خرید سلاح و جنگ‌افزار از بریتانیا را می‌دهد و پس از انجام آخرین مأموریت‌ خود برای همیشه از ایران خارج می‌شود. و سرانجام در اسفند ۱۳۸۳ بر اثر سرطان پروستات در شهر ساحلی کارپاس در جنوب آرژانتین مرد.

  362. ahmad@yahoo.com :گفت

    استوانۀ منشور حقوق بشری
    منتسب به کورش

    در سال ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال کاوش‌های گروه انگلیسی در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه در شهر باستانی بـابِـل در بین‌النهرین استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی کـلدانی به نام « هرمز رسـام » پیدا شد تحقیقات اولیه نشان می‌داد که گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشته‌هائی به خط و زبان بابلی در برگرفته است و متعلق به فرمانروای بابِـل است ولی بعد از دوسال تحقیق به این نتیجه رسیدند که این گل نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به دستور کورش تحریر شده است.. این استوانه امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.
    حالا چرا بعد از دو سال تحقیق آن را به کورش نسبت دادند، معلوم نیست ولی واقعیت های هست که نمی شود انکارش کرد. این استوانه در شهر بابل که پایتخت کشور بابل بوده، به دست کاتبان و تاریخ نویسان بابلی و به خط و به زبان بابلی تحریر شده و در همان جا ( در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ) نیز پیدا شده است. سنت تاریخ نویسی قبل از حمله کفتار وار کورش حدود دوهزار سال در بابل رواج داشته. صنعت و فن ساخت چنین کتیبه‌های استوانه‌ ای متعلق به مردم بابل است با اینکه نمونه‌های فراوانی از آن با همان محتوا و مضامین در بابل پیدا شده در مقابل هیچ نمونۀ مشابه آن چه قدیمیتر و یا جدیدتر که متعلق به سرزمین مثلآ پارس باشد، تاکنون پیدا نشده است.
    بنا به مندرجات عهد عتیق، کورش مجری و برآورد کنندۀ یک‌ آرزوی ویرانگر قدیم بود. آنجا که به نقل از خدای بزرگ یهودیان که دست راست کورش را گرفته و او را منصوب و منتخب خود نامیده، آمده است: «من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد. نسل بابلیان را ریشه‌کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند. بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند. با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هر چه دارد از بین برود (کتاب اشعیا، باب ۱۴، بند ۲۲ و ۲۳؛ باب ۴۴، بند ۲۸؛ باب ۴۵، بند ۱ و ۱۴)»؛ «پس از هفتاد سال، سلطان بابل و قوم او را بخاطر گناهانشان مجازات خواهم نمود و سرزمین ایشان را به ویرانه‌ای ابدی تبدیل خواهم کرد (کتاب اِرمیا، باب ۲۵، بند ۱۲)». این روایت به قتل و غارت کشور بابل به دست کورش و نیزه اندازهایش اشاره میکند که با ابزارهای عقلی و فنی یهودیان عملی شد.
    کورش با نیزه اندازهایش تمدن درخشان «بابل» را برای همیشه از بین برد و تعداد مردانی که در زمان کورش به دست او و نیزه اندازهایش کشته و معلول شدند، شمار زنان و اطفالی که بیوه و یتیم و بی‌خانمان و ربوده شدند، میزان اموالی که به غارت رفت، هزینه‌هایی که از دسترنج مردم بینوا تأمین شد و بر دوش آنان تحمیل گردید، خسارت‌هایی که به اقتصاد و کشاورزی و بازرگانی و پیشه‌ها وارد آمد، زمین‌های سوخته و ویرانی که بر جای ماند، و آسیب و رنجی که به جسم و روح و به فرهنگ و تمدن و آینده بشریت رسید، غیر قابل محاسبه و تخمین است.

  363. ahmad@yahoo.com :گفت

    ناصر پور پیرار چه می گوید استاد

    ناصر پورپیرار در تحقیات اش ثابت می کند که آنچه که امروز با عنوان سابقۀ تمدنی سه سلسلۀ ( هخامنشی، اشکانی و ساسانی ) می شناسیم قصه ها و افسانه های تاریخی اند و بعد از هجوم نیزه اندازهای هخامنشی که با حکومت خشایار شاه به پایان می رسد، جغرافيائی كه با عنوان شرق ميانه از آن ياد ميكند خالی از سكنه و هر گونه نشانه‌های سكونت و تمدن بوده است. پوربيرار با استناد به منابع مكتوب قديمه از جمله “عهد عتيق” دربارۀ نیزه اندازهای هخامنشی آراء ديگری عرضه می‌دارد و آراء خويش را به بوتۀ نقد و تطبيق با آثار باستانی و كتيبه‌ها ميزند و حقايق حاصل از اين نقد و بررسی او بسيار دقيق‌تر، عالمانه‌تر و مسئولانه‌تر از تحقیقات عرضه شده تا به امروز است. پورپيرار كوروش و نیزه اندازهایش را نه برخاسته‌ از» انشان » بلكه براساس داده‌های تورات كه قديمی ترين و دقيق‌ترين منبع باقی ‌مانده از آن عصر است چادرنشینان دوره گرد و گردنه بندی می داند که توسط یهود کرایه شده اند برای نجات قوم يهود از اسارت در بابل. کورش و نیزه اندازهایش با کمک های عقلی و فنی یهود به بابل هجوم می آورند، آنجا را ويران میکنند، اسیران یهود در بابل را آزاد میکند، ثروت توقيف شدۀ آنان در بابل را به اورشليم باز می گرداند و معبد يهود در اورشليم را باز سازی میکند،
    پورپيرار معتقد است كه بعد از تسلط نیزه اندازهای هخامنشی و يهود بر ملل ساكن منطقه، ملل مغلوب در پی رهائی خويش از زير سلطۀ يهود و نیزه اندازهای هخامنشی بر می آیند و طرح قيام عمومی بر عليه اين استيلا گران را می ریزند اما يهوديان پيش‌دستی كرده و با کمک نيزه اندازه های هخامنشی تمامی اين اقوام و ملل را سركوب و تدريجاً نابود می کنند و اين واقعه با عنوان “عيد پوريم” در كتاب استر از كتب عهد عتيق، بازگوئی كامل شده است. البته تمامی اين بحث‌ها در كتب مذكور ( دوازده قرن سكوت) به صورتی بسيار مفصل و قدم به قدم طرح و تحقیق شده، همراه با نقد تطبيقی منابع و بخصوص استنادات باستان شناسی. مؤلف دوازده قرن سكوت معتقد است كه بعد از اين واقعه‌‌ هستی اقوام منطقه رو به افول و نابودی گذاشته و يك خلأ تاريخی وحشتناك به وجود آمده كه آنرا با قصه‌های تاريخی و سلاطین و حكومت‌های دروغ پر كرده‌اند علی الخصوص با دو سلسله اشكانی و ساسانی كه تحقیقات باستانشناسی به هيچ وجه وجود تاريخی آنها را ثابت نمی‌كند و اين خلأ تاريخی با ظهور اسلام و آغاز مهاجرت دو قوم عرب و ترك، دوباره حيات بشری در اين منطقه جان می گیرد. مهاجرتهای تمدن سازی كه نژاد تراشان با پادوهای داخلی شان از آنها با عنوان تهاجم‌های تمدن براندازانه ياد می كنند بدون اينكه حتی صحفه‌ائی و برگی از آن آثار تمدنی موهوم در تحقیقات عالمانه عرضه كنند!. اين خلأ تاريخی دوازده قرنی را يافته‌های باستانشناسی به طرز شگفت‌انگيزی ثابت می کند و از اين 12 قرن سكوت يا به خيال نژاد تراشان قصه باف از اين 12 قرن شكوه!! اثر درخشان تمدنی حتی سكه‌ائی قابل شناسائی باقی نمانده است. سکه ای که به طور مشخص، مثلا با تحریر، تصویر و کدهای شناسایی مخصوص بتوان به آنها نسبت داد، وجود ندارد. چند سکۀ یک روی بسیار ابتدائی و بی ارزش را بدون دلیل به عصر نیزه اندازهای هخامنشی نسبت می دهند که خود تنگ دستی نژاد تراش ها را جار می زند.

    همانگونه كه گفته شد محقق با تحقیقات دقيق يافته‌های باستانی از تمدنهای ما قبل » نیزه اندازهای هخامنشی” را در نهايت ترقی هنری و صنعتی می يابد اما با رسيدن به عصر نیزه اندازهای هخامنشی ديگر هيچ اثر تمدنی و صنعتی قابل عرضه‌ائی يافت نمی‌شود تا چند قرن بعد از ظهور اسلام و تازه آثار صنعتی و هنری كه سفالگر و صنعتگر دو قرن بعد از اسلام شروع به پديد آوردن آنها می‌كند چنان ناشی و هنر و صنعتش چنان ابتدائی است كه از نظر غنای هنری و صنعتی بس فقير‌تر و ضعفيفتر از آثار تمدنی ما قبل » نیزه اندازهای هخامنشی” است و پورپيرار اولين كسی است كه اين سؤال را با چنان جديتی پی‌ می گيرد كه بر سر آن همه تمدن های درخشان چه آمده است كه هنرمند و صنتعگر و سفال‌ساز دويست سال پس از اسلام هيچ شناختی از آن همه صنعت و هنر و آثار تمدنی ندارد چرا كه اگر می داشت طبعاً بايد وارث آن هنر و تمدن می بود و آثار دست ساخته‌اش هنرمندانه‌تر از اين می ‌بود. چه بر سر آفرينندگان و صاحبان اين آثار درخشان كه خبر از وجود تمدن هائی بس مترقی می دهند آمده كه سفال ساز و صنعتگر قرن سوم هجری هيچ اثری از خصوصیات آن همه آثار تمدنی من جمله سفال را در دست ساخته‌های خويش منعكس نمی كند و اين نيست جز به دليل اينكه صنعتگران قرن سوم هجری هيچ اطلاعی از آن تمدنها و آثار تمدنی نداشته و اين بی خبری منطقاً اتفاق نمی‌افتد مگر اينكه ركود و فاصلۀ انحطاطی ما بين اين دو بوده باشد، اين است كه پورپيرار طراح و مدافع دكترين 12 قرن سكوت است كه با ظهور نیزه اندازهای هخامنشی آغاز و با ظهور اسلام و مهاجرت اقوام عرب و ترک به اين سرزمين پايان می‌يابد و در تحقیقات اش چنان دقيق و موشكاف است كه هيچ صاحب قلمی تاكنون اين دقت و تعهد نبوده است. طراح چنين دكترينی منطقاً به اين نتيجه می‌رسد كه تاريخی كه به خوردما می دهند سرشار از جعل و کذب است و تحقیقات چند موارد از اين جعليات و به خصوص جعل كتيبه‌ و ابنيه در اطراف شيراز به اثبات جعلياتی حقيقتاً تكان دهنده ای انجاميده است كه خشم و تأثر هر انسان عاقلی را بر می‌انگيزد.

    در اولين نگاه شايد آراء ناصر پورپيرار بسيار تكان دهنده و غير قابل باور به نظر بيايد چرا كه تمام تصورات تاريخی كه تاكنون و عمدتاً اروپائيان يهودی ساخته و در اذهان ما قالب كرده‌اند را در هم می‌ريزد و بسی بغرنج به نظر می رسد اما برای كسی كه تعصبات ابلهانۀ كورش نیزه انداز نكرده باشد و بی‌هيچ گونه پيش‌داوری و با دقتی مسوولانه محققانه كتابها و آراء او را خوانده و تحقیق كند، مجهولات بسياری گشوده خواهد شد و نيز حقايق بسياری آشكار خواهد شد و نادانسته‌ها و ناگفته‌های بس تامل برانگيز بسيار. اما دريغ كه در اين اوضاع وانفسا كسی را آن دغدغه و تعهد نيست كه جوينده‌ای چنان باشد و هر كسی سرگرم تعصبات كهنه و توهمات خويش است تعصبات و توهماتی گاه بسيار ابلهانه و لجاجت‌آميز، دريغ از ساحت مقدس خرد و آدم حقيقتاً نمیداند چه كند در برابر اين بلاهت‌های كهن مثلاً اظهارات استاتید تاريخ در دانشگاههای معظم كه “اساتيد وقت خواندن اين همه كتاب ها را ندارند و ناصر پورپیرار کمونیست است

  364. asad@yahoo.com :گفت

    اقای ناصر پورپیرار با ضریب هوش بسیار بالا بزرگترین و صادقترین مورخ در تاریخ خاورمیانه می باشند که در آثار و تحریرهای خود وجود جعل تاریخی بسیار گسترده در مورد سه سلسلۀ هخامنشی، اشکانی و ساسانی را ثابت کرده و ماهیت واقعی آنان را نشان می دهند. ایشان ثابت می کنند که ملت فارس و زبان فارسی نوسازند و ریشه در تاریخ ندارند. به همانخاطر نژاد تراش های غربی با سلطنت طلب ها و پان ایرانست های مزدور که ماموریت در تزریق هویت جعلی به مردم را دارند، بیست و چهار ساعته بطرف آقای ناصر پورپیرار پارس میکنند ماه نور برافشاند، سگ عو، عو کند.

  365. asad@yahoo.com :گفت

    شبکۀ سومكا
    ( فداییان آلمان در ایران )

    در صد سال گذشته احزاب و سازمان های مختلفی بمنظور داشتن یک حکومتی که در مقابل مردم ایران جواب گو باشد، تشکیل شده اند. بنیانگذاران بعضی از این تشکلات مردان بزرگی بودند که از خوشی های خود گذشته و در راه سعادت ملل در ایران پا به میدان مبازره گذاشته و در این راه جان باختند برای نمونه دکتر تقی ارانی، دکتر محمد مصدق، بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین خلق و همچنین بزرگ مردی همچون بیژن جزنی بنیانگذار سازمان چریک های فدایی خلق ایران را میشود نام برد. در کنار این ها مردان بزرگی هم بودند که بدون نام و نشان جان باختند. ولی تشکل های هم بظاهر وطن پرست که توسط قدرت های بزرگ در ایران بوجود امدند که کارشان فقط مزدوری و حفاظت از منافع اربابانشان بود مثل اوباشان پهلوی طلب بعنوان فداییان انگلیس و امریکا و اعضای شبکۀ سومکا برهبری داود منشی زاده بعنوان فداییان آلمان.

    دوکتور داود منشی زاده از دوکتورهای صلواتی در سال 1293 در بندر عباس بدنيا آمد و در سه سالگی همراه خانواده اش به طهران مهاجرت کرد. وی درسال 1939 به آلمان رفت و در آنجا بخدمت حزب نازی آلمان که مزدور استخدام میکرد تا در ایران حافظ منافع آلمانی ها باشند تا در رقابت های امپریالیستی پیشی گیرند، در آمد.
    طبق هدایت اس – اس های آلمان، تمام سعی و کوشش منشی زاده در ایران این بود به مردم بقبولاند که مردم چشم سیاه، موی سیاه و پوست تیره ایران، افغانستان و هندوستان آلمانی نژادند و مثل آلمانی ها چشم آبی، مو طلایی و سفید پوستند و اگر یک ایرانی، افغانی یا هندی در برلین قدم بزند، هیچ کس نمی فهمد که او ایرانی، افغانی، هندی و یا آلمانی است و طبق هدایت نازی ها شعار یکی کردن این کشورهای را می داد که مردم شان هیج شباهتی به آلمانی ها ندارند زیرا در مقایسۀ نژادی رنگ چشم و رنگ مو و رنگ پوست در نظر گرفته می شود و زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود.

    بر اساس هدایت اس- اس های آلمان داود منشی زاده در سال 1329 به ايران برگشت و با همكاری کورش صمدیان شبکۀ سومكا را تاسيس كرد. سومکا مخفف حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران است. اعضاۀ شبکه با عقاید ظاهرآ ناسیونال سوسیالیسمی بود. اعضاۀ در ظاهر بر ضد متفقین اشغالگر فعالیت را آغاز کرد ولی هدف اصلی شبکه بر اساس هدایت اس- اس های آلمان برضد روس ها بود که دشمنی دیرینه با آلمانیها بحساب می آید،

    عضويت در اين شبکه با سوگند ويژه در حاليكه فرد جعبه ای پر از خاك و تریاک خالص ايران را در دست داشت، انجام ميگرفت. ارگان اين شبکه نامۀ سومكا بود و از نویسندگان عمدۀ آن داريوش همايون در وزارت توریستی ایران آنزمان را میشود یاد کرد که بعدها به استخدام ساواک رژیم دست نشاندۀ پهلوی در آمد.

    هر چند که اعضاۀ و طرفداران سومکا بعنوان فداییان آلمان در ایران بر ضد روس ها وارد عمل شدند ولی طولی نکشید که آلمانی ها در جنگ دوم جهانی شکست خوردند و در نتیجه اعضاۀ و طرفداران سر خوردۀ آن، به استخدام سازمان امنیت رژیم دست نشاندۀ پهلوی در آمده و در سرکوب انقلابیون شرکت کردند
    بعد از انقلاب ایران در سال 57 اکثر اعضای شبکۀ سومکا و کسانی دیگر که به پان ایرانیست معروف بودند همراه پهلوی طلب های فراری و سرخورده از کودتای نوژه و صدام حسین؛ به بخدمت سپاه در آمدند که با تشکیل سازمان ساواما در سرکوب مجاهدین، و کمونیستها نقش عمده ای را بازی کرده اند

    خیلی ها بر این باورند که تا این مزدوران ریشه کن نشوند، همانطوریکه ایران در صد سال گذشته در جا زده است، در صد سال آینده هم در جا خواهد زد. تنها راه نجات مردم، آگاه کردن آنها از این اوباشان است

  366. asad@yahoo.com :گفت

    هیچ دقت کرده اید چگونه فارس ها، خصوصآ سلطنت طلب ها که قشر مزدور جامعۀ ایران را تشکیل می دهند، عقب ماندگی فارس ستان را با پارس کردن بطرف ترک ها و عرب ها جبران می کنند.

  367. asad@yahoo.com :گفت

    چقدر جالب است که نام یک قوم در لغت نامۀ همان قوم معنی اهانت آمیز بدهد. در لغت نامۀ دهحدا معنی فارس یعنی سگ آمده است

  368. asad@yahoo.com :گفت

    جریان نژاد آریایی و فارس های مجهول الهویه
    نژاد تراش های غربی با مزدورهای ایرانی و هندی خود شدیدآ تبلیغ میکنند که 3500 سال قبل یک گله بزرگ از مردم سیبری روسی الاصل آمده از ایران رد شده و در شبه قاره هند ( شامل مردم هند، بنگلادش، سریلانگا و پاکستان ) ساکن شده بعد، 2500 سال قبل یک گله بزرگ از همان مردم سیبری روسی الاصل آمده و در جنوب ایران ساکن شده و همۀ آنها از یک نژاد سفید پوست، چشم آبی، و مو طلایی هستند و زبان هندی ها، بنگلادشی ها، سریلانگای ها، پاکستانی ها، فارس ها و کشورهای اروپایی یکی است!!!!

    به دو دلیل زیر این نظریه رد است
    در رابطه با زبان، اگر زبان مردم کشورهای اروپایی، مردم کشورهای شبه قارۀ هند و فارس ها یکی بود آنها می بایست تا اندازه ای زبان همدیگر را می فهمیدند در حالی چنین نیست مثلآ یک بنگلادشی، یک روسی، یک فرانسوی، یک فارس و یا یک هندی چقدر از زبان همدیگر می فهمند جواب هیچی. حتی یک در صد هم نمی فهمند. ولی این مسله در رابطه با زبان عربی و مردم کشورهای عرب که واقعآ از یک نژاد و از یک زبان هستند، فرق می کند. رنگ پوست و رنگ چشم و رنگ موی همۀ عرب ها یکی است و زبان همۀ عرب ها عربی است یک مصری موقع صحبت با یک عراقی هیچ مشکل زبانی ندارد و از قیافۀ انها هم نمی شود فهمید که کدامش عراقی و کدامش مصری است در ثانی فرض بر محال زبان همۀ کشورهای اروپایی، کشورهای شبه قارۀ هند و فارس ها یکی است اصلآ در مقایسۀ نژادی زبان بخاطر اکتسابی بودن در نظر گرفته نمی شود برای مثال مردم پاراگوئه اسپانیایی نیستند ولی به زبان اسپانیایی صحبت می کنند انها ان را از اسپانیایی ها یاد گرفته اند

    دوما اینکه، اگر مردم کشورهای شبه قارۀ هند، فارس ها و اروپایی ها از یک نژادند پس چرا بنگلادشی ها، سریلانکایی ها، هندی ها و فارس ها دارای چشم های سیاه، موهای سیاه و رنگ پوست تیره هستند و هیچ شباهتی به اروپایی های موطلایی، چشم آبی و سفید پوست ندارند؟ در مقایسۀ نژادی همیشه رنگ پوست، رنگ چشم و رنگ مو در نظر گرفته می شود
    ناگفته پیداست که چنین مهاجرتی صورت نگرفته و فارس ها و مردم کشورهای شبه قارۀ هند روسی الاصل نیستند چون اگر بودند، آنها می بایست شبیه اروپایی ها می بودند یعنی چشم آبی، مو طلایی و سفید پوست در حالیکه انها یعنی مردم کشورهای شبه قارۀ هند و فارس ها در جنوب ایران خیلی شبیه به مردم شرق افریقا هستند. در نتیجه به راحتی می شود گفت که فارس ها مجهول الهویه هستند.

  369. mohammad@yahoo.com :گفت

    کرمانی در آلمان

    کرمانی میگفت موقعیکه رسیدم به آلمان، آلمانیه ازم پرسید، کجائی هستی؟
    گفتم، ایرونیم، از شهر کرمون یعنی کرمونیم
    آلمانیه گفت، آقای کیرمی پس تو پرشینی
    گفتم یعنی چه؟ گفت، یعنی شما کیرمی ها و ما آلمانی ها از یه نژادیم دیگه. دو دولت یه ملت. حالا رنگ پوستم سیاه، رنگ چشمام سیاه و رنگ موهایم سیاه ولی آلمانی ها بلوند یعنی سفید پوست، چشم آبی و مو طلایی. اصلآ باهمدیگر جور در نمیایم که از یه نژاد هم باشیم.
    بهر حال، چند روز بعد، یه چندتا دختر نروژی بودند، ازم پرسیدند کجائی هستی؟
    گفتم، من ایرونیم، از شهر کرمون و ما ایرونی ها آلمانی نژادیم.
    نروژی ها از خنده روده بر شدند و گفتند، ما فکر کردیم که شما از شرق آفریقا هستی.
    گفتم نه خود آلمانیه بهم گفت که کیرمی از ماست
    یکی از نروژی ها برگشت، گفت، آلمانی ها برای خر کردن خیلی ها بهشون میگن، آلمانی نژاد. حالا اون ها بهت میگن تو آلمانی نژادی، به عقل خودت نمی رسه که تو هیچ شباهتی به آلمانی ها نداری؟ برو جلوی آئینه یه نگاهی بخودت بیانداز.
    آومدم جلوی آینه بخودم یه نگاهی انداختم، دیدم راس میگه هیچ شباهتی به آلمانی های بلوند ندارم.
    چکار کنم، چکار نکنم، رفتم دوتا لنز آبی رنگ گرفتم، زدم بچشمام و موهای سرم را طلایی رنگ کردم. با خودم میگم دیگه آلمانیم. رفتم بیرون، ناگهان از پشت چند نفر با صدای بلند خندیدند، گفتند، کیرمی
    برگشتم دیدم همان نروژی ها هستند گفتم، دیدی من آلمانی نژادم.
    یکی از اون ها گفت، وجدانآ شبیه کیر بعد از جلق شده ای…….

  370. mohammad@yahoo.com :گفت

    زبان ناقص فارسی و سره نویسان هندی و ایرانی

    زبان فارسی یکی از بی نظم ترین زبانهای دنیا است و از زمان اکبر شاه مغول در هند هرچـه سره نویسان ایرانی لغات معادل و همگنی برای 90% لغات عربی دخیـل در فارسی درست می کند، جامعه خود بخود این لغات گوشخراش، غـیـر معقول، نامأنوس و چندش آور را پس می زند یکی از ضعفهای زبان فارسی نداشتن صیغه، ساختار و نظام اشتقاقی است مثلاً عرب برای اصطلاح خارجی شارژ، بـدون هیچ مشکلی، از مصدر باب تفعیل، یعنی از لغت جدید » تشبیع» استفاده کرد و سریع در تمام ممالک عربی شایع و رایج شد؛ ولی سره نویسان در فرهنگستان پس از سالها که خواستند مصدری مثل » پر کردن!» را بجای » شارژ » بکار برد، جامعه نپذیرفت و باز گفتند » شارژ» ….از زمان اکبر شاه مغول در هند سره نویسان با یـک یا دو پسوند و پیشوند، معادلی برای کلمات خارجی درست میکند؛ اما چون پسوندها و پیشوندها جزوی از اسکلت اصلی زبان نیستند، مانند عمل جراحی قلب پیوندی و… پس میـزنـند و در ذهـن مردم جوش نمیخورند! مـثلاً سالیان سال است که آنها مرتبآ از رساناهای گروهی الفاظ گوشخراش بالا خانه را بجای بالکن، آسمان دره را بجای کهکشان، آسمان غرغره را بجای رعد و برق، آموزگار را به جای معلم، گرمابه را بجای حمام، تلفن همراه را بجای مبائل و بالگرد را بجای هلیکوپتر بکار می برند اما تلـفظ این لغات بخاطر غیر موزیکال و زمخت بودن پس زده می شوند.

  371. mohammad@yahoo.com :گفت

    تاجیک و تاجیکستان

    تلفظ تاجیک در کتاب های قدیمی بصورت تزک آمده است. تزک در زبان ترکی به فضولات حیوانی خشک شده میگویند. ترک ها در ایام قدیم تاجیک ها را تزک خطاب می کردند که این کلمه بعدها بصورت تاجیک در آمده است. کشور فلک زدۀ تاجیکستان فقیرترین کشور در بین 15 کشوری است که از روسیه جدا شده اند و امامعلی رحمانف رئیس همیشه جمهور این کشور فلک زده قبلآ رانندۀ تراکتور در یک مجتمع کشاورزی بود که در سال 1371 با حمایت روس ها رحمان نبی را از قدرت خلع و خودش را رئیس همیشه جمهور تاجیکستان کرد. کشور تاجیکستان بزرگترین صادر کنندۀ عمله و فاحشه به کشورهای همسایه و عربی است و سالانه نزدیک به دوهزار عملۀ تاجیک در روسیه بدست نژاد پرست های روسی کشته می شوند. در بین تاجیک ها طفلی که در روز عید قربان بدنیا می آید، اگر مذکر باشد، اسمش را قربانعلی و اگر مونث باشد، اسمش را قربان گل می نامند

  372. mohammad@yahoo.com :گفت

    چهرۀ اسهال آور ایمان پهلوی

    ایمان پهلوی، دختر رضا پهلوی در آینه یه نگاهی به خودش می اندازه، بعد رو بطرف مادرش می کنه، میگه، مادر تو مرا زائیده ای یا ریده ای؟ آخی این چه قیافه ایست من دارم، هر کی نگاهم می کنه، اسهال می گیره

  373. <